جلسه معرفی کتاب” مؤسسات خیریه (رفاهی- بهداشتی) ایران در دوران پهلوی دوم (۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ شمسی) “

 

IMG_5760

 

جلسه معرفی کتاب مؤسسات خیریه (رفاهی- بهداشتی) ایران در دوران پهلوی دوم (۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ شمسی) با حضور نویسنده کتاب الهام ملک زاده و جمعی از علاقمندان به مباحث تاریخ زنان در کتابخانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در روز دوشنبه مورخ هفدهم دی ماه برگزار شد. در ابتدای جلسه خانم عمرانی به ارائه گزارشی از فعالیت‌های انجمن و سپس بیوگرافی از نویسنده کتاب خانم دکتر ملک زاده پرداختند.

در این کتاب مولف، تشکیل نهادها و سازمان های خیریه در ایران معاصر را برآمده از دگرگونی‌های عصر جدید دانسته که با رشد نهضت‌های اجتماعی و توسعه سازما‌های خیریه در اواخر سده نوزده و اوایل سده بیست در اروپا و آمریکا به وجود آمده است.
کتاب مؤسسات خیریه رفاهی– بهداشتی ایران در دوران پهلوی دوم (۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ شمسی)، با تمرکز بر بررسی علل و اسباب مؤثر بر پیدایش این گونه مؤسسه‌ها و در واقع تکمیل مجموعه پژوهش‌هایی است که درباره امور خیریه در دوره قاجاریه و مؤسسات خیریه رفاهی– بهداشتی در دوره رضاشاه توسط الهام ملک زاده عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و عضو پیوسته و رییس انجمن زنان پژوهشگر تاریخ به رشته تحریر در آمده است.
مؤلف با توجه به سال‌ها پژوهش در امور خیریه و فعالیت‌های عام المنفعه در دوران قاجار تا پایان حکومت رضا شاه، با در نظر گرفتن موسسه‌های خیریه نوین و فعالیت در حوزه‌های مردم نهاد در بازه زمانی اثر کنونی، تلاش نموده با تکیه بر روند تحولات داخلی و اثرپذیری از مسائل خارجی به تکمیل فرایند پژوهش تاریخ موسسات خیریه رفاهی – بهداشتی ایران در دوران معاصر بپردازد و در عین حال به نقاط ضعف و فرصت‌های جدیدتر تحقیقاتی در این حوزه دست یابد.
وی در این اثر به وجوه اصلی و بنیادین ایجاد و تکوین این مؤسسات با محوریت تحولاتی که در مرکز صورت گرفته تاکید کرده است و اذعان نموده است که با توجه به تنوع جغرافیایی و فرهنگی مناطق مختلف این سرزمین، بررسی و مطالعۀ سایر نقاط کشور عرصۀ وسیع‌تری را می‌طلبد.
دستاورد حاصل از این مطالعه متضمن این نتایج است که ویژگی و شرایط سیاسی، اقتصادی برآمده از حضور متفقین با برکناری رضاشاه از اریکۀ قدرت و به دنبال آن روی کار آمدن محمدرضاشاه، موجب شد بلافاصله خیریه های رفاهی- بهداشتی دولتی و مردمی برای رفع معضلات اجتماعی ناشی از آشفتگی های سیاسی وارد عمل شوند.
به گفته مولف دولت محمدرضا شاه از ۱۳۳۵ با اتخاذ سیاست دولت رفاه به گروه‌های مختلف و سازماندهی نمودن آنان توجه ویژه‌ای معطوف داشت. گرچه که در پایان دهه ۱۳۲۰ که صنعت نفت ملی شد، فعالیت‌های مردمی و دولتی از همسویی قابل ملاحظه‌ای در خصوص مؤسسات خیریه برخوردار بودند.
او در این اثر تأکید داشته که فعالیت‌های جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران در تسریع روند کیفی مؤسسات خیریه تأثیر فراوان داشته است که ضمن افزایش مشارکت مردمی به همراه توجه همه جانبه فعالیت‌های دولتی در این زمینه به باروری و بالندگی و در نهایت گسترش مؤسسات خیریه تا سال ۱۳۵۷ منجر گشته است.
در ادامه نشست مولف تأثیر عوامل ذیل را در ایجاد و تکوین موسسات خیریه در دوران پهلوی دوم موثر دانست:
۱. نابسامانی وضعیت اجتماعی و بروز بحران‌های فراگیر متأثر از آشفتگی‌های سیاسی کشور طی سال‌های ۱۳۳۲-۱۳۲۰؛
۲. تبعات ناشی از بروز غائله¬های آذربایجان و کردستان؛
۳. اوضاع نا بسامان مالی دولت¬ها؛
۴. رواج تفکر هم نوع دوستی؛
۵. انعکاس گسترده مسائل اجتماعی موجود در ادبیات و سینما؛
۶. الگوبرداری از روندهای طی شده در تأمین رفاه اجتماعی و رسیدگی به محرومان در اروپا و آمریکا پس از صنعتی شدن و وقوع جنگ های جهانی؛
۷. افزایش مطالبات قشر کارگر برای تأمین حداقل معیشت و احتراز از تحرکات چپ انقلابی؛
۸. نوسازی کشور بر مبنای درآمدهای نفتی
ایشان گذشته از عوامل مؤثر در شکل گیری مؤسسات خیریه ساختار آن را از جنبه‌ها و ابعاد گوناگون ساختاری و اهداف ، دارای تنوع دانست که در این بحث هر یک از این افراد و گروه‌ها با انگیزه‌های خاصی از مذهبی، اخلاقی گرفته تا سیاسی و تبلیغی وارد عرصۀ عمل شدند.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گروه‌های هدف در این مؤسسات را کودکان بی‌سرپرست، زنان و نوزادان، فقرا و مستمندان، متکدیان، دانش آموزان کم بضاعت و بی‌بضاعت، بیکاران و از کارافتادگان، بیماران جسمی و ذهنی و روانی، زندانیان (بزرگسالان و کودکان و نوجوانان بزهکار)، زنان ویژه و معتادان دانسته است که با توجه به تعدد گروه‌های هدف، حوزه‌های خدمت رسانی نیز متنوع بوده و خدمات مختلفی چون آموزش، بهداشت، بهزیستی، رفاه جتماعی، مددکاری و خدماتی از این دست را شامل می‌شد.
به عقیده مولف کتاب، در پی تحولاتی که در حوزه امور خیریه و عام المنفعه در دوران پهلوی اول ایجاد شده بود، در دوران محمدرضا شاه نیز تداوم بسیاری از مؤسسات خیریه (رفاهی-بهداشتی) گذشته مشاهده می‌شود و تفاوت آشکار این دوره با دوره گذشته در آن بود که دولت حوزه عمل گسترده¬تری داشت و اقدامات آن در حوزه رفاه و بهداشت، گروه‌های هدف وسیع¬تری را تحت پوشش خود قرار می¬داد..
همچنین، تمهیدات بیشتری در حوزه قانونگذاری صورت گرفت تا دولت با سیاستگذاری عرصه فراخ¬تری برای کسب حمایت از گروه¬های متنفذ و متمول جامعه در ایجاد مؤسسات خیریه (رفاهی- بهداشتی) بگشاید.
ملک زاده افزود رشد اقتصادی دهه۴۰ و افزایش چشمگیر قیمت نفت در دهه۵۰ میدان عمل گسترده¬تری برای دولت فراهم آورد. بدین ترتیب، در خلال این سال¬ها، مؤسسات خیریه (رفاهی- بهداشتی) دولتی در ایران، رشد کمی و کیفی یافتند.
وی ادامه داد آشنایی با تحولات فعالیت¬های خیریه در کشورهای غربی به ویژه با نظر به نظام امور خیریه در آمریکا که از دهه¬های۱۹۷۰-۱۹۶۰ بر تأسیس بنیادهای خیریه خانوادگی استوار بود، نظام امور خیریه در ایران را به سمت اتخاذ الگوی غربی سوق داد. نتیجه این امر ایجاد بنیادهای موقوفه خانوادگی و بهره¬گیری از توان مالی این نهادها در ایجاد زیر ساخت¬های آموزشی، اقتصادی و صنعتی با استفاده از تربیت نیروی متخصص بود.
ملک زاده در ادامه کاهش شمار مؤسسات رفاهی- بهداشتی طی سال‌های ۱۳۵۷- ۱۳۴۱را مؤید دو مطلب دانست: نخست آنکه زیرساخت‌های رفاهی- بهداشتی طی سال‌های گذشته و در پی اقدامات عام المنفعه و خیریه دولت و مردم ایجاد شده بود و شرایط وقت، تأسیس مؤسسات کلانی را ایجاب می‌نمود که قادر بودند بر پایه پژوهش‌های علمی و تجهیز و هدایت امکانات موجود به هدایت مؤسسات خرد نظیر بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها، آسایشگاه‌ها، پرورشگاه‌ها و غیره بپردازند.
دوم آنکه، دولت به واسطه تمرکزگرایی روزافزون خود نمی‌توانست گروه‌های مخالف و منتقد را نسبت به مشارکت در امور خیریه رفاهی- بهداشتی جلب نماید. چرا که این گروه‌ها مشارکت در خیریه‌های موجود را همکاری با حکومت ظلمه تلقی می‌نمودند.
به عقیده مولف، در دوران معاصر، دولت‌های مدرن با امور ضروری گوناگونی رو به رو شدند که اساسی‌ترین آنها توسعه، پیشرفت و افزایش نسبی رفاه و آسایش شهروندان بوده است و در ایران حداقل از دوران مشروطه توجه به عدالت اجتماعی و پاسخ به نیازهای روزافزون گروه‌های مختلف جامعه و برخوردار کردن همگان از زندگی شرافتمندانه و برقراری فرصت‌های لازم برای دستیابی به معنویت و کمال انسانی، دغدغه اساسی مصلحان جامعه، گروه های مرجع و اغلب دولت‌ها بوده است.
مولف کتاب بر این باور است که بنیان گذاری و برپایی سازمان‌ها و مؤسسه‌های خیریه و نهادهایی که سود آن به همگان می‌رسد، برآمده از دگرگونی‌های عصر جدید است و به احساس مسئولیت در برابر همنوع که ویژگی عاطفی و اخلاقی عالی و فاخر انسان است، بر می¬گردد.
در بخشی از کتاب مؤسسات خیریه (رفاهی- بهداشتی) ایران در دوران پهلوی دوم آمده است که موسسه‌ها و سازمان‌‍های خیریه جدید که خدمات آنها صرف نظر از قوم و ملت و مذهب، همه انسان‌های نیازمند را در بر می‌گیرد بر اثر نهضت‌های اصلاح طلبانه اجتماعی در اواخر سده نوزده و اوایل سده بیست میلادی در اروپا و امریکا نضج گرفته و پس از جنگ‌های جهانی اول و به خصوص دوم، فراگیر شده و افراد بی شماری را در سراسر گیتی زیر پوشش خود قرار داده است.
مولف توجه به همنوع و ارائه خدمت به دیگران و انجام دادن کارهای خیر را در ایران نیز دارای پیشینه‌ای بسیار دیرین دانسته که به مثابه سنتی متعالی رواج داشت و حتی در مقایسه با دیگر ممالک اسلامی از ویژگی‌ها و ابتکارهای خاصی برخوردار بوده است.
به عقیده ملک زاده شاخص‌های مهم حکومت رضاشاه و به طور کلی سیاست‌های حاکم در سال های ۱۳۲۰- ۱۳۰۴، جامعه را به گونه‌ای آماده حضور و فعالیت در حیطه‌های کم خطر و امن اجتماعی نمود که فعالیت موسسه‌های خیریه که محل مطمئن اجرای فعالیت‌های اجتماعی تلقی می‌شد، ترویج شد و گسترش یافت که اساساً روند اقدامات موسسه‌های خیریه در دوره رضاشاه با سبک و سیاق امور خیریه در دوران انقلاب مشروطه همسویی کامل نداشت.
مولف با اذعان به این نکته که کارها و فعالیت‌های متعدد موسسه‌های خیریه مردمی و دولتی در دوره رضاشاه، نتوانستند تنگناها و دشواری‌های موجود را از بنیان برکنند و بنیاد نو برپا کنند. ، ناکامی حاصل را از یک سو مرتبط با اولین تجربۀ رسمی و قانونی حکومت و از سوی دیگر به اوضاع و احوال فرهنگی که هنوز آمادگی کامل برای به ثمر رساندن این گونه فعالیت‌ها را نداشت مرتبط دانست و بحث را به پایان رساند.

 

DSC_0186

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *