ترکان خاتون پادشاه خیر خواه

*فائزه توکلی
ترکان خاتون چهارمین پادشاه دولت قتلق منطقه کرمان می‌باشد. وی از سال ۶۵۵ ق/ تا ۱۲ سال بعد یعنی ۶۶۷ ق وی در کرمان با درایت و خیرخواهی تمام اوضاع این منطقه را سروسامان داد.
دولت قتلق از تابعین چنگیزخان بود و براق حاجب از حاکمان دست نشانده آنان در منطقه کرمان بود که پس از مسلمان شدن، خلیفه الناصر به او لقب قتلق سلطان اعطا کرد (برتولداشپولر، ۱۳۵۱، ص ۱۵۸). براق حاجب برای جانشینی خود پسر برادرش قطب‌الدین را تعیین نمود و دختر خود خان ترکان را نیز به عقد ازدواج او درآورد (ناصرالدین منشی کرمانی، ۱۳۲۸، ص ۲۶).
براق حاجب در سال ۶۳۲ ق/ فوت کرد و پس از او قطب‌الدین به جانشینی انتخاب گردید. در طی دوران حاکمیت قطب‌الدین، اکثر تاریخهای قدیمی انجام تمام کارهای برجسته او را در اثر ارشاد و راهنمایی زن شایسته او قتلق ترکان می‌دانند (تاریخ شبانکاره، ص ۲۳). پس از وفات قطب‌الدین امرای دربار کرمان به جهت کوچک بودن فرزندان مذکر وی، از هلاکو در خواست کردند که همسر او قتلق ترکان به نیابت فرزندش جانشین وی گردد و هلاکو نیز با صدور فرمانی حاکمیت او را تثبیت گرداند (رشیدالدین، ۱۳۳۸، ج ۲، ص ۴۰۳). (۶۶۲ ق)
در وصف حکومت تر کان خاتون این نکته قابل ذکر است که سلطنت ابتدا به اسم ناپسریش حَجّاج بود اما اداره مملکت در عمل به دست ترکان خاتون قرار داشت (حمدالله مستوفی، ۱۳۳۹، ص ۵۳۰). اما این روابط پس از آنکه حجاج به سن بلوغ رسید به تیرگی گرایید. چنانکه یک شب در ضیافتی که از طرف حجاج برگزار گردیده بود، حجاج در حالت مستی از قتلق‌خاتون خواست که برقصد و خاتون با اینکه از این عمل ناپسری خود ناراحت گردیده بود، اما شروع به رقص مختصری نمود. این عمل نادرست حجاج سلطان، در حق مادر زن و نیابت کرمان خوشایند نیامد و با آباقاخان پسر هلاکو که دامادش بود در میان گذاشت و ایشان در این باره فرمانی صادر کرد. بعد از این حجاج از اداره امور تمام کارهای کرمان دست بکشد و تمام کارهای دولتی در این زمینه را بدست ترکان خاتون بسپارد (حمدالله مستوفی، ۱۳۳۹، ص ۲‌ـ ۵۳۱).
بعد از بازگشت ترکان خاتون حجاج برای تصاحب مجدد قدرت سلطنت مخفیانه به نزد فرزندان اوکتای رفت. ترکان خاتون نیز با فرستادن نماینده‌ای نزد آباقا او را از اینکار آگاه ساخت. آباقا از این کار حجاج سخت ناراحت گردید، لذا فرمانی مبنی بر دستگیری حجاج و آوردن او به اردوگاه صادر نمود (معین‌الدین، نقل از اوچوک، ۱۳۷۴، ص ۱۸۰) . حجاج به سیستان و سپس به سوی دهلی فرار کرد و ده سال در آنجا زندگی کرد. و پس از بازگشت در سال ۶۵۰ ق / فوت کرد (ناصرالدین مشی کرمانی، ۱۳۲۸، ص ۴۸).
در تمامی این مدت ترکان خاتون بدون مانع و با آزادی کامل در کرمان حکومت می‌کرد.
جلال‌الدین سیور غاتمیش برادر حجاج بعد از مدتی با تصاحب املاک برادر خود حجاج و گرفتن مناصب گوناگون قدرتش افزایش یافت و با امرای نافرمان کرمان و رقبای ترکان خاتون متحد شد و به او بی‌اعتنایی می‌کرد. ترکان خاتون با آباقاخان دامادش جریان را در میان گذاشت و آباقا نیز به موجب فرمانی سیورغاتمیش را از کلیه مناصب محروم گردانید (حمدالله مستوفی، ۱۳۳۹، ص ۵۳۳). اما دیری نپایید که آباقاخان فوت کرد و احمد تکودار جانشین او گردید. ۶۸۰ ق.
سیورغاتمیش که با سلطان احمد سابقه دوستی داشت با وساطت مادر سلطان احمد ، قوتی خاتون توانست نظر سلطان احمد را نسبت به ترکان خاتون مخدوش سازد. و پس از آن به موجب فرمانی اداره امور دولت قتلق قراختایی به طور مساوی به هر دوی آنها واگذار گردید. اما قوتی خاتون مادر سلطان احمد که از این فرمان ناخوشایند شده بود به سلطان گفت که اگر شما این فرمان را اجرا کنید سیورغاتمیش از شما نفرت پیدا می‌کند و به خراسان نزد ارغون خان می‌رود و با او متحد می‌شود. لذا پیشنهاد می‌کند که ترکان خاتون را که به دربار سلطان احمد آمده بود و در آنجا مدتی مانده بود زمستان نگه دارند، تا در تابستان با آمدن سیورغاتمیش اختلافات را حل و فصل کنند. روی این اصل ترکان خاتون زمستان آن سال را در محلی به نام بردع (زمستان) سپری نمود و از طرف صاحب دیوان شمس‌الدین جوینی که در آن موقع کارهای دربار مغولان را حل و فصل می‌کرد (ناصرالدین منشی کرمانی، ۱۳۲۸، ص ۵۴)، محبت و احترام بسیار دید. با آمدن بهار به سوی چرنداب تبریز حرکت نمود و از غایت حزن و اندوه مریض گردید و در سال ۶۸۱ ق وفات کرد و نخست همانجا مدفون گردید. (میرخواند، ۱۳۵۳، ج ۳، ص ۲۶۹).
ترکان خاتون پادشاهی عادل و خیرخواه بود و تمام تلاش خود را صرف آبادانی سرزمینش، رفاه مردم، تشویق علما و احترام به فضلا کرد و در ایجاد مدارس و مساجد و بناهای خیریه بسیار کوشید (میرخواند، ۱۳۵۳، ج ۳، ص ۱۲۹).
علم آموزی و ادب و فرهنگ در دوره این پادشاه درکرمان رونق گرفت و یکی از بزرگترین اقدامات وی احداث قنات بود که موجب آبادانی کرمان و رونق کشاورزی شد. بنای گنبد سبز(قبه سبز) که به واقع یکی از نخستین دانشگاه‌ های ایران محسوب می‌ شود در ابتدا در مجاورت آرامگاه حکام قراختایی و برای توجه به آرامگاه آنان بنا شد اما کاربری آن در اصل به عنوان مدرسه و مرکز علمی بودوترکان خاتون شرایط را برای حضور دانشمندان و علما برای انتقال دانش به دیگران در این مرکز فراهم کرد و آن را گسترش داد.

کارشناس ارشد پژوهشهای تاریخی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی*

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *