صدای پای زلزله( به مناسبت سالگرد وقوع زلزله کرمانشاه )

ناگهانی آمد، ویران کرد، قربانی گرفت و رفت…

نه نرفت هنوز گاه و بیگاه صدای پایش را می شنوند اهالی بعضی مناطق کرمانشاه. و چه جای پای چندش آوری دارد زلزله…

روز بیست و یکم آبان ماه برای ما یک روز است در تقویم مثل روزهای دیگر سرد پاییزی اما برای آسیب دیدگان از زلزله یادآور لحظاتی مرگ آور و ساعات، روزها و ماه های منحوسی که در پی آن آمدند و رفتند و انگار نرفتند!

اما مگر می شود از زلزله کرمانشاه گفت و از درد آسیب دیدگان گفت و از مردم و همراهی ها و مهربانی هایشان نگفت.مردمی که همیشه در مواقع بحرانی یاد عزیزان آسیب دیده خواب و خوراکشان را می رباید و دست دهنده شان را به سوی مددجویان دراز می کنند تا پلی شود برای عبور از سختی ها و مصیبت ها.

زلزله کرمانشاه هم آمد و یک سال از آمدن هولناکش می گذرد اما محبت ها و مهربانی های هم وطنان تمام نشده زیرا آوار برسر مصیبت دیدگان باقی است، زیرا بازسازی به انجام نرسیده، زیرا نیاز به کمک هم چنان باقی است.

و ما این حادثه تلخ و ناگوار را که با برنامه پیش همایش سال گذشته مان قرین شد با نگاهی تاریخی دنبال می کنیم. و چه خوب که بتوانیم به ثبت همه لحظه ها و خاطرات تلخ و شیرینش بپردازیم یا این که زلزله زدگان را وادار کنیم که یادآوری تلخی ها و سختی ها و مصیبت را تحمل کنند برای بازنشر همه آن چه اتفاق افتاد. و انتشار تابلوهای ارزشمندی که همدلی ها و همراهی ها و مددرسانی های مستمر هم وطنان بر آن نقش بسته و ماندگار شده است.

پیش همایش انجمن زنان پژوهشگر تاریخ که طبق برنامه ریزی های قبلی قرار بود در دانشگاه کرمانشاه برگزار شود، در تهران برگزار شد و همایش در دانشگاه سنندج. و حضور زنانی که با عزمی راسخ و توانی دو چندان آثار هنری خود را به استان همسایه آوردند تا در نمایشگاه جنبی همایش به شرکت کنندگان عرضه کنند، این واقعه را در یاد ما نشاند. خدا را شکر که این عزیزان دست خالی برنگشتند و خدا کند که ما نیز دست خالی برنگشته باشیم.

ویادمان هست که همه جای ایران سرای ماست.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *