بيعت زنان با پيامبر (ص)

دکتر شهلا بختياري
مشارکت سياسي در دوران پيامبر (ص) مسلمانان را متعهد به اعلام التزام و تقيد رسمي مي نمود . کسي که مسلمان مي شد از طريق بيعت با پيامبر (ص) اين التزام را آشکارا به عهده مي گرفت .
بيعت زنان با پيامبر (ص) حرکتي در تاريخ اسلام و سيره سياسي ايشان است که نيازمند بررسي است . با نگاهي به منابع کهن مي توان ميان اسلام آوردن و بيعت کردن آنها رابطه اي يافت . اين نوشته درصدد يافتن رابطه فوق و ارتباط آن با منزلت اجتماعي زنان بيعت کننده است .
با بررسي سيره پيامبر (ص) و تاريخ اسلام مي توان تعدادي از زنان را همچون مردان از پيشگامان گروش به اسلام به شمار آورد . با اين وجود ، ارائه آمار دقيق امکان پذير نيست ، زيرا متن يا متوني که اطلاعات دقيق ارائه دهند در دست نيست و اين مشکلي است که نويسندگان مسلمان حتي در دوره کهن با آن مواجه بودند .
بيعت زنان مکي
نخستين پرسش آن است که بيعت زنان با پيامبر(ص) چه زماني انجام شده است ؟ در متون تاريخي ، نخستين گزارش رسمي از بيعت زنان در نشست و پيمان عقبه دوم آمده است که دو زن به همراه بيش از هفتاد مرد با پيامبر (ص) بيعت کردند ، امّا پيش از آن در دوران دعوت مکي به طور طبيعي زنان و مرداني از مسأله دعوت به اسلام آگاه شده بودند و افرادي نيز با پذيرفتن اسلام جذب اين دعوت شدند . لذا در نخستين برخورد با داده هاي منابع ، اين پرسش پيش مي آيد که آيا بايد در دوران مکي نيز از بيعت زنان با پيامبر (ص) سراغ گرفت و يا اينکه به دليل شرايط متفاوت مکه و مدينه در برخورد با اسلام و نيز حوزه و شرايط متفاوتي که در مدينه فراهم شده بود ، بيعت از مباحث مرتبط با دوران مدني است ؟
برخي معتقدند که پيامبر (ص) در دوران مکي صرفاً به پذيرش اسلام و ذکر شهادتين اکتفا مي کرد و گروه هايي ايمان در اين مرحله را با گفتن شهادتين کامل مي دانند ، زيرا اهم وظايف و نزول احکام در دوران مدني بوده است . اگر بنا باشد نظريه فوق پذيرفته شود ، پس انتظار اعلام التزام افراد از طريق بيعت کردن بي معني خواهد بود . در حالي که منابع به خلاف اين امر اشاره دارد . نگاهي به شرح حال زنان مسلمان مکي تقيد به بيعت را نشان مي دهد . به اين ترتيب به نظر مي رسد که در مکه نيز بيعت امري مهم تلقي مي شد و در شرح حال زنان مسلمان مکي واژه بيعت با رسول خدا (ص) آمده است . با توجه به وجود بيعت زنان در دوران مکي و بر حسب شرايط و اوضاع و احوال مسلمانان در مکه ، بيعت زنان مکي در چند مرحله قابل مطالعه و بررسي است که مرحله نخستين آن يعني از آغاز دعوت تا مهاجرت پيامبر (ص) به يثرب مورد توجه مقاله حاضر است .
دوران دعوت مکي حدود سيزده سال طول کشيد . در بررسي بيعت زنان در اين مقطع روند يکنواختي ديده نمي شود و در مقاطعي شدت يا ضعف بر روند کلي جريان غلبه دارد . لذا با توجه به تعداد و حضور جمعي زنان مسلمان و بيعت کننده مي توان امواجي در همه دوره هاي دعوت مکي و حتي پس از دوره هاي مدني قائل شد .
به اقرار همه مورخان و شرح حال نويسان ، خديجه از قريش نخستين زن مسلمان است ، اما در شرح حال وي از بيعت او سخني گفته نشده است . در مورد دختران پيامبر ، رقيه و ام کلثوم نيز روايت شده است که همزمان با مادر خود مسلمان شدند .
به نظر مي رسد در اين مرحله ، پيامبر (ص) در مقطعي خاص با اين زنان بيعت نمود . زيرا ابن سعد نوشته است : «آنان – دختران پيامبر – نيز به هنگام بيعت زنان با پيامبر بيعت کردند.»
روشن نيست بيعت پيامبر با زنان در اين مقطع کجا و چگونه بوده است ، اما به نظر مي رسد با توجه به ترتيب و توالي قيدهاي به کار رفته توسط ابن سعد «اسلمت ، بايعت و هاجرت» در مورد زنان مکي و به ويژه دختران پيامبر پس از فتح مکه منتفي است و مورخان و شرح حال نويسان به طور مشخص از تعدادي زن بيعت کننده پس از فتح مکه نام برده اند . علاوه بر آن رقيه دختر پيامبر همزمان نبرد بدر و ام کلثوم در سال نهم هجري درگذشتند و هر دو از مهاجران به مدينه بودند و هيچ روايتي در منابع دال بر حضور ام کلثوم همراه پيامبر (ص) در فتح مکه و همراه سپاه مسلمانان وجود ندارد .
پس از زنان فوق ، از زنان قديم الاسلام سخن به ميان آمده است که قيد اسلام و بيعت آنان پيش از ورود پيامبر (ص) به خانه ارقم بوده است که از آن جمله اند : فاطمه بنت اسد همسر ابوطالب ، سوده دختر زمعه و اسماء دختر عميس و خواهرش سلمي .
در اين مقطع ، اسلام پذيري با بيعت همراه بوده است که هم شکل گروهي بيعت و هم شکل فردي آن قابل انتظار است .
پاسخ به اين پرسش که مفاد بيعت در اين مقطع چه بوده است و پيامبر با چه شرايطي بيعت را انجام مي داد ، چندان آسان نيست . زيرا منابع هيچ اطلاعي در مورد شرايط آن ارائه نداده اند .
با اين حال در منابع و شرح حال ها قيد بيعت بلافاصله پس از اسلام آوردن آمده است و مي توان آن را به اعلام تقيد و التزام به پيامبر(ص) تعبير کرد که شرط تکميل کننده اسلام آوردن بود و نيز مي توان آن را سوگندي مبني بر عدم پيمان شکني تلقي نمود .
در اين مقطع ، از نظر منزلت اجتماعي ، تعدادي از زنان از جمله خديجه ، دختران پيامبر ، خواهرزاده خديجه و دخترانش و فاطمه بنت اسد از منسوبان به پيامبر (ص) و نزديکان ايشان بودند . به جز ام کلثوم دختر عقبة ابن ابي معيط ، سهله و ام کلثوم دختر سهيل بن عمرو که از بني اميه بودند ، ديگران از قبايل بني اسد ، بني عدي ، موالي بني عبدالدار و خزاعه بودند که نشان مي دهد در موج اول بيعت زنان با پيامبر قبايل متوسط و افراد طبقات پايين يا موالي بر ديگران غلبه داشته اند . عامل تأييد کننده اين فرض آن است که بسياري از زنان اين دسته در مهاجرت به حبشه شرکت داشته اند .
يک نمونه منحصر به فرد در اين مقطع باقي است که شفا دختر عبدالله بن عبد شمس است . در مورد مسلمان شدن وي گفته شده است که «اسلمت قديماً قبل الهجرة» . عبارت بالا دلالت ديگري نيز دارد و آن دامنه دار بودن بيعت زنان پيش و پس از هجرت پيامبر (ص) به مدينه است و دليلي بر قطع نشدن بيعت زنان مکي حتي پس از هجرت پيامبر (ص) است . بيعت زنان مکي با پيامبر (ص) پس از مهاجرت گروهي از آنان به حبشه به پايان نرسيد . اگر چه گزارش ها و داده هاي تاريخي در اين مقطع در مورد بيعت زنان کاهش يافته است ، اما به نظر مي رسد که ميان سخت گيري هاي قريش و کاهش تعداد يا کاهش گزارش اززنان بيعت کننده رابطه منطقي وجود داشته باشد . از اين رو مي توان اين دوران را با زمان هجرت پيامبر و حتي پس از آن در بررسي پديده بيعت زنان مکي – اعم از قريش موالي و هم پيمانان آنان – ادامه دوران قبلي به شمار آورد .
نفوذ اسلام در يثرب و بيعت زنان
يکي از دوره هاي اثر گذار در تاريخ اسلام ، دوره اي است که يثربي ها با اسلام آشنا شدند ، آن را پذيرفتند و درصدد دفاع از آن برآمدند . بخش دوم اين بررسي به زنان پيشگام مدني اختصاص دارد . همان گونه که اشاره شد ، نخستين بار در بيعت عقبه دوم از بيعت دو زن سخن به ميان آمده است که به همراه مردان با پيامبر(ص) بيعت کردند . ام عماره نسيبه دختر کعب مازني نجاري از خزرج و ام منيع اسماء دختر عمرو بن عدي سلمي او نيز از خزرج به همراه شوهرش خديج در شب عقبه و در بيعت با پيامبر(ص) حضور داشتند . به احتمال قريب به يقين اين زنان پيش از آن جلسه مسلمان شده بودند و امر بيعت در آن شب برگزار شد . زيرا در گزارش کلي شب عقبه آمده است که براء بن معرور از پيامبر (ص) خواست که با آنان بيعت کند . منابع هيچ تفاوتي را در بيعت زنان مذکور با مردان گزارش نکرده اند .
همان گونه که مردم يثرب در پذيرفتن اسلام سرعت عمل نشان دادند ، در بيعت زنان نيز ازدحام ديده مي شود . ليلي دختر خطيم نخستين زن يثربي بود که پس از ورود پيامبر (ص) به مدينه با ايشان بيعت کرد در حالي که دخترانش عمره و عميره نيز با او بودند . به جز او و زنان حاضر در بيعت عقبه از ام عامر اشهلي ، حواء خواهر ليلي دختر يزيد بن سکن به عنوان نخستين زنان بيعت کننده از اهالي يثرب نام برده شده است .
مادر سعد بن معاذ ، ليلي ، مريم و تميمه دختران ابوسفيان ابوالبنات و شموس دختر ابو عامر راهب ، جميله دختر ثابت دختر شموس و ريطه دختر نعمان بن ثابت به عنوان زنان پيشگام مدني نام برده شده اند .
به نظر مي رسد ده نفر مذکور به صورت دسته جمعي با پيامبر بيعت کرده اند . امکان آن نيز وجود دارد که زمان و مکان خاصي در مدينه به بيعت زنان با پيامبر (ص) اختصاص داده شده باشد که ابن سعد به هنگام سخن گفتن از اشخاص به آن اشاره نموده و با قيد بيعت زنان با پيامبر (ص) آن را ذکر کرده است . مطابق روايتي زنان انصار در خانه اي جمع شدند و پيامبر با آنان بيعت کرد . گروهي از زنان نيز پس از مشاهده بيعت پيامبر (ص) با مردان ، دوست داشتند پيامبر (ص) همانند بيعت با مردان با آنان نيز بيعت کند و پيامبر (ص) خواست آنان را پذيرفت .
به اين ترتيب به نظر مي رسد ، بيعت زنان انصاري بلافاصله يا اندکي پس از ورود پيامبر (ص) به مدينه باشد و زنان براي بيعت علاقه مندي نشان مي دادند . در بيعت زنان مدينه با پيامبر فرض مي شود که در خانواده هايي که مردان در اسلام و بيعت سبقت گرفته بودند ، زنان آنها نيز در بيعت سبقت داشته اند .
علاوه بر مسأله پيشگامي در بيعت و قرابت با مرداني که در مسلمان شدن و بيعت با پيامبر (ص) سرعت عمل نشان داده بودند ، علاقمندي برخي زنان ، آنان را به حضور پيامبر رهنمون مي شد . اسماء دختر يزيد بن سکن اشهلي يا همان ام عامر انصاري که از زنان فصيح بود ، نزد پيامبر آمد و درباره زحمات زنان مسلمان در منزل از جمله امور خانه داري ، بچه و همسرداري و مقايسه آن با جهاد مردان و مشارکت در اجر و صواب پرسش کرد .
به سبب مسلمان شدن اغلب اهالي مدينه از جمله زنان پيش از ورود پيامبر (ص) به اين شهر ميان اسلام آوردن و بيعت آنان فاصله زماني وجود دارد . از اين رو منابع به مراجعه زنان براي بيعت اشاره کرده اند . از گزارش هاي منابع بر مي آيد که مراجعه زنان براي بيعت بوده است و آنان خود را موظف به بيعت مي ديدند . زيرا پيش از آن اسلام را پذيرفته بودند .
در پايان لازم به اشاره است که کتاب هاي طبقات از تعدادي زن با عنوان «اسلمت و روت عن رسول الله» سخن گفته اند . اين گروه زناني هستند که با پيامبر (ص) بيعت نکردند يا موفق به آن نشدند و حتي موفق به درک صحبت پيامبر (ص) نشدند ، اما از پدران و همسران يا اطرافيان خود حديث پيامبر (ص) را نقل کرده اند و به صرف مسلمان شدن روايت حديث نبوي نام آنها آمده است . قتيله دختر صيفي جهني ، سلامه دختر حر ، سراء دختر نبهان غنوي و رزينه خادم پيامبر (ص) را از اين گروه مي توان دانست .
بررسي سير بيعت زنان مکي و مدني و برخي زنان قبايل اطراف نشان مي دهد که بيعت لازمه اسلام آوردن بود و طبقات نويسان بلافاصله پس از قيد اسلام آوردن به «بايعت» اشاره کرده اند .
البته ميان اقبال زنان مسلمان مکي و زنان مسلمان مدني در بيعت با پيامبر (ص) تفاوت آشکار وجود دارد . تمايل و علاقمندي به بيعت در ميان زنان انصار شدت زيادتري نسبت به زنان مهاجران دارد .
در مکه نمودار نخستين زنان بيعت کننده نشان مي دهد که اغلب آنان از خاندان هاي برتر نبودند ، بلکه بيشتر به طوايف و خاندان هاي ميانه تعلق داشتند . برعکس در مدينه قبايل سرشناس گوي سبقت را ربوده بودند . در مقابل نخستين زنان بيعت کننده در مکه اغلب منسوبان و همسران کساني هستند که با پذيرش اسلام متحمل سختي بسيار شده اند و اغلب رنج مهاجرت به حبشه را به جان خريدند يا درد و عذاب شکنجه بر آنان تحميل شد . در هر دو گروه زنان مکي و مدني علاقمندي و اشتياق به اسلام و ايمان به آن مشوق سبقت در بيعت بود و هر دو گروه بيعت را با اسلام همراه دانسته بودند . از اين رو در شرح حال اغلب آنان واژه بيعت بلافاصله پس از اسلام آوردن آمده است . حضور در جمعي که اغلب آنان با پيامبر (ص) هم عهد شده بودند ، مي توانست از عوامل مؤثر در رونق و شدت گروش افراد به بيعت با پيامبر باشد . اين امر در مورد زنان مدني مصداق بيشتري را نشان مي دهد . اغلب زنان مدني که با پيامبر بيعت کردند ، با مردان مدني پيشگام در پذيرش اسلام و بيعت با پيامبر (ص) خويشاوندي داشتند و همين امر از عوامل مشوق آنان در بيعت با رسول الله بوده است .
منابع و مآخذ
ابن اثير ، علي بن محمد ، اسدالغاية في معرفة الصحابة ، تحقيق : محمد ابراهيم البنا و ديگران ، بيروت : دارالاحياء التراث العربي ، بي تا
ابن اسحاق ، سيرت رسول الله ، ترجمه : رفيع الدين اسحاق بن محمد همداني ، ويرايش : جعفر مدرس صادقي ، تهران ، نشر مرکز 1372ش.
ابن حبيب ، محمد ، کتاب المحبر ، حيدرآباد 1928م.
ابن حجر العسقلاني ، الاصابة في تمييز الصحابة ، قاهره 1928م.
ابن حيان البستي ، محمد ، تاريخ الصحابة ، بيروت ، دارالکتب العلمية 1998م.
ابن سعد ، الطبقات الکبري ، تحقيق : محمد عبدالقادر عصا ، بيروت ، دارالکتب العلمية 1997م.
ابن عبدالبر ، الاستيعاب في معرفة الاصحاب ، تحقيق : محمد علي البجاوي ، مکتبة النهضة المصريه 1380ق.
ابن منظور ، لسان العرب ، بيروت ، دارالاحياء التراث العربي 1999م.
ابن هشام ، السيرة النبوية ، تحقيق : عمر عبدالسلام تدمري ، بيروت : دارالکتب العربي 1996م.
الذهبي ، محمد بن احمد ، تاريخ الاسلام ، تحقيق : حسام الدين القدسي ، قاهره 1974م.
قاسم بن سلام ، ابوعبيد ، کتاب في الايمان و معالمه و سننه و استکماله و درجاته ، تحقيق : محمد ناصر الدين الباني ، دمشق 1966م.
مادلونگ ، ويلفرد ، مکتب ها و فرقه هاي اسلامي در سده هاي ميانه ، ترجمه : جواد قاسمي ، مشهد ، آستان قدس رضوي 1375ش.
مطهري ، مرتضي ، حماسه حسيني ، تهران ، انتشارات صدرا 1365ش.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *