مشارکت زنان در تحولات سیاسی انقلاب مشروطیت(بخش اول)

 

*نیلوفر کسری*

 

در تاریخ معاصر ایران، ورود زنان به صحنه سیاسی از جلوه‌های مدرنیته و دگرگونی ساختار سیاسی بود. تا پیش از این تاریخ، زنان بنا به اصول مورد قبول جامعه به فعالیت در زمینه‌های مختلف می‌پرداختند و به شکل غیرمستقیم از طریق نفوذ سیاسی در حوادث و وقایع نقش داشتند؛ این امر بیشتر شامل حضور زنان درباری و شاهزادگان و رجال صاحب مقام  و جایگاه اجتماعی می‌شد.اما از زمان مشروطه،حضور زنان به شکلی پررنگ و مستقیم بویژه در میان طبقات متوسط و پایین جامعه به چشم می‌خورد. طوری که از این زمان، زنان طبقات متوسط و پایین که طی سالیان سال هجوم اقوام مختلف و دگرگونی ساختار سیاسی در اندرونی‌ها حبس بودند، به کف خیابان‌ها کشیده شدند و مطالبات خود را با صدای بلند فریاد زدند.

اندیشمندان علوم اجتماعی از جمله مایکل راس، مشارکت را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در زمینه سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی می‌دانند.[۱] از دیگر سو، آلبر کراس اعتقاد دارد که مشارکت، درگیری در یک وضعیت گروهی است که این شخص، اشخاص دیگر را تشویق می‌کند که به هدف‌های گروهی کمک کنند و در آن‌ها سهیم باشند.[۲] نکته مهم پیرامون مسئله “مشارکت سیاسی”این است که مشارکت سیاسی باید آگاهانه، خودجوش، سازمان یافته، آزادانه و مبتنی بر علایق فردی، گروهی و صنفی باشد.

زنان در مبارزات عصر مشروطه و پیش از آن، به دنبال نوعی مشارکت سیاسی در جهت احقاق حق شهروندی خود بودند تا از این پس نه به مانند اشیایی در پستو، بلکه چون انسانی صاحب رأی و اندیشه شناخته شوند. بدین ترتیب زنان،ھم‌پای مردان از هدف‌های عمومی انقلاب پشتیبانی کردند ولباس رزم برتن کردند و با جسارت، خواستار حقوق حقه ایرانیان گشتتند. آنان در عین حال، تلاش نمودند تا با برداشتن موانع موجود بر سر راه فعالیت‌های سیاسی، شرایط لازم را برای مشارکت در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور فراھم آورند. مبارزات زنان در سه بخش عمده سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تبلور پیدا کرد. بخش فرهنگی شامل مبارزاتی بود که این قشر برای تأسیس مدارس دخترانه و تأسیس و انتشار نشریات در کشور انجام داد. شایان ذکر است که تا آن هنگام ،معدودی از دختران مسلمان در مدارس خارجی که توسط میسیون‌های مذهبی دایر شده بود،درس می‌خواندند، اما پس از انقلاب مشروطیت،زنان بلند پرواز و آزاد‌اندیش ایران با وجود تمام مخاطرات و مزاحمت‌ها به تأسیس مدارس دخترانه دست زدند.

طوبی رشدیه درسال۱۳۲۱ق. مدرسه پرورش را تأسیس کرد که در چهارمین روز گشایش، بسته شد. در سال ۱۳۲۴ق. بی‌بی خانم استر‌آبادی ‌مدرسه دخترانه ملی دوشیزگان را در تهران تأسیس کرد که آن هم با مخالفت روبه‌رو شد. زنان به اشکال مختلف از جمله مقاله در روزنامه‌های تهران سعی کردند که مسئله لزوم آموزش و تحصیل دختران را یاد آوری کنند و مشروطه‌ خواهان را به حمایت از بازگشایی مدارس دخترانه وادار کنند. پس تا آغاز جنبش مشروطه، تعلیم وتربیت دختران منحصر به همان مدارس خارجی و معلمان بود.[۳]

درسال۱۳۲۶ق. مدرسه ناموس با کمک میرزا حسن رشدیه در خیابان شاپور بنا گذاشته شد و برای تدریس دختران از آموزگاران زن که در آن عصر بسیار کم بودند، استفاده شد. این مدرسه با وجود مخالفت‌های سنت‌گرایان به کار خود ادامه داد و دروس قرآن وکتب مذهبی از درس‌های اصلی دختران در این مدرسه بود. پس از گذشت مدتی، مدرسه پرورش، عفاف و تربیت برای دختران تأسیس گشت و از سال ۱۳۲۷ق. طی تصویب مجلس کلیه دبستان‌های‌ تهران دولتی شد وتعداد ۶ باب مدرسه دخترانه در کشور تأسیس گشت.[۴]

به دنبال تأسیس مدارس، روزنامه‌ها ونشریات مختص رنان چاپ شد و قدیمی‌ترین روزنامه زنان در سال۱۳۲۸ ق. منتشر شد؛ به بیان دیگر، قدیمی ترین روزنامه زنان ۷۵ سال بعد از اولین روزنامه ایرانی (یعنی کاغذ اخبار ) ۱۳۲۵ق .منتشر شد. مدت چاپ این نشریه، حدود یکسال بود و مدیریت آن به عهده خانم دکتر حسین کحا‌ل‌ زاده قرار داشت.[۵]

پس از تعطیلی دانش در سال۱۳۲۹ ق. روزنامه شکوفه منتشر شد که صاحب امتیاز آن، مریم عمید سمنانی(مزین‌السلطنه) بود و هر ۱۵ روز یکبار از ربیع الاول۱۳۳۱ق. منتشر می‌شد. این نشریه خرافه پرستی را رد می‌کرد و زنان را به فراگیری دانش فرا می‌خواند؛ به دنبال این فعالیت‌ها‌، نشریات زنان در شهرستان‌ها نیز انتشار یافت.[۶]

از جمله این نشریات، روزنامه زبان زنان در اصفهان به مدیریت بانو صدیقه دولت‌آبادی بود که سه سال بعد از تعطیل شدن شکوفه هر پانزده روز یکبار به چاپ می‌رسید. مقالات این نشریه حکایت از درک بالای زنان آن زمان از مسائل سیاسی دارد.[۷] نشریه دیگر که تقریباً مقارن با زبان زنان به چاپ رسید، مجله عالم نسوان به صاحب امتیازی نوابه خانم صفویی بود و روزنامه بانوان توسط دختر میرزا حسن رشدیه به نام شهناز آزاد در اصفهان چاپ می‌شد.[۸]

[۱]-برکراسی، نیکلای، فرهنگ جامعه شناسی، ترجمه: حسن پویا ، تهران، چاپ پخش ۱۳۷۶، صص۱۲۳-۱۲۲

[۲]— راس، مایکل، جامعه و سیاست، ترجمه:منوچهر صبوری، تهران: سمت ۱۳۷۷، ص۲۸۲

[۳]– مجله گنجینه اسناد،سال اول،دفتر اول،ص ۸

[۴]-احمدکسروی تبریزی،تاریخ انقلاب مشروطه،ج ۱، ص ۳۶۲

[۵]-محیط طباطبایی،تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران،ص ۱۷۲

[۶]-نیلوفرکسری،سیاست و حرمسرا، تهران: علمی، ۱۳۷۹، ص۲۹۰

[۷]– همان‌جا، صص ۲۹۱-۲۹۰

[۷]- همان‌جا، صص ۲۹۴ و ۱۹۲

[۸]– همانجا ص ۱۹۲-۲۹۴

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *