اشتباه تاریخی

*نویسنده:آزیتا لقائی*

اشتباه تاریخی

نقطه جوش مشروطه در دو مرحله بود: مرحله اول، مهاجرت صغری که روحانیون و مردم به صحن حضرت عبدالعظیم(ع) رفتند و متحصن شدند و حاصل این تحصن، صدور فرمان تأسیس عدالتخانه بود؛ فرمانی که اجراء نشد و روحانیون و مردم در اعتراض به اجراء نشدن آن به پا خاستند. در نتیجه روحانیون معترض به قم مهاجرت کردند که مهاجرت کبری نام گرفت. خبر مهاجرت روحانیون برجسته تهران به قم انعکاس وسیعی در همه کشور و حتی در نجف یافت و صدای اعتراض از همه جای مملکت بلند شد. همزمان با مهاجرت روحانیون به قم، گروهی از تجار معتبر تهران تحت عنوان نداشتن امنیت جانی و مالی به سفارت انگلستان در تهران رفتند و متحصن شدند، بدین سان دو کانون مقاومت یکی در قم و دیگری در تهران شکل گرفت.
متحصنین سه خواسته داشتند: ۱- مراجعت علما و رؤسای روحانی که اسناد و قبالجات وصداق زنان‌شان به خط و مهر آنها است. ۲- افتتاح عدالتخانه که شاه و گدا در آن مساوی باشند. ۳- پرداخت وجوه بروات.(۱) تا این زمان صحبتی از مشروطه در تقاضاهای اصلی متحصنین و مهاجرین نبود و شاه تسلیم خواستۀ مهاجرین و متحصنین شد. عین‌الدوله به ناچار در ۷ جمادی‌الثانی از صدارت استعفاء داد و شاه در ۸ جمادی‌الثانی طی دست‌خطی به مهاجرین قم اعلام کرد که با خواسته‌های آنها موافق است و عضدالملک را برای بازگرداندن‌شان به قم فرستاد.(۲)
عده‌ای از متحصنین بعد از شنیدن خبر عزل عین‌الدوله قصد ترک سفارت را داشتند، اما گردانندگان تحصن و بعضی اجزای سفارت آنها را منصرف کردند. متحصنین سفارت انگلستان ترسیدند که مهاجرین هم با عزل عین‌الدوله راضی شوند و به تهران بازگردند. آنها از مهاجرین خواستند تا تحقق همۀ خواسته‌های‌شان د ر قم بمانند.(۳) از این مرحله به بعد، کانون مقاومت مستقر در سفارت نقشش فعال‌تر شد. کاردار سفارت با متحصنین ملاقات کرد و ضمن تشویق آنها به ادامۀ تحصن، پیشنهاد داد به پارلمان انگلستان شکایت کنند.(۴) متحصنین هم تصمیم گرفتند که بنا به توصیه کاردار سفارت، در صورت خودداری دولت از رسیدگی به خواسته‌های‌شان به مجلس نمایندگان انگلستان متوسل شوند.(۵) متحصنین که نگرانی‌شان از بازگشت مهاجرین به تهران برطرف نشده بود، دوباره به مهاجرین تلگراف زدند که تا انجام مقاصد و اشارۀ ما از قم بازنگردید و فریب نخورید. آیت‌الله ‌بهبهانی در پاسخ به متحصنین اطمینان داد که تا تحقق مقصود و گرفتن تضمین از سفارت انگلستان و روسیه، از قم باز نخواهند گشت.(۶) گرانت‌ داف در۱۰جمادی‌الثانی در گزارشی به سر‌ادوارد‌ گری نوشت که مهاجرین حاضر نیستند به تهران بازگردند و متحصنین از مذاکرۀ مستقیم با دولت پرهیز دارند. آنها ترجیح می‌دهند پیام‌های‌شان را از طریق سفارت انگلستان به گوش دولت ایران برسانند و آنها می‌گویند حتی اگر علمای مهاجر قم وعده‌های شاه را بپذیرند، متحصنین تسلیم نخواهند شد. گرانت‌ داف جهت افزایش فشار بر حکومت ایران تقاضای ملاقات با شاه را کرد. او اعلام کرد، تنها در صورتی که تضمین قطعی جهت خروج متحصنین از سفارت داده شود، از ملاقات با شاه صرفنظر خواهد کرد.‌(۷) شاه جهت جلب موافقت متحصنین سفارت در ۱۲جمادی‌الثانی پسر مشیر‌الدوله صدراعظم را به سفارت انگلستان فرستاد با دست‌خطی مبنی بر اینکه با تشکیل مجلس فقط در تهران موافق است و هر موضوعی پس از مشورت اعضاء و حکم مجلس و تصدیق وزرای دربار در صورتی قابل اجراء خواهد بود که به امضای شاه برسد. متحصنین با این دست‌خط مخالفت کردند. آنها مجلسی می‌خواستند که حکمش لازم‌الاجراء باشد و همه شهرها و دهات را در برگیرد. در ۱۳جمادی‌الثانی شاه تحت فشار سفارت، علمای عتبات، مهاجرین قم و علمای دیگر شهرهاﻱ ایران ناچار دست‌خط دیگری صادر کرد که مجلسی مطابق میل علما تشکیل خواهد شد و صورت دست‌خط را برای چاپ به مطبعۀ شاهنشاهی فرستاد. شاه در این دست‌خط که تاریخ ۱۴ شهر جمادی‌الاخری را داشت، نوشته بود:
” چنان مصمم شدیم که مجلسی از منتخبین شاهزادگان و علماء و قاجاریه و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه، در دارالخلافۀ تهران تشکیل و تنظیم شود که در موارد لازمه در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقۀ لازمه را به عمل آورده و به هیأت وزرای ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنمایند و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خودشان را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات مهمۀ قاطبۀ اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برسانند که به صحه مبارکه موشح و به موقع اجرا گذارده شود…”(۸)
صورت دست‌خط فوق را در ۱۵جمادﻱ‌الثانی به دیوار سفارت و خیابان‌ها و کوچه‌ها چسباندند و مردم این دست‌خط را نپذیرفتند و آن را پاره کردند. پس از صدور این دست‌خط، اعتراضات فروکش نکرد و متحصنین در سفارت باقی ماندند. در ۱۶جمادی‌الثانی نمایندگانی از سوی علمای مهاجر به تهران آمدند، آنها ابتدا به دیدار متحصنین سفارت رفتند و از آنجا برای ملاقات با شاه و صدراعظم راهی صاحبقرانیه شدند. غروب به سفارت بازگشتند و اعلام کردند که شاه با خواسته‌های آقایان علما موافقت کرده و دست‌خطی هم به قرار ذیل صادر کرده است:
جناب اشرف صدراعظم در تکمیل دستخط سابق خودمان، به تاریخ چهاردهم جمادی‌الاخری ۱۳۲۴ امروز اجازۀ صریحه در تأسیس مجلس منتخبین فرموده بودیم. مجدداً برای این که عموم اهالی و افراد ملت از توجهات کاملۀ همایونی ما واقف باشند، امر و مقرر می‌داریم که مجلس مزبور را به شرح دستخط سابق صحیحاً دایر نموده، بعد از انتخاب اعضاء مجلس، فصول و شرایط نظامنامه مجلس شورای اسلامی را موافق تصویب و امضاء منتخبین، به طوری که موجب اصلاح عموم مملکت و اجرای قوانین شرع مقدس مرتب نمایند که به شرف عرض و امضای همایونی ما موشّح و مطابق نظامنامۀ مزبور، این مقصود مقدس صورت و انجام پذیرد. ۱۶ جمادی‌الثانیه ۱۳۲۴. (۹)
متحصنین سفارت با این دست‌خط هم مخالفت کردند و ترک سفارت را منوط به تضمین دست‌خط شاه توسط سفارت انگلستان و قول دولت برای تشکیل مجلس کردند. در ۱۷ جمادﻱ‌الثانی عده‌ای از تجار متحصن برای مذاکرۀ مستقیم با صدراعظم به ملاقاتش رفتند و کاردار سفارت انگلستان هم همراه‌شان بود. آنها در بارۀ مجلس شورا مذاکره کردند. متحصنین خواهان تشکیل مجلس شورای ملی بودند، اما مشیر‌الدوله خواهان تشکیل مجلس شورای اسلامی بود و سرانجام مشیر‌الدوله تسلیم خواست آنها شد.(۱۰) در ۱۸ جمادﻱ‌الثانی دستخط نهایی و اصلاح شدۀ شاه که با دستخط ۱۴ جمادﻱ‌الثانی او متفاوت و مبتنی بر اجازۀ تأسیس مجلس شورای ملی بود را در حضور متحصنین سفارت به قرار ذیل قرائت کردند:
جناب اشرف صدراعظم ، از آن جائی که حضرت باری جل شأنه سررشتۀ ترقی و سعادت ممالک محروسۀ ایران را به کف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبۀ اهالی ایران و رعایای صدیق خودمان قرار داده، لهذا در این موقع که رأی و ارادۀ همایون ما بدان تعلق گرفته که برای رفاهیت و امنیت قاطبۀ اهالی ایران و تشیید مبانی دولت و اصلاحات مقتضیه، به مرور در دوایر دولتی و مملکتی به موقع اجراء گذارده شود چنان مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان و علماء و قاجاریه و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف، به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافۀ تهران تشکیل و تنظیم شود، در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقۀ لازمه را به عمل آورده و به هیئت وزراء دولتخواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد، اعانت و کمک لازمه را بنمایند و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خودشان را در خیر دولت و ملت به عرض برسانند که به صحۀ ملوکانه موشح و بعون‌الله تعالی به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به این دستخط مبارک نظامنامۀ ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ مرتب و مهیا خواهید نمود. این مجلس شورای مرقوم که نگهبان عدل ما است افتتاح و به اصلاحات لازمۀ امور مملکت و اجرای قوانین شرع مقدس شروع نمائید و نیز مقرر می‌فرمائیم که سواد این دستخط مبارک را اعلام و منتشر نمائید، تا قاطبۀ اهالی از نیات حسنۀ ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفه‌الحال مشغول دعاگوئی دولت و این نعمت بی‌زوال باشند. ( در قصر صاحبقرانیه) به تاریخ ۱۴ جمادﻱالثانیه در سال یازدهم سلطنت. (۱۱)
تاریخ این دست‌خط را ۱۴ جمادﻱ‌الثانی زده‌اند، در حالی که در ۱۸ جمادﻱ‌الثانی صادر شد. دست‌خط‌های روز ۱۴ و ۱۸ با وجود مشابهت‌، تفاوتی اساسی با یکدیگر دارند.
واپسین روزهایی که به صدور دست‌خط تأسیس مجلس شورای ملی انجامید، در سرنوشت تاریخ معاصر ایران تأثیرگذار بود. اشتباه در خصوص تاریخ صدور فرمان تشکیل مجلس شورای ملی، فقط اشتباه در بارۀ روز صدور دست‌خط نیست، بلکه تفاوت در محتوای دو دست‌خط است که یکی از تبعات آن، انتقال رهبری از مهاجرین به متحصنین بود و ریشۀ اختلافات بعدی در آن نهفته است. تا روز ۱۴ جمادی الثانی، مهاجرین قم دست بالا را در هدایت جنبش داشتند، اما پس از صدور دست‌خط اول، متحصنین سفارت که از زمان استعفای عین‌الدوله با ریزش نیروهای مردمی‌شان روبرو بودند و حتی از بازگشت مهاجرین هم می‌ترسیدند، با مساعدت و همراهی کامل گرانت‌ داف کاردار سفارت انگلستان فراتر رفته و با وارد آوردن فشار بیشتر، شاه را وا‌داشتند تا دست‌خط دیگری در ۱۸ جمادی‌الثانی صادر کند که تا حدودی خواسته‌های متحصنین را تأمین می‌کرد.
علت آنکه تاریخ صدورش را ۱۴ جمادی الثانی نوشتند، به قول ناظم‌الاسلام کرمانی شاید محض این بود که با روز تولد شاه مطابق شود.(۱۲) به‌هر روی، همچنان به اشتباه ۱۴جمادی‌الثانی روز صدور فرمان مشروطه دانسته می‌شود.

زیر نویس:

ناظم‌الاسلام کرمانی. تاریخ بیداری ایرانیان. به اهتمام: سعیدی سیرجانی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶. ج۱، ۲۹۳.
شریف کاشانی، محمد مهدی. واقعات اتفاقیه در روزگار. به کوشش: منصوره اتحادیه(نظام مافی) و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۲. ج۱. ص ۸۲ و ناظم الاسلام کرمانی. ج۱. ص ۳۰۵ و تاریخ استقرار مشروطیت در ایران. استخراج و تهیه: حسن معاصر. تهران: ابن سینا، ۱۳۴۷. ص ۱۳۵و اعظام قدسی(اعظام‌الوزاره)، حسن. کتاب خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله. ]بی‌جا[، حیدری، ۱۳۴۲. ج۱، ص۱۳۷.
اعظام قدسی. ص ۱۳۶ و تاریخ استقرار مشروطیت در ایران. صص ۷۶ – ۷۷ و ناظم‌الاسلام کرمانی. تاریخ بیداری ایرانیان. ص ۳۰۱.
رائین، اسمعیل. انجمنهای سری در انقلاب مشروطیت ایران.] بی‌جا[،]بی‌نا[، ۱۳۴۵. ص ۱۰۰.
اسناد وزارت امور خارجه ایران، س ۲۴، ک ۲۱، پ۱.
ناظم‌الاسلام کرمانی . صص ۳۰۱ – ۳۰۲.
تاریخ استقرار مشروطیت در ایران. صص ۷۶ – ۷۸.
ناظم‌الاسلام کرمانی. صص ۳۰۸ و ۳۱۳ – ۳۱۴.
همان. صص ۳۱۹ – ۳۲۰.
همان. صص ۳۲۱ – ۳۲۲.
همان. ص ۳۲۴.
همان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *