شانزدهم مهر ماه، جشن مهرگان

مهرگان از جشن‌های ایرانیان باستان است که آثاری از آن در دوره‌ی اسلامی و نیز در این زمان به‌جاست. شانزدهم مهرماه، نام ایزد مهر را بر خود داشته است و چون در این روز، نام روز و نام ماه یکی می‌شده است، مطابق رسم ایرانیان، آن را جشن می‌گرفته‌اند. در عصر ما به دلیل اصلاح گاه‌شماری و احتساب 31 روز برای شش ماهه‌ی نخستین سال، گاه دهم مهرماه را جایگزین شانزدهم مهرماه کرده‌اند، اگرچه نگارنده بر آن است که این کار دست کم در مورد جشن‌هایی که نام خود را از نام روز و مطابقت آن با ماه گرفته‌اند، جایز نیست. برای نمونه پنجم اسفند روز اسفندگان است به این مناسبت که این روز با نام اسفند در ماه اسفند قرار دارد، اما کسانی آن شش روز گفته‌شده را از آن می‌کاهند و به روز 29 بهمن می‌رسند. ناگفته پیداست که مسمای اسم را به این ترتیب از بین برده‌اند.
از چگونگی این جشن در ایران باستان آگاهی بسیار نداریم، همین قدر می‌دانیم که به دلیل اهمیت ایزد مهر که در ایران دست کم عمری چهار هزار ساله دارد، بی‌شک این جشن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. شاید بتوان گفت که ایزد مهر کهن‌ترین و یا از کهن‌ترین ایزدان ایرانی است. به عبارت دیگر پیش از آن که زرتشت آیین بهی را بیاورد و اهورامزدا، ایزد خرد را جاشنین ایزدان ایرانی کند، آیین مهر در اندیشه‌ی ایرانیان ریشه‌ای ژرف دوانده بوده است. از این روست شاید که ایرانیان پس از آن نیز که به آیین زرتشت گرویدند، باز باورهای مهری را از دست ننهادند و شکل‌هایی از آن آیین را همراه نمادهایش در دل آیین زرتشت جای دادند.
آمده است که نام مهر از ریشه‌ی “می” آریایی است که به معنای “دوست و دوستی” آمده است، همچنان که اکنون نیز در فارسی مهر نام دیگری برای عشق و محبت است. ریشه‌ی دیگری که برای آن یافته‌اند ریشه‌ی “میذ” است که واژه‌های فارسی “میان و میدان” را از آن داریم و به معنای درمیان بودن و میانجی گری کردن است. از ریشه که بگذریم مهر، ایزد پیمان و راستی و ایزد جنگ و جنگاوری است. بی‌شک از آیین‌هایی که در روز مهرگان برگزار می‌کرده‌اند، آیین قربانی کردن بوده است چه می‌دانیم که در آیین مهری گاوی قربانی می‌شده است. محمد مقدم آورده است که نام کرپن که در گاهان زرتشت نیز آمده است و نام پرستاران مهر بوده که دست به قربانی کردن گاو نیز می‌زده اند همان است که واژه‌ی “قربان” از آن به جا مانده است. چنان که از سروده‌های زرتشت در گاهان درمی‌یابیم، به ویژه همین آیین قربانی کردن بوده است که پیامبر ایرانی را بر آن داشته است تا مقابل آیین مهری بلند شود و در کتابش نامی از هیچ ایزدی جز اهورامزدا نیاورد.
روایت‌هایی در مورد تولد مهر(که ایرانیان شب یلدا را به آن مناسبت جشن می‌گیرند) وجود دارد. در این روایت‌ها آمده است که مادر مهر که همانا ناهید یا آناهیتاست، از دریاچه‌ای که شاید همان هامون سیستان باشد، بار می‌گیرد و مهر از او زاده می‌شود. این داستان شباهت‌هایی به داستان آمدن سوشیانس در پایان هزاره‌های دوازده گانه‌ی زرتشتی دارد. به این دلیل و یا به هر دلیل دیگر، مهر ارتباط انکارناپذیری با آب دارد. از این است که برخی نمادهای مهری نیز در ارتباط با آب و روایت تولد او به وجود آمده‌اند. مروارید یکی از این نمادهاست. در پیکره‌هایی که از مهر، در خارج از ایران، به جای مانده است، مروارید آشکارا جایگاه ویژه‌ای دارد. مروارید خود از صدف به وجود می‌آید که آن نیز در آب است. گل نیلوفر نیز که در آب است از دیگر نمادهای مهر است. در طاق بستان کرمانشاه پیکر مهر که تشعشع خورشید را بر سر دارد، بر گل نیلوفر قرار گرفته است. خورشید و پرتوهای آن نیز از نمادهای آشکار مهری است که هنوز در ایران از اهمیت برخوردار است. چلیپا یا صلیب نیز که هم‌اکنون همه آن را از نمادهای مسیحیت می‌شمارند، نمادی مهری است که نشان از چهار گوشه‌ی جهان و یا چهار جهت دارد، که شاید بی‌ارتباط به خورشید نباشد.
در مورد مهر می‌توان به انبوهی از دانسته‌ها اشاره کرد که وام‌گیری مسیحیت از آن جزو داستان‌های شنیدنی آن است، اما در این یادداشت جای آن همه نیست. تنها باید گفت که به نظر می‌رسد همان گونه که نمادهای مهر در زندگی روزانه‌ی ایرانیان همه جا هست، همان گونه که نام آن در بخش‌هایی از نام فرزندان ایرانیان به جاست و همان گونه که در اشعار شعرا و نوشته‌های بزرگان ایران از این ایزد و آیین‌های مربوط به او یاد شده است، همان گونه نیزدر میان ایرانیان، مفاهیم معنوی برآمده از کیش مهر به ویژه مسئله‌ی پیمان و ماندن بر سر آن مفاهیمی آشنا و احترام برانگیزاست.
سیما سلطانی
پژوهشگر تاریخ ایران باستان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *