دکتر روح الله بهرامي

دکتر روح الله بهرامي به سال 1347ش. در روستاي ظاهروند دهستان دهليلان از توابع شهرستان شيروان ايلام متولد شد . تحصيلات مقدماتي تا متوسطه را به ترتيب در دبستان رضازاده شفق ، مدرسه راهنمايي آيت الله طالقاني و دبيرستان امام خميني اسلام آباد غرب گذراند . در سال 1367ش. در رشته تاريخ دانشگاه شهيد بهشتي تهران پذيرفته شد که با خاتمه اين دوره ، بلافاصله در مقطع کارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس به تحصيلات خود در همان رشته ادامه داد و از پايان نامه خود با عنوان : "تاريخ سياسي و اجتماعي لرستان پشت کوه در عهد فرمانروايي واليان علوي لر در دوره قاجار" دفاع کرد .
مقطع دکتراي تاريخ را نيز طي سال هاي 83 – 1376ش. در دانشگاه تربيت مدرس گذراند و پايان نامه خود را با عنوان : "ريشه هاي سياسي و اجتماعي جنبش هاي کيساني و نقش آنها در زوال خلافت امويان" ارائه داد .
دکتر بهرامي در حين تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد و دکتري ، فعاليت هاي آموزشي را فراموش نکرد . ابتدا در فاصله سال هاي 4 – 1373ش. به تدريس دروس معارف اسلامي ، قرآن و تاريخ در دبيرستان هاي تهران پرداخت و در همين زمان ضمن تدريس در دانشگاه رازي کرمانشاه با گروه معارف آن مرکز آموزشي نيز همکاري داشت . ايشان در سال هاي 82 – 1381ش. در دانشگاه الزهرا و مؤسسه آموزش عالي باقرالعلوم قم به تدريس پرداخت و از سال 1383ش. تا کنون به عنوان عضو هيأت علمي و استاديار گروه تاريخ دانشگاه لرستان مشغول به تدريس است .
اهم آثار چاپ شده  دکتر بهرامي به شرح ذيل است :
الف) کتب:
1. دولت هاي ايران از ميرزا نصر الله خان مشير الدوله تا مير حسين موسوي ، با همکاري آقايان : عليرضا اسماعيلي و علي اکبر علي اکبري بايگي ( تدوين ، تصحيح و تأليف)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1378ش.
2. محمد نخشب – فعاليت هاي سياسي و اجتماعي – مرکز اسناد انقلاب اسلامي ، 1383ش.
3. اسنادي از احزاب سياسي ايران ( 1332ش.– 1320ش.) ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1379ش.
4. اسنادي از حزب ايران و حزب سعادت ملي ايران ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1380ش.
5. اسنادي از آثار باستاني و بناهاي تاريخي ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1380 ش.
6. اسنادي از قيام سي تير ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1382ش.
ب) مقالات:
1- تاريخ نگاري ايراني و هويت ملي ، مجله مطالعات راهبردي ، شمارة 14 ، 1381ش.
2- هويت ملي در انديشة تاريخ نگاران ايراني عربي نويس ، مجلة مطالعات راهبردي ، شمارة 16 ، 1382ش.
3- گفتمان انتقادي در انديشة تاريخ نگاري مسعودي ، مجموعه مقالات دانش تاريخ و تاريخ نگاري در اسلام به اهتمام : حسن حضرتي ، بوستان کتاب ، قم ، 1382ش.
4- نقش نقل و روايت شفاهي در تاريخ نگاري ايران اسلامي ، همان مجموعه.
5- تقويم ، نجوم و گاه شماري در انديشة تاريخ نگاري مسعودي ، مجلة تاريخ اسلام ، شمارة 5 ، 1380ش.
6- نقدي بر خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني ، مجلة پانزده خرداد ، بي نام ، 1377ش.
7- جناحيه و جنبش عبدالله بن معاويه ، با راهنمايي : دکتر سيد هاشم آغاجري ، مجلة تاريخ دانشگاه الزهراء ، شمارة 47 – 46 ، 1383ش.
8- پيمان مواخاه ، مجلة تاريخ اسلام ، ويژة سال پيامبر اعظم ، 1385ش.
9- سياست هاي قومي رضا شاه و قوم لر ، مجلة مطالعات راهبردي – ويژة قوميت و امنيت در جمهوري اسلامي ايران –  1377ش.
10- حسينقلي خان سردار اشرف ابوقداره ، مجلة تحقيقات اسلامي ، بنياد دايره المعارف اسلامي – يادنامة استاد عباس زرياب خويي – 1375ش.
11- آل خورشيد و دولت شيعي صفوي ، مجلة لرستان پژوهش ، شمارة 1 و 2 ، 1377ش.
علاوه بر آن حدود 3 مقالة کوتاه در هفته نامة محلي طليعه در باب تاريخ مناطق غربي کشور ( ايلام ، کرمانشاه و لرستان ) و بيش از 30 کتاب و مقالة کوتاه و مدخل پژوهشي ديگر چاپ شده يا در دست چاپ از تأليفات دکتر بهرامي به شمار مي رود . ايشان همچنين با مؤسسات و مراکز پژوهشي ، اسنادي و برخي نشريات و مجلات علمي پژوهشي – تخصصي از جمله مرکز اسناد انقلاب اسلامي ، مرکز اسناد رياست جمهوري ، مجله پانزده خرداد و مجله طليعه همکاري دارد .
دکتر بهرامي در باب انسان و تاريخ نظراتي دارد که عبارات زير بخشي از ديدگاه هاي ايشان است :
«دانش تاريخ از گسترده ترين معارف بشري است که در پيوند با انسان معنا پيدا مي کند. افعال ، افکار ، تغييرات ، تحولات و تطورات ، حرکت انسان را در کليه زواياي مادي و معنوي مورد بحث و بررسي قرار مي دهد. در واقع تاريخ ، داراي بنيادي دو وجهي است . وجهي از تاريخ که تطور انديشه و حيات فکري و تکاپوهاي ذهني انسان است و وجهي ديگر که تطور و تحول مظاهر مادي و افعال و دستاوردهاي عيني حيات بشري است که از تصميم و ارادة معطوف به عمل انسان ناشي مي شود. البته اين بدان معنا نيست که دانش تاريخ را به صــورت ثنويتي مادي – معنوي گســسته از همديگر تصور کنيم ، بلکه از آن نظر که انســان في نفسه داراي دو بعد نفساني و جسماني ، نظري و عملي ، روحي و غير روحي ، خاکي و اثيري ، آسماني و زميني ، مادي و معنوي و ذهني و عيني است و اين دو بُعد نيز بدون پيوندشان با يکديگر فاقد معني اند . بنابراين ، جهاني را که به نام جهان تاريخ مي سازد به خاطر وضعيت بنيادينش در دو بعد اساسي انساني فوق شکل مي گيرد و در عين حال نمي توان اين دو را از همديگر منفک نمود . لذا تاريخ تجلي اين دو بُعد است که وجود انســان با پيوند اين دو معنا مي يابد و دانش تاريخ با آميختگي اين دو ، معنا پيدا مي کند، البته آميختگي اين دو وجه حالتي ديالکتيکي دارد که همديگر را عرصة تغيير و تحول مي سازند. در واقع همة تاريخ ، تاريخ انســان است. زمــان ، مکــان و طبيعت با همة گريخت ها و گسست هاي آن با انسان معنا مي يابد و فهم و چگونگي اين معنايابي نيز در خود انسان تجلي پيدا مي کند و تاريخ يعني تجليات ناشي از وجود انسان . با اين رويکرد ، تاريخ تجلي معناي تام و تمام انسان است و تاريخ يعني تماميت آنچه که انسان مي فهمد ، مي شناسد و مي سازد » .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *