شهریورگان

 

*حمیرا عمرانی*

 

شهریورگان یا آذرجشن از جمله جشن‌های دوازده‌گانه سال ایران باستان و از شمار جشن‌های آتش بود. در گاه‌شماری زرتشتی، چهارمین روز هرماه نیز به این امشاسپند تعلق داشت و روز چهارم ماه شهریور، جشن شهریورگان برگزار می‌شد.

در گاه‌شماری رسمی ایرانیان، نام این ماه از نام ماه ششم گاه‌شماری اوستایی نو که در اوستایی خْشَتْرَ-وَئیریه و در پهلوی شَتْریوَر نام دارد، برگرفته شده‌است و نام یکی از امشاسپندان است. به موجب یزدان‌شناسی اوستایی، شهریور میان امشاسپندان یا ملائک و ایزدان شش‌گانه از لحاظ مرتبت و مقام دومین است؛ نخست بهمن و دوم شهریور. این نام در اوستا “خشتر وئیریه” آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو است و روی هم به معنی “پادشاهی یا کشور آرزو شده” و مجازاً به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده‌است.همچنین نام شهریور به معنای تقریبی “شهر و شهریاری (شهرداری) آرمانی و شایسته” است. چنین می‌نماید که این اندیشه‌ و آرمان، خاستگاه نظریه‌های افلاطون و فارابی در زمینه “آرمان‌شهر” یا “مدینه فاضله” بوده باشد. نام شهریور چند بار به همین معنا در گات‌های زرتشت نیز آمده است و بعدها در اوستای نو، او را به گونه‌ای تشخص‌یافته به پیکر یکی از امشاسپندان در می‌آورند.

چنانکه همه امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند، این امشاسپند در جهان مینوی نماینده قدرت و شهریاری مطلقه اهورامزدا و در زمین نگاهبانی و سرپرستی فلزات و جنگ ابزارها و سلاح‌ها بدو محول است.برج فلکی شهریور ماه سنبله است که ششمین برج فلکی، منطقه البروج است و نماد این برج (سنبله یا باکره یا دوشیزه)در انگلیس Virgoنامیده می‌شود.

 

روز پدر در شهریور ماه

ایرانیان همواره، آیین‌های‌شان را بر پایه‌ مفاهیم گاه‌شماری نام‌گذاری کرده‌اند و هرگز آیین‌ها و جشن‌های‌شان به مناسبت زایش چهره یا شخصیتی نبوده‌ است. گذشتگان ما با نام نهادن بر روزها و ماه‌ها برای ما پیام بزرگی داشته‌اند و خواسته‌اند که با آغاز هر ماه و هر روز، زمان و فرصت‌های زندگی را ارج بنهیم و هرگز از معنای نام‌ها غافل نشویم. شهریور یکی از ۶ امشاسپندانی است که در اوستا و گات‌ها از آن نام برده شده‌است و در اوستا سه تا از این امشاسپندان، زن‌گونه و سه‌تای دیگر مردگونه هستند که شهریور از امشاسپندان مردگونه است.

در باور زرتشتی هر روز نامی دارد و هر نام معنایی؛ روز مهر و دوستی را در جشن مهرگان پاس داشته‌اند، چون ایزد مهر پاسدار مهر، پیوند و عهد و پیمان است. روز مادر و زن را در اسفندگان جشن گرفته‌اند، چون اسفندماه زمان زایش و باروری زمین است و مادران همچون زمین، نماد باروری، زایش و زندگی هستند. جشن شهریورگان از آن روی به‌عنوان روز پدر برگزیده‌ شده است که به معنای شهریاری بر اراده و نفس است.  جشن پدر در جشن شهریورگان، درست ۶ ماه پس از روز مادر و جشن اسفندگان برگزار می‌شود. پس چه بهتر که ماه شهریور و در جشن شهریورگان به مفهوم شهریاری  نفس  بر خویش پی ببریم و با همه دشواری‌های زندگی، اندیشمندانه به رویارویی بپردازیم.

ابوریحان در آثار الباقیه می‌نویسد: «شهریور ماه روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن می‌باشد و آن‌ را شهریورگان گویند. معنی شهریور دوستی و آرزو است و شهریور فرشته ای است که به‌ جواهر هفت‌گانه از قبیل طلا و نقره و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به‌آنها بستگی دارد، موکل است.

برای جشن شهریورگان از دو گونه دیگر می توان برتری قائل شد: اول اینکه در این ماه محصولات کشت و زرع جمع‌آوری می‌شود و چون معمولا برای به‌دست آوردن نتیجه هر کاری جشن و شادی لازم است، لذا شهریورگان به مناسبت نتیجه گرفتن از نعمت کشت و کار و به‌دست آوردن محصولات به‌خصوص برای کشاورزان، بهترین جشن و شادی است و در واقع جشن سرخرمن است.دوم اینکه در این ماه، پاییز کاری شروع می شود و چون معمولا هر کار نیکی را با شادی باید آغاز کرد،از این لحاظ جشن شهریورگان را می‌توان آغاز فصل جدید دیگری از هنگام کشت و زرع دانست و آن‌را مورد احترام قرار داد.

با دلایلی که ذکر شد، جشن شهریورگان به‌خصوص برای کشاورزان از لحاظ جمع آوری محصول و به‌دست آوردن خرمن و همچنین از نقطه نظر شروع به‌کار پاییز، بهترین جشن و شادمانی است و به همین جهت است که نسبت به آن احترام زیادی قائل هستند و با شادی فراوان مراسم آن‌را به‌جای می آورند.این جشن آتش‌های خانگی محسوب می‌شد؛ مردم در خانه‌ها آتش می‌افروختند و ستایش خداوند و شکر نعمت‌های او می‌گذاردند. در خانه‌ها اغلب مهمانی برپا کرده و خوراک‌های متنوع و ویژه تدارک می‌دیدند و به مناسبت تغییر هوا، شب هنگام در بام‌ها نیز آتش می‌افروختند.متأسفانه بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و فقط برخی از خانواده‌های قدیمی در کرمان، به گونه محدودی این جشن را برگزار می‌کنند. برگزار نشدن آیین‌های جشن شهریورگان توسط ایرانیان در زمانی طولانی موجب شده است تا همه جزئیات آن به فراموشی سپرده شود و حتی در متون کهن نیز آگاهی‌های چندانی در باره آن فرادست نیاید.

چهارم شهریورماه نه تنها هنگام جشن شهریورگان، بلکه همزمان با جشن زادروز داراب (کورش) و جشن درگذشت یا جان باختن مانی نیز هست؛ هم‌زمانی این دو رویداد اخیر توجه برانگیز است: از سویی هنگام زایش پادشاهی بلندآوازه و کوششگر آرمان‌شهر ایرانی است و از سوی دیگر مرگ مانی در همین روز و دستآورد سلطه موبدان ساسانی است.

—————————————————————————-

منابع:

به نقل از روزنامه قانون

دانشنامه مزدیسنا، دکتر موبد جهانگیر اشیدری

بینش زرتشت، خداداد خنجری

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *