واکاوی تطبیقی مدلهای حاکمیت زنان در دنیای اسلام از قرن (هجری ۱۲ ـ ۴)

فائزه توکلی*

چکیده
حاکمیت زنان در کشورهای مسلمان ایران، هند، مصر و عراق طی قرنهای چهارم تا دوازدهم هجری قمری، نمونه‌ بارزی از حاکمیت قدرت و مدیریت زنان در سطوح بالای حکومت می‌باشد.
بازنگری در چگونگی مشارکت زنان در قدرت سیاسی و ارائه مدلهایی که با توجه به شرایط حاکمیت حکومتگران وجود داشته است، نمایی از الگوهای ویژه دورانهای پیشین را بازگو می‌نماید. در این راستا چکیده‌ای از چگونگی به قدرت رسیدن زنان در دولتهای اسلامی به لحاظ پروسه تاریخی پیشین لازم است و به دنبال آن مطالعه تطبیقی شرایط زنان فرمانروا و ارائه در تاریخ نگاری مدلهای قدرت از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.

کلید واژه: زنان فرمانروا ـ دنیای اسلام ـ قدرت سیاسی ـ مدلهای حاکمیت

مقدمه
حاکمیت برخی زنان در کشورهای مسلمان ایرانی، هند، مصر و عراق طی قرنهای چهارم تا دوازدهم قمری حکایت از قدرت سیاسی و مدیریت زنان در قرون میانه می‌باشد.
بررسی موقعیت حکمرانی زنان و نقش آنان در حکومت و ارائه مدلهای متفاوت حاکمیت آنان در تاریخ نگاری زنان به لحاظ جنسیتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. زیرا یکی از کارکردهای تاریخ در زمینه نوع و چگونگی حاکمیت زنان و به طور اعم مردان است. زیرا به قول بار بارا تاکمن مورخ آمریکایی «بشر در همه عرصه‌ها شگفتی آفرید الا حکومت کردن». لذا تاریخ نگاری مورخان تاکنون در توصیف حکومتها و فقط محدود به شخصیت پردازی و ارائه الگوهای قهرمان پرورانه و کیش مدار بوده است. به لحاظ روش شناسی، بررسی حاکمیت زنان و ارائه مدلهای قدرت آنان دریچه‌ای باریک را به لحاظ تاریخ نگاری جنسیتی باز می‌گشاید و زمینه خودآگاهی زنان را در عرصه‌های وسیعتر اجتماعی به ویژه در دنیای اسلام فراهم می نماید.

مفهوم قدرت و دیدگاههای آن
درباره مفهوم قدرت مطالب بسیاری نوشته شده است، اما مشهورترین تعریف قدرت توسط وبر تعریف شده که می‌نویسد: «قدرت (Macht) عبارت است از احتمال اینکه یک کنشگر در یک رابطه اجتماعی در موقعیتی باشد که اراده خود را به رغم مقاومت دیگران اعمال کند، صرف نظر از اینکه این احتمال بر چه مبنایی قرار دارد» کاربرد واژه احتمال معطوف به این معنا است که قدرت به طور بالقوه در نظر گرفته شود تا اینکه در انتظار کاربردش باشیم و آن را به طور نسبی در نظر بگیریم ونه به طور مطلق.»
در بررسی مدلهای قدرت با سه الگو به طور خلاصه مواجه هستیم:
۱ـ دیدگاه یک بعدی قدرت که متضمن تمرکز بر رفتار در موقعیتهای تصمیم‌گیری نسبت به مسائلی است که پیرامون آن ستیزی قابل مشاهده (ذهنی) وجود دارد، ستیزی که بیانگر اولویتهای متفاوت در خط مشی است و از طریق مشارکت سیاسی آشکار می‌شود. دراین دیدگاه ستیز در آزمون تجربی انتساب قدرت، نقشی حیاتی دارد، بدون این ستیز، اعمال قدرت تجلی و نمود پیدا نمی‌کند. «دال در توصیف مفهوم قدرت می‌نویسد: «الف آنجا بر ب قدرت دارد که بتواند ب را وادار به کاری کند که در غیر این صورت انجام نمی‌داد. در مورد روابط قدرت نیز چنین تعریف می‌نماید: «روابط قدرت مستلزم تلاش موفقیت آمیز الف برای وادار کردن ب به کاری است که در غیر این صورت انجام نمی‌داد.» (لوکس، ص ۱۶)
لذا بین قدرت بالقوه و بالفعل و بین تملک قدرت و اعمال آن تفاوت وجود دارد. زیرا در عبارت اول، به استعداد و ظرفیت الف اشاره می‌شود در حالی که در عبارت دوم تلاش موفقیت آمیز در نظر است. در این نگرش، این اعمال قدرت است که جنبه محوری دارد. به طور خلاصه در رویکرد کثرت گرایی تلاش در جهت تعیین کسانی است که در تصمیم گیریها نقش غالب دارند.(همان، ص ۱۷)
تصمیمات در این دیدگاه قدرت متضمن ستیز مستقیم، یعنی ستیز بالفعل و آشکار مطرح می‌شود و به عبارتی قدرت، نفوذ و غیره را به جای یکدیگر به کار می‌گیرند. در این دیدگاه ستیز در آزمون تجربی انتساب قدرت، نقش حیاتی دارد، بدون این ستیز اعمال قدرت تجلی و نمود پیدا نمی‌کند.
۲ـ در دیدگاه دوبعدی قدرت، تأمین قدرت، توأم با اجبار، نفوذ، اقتدار، زورو قدرت نامرئی (مهارت) است. اجبار در زمانی است که «الف» موافقت «ب» را با تهدید به محرومیت به دست آورد و ستیزی در مورد ارزش یا جریان کنش وجود داشته باشد. نفوذ نیز وقتی است که «الف بدون هر گونه تهدید محروم سازی شدید ـ اعم از ضمنی یا آشکار ـ باعث تغییر جریان کنش ب می‌شود. اقتدار نیز زمانی است که «ب» موافقت می‌کند زیرا «الف» را مطابق ارزشهایش معقول و مشروع می‌داند. در شکل زور الف به رغم عدم رضایت ب و با سلب انتخاب رضایت یا عدم رضایت از او به اهداف خود نایل می‌آید. قدرت نامرئی نیز جنبه‌ای از زور و متفاوت با اجبار، قدرت، نفوذ و اقتدار است: «چون در اینجا رضایت در غیاب آگاهی موافقت کننده از منبع یا ماهیت دقیق تقاضا محقق می‌شود.» (همان، ص ۲۳)
۳ـ دیدگاه سه بعدی قدرت با یک ستیز پنهان که در تضاد بین منافع کسانی که قدرت را اعمال می کنند و منافع بالفعل کسانی که کنار زده شده‌اند، مستتر است.(همان، ص ۳۴)
مؤثرترین و بی سر و صدا ترین شکل قدرت است که جلوگیری از ظهور ستیز بالفعل می‌نماید، در این شکل از قدرت راههای گوناگونی فراهم می‌شود که توسط آن مسائل بالقوه، یا از طریق عملکرد نیروهای اجتماعی و رفتارهای نهادی و یا از طریق تصمیمات افراد، خارج از سیاست نگه داشته می‌شوند.
نکته‌ای که باید در نظر داشت تفاوت بین «اقتدار و قدرت» است، از نظر ماکس وبر قدرت اساساً با شخصیت افراد پیوند خورده است در حالی که اقتدار همواره با موقعیتهای پیوستگی نقشهای اجتماعی بستگی دارد. در این راستا سؤالاتی که مطرح می‌شوند این است که به لحاظ تاریخی «آیا افراد یا سازمانهایی در جامعه که رسماً به عنوان دارندگان قدرت ـ مانند شاهان و امپراتوران، فرماندهان نظامی و … ـ تعیین گردیده‌اند، عملاً اعمال قدرت می‌کردند یا همان گونه که برخی از نظریه پردازان اظهار کرده‌اند آنها ظواهری هستند که در پشت آن قدرت «واقعی» توسط سوگلیهای درباری، رجال متنفذ، گروههای همسود و مقامات اداری فاسد و مانند آنها اعمال می‌گردد.» (راش، ص۴۹)
در این بخش به بررسی چگونگی اعمال قدرت زنانی که در قرون میانه در دنیای اسلام به حاکمیت رسیدند پرداخته می‌شود.
حاکمیت تاریخی زنان مسلمان

سیده ملکه خاتون
سیده ملکه خاتون نخستین زن شیعه مسلمان ایرانی که در قرن ۴ هجری قمری (۳۸۵ ق) در ایران به حاکمیت رسید. سیده خاتون در دوران حاکمیت همسرش فخرالدوله دیلمی توانست با کسب سمت مشاور سیاسی، اجتماعی در امور دربار و دیوان دخالت داشته باشد و در این دوران کلیددار خزانه سلطنتی فخرالدوله نیز بود. پس از مرگ فخرالدوله (۳۸۷ هـ) سیده ملکه خاتون به دلیل صغر سن فرزندش مجدالدوله که چهارساله و به روایتی یازده سال بود ـ از طریق امرای سپاه به جانشینی انتخاب شد. سیده خاتون با نظارت بر ضرب سکه، نبض اقتصادی حکومت را به گونه یک اهرم قدرت در دست داشت. در این راه از دو نفر به عنوان مباشر کمک می‌گرفت، ابو علی بن حموی اصفهانی و ابو العباس احمد بن ابراهیم حنبی ـ (الکامل، ج ۲، ص ۵۳۷) کلیه فرمانهای حکومتی با صلاحدید او صادر می‌شد. (تاریخ گزیده، ص ۳۱۹)
در سال ۳۹۷ ق که مجدالدوله ۲۸ ساله شد به رقابت با مادر پرداخت. در بروز اختلاف ابوعلی وزیر مجدالدوله که از تسلط سیده ملکه خاتون در تمامی امور حکومتی واهمه داشت. نقش مهمی داشت زیرا با جلب حمایت سرداران سپاه توانست بازوی نظامی ملکه را قطع کند و وزنه قدرت را به سوی مجدالدوله هدایت نماید. سیده خاتون که از اهداف آنان آگاه شد شبانه فرار کرد و به قلعه طبرک رفت و از آنجا به نزد یکی از متحدان داخلی‌اش به نام بدربن حسنویه امیر کردستان رفت و با کمک او توانست به ری لشکرکشی کرده و مجدالدوله را شکست دهد و حاکمیت را مجدداً به دست آورد. پسران دیگر سیده ملکه خاتون مانند شمس‌الدوله در همدان و ابو شجاع در اصفهان زیر لوای قدرت ملکه بودند که شمس‌الدوله بعد از اقدام مجدالدوله علیه مادر جبهه گرفت و نهایتاً توانست ری را تصرف و مجدالدوله و سیده خاتون را رهسپار دماوند کند. سیده خاتون در روابط خارجی با درایت تمام تلاش می‌کرد که از هر گونه جنگ و ستیز با حکمرانان نواحی مناطق مختلف پرهیز کند و با مذاکره و گفتگو امور حکومت را هدایت کند چنانکه با خلیفه عباسی و سلطان محمود غزنوی چنین کرد. در رابطه با خلافت به نهاد خلافت احترام می‌گذاشت تا حکومتش از مشروعیت برخوردار باشد.
در ارتباط با توسعه‌طلبی‌های سلطان محمود غزنوی که قصد حمله به ری داشت به ملکه پیغام می‌فرستد چنانکه «باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی و الا جنگ را آماده باشی. (تاریخ گزیده، ص ۴۲۱)
ملکه که همواره تهدید سلطان محمود غزنوی را از دوران حاکمیت همسرش فخرالدوله احساس می‌کرد، در جواب رسول سلطان نوشت که «سلطان محمود مردی غازی و صاحب دولت است و اکثر ایران و زمین هند او را مسلم است اما تا شوهرم فخرالدوله در حیات بود مدت دوازده سال از تاخت سلطان اندیشه ناک بودم اکنون که شوهرم به رحمت حق واصل شده آن اندیشه از خاطرم محو است چرا که سلطان پادشاهی بزرگ و صاحب ناموس است لشکر بر پیرزنی نخواهد کشید و اگر لشکر کشد و جنگ کند مقرر است که من نیز جنگ خواهم کرد و اگر ظفر مرا باشد تا دامن قیامت را شکوه است و اگر ظفر او را باشد مردم گویند پیرزنی را شکست و فتح نامه‌ها در ملک چگونه نویسد». (تذکره الشعرا، ص ۳۶)
«سلطان محمود از جوابی که ملکه خاتون نثارش کرد، به فراست و درایت و عقل وی اندرزها گرفت» (دایره المعارف شیعه، ج ۲، ص ۵۰۱)
سلطان تا زمانی که ملکه خاتون زنده بود متعرض آل بویه نگردید.

خدمات اقتصادی، اجتماعی سیده ملکه خاتون
سیده ملکه خاتون اقتصاد منطقه ری و جبال را ساماندهی کرد و سرزمینهای بسیاری را آباد کرد و با پشتوانه مالی که داشت حمایت سپاهیان را جلب می‌کرد. هفته‌ای پنج روز در شهر ری بار عام می‌داد و با وزرا و کارگزارانش بی واسطه سخن می‌گفت در دوران ملکه خاتون دربار محل تجمع دانشمندان، ادبا و فلاسفه بود. ابو علی سینا مقارن حاکمیت ملکه در دربار وی به سر می‌برد (روضه الصفا، ج ۷، ص ۳۹۷)
سیده خاتون در سال (۴۱۹ هـ .ق) در ری درگذشت. دوران حاکمیت سیده ملکه خاتون برگرفته از دیدگاه دو بعدی قدرت یعنی نفوذ، اقتدار، قدرت نامرئی بود.
ترکان خاتون
در قرن ۵، ترکان خاتون (سال ۴۵۶ هـ .ق) به ازدواج ملکشاه سلجوقی درآمد. او زنی قدرتمند بود. چنانکه در زندگی سیاسی همسرش و نظام الملک وزیر ملکشاه و حتی در انتخاب جانشینی ملکشاه نقش مؤثری ایفا نمود. مخالفت نظام الملک با جانشینی پسر ترکان خاتون، محمود و اقدامات ترکان خاتون در جهت نفوذ شیعیان به دربار ملکشاه زمینه تضاد میان نظام الملک و ترکان خاتون را ایجاد کرد. قدرت روز افزون ترکان خاتون و تسلطش بر ملکشاه زمینه رقابت این دو را ایجاد کرد که در نهایت با توطئه ترکان خاتون خواجه نظام الملک در سفر جنگی نهاوند به دست فداییان اسماعیلی به قتل رسید. (راوندی، ص ۱۳۳)
با درگذشت ملکشاه، تاج الملک ابوالغنایم نایب ترکان خاتون به منصب وزارت رسید و توانست نظر خلیفه را در مورد جانشینی محمود چهارساله جلب نمایند. خلیفه المقتدی برای حفظ خلافتش ناگزیر به این کار گردید. زیرا خلیفه با مه ملک خاتون دختر ملکشاه از ترکان خاتون ازدواج کرده بود و حاصل آن فرزندی به نام جعفر بود (ابن اثیر، ج ۱۰، ص ۱۰۹) که بعدها زمینه مشروعیت وی در هدایت حاکمیت وابسته به خلیفه گرید. تسلط تاج الملک و ترکان خاتون بر خزانه مرکزی از دیگر اهرمهای اقتدار آنان بود ترکان خاتون در سال ۴۸۷ هـ . ق درگذشت. مدل قدرت ترکان خاتون نیز منبعث از شکل یک بعدی و دو بعدی قدرت و سه بعدی قدرت است. زیرا هم از ستیز بالفعل در کنار زدن خواجه نظام الملک استفاده کرد و هم از اقتدار و هم نفوذ بر روی خلیفه به واسطه وابستگی خانوادگی بهره برد و از طرفی از تضاد منافع کسانی که اعمال قدرت می‌کردند کاملا استفاده کرد.

حاکمیت رضیه خاتون
در قرن هفتم حاکمیت رضیه خاتون در دولت مسلمان ترک در دهلی طی سالهای (۶۳۸ ـ ۶۳۴ ق) بود. رضیه خاتون که تحت تاثیر تعلیمات پدرش (ایلتمش بود) پیش از مرگش علی رغم وجود پسران دیگرش (رکن الدین و معزالدین) که به سن بلوغ رسیده بودند. طی منشوری دخترش را به جانشینی انتخاب کرد و علت عدم انتخاب پسرانش را می خوارگی و عدم توانایی اداره مملکت عنوان کرد. (اوچوک، ص ۱۱۲)
رضیه خاتون با جسارت در عین جنگجویی بسیار خوش خوی و دوستدار علما و دانشمندان بود. اما تضادهای خاندانهای رقیب بر سر جانشینی رکن الدین به جای رضیه خاتون به آنجا کشید که وی با حمایت امرای لشکر به حاکمیت رسید و با قهر و غلبه رکن الدین را که علیه وی برخاسته بود محبوس کرد. رضیه خاتون با ضرب سکه‌ای به نام خود قدرت خود را تحکیم بخشید و با تمام شورش‌هی داخلی و درگیری فرصت طلبان که در دربار مواجه گردید، توانست اقتدار و انتظام یابد و زنی که سلطنتش ر از راه عهد بدست آورده بود توانست به مدت ۴ سال ممالک وسیعی را اداره نماید.

اقدامات رضیه خاتون
رضیه خاتون از سال ۶۵۱ ق که به تخت نشست. عدالت را بر جامعه حاکم کرد و رفتار عادلانه با مردم پیش گرفت. (طبقات ناصری، ج ۲، ص ۶۳۹)
با ضرب سکه‌هایی با عنوان «رضیه الدنیا والدین» به حاکمیت خود رسمیت بخشید. عدالت، قابلیت نظامی و هنری از قابلیت‌های او بود مضاف بر آنکه شاعر نیز بود و تخلصش در شعر «شیرین دهلوی» یا «شیر غوری» موجود است. نمونه مدل قدرت وی آمیزه‌ای از سه بعد قدرت بود زیرا هم به طور بالفعل و آشکار با مخالفانش ستیز کرد و هم با استفاده از نفوذ و اقتدار و زور و قدرت نامرئی که داشت توانست حمایت امرای لشکر را جلب نماید. و در شکل سوم از ستیز پنهان مخالفان حاکمیتش به نفع خود بهره‌ برداری کرد.

شجره الدّر
شجره‌الدّر که همسر «ملک صالح نجم الدین ایوب» از پادشاهان ایوبی در کشور اسلامی مصر بود. وی از کنیزکان ترکی بود که مورد محبت ملک صالح قرار گرفت و به مقام ملک مصر ارتقا یافت. (اوچوک نقل از عینی، عقدالجمان، ج ۴، ص ۳۰۷)
او با درایت در سال ۶۴۷ ق، مرگ همسرش را از همگان پنهان کرد تا کشورش را از تهدیدات صلیبیان فرانسوی در امان نگه دارد. تورانشاه فرزند و جانشین ملک صالح پس از آنکه از حصن کیفابه مصر آمد با تحریک ممالیکی که از حصن کیفا با خود آورده بود، علیه نامادری‌اش شجرالدر اقداماتی انجام داد. تورانشاه خزاین پدری را خواستار شد و شجرالدر خزاین را که صرف هزینه نظامی برای نبرد با فرانسه کرده بود در اختیارش نگذارد. شجرالدر با دادن وعده امارت به افراد سرشناس ممالیک به تبانی با آنها پرداخت و پس از شورش ممالیک بحری و کشته شدن تورانشاه، حکومت هشتاد و یکساله ایوبی در مصر به سر آمد و ممالیک جایگزین آنها شدند. شجرالدر اولین پادشاه ممالیک مصر می‌باشد که با رأی بزرگان دول و امرای ممالیک به پادشاهی رسید. (خواندمیر، ج ۳، ص ۲۵۱)
مهر شجره الدر با نام «والد الخلیل» بر روی تمام قوانین و اوراق رسمی به کار می‌رفت. وی از پوشیدن خلعت پادشاهی سرباز می‌زد. در تمام مساجد قاهره و مصر به نام او خطبه خوانده می‌شد و سکه ضرب می‌گردید. با لغو مالیاتهای سنگین و مشورت از پشت پرده با وزراء خود، حمایت امرا و حکما و مردم را از آن خود کرد. امرای دوستدار ملکه برای حفظ قدرت او مقدمه ازدواج او را با عزالدین آیبک که از غلامان بحریه بود و به مقام امارت رسیده بود، فراهم آوردند اما پس از مدتی آیبک در صدد کنار زدن ملکه توطئه کرد که با خبر شدن ملکه توطئه وی خنثی و علیه آیبک رقم خور و آیبک کشته شد. غلامان آیبک نیز به انتقام خون وی ملکه را دستگیر و زندانی کردند و پس از مدتی به قتل رساندند. شجره الدر که مؤسس سلسله جدید ممالیک بحریه در مصر می‌باشد از تمامی الگوهای قدرت بهره داشت. زیرا هم با استفاده از ستیز آشکار (مدل یک بعدی قدرت) و هم با نفوذ اقتدار و قدرت نامرئی که بر ملک صالح داشت توانست از مقام کنیزی به مرتبه ملکه ارتقاء یابد (مدل دو بعدی قدرت) و هم با استفاده از ستیز پنهان در رقابت با آیبک و با همدستی با ممالیک توانست سلسله ممالیک مصر را بنیان گذارد. (مدل سه بعدی قدرت)

قتلغ ترکان
قتلغ ترکان معروف به ترکان خاتون و ملقب به عصمه الدین که از زنان قدرتمند و فرهنگ دوست دولت قراختائیان کرمان است که در سال (۶۶۷ ق) با درایت و خیرخواهی تمام اوضاع منطقه را سر و سامان داد. دولت قتلق از تابعین چنگیزخان بود که براق حاجب از حاکمان دست نشانده آنان بود. پس از فوت براق حاجب (۶۳۲ق) قطب الدین پسر برادرش به حاکمیت رسید که همسرش قتلغ ترکان با رشادت و شایستگی در امور حکومت، زمام امور را تحت کنترل داشت.
پس از فوت قطب الدین، امرای دربار کرمان از هولاکو درخواست کردند، که همسر او قتلغ ترکان به نیابت فرزندش جانشین وی گردد، هلاکو با صدور فرمانی حاکمیت او را تثبیت گرداند. (خواجه رشیدالدین، ج ۲، ص ۴۰۳)
قتلغ ترکان زنی عادل و خیرخواه بود و تمام تلاش خود را صرف آبادانی سرزمینش، رفاه مردم، تشویق و حمایت از تعداد زیادی از علما و احترام به فضلا کرد و در ایجاد مدارس، مساجد و بناهای خیریه بسیار کوشید. (خواندمیر، ج ۳، ص۱۲۹)
قتلغ ترکان برای تأمین مخارج و هزینه‌های مدارسی که تأسیس کرده بود چون مدرسه ترکانیه، مهریه‌ی خود را که شامل تعدادی دیه و باغ بود، وقف مدرسه نمود. قتلغ ترکان در سال ۶۸۱ وفات کرد و دولت قراختایی در زمان فرمانروایی وی در اوج شکوه و اقتدار بود. مدل حاکمیت وی برگرفته از شکل دو بعدی قدرت بود به ویژه در وجه نفوذ و اقتدار نامرئی و توانایی اقتصادی او در امور خیریه و با حمایت از دانشمندان بسیاری بر غنای فرهنگی منطقه تحت حاکمیت خود افزود.

صفوه الدین پادشاه خاتون
پادشاه خاتون (دختر قتلغ ترکان) مدتی پس از مرگ مادرش در کرمان به حکومت رسید. صفوه الدین لقب پادشاه خاتون دختر قطب الدین محمد در سال ۶۵۴ متولد گردید. او زنی عاقل، باوقار، خوشرو و نیکو سیرت بود. صفوه الدین با نام «حسن شاه» در میان برادران خود بزرگ شده و رازش از اطرافیان مخفی نگه داشته شده بود (میرخواند، ص ۱۹۲)
در فن خط مهارت داشت، مصاحف و کتب به خط او در کرمان و سایر ولایات موجود است (تاریخ شاهی، ص ۲۲۷)
مدح زیبای او به گوش آباقاخان فرزند هلاکو رسید، آباقاخان از وی خواستگاری کرد. ازدواج با غیر مسلمان اگر چه مخالف قوانین اسلامی بود، ولی به جهت منافع ظاهری دولت پذیرفته شد و اوضاع شهر کرمان تثبیت گردید. مرگ ناگهانی آباقا در سال ۶۸۰ ق باعث گردید که ترکان خاتون در زمان احمد تکودار، حاکمیت خود را مدتی از دست بدهد، اما با حضور ایلخان جدید ارغون (۶۸۳ ق)، رقبای سیاسی پادشاه خاتون مانند جلال‌الدین برادرش به دور کردن وی از صحنه سیاست از طریق ترغیب ازدواج ملکه با گیخاتو ناپسری آباقاخان و فرستادن او به آناطولی، به انجام رسید. در سال ۶۹۰ ق با مرگ ارغون، گیخاتو جانشین وی شد و اولین کار او عزل جلال‌الدین سیورغاتمیش از سلطنت کرمان و واگذار کردن حاکمیت آنجا به همسرش پادشاه خاتون بود. پادشاه خاتون با لقب «صفوه الدنیا والدین» بر تخت سلطنت جلوس نمود. سودای سلطنت خواهی برادر، پادشاه خاتون را وادار به طرح قتل و حذف وی کرد. این کار پادشاه خاتون موجب نفرت مردم شد، اما وی با دادن هدایای زیاد بین مردم به رتق و فتق امور پرداخت.
با بی کفایتی گیخاتو، رقبای سلطنت از جمله «بایدو» از امرای ایلخانان علیه وی به مقابله برخاستند تا آنکه در سال ۶۹۴ گیخاتو اعدام شد و پادشاه خاتون همسر او نیز توسط شاه عالم زن باید و دختر سیورغاتمیش به همراه «کردوچین» مادر شاه عالم که در پی فرصتی برای انتقام از پادشاه خاتون بودند توسط امرای خائن وی را در چادرش به قتل رساندند. (منشی کرمانی، ص ۷۲)
پادشاه خاتون خطاطی ماهر و نویسنده‌ای صاحب سبک بود. (میرخواند، ج ۳، صص ۲۷۱ ـ ۲۷۰) در زمینه تذهیب و تزیین نیز مهارت داشت و بسیاری از نسخه‌های قرآن کریم را تذهیب نمود. شاعر بسیار توانایی نیز بود و تخلصش «لاله خاتون» بود. در موزه برلین یک سلکه طلا و یک نقره کمیاب با عنوان گیخاتو پادشاه جهان خداوند عالم پادشاه خاتون وجود دارد. (مشیر سلیمی، ج ۱، ص ۵۹ـ ۵۸)
مدل حاکمیت پادشاه خاتون در شکل دیدگاه دو بعدی قدرت یعنی نفوذ و اقتدار و در جریان حذف رقبا از شکل یک بعدی قدرت یعنی حذف و قتل برادرش جلال‌الدین گواهی بر دوگانگی و از طرفی دیانت وی بود زیرا پس از قتل جلال‌الدین برای رضایت مردم که مخالف با وی شده بودند توانست با پخش هدایا که یکی از ابزارهای رضایتمندی توده‌ها است بر آنان سلطه یابد که می توان این عملکرد وی را شکلی از بعد سوم قدرت که اقتدار توأم با ابزارهای پنهانی قدرت بود دانست.

آبش خاتون
آبش خاتون در فاصله سال‌های ۶۸۵ ـ ۶۲۲ ق در منطقه فارس به پادشاهی دولت سلغریان رسید. «کرد و چین دختر آبش خاتون با سلطان جلال‌الدین سیورغاتمیش فرزند قطب الدین محمد ازدواج نمود». (منشی کرمانی، ص ۵۶)
سلغریان فارس به واسطه این ازدواج با دولت قتلغ کرمان رابطه خویشاوندی برقرار نمودند. حاکمیت آبش خاتون در فارس همزمان با حاکمیت قتلغ ترکان در کرمان بود.
آبش خاتون در سال ۶۶۲ ق با حکم هلاکو همانند ولیعهد‌های ذکور بدون کوچکترین مشکلی به سلطنت رسید و روزهای جمعه به نامش خطبه خواند شد و سکه ضرب گردید. (زرکوب شیرازی، ص ۸۹)
آبش خاتون پس از یک سال حکومت در فارس نامزد منگو تیمور پسر هلاکو شد و با او ازدواج نمود. جهیزیه او به موجب فرمان ایلخان غیر از یک ششم ایالت فارس سالانه هفتاد هزار دینار تعیین گردید. (اوچوک، نقل از یادداشت‌های قزوینی، ص۲۲۰)
در واقع وصلتی که بین مغولان و دختران حکام تابع صورت می‌گرفت، راهی برای خویشاوندی و تصاحب ایالت‌های با ارزش دنیای اسلام بود.
آبش خاتون جهت تایید ایلخانان وقت یعنی احمد تکودار توانست با خزاین فراوان و تایید اتابکی از جانب ایلخان وارد شیراز شود و تخت پادشاهی پدر و پدربزرگ را تصاحب نماید. قضات و صاحبان املاک از وی استقبال کردند.
خواجه نظام الدین وزیر آبش خاتون که یک فرد محلی بود با رضایت مردم از طرف آبش خاتون برگزیده شد و زمینه رفاه مردم را فراهم آورد.
در سال ۶۸۳ با روی کار آمدن ارغون اداره فارس به سید عمادالدین ابویعلی واگذار گردید و طرفداران آبش خاتون به مقابله با وی پرداختند و او را کشته در گودالی انداختند. ارغون نیز آبش خاتون را به واسطه آنکه عروس هلاکو بود مجازات نکرد اما به تبریز فرستاد و آبش خاتون پس از ۲۳ سال حکومت در سال ۶۸۵ ق در چرنداب تبریز که اردوی ییلاقی مغولان بود چشم از جهان فروبست. (زرکوب شیرازی، ص ۹۶)
پس از مدتی محل دفن را از تبریز به شیراز انتقال داده و در مدرسه عضدیه که مادرش ترکان خاتون احداث نموده بود دفن گردید. (خوانی، ۳۵۷)
مدل حاکمیت آبش خاتون تابع دیدگاه دوم قدرت است که به واسطه خویشاوندی با ایلخانان مغول توانست به اقتدار برسد و از حمایت آنان استفاده کرد و مدت طولانی در استان فارس که منطقه وسیعی را در بر می‌گرفت اتابکی ناحیه را از آن خود سازد. ستیز با رقیب خود عمادالدین ابویعلی نیز توسط طرفداران وی انجام گرفت و الزاماً به دستور ایشان نبود.

دولت خاتون
در سالهای ۹۷۰ ـ ۵۴۷ دولت اتابک لر کوچک در خان عشایر جنوب غربی ایران شکل گرفت. مرکز لر کوچک شهر خرم آباد بود. عزالدین محمد از حکمرانان وابسته به مغولان در منطقه در سال ۷۱۷ فوت شد. بعد از مرگ خود نه فرزندی داشت نه برادری، لذا همسرش «دولت خاتون» به عنوان چهاردهمین پادشاه سلسله آل خورشید به حکومت رسید. او نیز به عنوان یک اتابک از یک دولت نیمه مستقل از امپراطوری مغول بود و استقلال تام نداشت.
اقتدار دولت خاتون به دلیل وابستگی به مغولان مانند دیگر پادشاهان زن چون ترکان خاتون حاکم کرمان یا دیگران نبود و از طرفی به علت مستور کردن بیش از حد خود نتوانست مشکلات حکومت را حل کند. (معینی، ص ۲۳۳)
دولت خاتون به سبب فشار مغولان و ترس از دست دادن است استقلال لر کوچک که به علت داشت معادن گرانبها مورد توجه آنان بود، با تصویب دیوان مغول سلطنت را به برادرش عزدالدین حسین واگذار کرد (مستوفی، ج ۱، ص ۵۵۷ ـ ۵۵۶)
دولت خاتون نمونه‌ای از پادشاهان عشایر بود که با اقتدار توانست از افتادن تمام مناطق تحت حاکمیتش به دست خارجیان جلوگیری کند.
مدل حاکمیت نیمه مستقل دولت خاتون در بخشی از مناطق عشایری لرستان با استفاده از شکل ضعیف دیدگاه دو بعدی قدرت بود که به جهت نبود فرد ذکور، و بالاجبار توسط مغولان پذیرفته شد لذا عدم دوام حاکمیتش عدم استقلالش بود.

سلطان ساتی بیگ
در سال (۷۳۹ ق) زنی به نام «ساتی بیگ» از تبار ایلخانان که از شاخه مسلمان امپراتوری مغول بودند، به حکومت رسید. پس از تغییر مذهب مغولان و گرایش آنان به اسلام، در امپراتوری ایلخانی دگرگون وسیعی به وجود آمد. چنانکه در زمینه حقوق سیاسی زنان از امتیازات خاصی جهت روی کار آمدن و کسب قدرت برخوردار گردیدند. ساتی بیگ دختر «الجایتو» خواهر «ابوسعید» و جانشین «غازان» بود.
ساتی بیگ به همسری «امیر چوپان» جد شیخ حسن کوچک درآمد. در سال ۷۲۱ ق از امیر چوپان فرزندی به نام «سیورخان» به دنیا آورد. (خواندمیر، ج ۳، ص ۲۲۸)
پس از مرگ امیر چوپان. ساتی بیگ با آریاخان ازدواج کرد و حاکمیت خود را تحکیم بخشید. پس از ۲ سال وی در جریان نبرد کشته شد. پس از آن طغاتیمور و شیخ حسن بزرگ جلایری به سوی شیخ حسن کوچک فرزند تیمورتاش حرکت کردند.
شیخ حسن کوچک برای مقابله با دشمن بزرگ خود در سال ۷۳۹ ق ساتی بیگ را تشویق به سلطنت نمود. شاهزاده ساتی بیگ در تبریز خود را پادشاه اعلام نمود و پس از آن خود فرماندهی لشکر را به دست گرفت به جانب شیخ بزرگ حرکت نمود. اما صلح میان شیخ حسن کوچک و شیخ حسن بزرگ، موجب بازگشت ساتی بیگ به آذربایجان شد. پس از مدتی که از صلح ناپایدار گذشت، شیخ حسن کوچک به طغاتیمور متحد شیخ حسن بزرگ پیشنهاد ازدواج با ساتی بیگ داد و فرماندهی آل چوپان را بپذیرد. ساتی بیگ نیز در نامه‌ای به دست خط خود به طغاتیمور نوشت که اگر با آل چوپان دوستی و با جلایریان دشمنی کند، با او ازدواج خواهد نمود. طغاتیمور شرایط ساتی بیگ را پذیرفت. (حافظ ابرو، ص ۱۶۰)
حسن کوچک برای جلب یک حامی پرقدرت در نظر داشت فردی لایق را به جای ساتی‌بیگ تعیین کند. در همین وضعیت خبر توطئه‌ای را از طرف ساتی بیگ علیه خود دریافت کرد.
برای از بین بردن ریشه این توطئه تصمیم گرفت مقتدرترین طرفداران ساتی بیگ و حتی پسرش (سیورغان) را نیز اعدام نماید. ساتی بیگ را به زور به ازدواج سلیمانشاه پسر یوسف شاه از خاندان هلاکو درآورد و او را وادار کرد به نفع سلیمان‌شاه از سلطنت کناره‌گیری کند (شرفنامه، ص ۲۴۴). ساتی بیگ پس از یکسال پادشاهی تخت خود را در میان صدها توطئه ترک کرد. در سکه‌هایی که به عنوان پادشاهی او ضرب شد، این عبارت نوشته شده است: «السلطانه العادله ساتی بک خان خلد الله ملکها».
ساتی بیگ اگر چه بازیچه دست قدرت مداران بود اما از طریق پیوندهای زناشویی به تحکیم موقعیت قدرت مدارانه خود نیز می‌پرداخت و یک سال مستقل بر تخت نشست.

دوندوخاتون
«دوندوخاتون» (میره تندو)، دختر «حسین بن اویس» سومین پادشاه جلایری از خاندان بزرگ مغول است. دوندو خاتون بسیار زیبا بود و مدح زیبای او به گوش «ملک ظاهر برقوق» سلطان مصر رسید و هنگامی که به همراه عمویش به مصر آمد، ملک ظاهر از او خواستگاری نمود. آنان پس از مدتی از هم جدا شدند. دوندو خاتون پس از بازگشت به بغداد با شاه ولد پسر عمویش ازدواج کرد اما پس از شش ماه دوندوخاتون با دسیسه وی را به قتل رساند (خوانی، ج ۳، ص ۲۲۰). پس از قتل او دوندوخاتون اداره امور شهر بغداد را به دست گرفت.
پس از محاصره بغداد توسط قراقویونلوها ناپسری دوندو خاتون «محمدبن شاه‌ولد» یکسال مقام سپاهیان مقاومت کرد. پس از آن دوندو خاتون مقاومت را بی‌ثمر دید. دوندوخاتون به شوشتر رفت و برای تحکیم قدرت خاندان جلایریان تلاش‌های زیادی کرد و مدت‌ها به جنگ «مآنی» امیر عرب پرداخت و موفق شد مناطقی چون شهرهای واسط، بصره و شوشتر را تصرف کرده و شوشتر را مرکز حکومت جلایریان کند و با ضرب سکه و خواندن خطبه در این مناطق به حکومت خود جنبه قانونی بخشد. (محمد ذهنی، ص ۲۵۷)
از اقدامات دوندوخاتون تلاش در انسجام و وحدت دولت جلایریان و تثبیت نقش آنان بود او توانست موجودیت دولت جلایری را با جانشینی فرزندش اویس تا سیزده سال دیگر ادامه دهد. او پنج سال نیابت سلطنت ناپسریش محمد را داشت و پس از آن که سوء قصدی به جان وی ترتیب داد، توانست سه سال به تنهایی حکومت نماید. دوندوخاتون در سال ۸۲۲ ق وفات کرد.
مدل حاکمیت او برگرفته شده از دو شکل اولی قدرت بود چنانکه هم از ستیز بالفعل برای تثبیت جلایریان استفاده کرد و هم از دایره نفوذ و اقتدارش استفاده کرد و به حاکمیت رسید.

زنان حکمران مسلمان آچه
دولت «آچه» در شمال جزیره «سوماترا» از بزرگترین جزایر اندونزی است. این دولت از نیمه‌های دوم قرن ۹ هـ / ۱۶ م) از دولت‌های شناخته شده و پر قدرت مسلمان خاور دور بود. دولت آچه در سال‌های ۱۰۵۰ ـ ۱۰۴۶ م به اوج قدرت خود رسید. اسکندر دوم از پادشاهان آچه در سال‌های حضور استعماری پرتقال توانست نقش مهمی در تثبیت و گسترش دولت آچه ایفا کند. پس از فوت او در سال ۱۰۴۶، به علت نداشتن فرزند پسر، همسرش به نام «صفیه الدین تاج عالم» به سلطنت رسید (۱۰۸۶ ـ ۱۰۵۱ ق)
در دولت آچه تا سال ۱۱۱۱ ق چهار زن پشت سر هم به مدت پنجاه و هشت سال به پادشاهی رسیدند. در زمان فرمانروایی زنان در آچه، امرایی که «اوله بالانگ» نامیده می‌شدند، بر اقتدار خود افزودند و ارکان مهم دولت را به دست گرفتند. تعداد این امرا دوازده نفر بود که به رئیس آنان عنوان مهاراجه داده بودند. ملکه‌ها حق عزل و نصب هیچ یک از امرا را نداشتند و در عین حال مورد عزت و احترام زیادی بودند. (اوچوک، ص ۲۸۷)
صفیه الدین تاج عالم تا سال ۱۰۸۶ ق (۳۴ سال) حکومت کرد و پس از مرگش امرا «ملکه نقیه الدین نور عالم» را به جایش انتخاب نمودند. امرا در انتخاب‌ها نقش مهمی داشتند. ملکه‌ها پس از انتخاب همانند زندانی در دربار زندگی می کردند. از طبقات پایین جامعه کسی آنها را نمی‌دید. تنها سالی یک بار با پوشیدن لباس سفید سوار بر فیل برای شستشو به رودخانه آچه می‌رفتند.
ملکه نقیه الدین نور عالم در سال ۱۰۸۹ ق فوت کرد و امرا «ملکه زکیه الدین عنایت شاه» را جانشین وی کردند. ملکه زکیه الدین هنگام به سلطنت رسیدن ۳۵ سال داشت وی سیاست‌های ضد استعماری علیه دولت‌هایی چون انگلیس داشت.
پس از مرگ زکیه الدین عنایت شاه، «زینت‌الدین کمالات شاه» به جانشینی وی انتخاب شد (۱۱۱۱ ـ ۱۱۰۰ق). اما چهار نفر از امرا که دور از دربار بودند، این انتخاب را نپذیرفتند و خواستار حکومت مردان بودند. لذا به اتفاق ۶ ـ ۵ هزار نفر از سپاهیان به سوی ملکه و امرای او در شهر حمله آوردند. پس از نبرد طولانی ملکه بر تخت خود باقی ماند و در مورد حدود اختیارات وی به توافق رسیدند (اوچوک، ص ۲۸۹)
در دوره حکومت زینت الدین کمالات شاه، کمپانی‌های انگلیسی اجازه دایر نمودن تجارتخانه‌ای را از ملکه دریافت نمودند و سرانجام کسانی که موافق انتخاب یک فرمانروای زن پس از مرگ ملکه نبودند، فتوایی مبنی برا اینکه دیگر زنی فرمانروا نشود از او گرفتند و لذا توانستند پس از مرگ ملکه در سال ۱۱۱۱ق از انتخاب ملکه جدید جلوگیری نمایند. دولت آچه در سال ۱۲۰۹ ق توسط هلندی‌ها برکنار شد.
حاکمیت زنان مسلمان دولت آچه علی‌رغم اقتدار امرایی که حاکمیت دولت را به دست داشتند اما ملکه‌ها توانستند مدت ۵۸ سال دوام بیاورند. مدل حاکمیت آنان و نوع اقتدارشان برگرفته شده از مدل سوم اقتدار بود چنانکه امرا با نفوذ بر زنان به نوعی حاکمیت پنهان داشتند اما اینکه زنان توانستند به طور صوری به حاکمیت خود دوام بخشند برگرفته از مدل دوم قدرت یعنی نفوذ و اقتدار زنانه‌شان بود.

نتیجه گیری
در واکاوی تطبیقی حاکمیت و قدرت زنان مسلمان در ایران، هند، مصر، عراق، طی قرن‌های چهارم تا دوازدهم هجری قمری این نکات به لحاظ مدلهای سه‌گانه قدرت و چگونگی اقتدار زنان قابل تأمل است:
۱ـ حاکمیت زنان در دولت‌های اسلامی ندرتاً از راه قهر و غلبه بوده است و ستیز بالفعل غیر از یک یا دو مورد که با قتل همسران و یا وزرای قدرتمند آنان توأم بوده است، اغلب از راه نفوذ بر پادشاه و اتابکان و امرا و حکام بوده است و در مقایسه تطبیقی مدلهای حاکمیت زنان بستگی به شرایط آنان در دربار و نقش اجتماعی آنان دایره نفوذشان متفاوت بوده است. چنانکه زنانی که همسر پادشاه بودند دایره نفوذی قوی‌تری به نسبت خواهران و دختران پادشاه داشتند. حضور دختران و خواهران در حاکمیت فقط تحت شرایط خاص بود که ناشی از نبود اولاد ذکور بود و این در حالی است که اقتدار و قدرت نامرئی همسران شاه از دیدگاه دوم قدرت کاملاً مشهود است.
۲ـ برخی از زنان حاکمیتشان به ویژه در قرون میانه از راه شورا و انتخاب امرای صاحب نفوذ بوده است ولی به دلیل عدم تایید خلافت بعد از مدتی مجبور به ترک سلطنت شدند. لذا حاکمیت محلی و منطقه‌ای زنان مسلمان با پشتوانه صاحب منصبان و پذیرش مردم قابل تأمل است.
۳ـ در دوران ایلخانان، زنان مسلمان ایرانی با استفاده از تسامح مغولان به قدرت و اقتدار بالایی رسیدند. در این دوره پیوندهای خانوادگی ایلخانان با زنان ایرانی برای تثبیت حاکمیتشان در مناطق و ایالات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. زنان نیز با استفاده از این شرایط از دایره نفوذی خانوادگی نهایت استفاده را برده و بر اقتدار خود افزودند. به عبارتی دوران شکوفایی و اوج حاکمیت زنان مسلمان را می‌توان در این دوران به شمار آورد. در این دوران دیدگاه یک بعدی و دو بعدی قدرت با استفاده از شرایط بسیار مشهود است. چنانکه زنان با ستیز بالفعل به حذف رقبا پرداخته و با اقتدار و نفوذشان به تحکیم حاکمیت خود اقدام ‌کردند.
۴ـ در قرن دوازدهم، حاکمیت صوری زنان مسلمان اندونزی با بیش از نیم قرن گواهی بر اعتماد و احترام به حق و حقوق زنان در دولت مسلمان و پرقدرت خاور دور بود.
والسلام

خلاصه مقاله
واکاوی تطبیقی مدلهای حاکمیت زنان در دنیای اسلام از قرن (هجری ۱۲ ـ ۴)

حاکمیت زنان در کشورهای مسلمان ایران، هند، مصر و عراق طی قرنهای چهارم تا دوازدهم قمری، نمودی از قدرت سیاسی و مدیریت زنان در سطح کلان در قرون میانه می‌باشد.
ارائه مدلهای حاکمیت آنان در تاریخ نگاری زنان به لحاظ جنسیتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. زیرا نوع و مدل حکومت‌ها به گونه‌ای بوده است که به قول باربارا تاکمن مورخ آمریکایی «بشر در همه عرصه‌ها شگفتی آفرید الا حکومت کردن».
لذا واکاوی مدلهای قدرت و مؤلفه‌های آن در شیوه‌های حاکمیت زنان زمینه خود آگاهی آنان را در عرصه‌های وسیعتر اجتماعی در دنیای اسلام فراهم می‌نماید.
در بررسی مدلهای قدرت سه الگوی شاخص و برجسته نمایان است.
۱ـ دیدگاه یک بعدی قدرت که متضمن ستیزی قابل مشاهده است. در این دیدگاه ستیز درآزمون تجربی انتساب قدرت، نقشی حیاتی دارد و بدون این ستیز، اعمال قدرت تجلی و نمود پیدا نمی‌کند.
۲ـ دیدگاه دو بعدی قدرت که تأمین قدرت، توأم با اجبار، نفوذ، اقتدار، زور و قدرت نامرئی (مهارت) است.
۳ـ دیدگاه سه بعدی قدرت متعهد است که رفتار شواهد لازم را برای استناد اعمال قدرت فراهم می‌کند و با یک ستیز پنهان که در تضاد بین منافع کسانی که قدرت را اعمال می‌کنند و منافع بالفعل کسانی که کنار زده شده‌اند، مستتر است.
در این مقاله به شیوه‌های حاکمیت سیده ملکه خاتون نخستین زن شیعه مسلمان ایرانی که در قرن ۴ هجری قمری (۳۸۵ ق) در ری در دوره دیلمیان به حاکمیت رسید به اجمال پرداخته می‌شود.
از دیگر زنان با نفوذ ترکان خاتون همسر ملکشاه سلجوقی است که در قرن پنجم بسیار قدرتمند بود و نفوذ وی بر نظام الملک وزیر ملکشاه و خلیفه قابل توجه بود.
رضیه خاتون در قرن هفتم در دولت مسلمان ترک در دهلی به حکومت رسید که علی رغم وجود برادرانش که به سن بلوغ رسیده بودند پدرش ایلتمش طی منشوری وی را به جانشینی انتخاب کرد. اهرمهای متعدد قدرت در دستان وی بود و توانست با اقتدار حکومت کند.
شجرالدّر که همسر «ملک صالح نجم الدین ایوب، از پادشاهان ایوبی در کشور اسلامی مصر بود، از کنیزکان ترکی بود که مورد بحث ملک صالح قرار گرفت و به مقام ملکه مصر ارتقا یافت. پس از مرگ همسرش اولین پادشاه ممالیک مصر شد که با رأی بزرگان دولت و امرای ممالیک به پادشاهی رسید. شجره‌الدر مؤسس سلسله جدید ممالیک بحریه در مصر می‌باشد که از ابعاد مختلف قدرت در حیطه پادشاهی بهره تام و تمام برد.
از دیگر زنان مقتدر ترکان خاتون چهارمین پادشاه دولت قتلق منطقه کرمان می‌باشد که از سال ۶۵۵ تا ۶۶۷ در کرمان با درایت و خیر خواهی تمام اوضاع را سرو سامان داد. وی با تشویق علما و احترام به فضلا در ایجاد مدارس و مساجد و بناهای خیریه بسیار کوشید.
صفوه الدین پادشاه خاتون دختر ترکان خاتون پس از مرگ مادرش در کرمان به حکومت رسید. پادشاه خاتون دختر قطب الدین محمد بود و به لحاظ زیبایی چنان بود که آباقاخان فرزند هلاکو از وی خواستگاری کرد. این وصلت زمینه تثبیت حکمیت وی را در کرمان فراهم آورد. پادشاه خاتون در عرصه سیاسی با رعایت عدالت و ارائه هنرهای گوناگون توانست با رقبا به ستیز برخیزد و در این راه جان خود را از دست بدهد و تا سال ۶۹۴ ق حاکمیت خود را دوام بخشد.
آبش خاتون یک زن ترک بود که در فاصله سال‌های ۶۸۵ ـ ۶۲۲ ق در منطقه فارس به پادشاهی دولت سلغریان رسید. او توانست در فارس در سال ۶۶۲ با حکم هلاکو به سلطنت برسد. وصلت بین مغولان و دختران حکام از اهرمهای قدرتی بود که برای تصاحب ایالت‌های با ارزش دنیای اسلام به کار می‌رفت.
در سالهای ۹۷۰ ـ ۵۷۴ در خان عشایر جنوب غربی ایران دولتی به نام اتابکان لر کوچک شکل گرفت که سلسله آل خورشید در آن به حکومت رسید. دولت خاتون دختر شمس‌الدین پس از مرگ پدرش به عنوان چهاردهمین پادشاه آل خورشید به حکومت رسید! و به عنوان یک اتابک از یک دولت نیمه مستقل از امپراطوری قدرتمند مغول بود. که به سبب فشار مغولان سلطنت را بر برادرش عزالدین حسین واگذار کرد.
در سال ۷۳۹ ق زنی به نام ساتی بیگ از تبار ایلخانان که از شاخه مسلمان امپراتوری مغول بودند، به حکومت رسید. پس از تغییر مذهب مغولان و گرایش آنان به اسلام، در امپراتوری ایلخانی دگرگونی وسیعی به وجود آمد که از جمله حقوقی سیاسی برتر زنان و از طرفی ترکان برای زنان حقوق سیاسی نظیر مردان قائل بودند. لذا ساتی بیگ خواهر ابوسعید و جانشین غازان در سال ۷۳۹ به سلطنت رسید.
ساتی بیگ و فرهنگ مغولان و بررسی جایگاه زنان در سیستم حکومتی آنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. دوندوخاتون دختر حسین بن اویس نیز از پادشاهان جلایری از خاندان بزرگ مغول است که با ملک ظاهر سلطان مصر ازدواج می‌کند و پس از مدتی جدا می شود. و پس از بازگشت به بغداد با شاه ولد ازدواج می‌کند و پس از دسیسه‌های پنهانی دوندوخاتون شاه ولد به قتل می‌رسد و مدت ششماه اداره امور شهر بغداد را به دست می‌گیرد. دوندوخاتون برای تحکیم قدرتش از اهرمهای گوناگون قدرت بهره می‌گیرد.
دولت آچه در سال ۱۰۴۶ ق به دلیل حاکمیت اسکند دوم و نقش مهم وی در تثبیت و گسترش دولت آچه به اوج اقتدار رسید اما فوت زود هنگام وی و به علت نداشتن فرزند پسر، همسرش به نام «صفیه الدین تاج عالم» به سلطنت رسید. در تاریخ دولت آچه تا سال ۱۱۱۱ ق چهار زن پشت سر هم به مدت پنجاه و هشت سال به پادشاهی رسیدند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *