دكتر محمد حسين منظورالاجداد

دكتر محمد حسين منظورالاجداد از اساتيد و محققان برجسته رشته تاريخ است كه بنا به گفته خودش 3 ساعت پس از درگذشت آيت الله بروجردي متولد شد و در خانواده اي روحاني و فرهنگي پرورش يافت . دبستان را در مدرسه علوي گذراند و از همين مؤسسه به سال 1356به دريافت ديپلم تجربي نائل آمد . پس از آن در رشته دندان پزشكي تحصيلات عالي را ادامه داد ، اما در سال 1362و پس از خاتمه تعطيلي دانشگاه ها – در پي انقلاب فرهنگي – رشته خود را تغيير داد و در دانشگاه مشهد به تحصيل تاريخ پرداخت . كارشناسي ارشد را در دانشگاه تهران گذراند و از پايان نامه خود با عنوان "خاندان انجو" دفاع كرد و هم زمان در سازمان اسناد ملي ايران به كار مشغول شد . در دانشگاه تربيت مدرس نيز مقطع دكتري را با دفاع از پايان نامه اي با عنوان "اماميه در عصر سلجوقيان" با موفقيت به پايان رساند و در حال حاضر نيز در همين دانشگاه به عنوان هيأت علمي به تدريس و تحقيق مشغول است . دكتر منظورالاجداد ‌برخورداري از محضر اساتيد برجسته را از ابتداي تحصيلات مقدماتي اش تا مقطع دكتري عامل مهمي بر تفكرات علمي و آموزه هاي امروزي خود مي داند . اساتيدي چون نيرزاده – مبتكر شيوۀ نوين آموزش الفبا – ، شيخ علي اصغر كرباسچيان  — مدرس اخلاق در مدرسه علوي – ، دكتر عبدالهادي حائري – تاريخ نگار برجسته دانشگاه مشهد – ، دكتر محمد اسماعيل رضواني و ديگر اساتيد بزرگواري كه ابعاد وجودي هر يك از آنها تأثير بسياري بر وي باقي گذاشتند.
پيشينه خانوادگي و تربيتي او موجب شد كه پس از حضور در سازمان اسناد ملي ايران مقالاتي پراكنده در زمينه بهداشت و بهداري تهران دوره ناصري ، اسناد قتل صنيع الدوله ، بدهي عضدالملك به بانك هاي خارجي و مجموعه اسنادي در مورد مدرس منتشر كند كه در ادامۀ اين تحقيقات به گردآوري و تدوين اسناد علما و روحانيون در قالب يك مجموعه تحت نام "مرجعيت در عرصۀ اجتماع و سياست" پرداخت .
دكتر منظورالاجداد آثار چاپي و غير چاپي ديگري نيز دارد كه اسناد يكسان سازي لباس مردان در دورۀ رضاشاه ، اسناد فدائيان اسلام و اسناد لانه جاسوسي آمريكا را مي توان نام برد كه دو اثر اخير به واسطۀ گستردگي تا به امروز منتشر نشده است .
از ديدگاه وي ويژگي تاريخ معاصر به تأثير تحولات تاريخ معاصر بر اوضاع سياسي امروز كه از ساير ادوار تاريخي آشكارتر است و نيز به منابع و مواد بيشتري كه براي پژوهش در اين دوران در دسترس است ، باز مي گردد. هر چند كه نبايد از اين نكته غافل شد كه ريشه هاي بينش فرهنگي و رفتار اجتماعي ما در اعماق تاريخ گذشته است و براي شناسايي آنها چاره اي جز پژوهش در ادوار پيشين تاريخ وجود ندارد .
وي در باره زنان ،‌تاريخ معاصر و تاريخ نگاري هايي كه به زنان توجه كرده اند معتقد است : "از ماجراي شورش بر ضد امتيازنامه رژي به اين سو ، زنان در تحولات سياسي تاريخ معاصر ايران نقش داشته اند . پس از تحولات دورۀ رضاشاه ، زنان حضور گسترده تر در اجتماع يافتند و شاهد حضور بيشتر و نقش بارزتر آنان در انقلاب اسلامي و تحولات پس از آن هستيم
درباره تاريخ نگاري زنان يادآور شد كه "در تاريخ نگاري معاصر به نقش زنان به طورجدي پرداخته نشده است و تاريخ نگاري زن در ايران ضمن كاستي هاي ديگر ، از بي توجهي يا كم توجهي به نقش زنان نيز رنج مي برد . ضمن آن كه همه چيز را نبايد از تاريخ گران خواست و ضرورت تلاش زنان براي فراهم آوردن مصالح و منابع كار تاريخ گران را نيز نبايد از نظر دور داشت ."

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *