زن در اساطير ايران

آزيتا يوسفي
واژه اسطوره در زبان فارسي واژه اي بر گرفته از زبان عربي است «الاسطوره» و «الاسطيره» در زبان عربي ، به معناي روايت و حديثي است که اصلي ندارد.
در واقع اسظوره کلمه اي معرب است که از واژه يوناني هيستور يا به معني «جستجو ، آگاهي و داستان» گرفته شده است. براي بيان مفهوم اسطوره در زبانهاي اروپايي از بازمانده واژه يوناني «ميتوس» به معني «شرح ، خبر و قصه» استفاده شده است. در فهم عامه و برخي از فرهنگها ، اسطوره معني آنچه خيالي و غير واقعي است و جنبه افسانه اي محض دارد» يافته است، اسطوره را بايد داستان و سرگذشتي «مينوي» دانست که معمولاً اصل آن معلوم نيست و شرح عمل، عقيده نهاد يا پديده اي طبيعي است به صورت فراسويي که دست کم بخشي از آن سنت ها و روايت ها گرفته شده با آيين ها و عقايد ديني پيوندي ناگسستني دارد.
در ايران باستان در دوره کمون اوليه دوره اي که با دوره مادر شاهي يا به عبارتي مادر سالاري معروف گشته است. اگر چه اين دوره مدت کوتاهي به طول انجاميده اما آثار و نتايج آن در طول تاريخ باقي است، ما در ايران باستان در ميان رب النوع ها ، الهه هايي را مي بينيم که به صورت ايزد بانو خود نمايي کرده و تا زماني که تاريخ وجود دارد در ميان کتيبه ها و نقش برجسته ها و اشياء و سفالينه هاي باقي مانده همچنان مي درخشد.
در دوره مادر شاهي فعاليت کشاورزي و ساير اعمال مهم اقتصادي به همت زنان صورت مي گرفت، به همين مناسبت مردم آن روزگار براي زنان ارزش و مقام بزرگي قائل بودند و آنها را مظهر نعمت و فراواني مي خواندند و قوام و دوام اجتماع را به وجود آنان موقوف مي دانستند . ارزش اقتصادي زنان سبب شده بود که رياست اقوام و قبايل با آنان باشد. از مختصات اين دوره يکي اينکه فرزندان فقط در کلان مادران وارد مي شدند و فقط از او فرمانبرداري داشتند و شوهرها نيز در قبيله مادران وارد مي شدند و از بانوي قبيله پيروي مي نمودند.
احتمالاً دوره مادرشاهي يا عبارتي زن سالاري قبل از روي کار آمدن مادها بوده است به عبارت ديگر قوم ماد در قرن دهم قبل از ميلاد در آذربايجان و کردستان سکني داشتند. در حاليکه سلطنت ماد از قرون هفتم قبل از ميلاد پي افکنده شد؛ آن طور که از نقش برجسته آشوري نينوا مربوط به قرن هفتم ميلادي برمي آيد ، زنان در فعاليت اقتصادي دوشادوش مردان شرکت داشتند و زنان نيز حمل قسمتي از مايحتاج زندگي را بر عهده گرفته بودند که بعدها با آمدن دوران پدر شاهي و پيدايش بردگي و وجود نظام برده داري ، زن را نيز از مقام اول اجتماعي خود که در نظام مادرشاهي داشت به مقام دوم تنزل داد.
نکته جالب ديگر اين است که خانم شينودا بولن روانشناس آمريکايي عقيده دارد که هر زني قهرمان اصلي زندگي خويش است و نيروهاي مقتدر درون ، يا کهن نمونه ها، علت اصلي تفاوتهاي شخصيتي ميان زنانند. در واقع ايشان عقيده دارند که شناخت «خدا بانوان موجب درک زنان از خود و روابطشان با مردان و زنان ديگر ، والدين و فرزندان مي شود اين الگوهاي رفتاري «خدا بانوان » همچنان وسيله فهم انگيزه ها و حتي اجبارهاي دروني ، اضطرابها و رضايت منديهاي زن را فراهم مي سازد».
«خدا بانوان » نيروهاي مقتدر و نامرئي اند که رفتار و عواطف زنان را شکل مي دهند. هر زني از موهبت هاي « خدا بانو» نيروهاي مقتدر و نامرئي اند که رفتار و عواطف زنان را شکل مي دهند. هر زني از موهبت هاي «خدا بانو » داده برخوردار است که بايد آنها را بشناسد و سپاسگزارانه پذيرايشان باشد.
در ادامه بحث مربوط مادرشاهي يا مادر سالاري بايد ذکر شود که نظام اصلي اجتماعي در برهه اي از تاريخ باستان بر اقتدار شماري از ملکه ها استوار بوده که هر يک صاحب سه طايفه يا بيش تر بود. هر ملکه مادر به اتفاق مهستان زنان فرمانروايي مي کرد؛ اصل و نسب و توارث از آن زنان بود و هر طايفه اي ايزد مربوط به خود را داشت. عده اي از اقوام معتقد بودند که جهان زاده ايزد بانوي قدرتمند «ماه » است و هم او بود که به آدميان در هنگام زاده شدن، به واسطه ي پرتاب پرتو ماه ، روح بخشيد.

اسپندارمد ، اسفندارمد ، سپندارمد (سپنته ارمئيتي) :
به معني اخلاص و بردباري مقدس است. سپندارمد با نمادي زنانه، دختر اورمزد به شمار مي آيد و در انجمن آسماني در دست چپ او مي نشيند، چون ايزد بانوي زمين است و به چهارپايان چراگاه مي بخشد.
خرداد (هئورتات)
به معني تماميت ، کليت و کمال است و مظهري است از نجات براي افراد بشر. آب را حمايت مي کند و در اين جهان ، شادابي گياهان مظهر اوست. اين امشاسپند مونث است.
امرداد (امرتات)
به معني بي مرگي است و تجلي ديگري از رستگاري و جاوداني با گياه و پژمرده نشدن آن ارتباط دارد و نماينده رويش و زندگي است.
ناهيد ، اناهيد (اردوي سوره آناهيتا)
ايزد بانويي با شخصيتي بسيار برجسته که جاي مهمي در آيينهاي ايران باستان به خود اختصاص مي دهد و قدمت ستايش او به دوره هاي بسيار پيشين و حتي به زمان پيش از زرتشت مي رسد اردوي به معني رطوبت در آغاز، نام رودخانه مقدسي بوده است و به پيروي از اصل شناخته شده اي در اساطير ، نام رودخانه ، شخصيت خدايي پيدا کرده است.
سوره يا سورا بخش ديگر نام اردوي سوره آناهيتا معني نيرومند و پرزور دارد و آناهيتا پاکي وبي آلايشي معني مي دهد. اين ايزد بانو با صفات نيرومندي، زيبايي و خردمندي به صورت الهه عشق و باروري نيز در مي آيد. زيرا چشمه حيات از وجود او مي جوشد و بدينگونه «مادر خدا » نيز مي شود.
تنديسهاي باروري را که به الهه مادر موسومند و نمونه هايي از آن در تپه سراب کرمانشاه و با قدمتي در حدود (نه هزار سال ق. م) و در کاوشهاي ناحيه شوش به دست آمده است تجسمي از اين ايزد بانو مي دانند. او همتاي ايراني آفروديت ، الهه عشاق و زيبايي در يونان و ايشتر الهه بابلي ، به شمار مي رود.
اشي يا ارد (اهريشونگ)
به معني«اشي خوب » ايزد بانويي است که نماد توانگري و بخشش است او را دختر اومزد و سپندارمد به شمار آورده اند که پيشرفت و آسايش به خانه ها مي برد و خرد و خواسته مي بخشد.
دين (دئنا)
ايزد بانويي که مظهر وجدان است و به آدميان نيرو مي دهد که راه اهورايي را برگزينند او را دختر اورمزد و سپندار مد و خواهر ايزد ايزداشي به شمار آورده اند. نقش اساسي اوبرپل چينود است. زماني که روان، داوري انجامين خود را در حضور مهر مي گذارند و پاي بر پل چينود مي گذارد که حد فاصل گيتي و مينوست، اگر نيکوکار باشد، گذرگاه براي او پهن و گسترده مي شود و در اولين گام که پيش مي گذارد، بانوي زيبايي که زيباتر از او کس نديده است همراه با نسيمي خوشبو به پيشواز او مي آيد.
ماه
ايزد بانويي است که با ماه و روان گاو چهار پايان ارتباط دارد که در اسطوره ها آمده است که با ايزد آسمان ازدواج کرده است.
چيستا
ايزد بانويي که نماد دانش و آگاهي و فرزانگي است. غالباً با ايزد بانوي دين با هم ذکر مي شوند او راه راست را نشان مي دهد.
همچنين در ايران باستان ايزد بانوي ديگري هم وجود داشت که ذکر آن در اين مقاله داراي اهميت است. الهه مادر يا الهه آسيايي که از آسيايي صغير تا شوش مورد پرستش؛ ممکن است اين الهه کهن ، که مظهر آباداني و بارداري بود، بعدها به صورت الهه «اشي» خواهر خداي«سروش » درآمده باشد. ماهي و انار از مظاهر اين الهه است. گاهي هم اين الهه همراه با شيرها يا بزکوهي است که از مظاهر اوست.
در گذشته زناني که مي خواستند باردار شوند، براي اين الهه نذر مي کردند و پس از انجام آرزوهايشان يا پيش از آن، تصوير آن الهه را در حالي که نوزادي را به دنيا مي آورد روي ميله اي که به صفحه مدوري منتهي مي گردد نصب کرده و در عبادتگان قرار مي دادند و به اين ترتيب نذر خود را ادا مي کردند.
در واقع واژه « ناناي» که بعدها به صورت «ننه » درآمده است برگرفته از اين ايزد بانو مي باشد. همچنين گذاشتن اسامي پل دختر يا بي بي شهربانو هم بي ارتباط به ايزاد بانوان اساطيري ايران نمي باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *