جايگاه زن از ديدگاه خواجه نظام الملک طوسي

حسن شادپور
براي فراگيري تاريخ هر سرزميني بايد آن را به دوره هاي مختلف تقسيم کرد که اين قاعده در ارتباط با تاريخ ايران نيز صادق است در ارتباط با تقسيم بندي تاريخ ايران نيز ديدگاههاي مختلف وجود دارد که براي جلوگيري از اطاله کلام به همه موارد آن نمي پردازيم يکي از اين ديدگاهها معتقد است تاريخ ايران به دو دوره قبل و بعد از اسلام تقسيم مي شود. سلسله سلجوقيان که بحث مورد نظر اين مقاله مي باشد در اين دوره جاي مي گيرد از حکومتهاي ايران بعد از اسلام مي باشد.
براي دوره سلجوقيان نيز به جهت عملکرد دولتمردان سلجوقي اعم از پادشاه و وزيران و اوضاع سياسي و اجتماعي کشور تقسيماتي بايد قائل شد.
لذا اختصاصا دوره مورد توجه اين مقاله دوران حاکميت ملکشاه سلجوقي و وزارت خواجه نظام الملک طوسي مي باشد. ايشان از معروفترين وزراي دربار سلجوقي مي باشد که ديدگاه ها و نظرات وي در بسياري از موارد قابل تأمل و بررسي مي باشد. از جمله مباحث قابل تأمل در ديدگاههاي خواجه نظام نظرات وي در ارتباط با زنان مي باشد که به جهت اهميت آن بخشي از سياستنامه به اين موضوع پراخته که در اين مقاله بسيار خلاصه به آن اشاره شده است.
نقش خواجه نظام الملک در دستگاه حکومت سلجوقي و خلافت عباسي
دوره پادشاهي آلب ارسلان و ملکشاه اوج قدرت امپراتوري سلجوقي محسوب مي شود اين دوره سي ساله را اين اثير به حق “الدوله نظاميه” و يا به عبارت ديگر عصر وزير بزرگ نظام المک ناميده است.
عوفي بخارايي درباره وي مي نويسد: “اتفاق جمهور فضلا و اجماع زمره عقلاست که نظام الملک واسطه عقد دولت و دره قلاده سلطنت آل سلجوق بود.
خواجه نظام الملک به همان اندازه که در راه اعتلا و شوکت سلسله سلجوقي کوشيد در دوام و بقاي خلافت عباسي نيز سهمي به سزا داشت وي يک رجل مذهبي متعصب بود و اطاعت روحاني او از خليفه بغداد آب رفته را به جوي خلافت عباسي باز گردانيد و نيمه جان خلافت را حياتي تازه بخشيد و پيوسته کوشيد تا بين شاهان سلجوقي و خلفاي عباسي معاصر ايشان روابط حسن برقرار باشد.
دستاوردهاي اين ديوانسالار برجسته ايران را در اين مدت مي توان تحت سه عنوان ذکر کرد نخست، ايجاد سپاه منظم و ثابت که هم اعضاي سرکش و آشوبگر خاندان سلجوقي را سرکوب کند و هم پاسخگوي انگيزه توسعه طلبي سلاطين سلجوقي باشد. دوم سازماندهي ديوانسالاري که در آن سنت اداري ايراني – اسلامي به بهترين وجه به کار گرفته شود و بالاخره احياي مذهب سنت در ايران غربي و عراق از طريق احداث نهادهاي آموزشي.
سياستنامه آباداني کشور را از عمده وظايف سلطان بر مي شمارد و اين امر با توجه به خرابي هاي حاصل از دوره توسعه طلبي ضروري مي نمود.
در رابطه با امور کشوري، نظام الملک براي جاري ساختن سياست هاي خويش حکمراني شهرها و ايالت هاي کليدي نظير مرو، بلخ، خوارزم و ري و نيز مشاغل مهم ديواني را به هر يک از دوازده پسر و يا دامادهايش مي سپرد.
در اين ميان زنان نيز در برخي از مقاطع در شخصيت سلطان نفوذ زيادي داشتند طبق گفته ابن جوزي، زن طغرل بيک که در سال 452هـ.. در زنجان فوت کرد و در ري مدفون شد عاقله زني بود که طغرل اکثر کارهاي خود را به دست او مي سپرد. ترکان خاتون پس از مرگ همسرش ملک شاه نقش بسيار مهمي در مبارزه با جانشيني ايفا کرد. بعضي از زنان سلطان داراي ديوان مخصوص و وزير بودند و زنان پر جرأتي به شمار مي رفتند. چنين مي نمايد که داشتن املاک شخصي براي زنان سلطان يک مسأله عادي بوده باشد. سميرم قسمتي از مستمري گوهر خاتون زن محمد بن ملکشاه را تشکيل مي داد. موارد ديگري نيز وجود دارد که سلطان به زنان سلجوقي و نيز زناني که با خانواده سلجوقيان پيوند زناشويي مي بستند اقطاعاتي واگذار کرده است. مثلاً وقتي که طغرل بيک در سال 454ق. با دختر خليفه ازدواج کرد بعقوبا و تمام آنچه را که از همسر متوفي خود در عراق داشت به او بخشيد.
پيوندهاي زناشويي نقش بسيار مهمي در سياست سلجوقيان داشت. علاوه بر پيوند زناشويي با خلفا، بين سلجوقيان و اعضاي خانواده حاکمه ديگر نظير عقيلي ها، آل بويه، کاکويه، مزيديها و ديگران نيز پيوند زناشويي برقرار بود. مي توان نتيجه گرفت که به علت نفوذ بيش از حد حرمسرا و زنان در شخص سلطان نفوذ خواجه نظام الملک نيز نسبت به اين طبقه فزوني داشت. در اين ميان بيشترين تضاد ميان ترکان خاتون و خواجه نظام الملک مي باشد. هنگامي که وزير در سياست نامه نفوذ بدخواهانه زنان در دربار را نکوهش مي کرده و از زيان تدبير کردن پادشاهان با زنان و از حساسيت آنان در برابر تلقينات خادمان و خواجگانشان سخن مي گفته بي گمان ترکان خاتون را در نظر خويش داشت.
ديدگاه خواجه نظام الملک نسبت به جايگاه زن در عصر سلجوقي بر اساس سياستنامه
چنانکه از ديباچه کتاب که به احتمال زياد پس از نوشته شدن متن آن تحرير شده است مي توان دريافت خواجه نظام الملک به اشاره ملکشاه و درخواست او به نوشتن کتاب شروع کرده است.
ديدگاه و نظرات خواجه پيرامون زنان (اهل ستر) و جايگاه آنها در دربار سلجوقيان را مي توانيم در فصل چهل و چهارم سياست نامه بيابيم.
در اين بخش نفوذ زنان و دخالت ايشان در امور مملکتي را براي دولت و مملکت منشاء خطر و آفت مي داند. زن در نظر سلجوقيان بيابان نشين مقامي والا داشت، از اين جهت فصلي از سياست نامه را به “اهل ستر و نگاهداشتن مرتبت سران سپاه و زيردستان” اختصاص داد.
با مطالعه اين فصل ديدگاه خواجه نظام الملک را مي توان نسبت به جايگاه و حقوق زنان در جامعه دريافت. عمده ترين نکته اي که در اين رابطه مي توان گفت اين است که مقام و جايگاه زن فروتر از مردان است البته اين ديدگاه با توجه به بافت جامعه و اهميتي که بر نيروي نظامي در جامعه سلجوقي داده مي شد طبيعي است. خواجه نظام الملک در اين رابطه مي نويسد: نبايد که زيردستان پادشاه زبردست شوند که در آن خلل هاي بزرگ تولد کند و پادشاهي بي فر و شکوه ماند خاصه زنان که ايشان اهل سترند از سوي ديگر خواجه نظام الملک زنان را از لحاظ عقلي پايين تر از مردان مي داند در اينجا بايد متذکر شد که در ادامه مطلب خواجه اين تدبير را از ديدگاه تدبير مُدُن مي داند نه تدبير منزل زيرا که وي اعتقاد دارد که زنان در مسائل مملکتي نمي توانند همانند مردان با تدبير عمل کنند ولي در اداره منزل و پيشبرد آن سهم عمده را زنان به دوش دارند.
به طور کلي خواجه نظام الملک نسبت به فعاليت زنان در بيرون از حريم خانواده به خصوص در مسائل مهم حکومتي مخالف بوده و علت مخالفت خود را در اثر خود سياستنامه چنين ذکر کرده است.
1- پوشش و حجاب زنان، که با ماندن در حريم خانه اين پوشش حفظ مي شود.
2- به کار نگرفتن تدبير و تقل در حل مسائل عادي و مهم جامعه
3- رسالت و وظيفه اصلي آنها تولد و ازدياد نسل است.
4- اصالت و شخصيت آنها حفظ مي شود.
5- تحت تأثير سخنان ديگران قرار گرفته و بر اساس احساسات تصميم مي گيرند.
6- حشمت و شوکت پادشاه از بين مي رود.
7- در امور مملکتي خلل وارد شده و سبب اتلاف سرمايه و وقت مي شود.
8- فساد در ارکان حکومتي رخنه مي کند.
فرجام سخن
خواجه نظام الملک به عنوان سياستمداري که به مدت سي سال وزارت دو تن از پادشاهان سلجوقي يعني آلب ارسلان و ملکشاه را به عهده داشت و دولت سلجوقي را به اوج شکوه و قدرت رسانيد به طوري که در تاريخ ايران بعد از اسلام تا آن زمان نمونه اي را براي آن نمي توان يافت و به عنوان شخصيتي که انديشه هاي سياسي وي تأثيرات فراواني در جامعه آن زمان به جا گذاشت و سبب تحول بزرگي در جامعه عصر سلجوقي شد لذا در سطور پيشين سعي شد تا انديشه هاي وي پيرامون جايگاه زن در عصر سلجوقي با تکيه بر کتاب سياستنامه مورد بررسي قرار گيرد.
قضاوتي که خواجه نظام الملک نسبت به زنان و اهل ستر انجام داده را با توجه به اوضاع سياسي – اجتماعي و فرهنگي آن زمان بايد مورد بررسي قرار داد.
خواجه با توجه به شواهدي که دال بر دخالت زنان در مسائل حکومتي در گذشته بوده است و به ويژه نفوذ و دخالت ترکان خاتون زوجه ملکشاه در مسائل حکومتي به اين نتيجه رسيده است که دخالت زنان در مسائل حکومتي چيزي جز اتلاف وقت و سرمايه نيست اما آيا تمام اين اوصاف خواجه از تأثيراتي که زن مي تواند در تدبير منزل و حتي در پيدايش نسل آينده داشته باشد را ناديده نگرفته و آن را تأييد مي کند. اما ديدگاه منفي خواجه نسبت به زنان را مي توان از چند بعد مورد بررسي قرار داد و سپس به نتايج خوبي دست يافت.
1- خواجه نظام الملک در استناد به شواهد گذشته فقط به نقش منفي زنان در امور پرداخته و جنبه هاي مثبت آن را به هيچ عنوان مد نظر قرار نداده است.
2- جو حاکم و موجود در جامعه به ويژه جامعه آن زمان ايران چنين مسئله اي را تبليغ مي کرد که مرد به عنوان قدرت برتر و کسي که قدرت در دست اوست نشان داده شود.
3- نفوذ و دخالت هاي بي مورد ترکان خاتون و توطئه چيني هاي وي و زنان درباري و نتيجه آن تضعيف حکومت سلجوقي و رواج توطئه در دربار مزيد بر اين علت و موجب اين استنباط خواجه گرديد.
منابع و مآخذ در آرشيو دفتر انجمن موجود مي باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *