سخنرانی های برنامه یادمان دکتر شهیدی

سخنرانان : دکتر صادق آئینه وند- دکتر نجفقلی حبیبی – علی دهباشی
زمان : ۸/۱۲/۱۳۸۶
مکان : پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی مراسم بزرگداشت زنده یاد سید جعفر شهیدی هشتم اسفند توسط انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی برگزار شد.در ابتدای مراسم فخر السادات محتشمی پور رئیس هیئت مدیره انجمن زنان پژوهشگر تاریخ گزارشی از فعالیتهای سال ۸۶ انجمن ارائه کرد که در آن نشستها، سخنرانی ها، همایشها و فعالیتهای انتشاراتی انجمن در حوزه “زن در تاریخ اسلام” برشمرده شد.
سپس پیام شکوفه شهیدی – دختر مرحوم جعفر شهیدی – به مراسم خوانده شد و بعد از آن دکتر صادق آئینه وند – نویسنده و محقق – به صحبت درباره آثار شهیدی پرداخت.
وی گفت : شهیدی ظاهری داشت که هر کس می توانست تصوری از او داشته باشد. او را استاد دانشگاه و علامه می دانستند که محضر آیات عظام بروجردی و خویی بوده و از اساتید بزرگ دانشگاه تهران تلمذ کرده بود.
شهیدی در بحث تاریخ معاصر یک مفسر بود
وی این امر را یک اتفاق تاریخی دانست و افزود: زمان گاهی به آدم خیانت می کند و گاه خدمت. از جمله خیانتهای زمان به انسان این است که وقتی روزگار – به تعبیر امیرالمومنین – برگشته است کسی ظهور می کند که مردم از او روی برمی گردانند. وجود دکتر شهیدی را از این جهت می توان اتفاقی تاریخی برشمرد. او معتقد بود ایرانیان هر ۲۵ یا ۳۰ سال رنگ عوض می کنند. شهیدی سه نسل را دیده بود و فکر می کرد باید کمکی تاریخی به مردم کرد تا در هویت خود دیگر لغزش نداشته باشند.
این پژوهشگر تاریخ اسلام ادامه داد : باطن او را کسی می شناخت که از نزدیک با وی بوده باشد. وقتی کسی وارد دنیای درونی استاد می شد چیزهایی می دید که خسرانها و نقصانهای خودش را متوجه می شد.
آئینه وند شهیدی را یک مفسر در بحث تاریخ معاصر خواند و افزود: شهیدی نکاتی را در تفسیر تاریخ می گفت که کاش همه آنها مانده باشد. هیچ سیاستمداری بدون دانستن آن اطلاعات نمی تواند بی گدار به آب بزند. او این نکات لازم را می دانست و کاش آنها را پیدا و تدوین کنیم و یا از شاگردانش بخواهیم که آنها را تدوین کنند.
وی تصریح کرد: او به معنای واقعی عابد و زاهد بود. مجسمه زهد بود و من اصلا ذره ای ریا در او نمی دیدم. کسی بود که در کوران تمام حوادث سیاسی ایران و وحدت حوزه و دانشگاه حضور داشت و از این لحاظ ویژگی ممتازی داشت. در سیاست گردنه ها را درنوردیده و سالم بیرون آمده و آلوده نشده بود. به اخلاقیات در عین زندگی در سیاست پایبند بود که این ویژگی از هر خصلت ظاهری بالاتر است. سخت است که در میدان سیاست باشی و آن همه جایزه کتاب و… برده باشی و خود را نباخته باشی.
آئینه وند علم و دانش و زهد و تمسک و شناخت مردم را از دیگر ویژگی های دکتر شهیدی دانست و خاطرنشان کرد: شهیدی در زندگی اش فریب نخورده و چابک عمل کرده بود. نه سواری داده بود و نه بر پشت کسی سوار شده بود. ماهر و چابک و مسلط بود و سه نسل را دیده بود. او تفاوت نسلها را این گونه توصیف می کند که یک سال عمامه از سر روحانیون برمی داشتند و سالی دیگر آنها را برای تبرک سوار اتوبوس می کردند. شهیدی در حوزه های علمیه و دانشگاه طی طریق کرده و در بحران سیاست سالم به درآمده بود. این چنین است که می شود علامه دهر، فخر زمان و استاد شهیدی.
در تاریخ حوزه جهان اسلام جز سه چهار مکتب ندیده ام که یکی از آنها مکتب استاد شهیدی است
وی ادامه داد : بعضی انسانها را تاریخ است که به جایی می رساند – نمونه آن بسیارند – و معمولا مردان سیاست از این زمره اند. اما چهره هایی هستند که کامل و سالم خودشان بالا آمده اند و ۸۰ درصد خودشان بوده و ۲۰ درصد را تاریخ در رشدشان موثر بوده است که شهیدی جزو این دسته بود. او در مقابل تاریخ ایستاد و نقش آفرینی کرد.
نویسنده “دین و فلسفه از نگاه ابن رشد” اضافه کرد : شهیدی در تاریخ صاحب یک مکتب بود که باید همراه با ساز وکارش معرفی شود. مورخ کسی است که برای شناختن کوه یخی تنها به آن قسمتی که از آب بیرون است اکتفا نمی کند و همه وجود آن را تا قعر دریا مورد شناسایی قرار می دهد. مورخ باید عوامل پیچیده، تودرتو و متناقض را کشف کند و تنها به عرف و ظواهر بسنده نکند. اگر کسی این عوامل پیچیده، مترادفات و متناقضات و… را پیدا کرد و سنجید و به آن رسید، صاحب فکر و مکتب است و دیگر یک ناقل سطحی نخواهد بود.
آئینه وند کتابهای دکتر شهیدی را درباره حضرت زهرا (س)، امام سجاد و امام حسین (ع) منطبق با واقع توصیف کرد و گفت: کار او منقح و پیراسته کردن متون و خارج کردن از عرف و سپس به سطح آوردنش بود تا از آن استفاده شود. این جز مکتب و مدرسه نیست. من در تاریخ حوزه جهان اسلام جز سه چهار مکتب ندیده ام که یکی از آنها مکتب استاد شهیدی است. من بخشی از کارها، گفته ها و تجربیات او را به حکمت تاریخ تشبیه می کنم؛ چرا که برخی گفته های او را در سالهای بعد عینا مشاهده و درک می کردیم. او برای این نسل نگران بود و دغدغه حفظ و بقای اسلام را داشت. اهل نمایشگری دینی نبود اما امر خدا را فوری و دقیق انجام می داد. او معتقد بود چون مسئولیتها را خوب تقسیم نکرده و در پاره ای امور دخالت کرده ایم به مشکل برخورده ایم. تعبیر من از او فرهیخته قرن است و چون زمانه خسیس است شاید یک یا چند قرن باید بگذرد تا نظیر او پیدا شود.
شهیدی جزو حلقه اساتید جامع الاطراف دوران خود بود
سپس علی دهباشی مدیر مجله بخارا با بیان اینکه سخن گفتن از شهیدی کاری بسیار دشوار است، گفت: اگرچه در زمان او جشن نامه ارجمندی به افتخار زندگی سراسر وقف ادبیات و فرهنگ ایشان منتشر شد و نیز در این ایام که جامعه فرهنگی زبان فارسی در فقدان او سوگوار است صدها مقاله در تجلیل از شخصیت والای ایشان و نقد و تجلیل آثارشان نوشته شده، با این همه می توان گفت هنوز ما جایگاه واقعی و ارزشهای این گوهر گرانبهای اسمان ادب ایران را نشناخته ایم.
وی اضافه کرد: دکتر شهیدی از نوادر شخصیتهایی بود و شاید از آخرین حلقه استادانی که دست به هر کاری زدند آثار درجه اول خلق شد. او به همراه استادانی چون ملک الشعرا بهار، محمد معین، پروین گنابادی، پرویز ناتل خانلری، ذبیح الله صفا، غلامحسین یوسفی، احمد مهدوی دامغانی، عبدالحسین زرین کوب و چند تن دیگر برکشیده مکتبی از آموزش طلبگی و دانشگاهی در ایران بودند که متاسفانه دیگر آن فضا و حالات و روزگار و اهداف عالی درآموزش از جامعه دانشگاهی ما رخت بربسته است.
وی افزود: آن محیط علمی و دانشگاهی چنین شخصیتهای برجسته ای را تربیت کرد که هر کدامشان ده ها استاد نسل بعد از خود را تربیت کردند. دیگر این شیوه آموزش حداقل در عرصه ادبیات تداوم نیافت و هر کدام از این فرهیختگان که از آسمان ادب ایران رفتند جایگزین نداشتند. بدا به حال نسل ما و نسلهای بعدی که معلوم نیست می خواهند چه کنند.
دهباشی زندگی شهیدی و اقران او را وقف فرهنگ و ادبیات ایران دانست و گفت: او جزو حلقه اساتید جامع الاطراف دوران خود بود. به این معنی که ما شاید ایشان را بیشتر با عمری که بر سر لغت نامه گذاشتند بشناسیم، در صورتی که این یک وجه از زندگی علمی ایشان است. در عرصه تصحیح متون چگونه می شود از کتابهای بسیار مهمی که استادانه توسط او تصحیح شد و اکنون بر صفحات گنجینه ادب فارسی افزوده شده یاد نکرد؛ دره نادری یا کار سترگی که روی دیوان انوری انجام داد.
وی سپس به تاریخچه و زمینه های مولاناپژوهی در ایران به همت اساتیدی چون جلال الدین همایی، بدیع الزمان فروزانفر، صادق گوهرین، عبدالحسین زرین کوب و محمدتقی جعفری و… اشاره و شرحی از اهتمام شهیدی درباره مثنوی ارائه کرد.
سپس دکتر نجفقلی حبیبی صحبت خود را درباره ترجمه شهیدی از نهج البلاغه با اشاره به جنبه های زاهدانه و تعبدانه او آغاز کرد. وی گفت: درباره ترجمه وی از نهج البلاغه باید به فصاحت و بلاغت کار شهیدی اشاره کنم. در معانی بیان، فصاحت رسایی کلمه و بلاغت متناسب سخن گفتن است. از ارزشهای بالای نهج البلاغه این است که مظهر کامل فصاحت و بلاغت است یعنی به لحاظ آهنگ و نگارش در اوج ادب عربی قرار دارد و همه سخنان هم در جایی گفته شده که متناسب با وضع مستمعین است. شهیدی سعی کرد با توجه به تسلطش به تاریخ این مسئله را خوب تشخیص دهد و به لحاظ ترسیم تاریخی و جایگاه سخن آن را برجسته سازد. چون عبارات نهج البلاغه موزون و آهنگین است شهیدی هم سعی کرده در ترجمه خود این ویژگی را رعایت کند. دیگر اینکه چون هنر امام علی (ع) این است که پیچیده ترین مفاهیم را در کوتاه ترین و زیباترین عبارات گفته، ترجمه این گونه جمله ها و یافتن لغات و شیوه مناسب کار سختی است.
حبیبی تصریح کرد: شهیدی بیشتر خواسته تا جنبه های ادبی و فصاحت و بلاغت امیرالمومنین (ع) را در زبان فارسی متجلی کند. ترجمه او به عنوان کتاب سال انتخاب شد و هنوز هم در اوج قرار دارد. کتبی از این جنس می تواند راهگشای تقویت زبان و قوت ترجمه باشد.
وی در پایان نمونه هایی از ترجمه شهیدی را از نهج البلاغه قرائت کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *