نشست علمی ماهانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

DSC_0207

 

نشست” وجه جنسیتی گفتمان دولت_ملت در دوره رضا شاه “با سخنرانی مرضیه حسینی در سالن پرهام آرشیو ملی برگزار شد.
در این نشست خانم مرضیه حسینی صحبت خود را با طرح چند سوال آغاز کرد: جایگاه زنان در دولت مطلقه مدرن رضا شاه کجا بود؟ آیا مدرنیسم رضا شاهی وضعیت اجتماعی زنان را متحول کرد؟ آیا ساخت اجتماعی جنسیت در این دوران به نفع زنان تغییر یافت؟ آیا تجربه زنان مشروطه در بی نصیب ماندنشان از نتایج انقلاب لیبرال و ترقی خواهانه مشروطه و مبارزات ملی علی رغم جانفشانی‌هایشان، در دولت-ملت رضاشاه نیز تکرار شد؟
وی در پاسخ سهم زنان از جنبش‌ها و گفتمان‌های مدرن و ملی را این دانست که زنان نه تنها در ایران بلکه در تمام جهان علی رغم مشارکت فعالانه در جنبش‌های اجتماعی ترقی خواه که داعیه تغییر در وضعیت زنان را داشت، از غنایم آن نصیبی نداشتند و نتایج انقلابات و جنبش‌ها از حیث حقوق و امتیاز به زنان تعمیم نیافت.
وی افزود وجه جنسیتی دولت مطلقه مدرن رضاشاه را باید در ارتباط با صفت مطلقه بودن و نوع خاص مدرن بودن آن دریافت زیرا پرداختن به مسایل زنان به عنوان گروهی طرد شده از دایره قدرت و تلاش برای بهبود وضعیت آنها تنها در شرایطی که باور و تلاش برای جامعه مدنی وجود داشته باشد ممکن است. او ادامه داد رویکرد اصلاح از بالا و تلاش در جهت بهبود وضعیت زنان بدون مشارکت آنان در چهارچوب سیاستی دولتی آن هم از نوع مطلقه آن منجر به عقیم ماندن خواسته‌های واقعی جنبش زنان و تقلیل یافتن آن خواسته‌ها و به نوعی فمنیسم دولتی محافظه کارانه می‌شود.
دولت رضاشاه نه نتیجه یک جنبش اجتماعی بود و نه اتکایی به نیروهای اجتماعی داشت با کمک ارتش و اعمال حاکمیت ایدئولوژیک می‌کوشید ضمن سرکوب سیاسی، با بر عهده گرفتن وظایف جامعه مدنی، موجودیت آن را انکار کند.
وی تاکید داشت یکی از بارزترین وجوه جنسیتی گفتمان دولت مطلقه مدرن تلاش برای این بود که خانواده سلطنتی به عنوان الگویی مناسب برای مردم معرفی شود، جالب آن که بررسی همین الگو در شخص شاه و نخبگان سیاسی این دوران به خوبی نمایان‌گر نگاه متناقض‌نمای دولت مدرن به مساله زنان است.
وی رضا شاه را نمونه و الگوی مرد ایرانی مقتدر، کج خلق، رئیس خانواده و بی‌اعتنا به زنان دانست که هر دو دختر خود را وادار به ازدواج با مردانی که دوست نداشتند کرد. او عمیقاً معتقد بود اگر زنی می‌خواهد به جز خانه‌داری کاری انجام دهد نقش‌های جدیدش باید متناسب با طبعیت زنانه‌اش باشد یعنی معلمی و پرستاری.
او ملکه و شاهدخت‌ها را نماد زنانی آزادشده و متمدن دانست که حق دخالت در مسایل جدی دولت را نداشتند و فعالیت‌های آنها به مسایل خیریه و اداره آن محدود می‌شد.
وی ادامه داد زن ایرانی جدید در آن دوره مسئول زاییدن و تربیت کردن نسلی بود که در آینده باید جامعه مدرن پهلوی را اداره کند، در نتیجه می‌بایست آگاه، قوی، باهوش و وطن پرست و شاه پرست باشد، به تعبیری دیگر زن جدید باید نشان می‌داد که ناقض هر چیزی است که در جامعه قدیمی عقب ماندگی محسوب می‌شد.
زن نوین نمی توانست ناقض نهایی فرهنگ سنتی باشد. آن‌ها گرچه می‌توانستند در فعالیت‌های خارج از خانه شرکت کنند اما ناچار بودند کماکان نقش حافظان فرهنگ ملی، مذهبی و بومی و سنت‌های خانوادگی را ایفا کنند . به عبارت دیگر می‌بایست هم امروزی و هم سنتی باشند.
بدین ترتیب دولت و روشنفکران در مادری زنان نقشی سیاسی می‌دیدند.
حسینی در ادامه بیان کرد در طول صد سال گذشته، مدرن‌گرایی نه تنها موفق به فرو ریختن روابط درونی و اشکال مختلف پدرسالاری نشد بلکه با آغاز آنچه بیداری مدرن نامیده شد. در پدرسالاری جدید نوسازی مادی یعنی نخستین تجلی تغییرات اجتماعی تنها به خدمت ترمیم و تجدید سازمان‌ها و ساختارها و روابط پدرسالارانه و تقویت آنها از طریق صورت بخشیدن و ظواهر مدرن به آنها درآمد.
وی تأکید کرد ایدئولوژی رسمی دولت و فمنیسم دولتی خود را در کانون بانوان متجلی ساخت. محلی برای گردآمدن زنانی که متعهد شده بودند براساس خط مشی دولتی در امور زنان مداخله کنند. در همین کانون بانوان و بعدها در شورای عالی سازمان زنان، مردان در سطوح تصمیم گیری قرار داشتند و زنان لایه‌های پایینی را تششکیل می‌دادند و تمام این زنها هم از طبقات بالا و وابسته به دربار بودند.
ارتش الگوی جامعه (تعطیلی انجمن‌های زنان)
مرضیه حسینی هدف رضاشاه را ساخت کشوری قوی، مدرن و متمدن با کمک ارتشی قوی و مدرن دانست که رضاشاه و دولتش سعی داشتند کشور را بر اساس آن بسازند. در این رویکرد و در این نوع نگاه به دولت ـ ملت، هر شهروند مدرن در واقع سربازی بود که می‌بایست مطیع، منضبط و کارآمد باشد.
در چهارچوب همین خوانش از دولت -ملت بود که زنان نیز برای دولت به مثابه سربازانی بودند که می‌بایست از دستورات پیروی کرده و مصالح دولت را مصالح خود بدانند. از این رو هرگونه جنبش یا اقدام آزادی خواهانه و مدنی که تحت نظارت دولت نبود یا با ایدئولوژی رسمی حکومت در تعارض بود، تحمل نمی‌شد.
رضاشاه درواقع با پادگانی کردن کشور دیسیپلین نظامی را به عرصه اجتماعی و همچنین فرهنگ تعمیم داد و جنبش زنان را در کانون بانوان محصور کرد.
بنابراین دولت بر نگاه تبعیض آمیز و سنتی به زنان که ریشه در فرهنگ و هنجارهای سخت اجتماعی ما داشت، صحه گذاشت.
وی گفت :گفتمان دولت – ملت رضاشاه با حفظ مناسبات نابرابر قدرت، به تدام فرودستی زنان در عرصه خصوصی و بی‌قدرتی آنها در حوزه عمومی تدام بخشید و به مردان اجازه داد به کمک قوانین، این نابرابری و همچنین امتیازات سنتی خود، همچنان اقتدار خو را حفظ کنند و دست زنان از منابع قدرت و منزلت کوتاه بماند.
در پایان او زنان را در این گفتمان که با اسم ملی گرایی و تجدد نیز توجیه می‌شد از دو طرف تحت نظارت و کنترل داشت.
از یک سو رویه‌های قضایی و تأکید بر ارزشمندی نقش‌های سنتی زنان به حفظ اقتدار مرد در خانواده و تداوم امتیازهای سنتی‌شان در در فرودست نگه داشتن زنان کمک می‌کرد و از سوی دیگر دولت، با اعمال سیاست‌هایی چون؛ کشف حجاب و یورش به شخصی‌ترین مسایل زنان در واقع بخشی از قدرت مردان در کنترل زنان را سلب و به خود انتقال داد؛ چون تقریباً کم‌تر مردی بود که از اعماق قلب به کشف حجاب و ورود زنان و اختلاط آنها رضایت نشان دهد زیرا مردان می‌دانستند که تحول جایگاه زنان و افزایش عاملیت اجتماعی آنان قدرت بی‌چون و چرای آنها در خانواده را به چالش می‌کشد.
در پایان این نشست حاضرین در جلسه به بیان دیدگاه‌های خود پیرامون موضوع مورد بحث پرداختند.

 

DSC_0200

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *