دیگان( جشن دی )

*حمیرا رنجبر عمرانی*

 

IMG_20190111_221446_381

 

جشن دیگان در تقویم رسمی کشور در روزهای دوم و نهم و هفدهم ماه دی و به تعبیری دیگر در روزهای اول و چهارده ، پانزده و شانزده بود و جشن‌هایی به مناسبت همنام شدن روز و ماه در تقویم ایرانیان برگزار می‌شد.

ماه دی تفاوتی اساسی با ماه‌های دیگر داشت .از یک سو، «دی» نام هیچ یک از امشاسپندان یا ایزدان آیین زرتشت نیست، در حالی که دیگر ماه‌های سال و بیشتر روزهای ماه با نام این نیروهای مینوی نامگذاری شده‌اند که هنوز هم این نام‌ها در تقویم ایرانی باقی است. از سوی دیگر، در هر ماه ، سه روز به نام «دی» نامگذاری شده است و به این ترتیب ، در ماه دی سه جشن دیگان وجود داشت .
دی (دذو) درحقیقت صفت خدای یگانه و بزرگ اهورامزدا در آیین زرتشت است. دی از صورت پهلوی «دَی» و اوستایی «دَذوَه» به معنی آفریننده است . در سراسر ادبیات زرتشتی، اهورامزدا با صفت دادار یا آفریننده نامیده شده ، زرتشت هم در گاهان او را «آفریننده زندگی» می‌خواند.
با این توضیح ، سردترین ماه سال به نام خدای بزرگ نامگذاری شده بود تا در گذراندن سرمای سخت مردم را یاری کند . در کتاب پهلوی (بندهشن) نیز آمده که در این ماه ، زمستان به بیشترین سردی به ایران می رسد.
در ماه دی چهار روز به نام خدا نامیده و در ماه دی چهار بار جشن دیگان برگزار می شود. به تعبیری که روزهای اول ، چهاردهم ، پانزدهم و شانزدهم را جشن می گرفتند بدین ترتیب بود که ، نخستین جشن دیگان اولین روز ماه دی (دذو) بود که خرم روز نام داشت ، در این روز که شب پیش، طولانی ترین شب سال بوده است. پادشاه وحاکم لباس سفید می پوشید در چمنی با فرش های سفید می نشست دیدار عمومی با مردم داشت. پادشاه با کشاورزان و خصوصاً دهقانان سخن می گفت و با آنان می خورد و می آشامید . شاه در آن روز چنین می گفت : من امروز یکی از شما هستم و با شما برادرم زیرا که اقوام جهان به آبادی است که در دست شماست و قوام آبادی به پادشاه هیچ یک از این دو از دیگری بی نیاز نیست . مردم نیز میوه هایی مانندانارو هندوانه و خربزه و سیب و به و انگور و آجیل و شیرنی و شربت تهیه می کردند و تا پاسی از شب اورمزد و دی ماه (شب چله) همه با شادی و خرمی شب را می گذراندند و گاهی با نیایش (گاه اُشَهن) شب را به سپیده تبدیل می کردند.
در جشن سیرسور که روز ۱۴ دی (دذو) ماه بود مردمان بخوردن وآشامیدن می پرداختند . سبزی را با گوشت می پختند تا دفع آفات شیطانی کنند و امراض حاصل از نفوذ دیوان را بر طرف نمایند .
روز پانزدهم ماه دی (دذو) رسم بر این بود که صورت انسانی را از خمیر یا گل سرخ می ساختند و بر فراز درگاه می نهادند .
روز شانزدهم دی(دذو) عیدی می گرفتند که دو نام داشت و فعلاً تلفظ آن معلوم نیست ، یکی ز این دو اسم گویا نامی مرکب است که بخش نخستین آن لفظ گاو است و اصل این جشن به افسانه فریدون پادشاه داستانی منسوب است . در روز ۱۶ دذو فریدون بر گاوی سوار شد و این شبی است که گاوی که کشنده اراده ماه است ظهور نمود . این گاو نورانی بوده که تنها ساعتی آشکار می شد و هر کس در آن زمان او را می دید دعایش مستجاب می شد ونیز می گفتند در آن شب بر کوه بزرگ صورت گاوی سفید پدیدار می شود اگر محصول آن سال خوب بود دوبار نعره برآورد و اگر خشکسالی باشد یک بار فریاد کند . در موزه هرمیتاژ در لنین گراد جام نقره ای از عهد ساسانیان است که آن را جام کلیموا می نامند . در این جام نقش خدای ماه دیده می شود که بر تختی نشسته و و اطراف آن را هلالی احاطه کرده است و در زیر آن اراده ای است و چهار گاو آن را می کشند.
حسین زاده ،آناهیتا ، آئین و شریعت زرتشت ، ۱۳۹۰، ص۴۰
کریستن سن ، آرتور ، ۱۳۶۸ ، ص۲۵۲تا ۲۵۴

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *