گذر زن از گدار تاریخ باستانی پاریزی

فائزه توکلی

درگستره تاریخ ایران زمین، انسانهای فرهیخته در ثبت تاریخ این مرز و بوم عمری تلاش بی وقفه نمودند .مرحوم استاد با ستانی پاریزی عصری را در تاریخنگاری رقم زد که می توان به جرأت گفت اگر ایشان بدنیا نیامده بودند تاریخنگاری معاصر الکن می بود. کتابهای متعدد استاد به لحاظ تنوع اگرچه سیطره زمانی –تاریخی گسترده ای را در بر می گیرد اما مستند و گویا و از همه مهمتر آمیزه ای از حکمت زمانه بود، چنان که از ادبیات ،تاریخ ،جغرافی،فلسفه،روانشناسی و…. را در بر می گیرد.گواه آن خیل مخاطبان و دانش دوستانی است که از فرهیختگان دانشگاهی تا توده های مردم این مرز و بوم از دوستدارانشان می باشند. استاد در تبیین تاریخ اجتماعی زنان ایران کتابی را با عنوان “گذر زن از گدار تاریخ”به رشته تحریر درآورده است. شصت سال پیش از آن باستانی پاریزی جواندر سال ۱۳۲۱ شمسی اولین مقاله اش به موضوع زن اختصاص داشت که با عنوان «تقصیر با مردان است نه زن‌ها» را در جواب مرحوم اسماعیل مرتضوی براز جانی نوشت ودر روزنامه بیداری کرمان چاپ شد .در این مقاله ایشان از زنان دفاع کرده و می نویسد ” اگر مردان توقعات بیخودی از زنان نداشتند زنان غیر از آنگونه رفتار می‌کردند که می‌کنند.”به قول خودشان کمی فمنیستی مطلب را نوشته بودند.در سال۱۳۷۹ در سالروز درگذشت همسر مهربانشان کتاب گذر زن از گدار تاریخ را به رشته تحریر در آوردند ودر پیش فهرست کتاب چنین آورده اند:
تقدیم به روح تابناک همسر بزرگوارم بانو حبیبه حایری که تحریر کتابها و مقالات من ،مدیون از خود گذشتگی های اوست. ۵شهریور ۱۳۷۹/۲۷ اوت ۲۰۰۰

استاد همواره تأکید داشتند که اغلب دانشمندان پشتوانه علمشان همسرشان است و به یاد دارم در یکی از ملاقاتها می فرمودند : فردوسی ابیات شاهنامهرا از قبل آسایش و خیال راحتی بود که همسرش برایش فراهم آورده بود توانست بسراید ویا ناصر خسرواز فداکاریهای زنش بود که توانست به سفر های طو لانی رود و با توشه ای بس گرانقدر بازگشت و اینچنین بود که استاد به افتخار همسر عزیزشان این کتاب را تدوین نمودند.
روایت های گذار زن با کلام گفتار پیر تاریخ بعد از اسلام یعنی ابو الفضل بیهقی به تعبیر استاد آغاز می شود ودر اندرون کاخهای سلاطین غزنه موشکافی می نماید و به زندگی داخلی بیهقی وارد واز ازدواج نابسامان وی پرده برمی دارد. از قوانین مطلقه شاهان که هر آنچه را می خواستند با زنان می کردند در قالب داستانهای مستند باز گو می نماید .از نجواهایعارفانی مانند سنایی غزنوی که استاد و پیر مراد مولوی بود ، بر علیه زنان می گوید وآنرا مقدمه ای در جلوگیری از ورود زنان به کوی و برزن در دوره های بعد می داند .آنجا که به نقل از فخرالدین کرت (۷۰۷ ه.ق)در هرات به پیروی از الحاکم بامر الله فاطمی نقل می کند که دستور داد “…..عورات به روز از خانه بیرون نیایند و هر عورتی که به روز بیرون آید شمس الدین قادسی –که محتسب است- چادر او سیاه کند و او را سر برهنه به محله ها و کویر ها برآرد – تا تجربه دیگران شود.”(تاریخ نامه هرات ،ص ۴۴۲).
استاد نقص تاریخنگاری زنان را در محدودیتهای منابع تاریخ اجتماعی دانسته و از آنجایی که شرح احوال زنان مختص به برخی زنان درباری است، از فقر تاریخنگاری شکوه می نمایدو به موضوعاتی اشاره دارد که تکیه بر ازدواج دختران در قالب داستانهای هزارو یکشب دارد .در جایی دیگر از گذار زن ، به نقد بی وفایی های مردان اشارت دارد چنانکه از اعتماد السلطنه می گوید و سفرهایش به اروپا و القصه……(خاطرات اعتماد السلطنه در اژدهای هفت سر) . در خصوص مهر زنان با مثالهای متعدد تأکید می نماید که مهر بیش از آنکه یک اصل اقتصادی باشد یک اصل توجیهی از جهت شخصیت و اعتبار خانوادگی بشمار می رفته واز مهریه هشت هزار تومان نقد اشرفی عزت الدوله خواهر ناصرالدینشاه که به ازدواج امیر کبیر در آمده بود مثال می زند.از طرفی نیز به سر نوشت دخترانی که به قول استاد به مثال” طلای لطیف”در ازای مالیات به تاجران سمرقندیواگذار شدند یا در نخاسخانه (بازار برده)به فروش می رفتند ، اشاره نموده ودر جایی از زبان کنیزک ترک مطربه که چنگ می نواخت واین بیت را می سرود چنین آورده است:
امروز درین شهر چو من یاری نی
آورده به بازار و خریداری نی
آن کس که خریدار ، بدو رایم نی
وآن کس که بدو رای خریدارم نی
ایشان در گذر تاریخ کفۀ سنگین بار اسارت وبردگی را همیشه به طرف زنان متمایل میدانست.شرایط زنان با آغاز مشروطهو نمود تدریجی حضوربیرونی رادر مقایسه با حضور در اندرون با مثلی زیبا از قدما در بارۀ زنان چنین میگوید: خانه نشینی هنرداری،کوچه بینی ،خبرداری! به هر دو نقش زنان اذعان داشته اما در مفهوم عمیق تر معتقد است انقلاب باید از درون و باطن زن صورت گیرد وبه قول اقبال لاهوری استناد می نمایدکه:”زندگی ،در صدف خویش ،گهر ساختن است”ومیگوید زن حقیقتا گهر ساز هست و به قول استاد هشترودی می فرماید :زن باید خویشتن خویش را بسازد .
مرحوم دکتر باستانی در رابطه زن وحکومت و سیاست ،از درایت زنان در حکومت داری از ملکه سبا تا خاتون بخارا ،ترکان خاتون، قتلغ ترکان ،پادشاه خاتون،…..نام برده و در عصر معاصر به حکومت خانمها گاندی در هند ،تاچر در انگلیس، باندرا نانکه در سری لانکا ،چامارو در نیکاراگوئه، آنکشان سوتی در برمه،بی نظیر بوتو در پاکستان و تانسلو چیلر در ترکیه اشاره کرده و در پیشنهادی که دریونسکو درآغاز هزاره سوم میلادی مطرح میکنندچنین می گویند:”ما هزاران سال حکومت مردان را تحمل کردیم،دهها قرن خود را به قدرت نرینه سپردیم ،چطور است در عالم آزمایش ،چند صباحی تغییر رویه دهیم،آن قرنها و سالها که رأی خود به رجال سیاست از سید قریشی تا سیاه حبشی تقدیم کردیم و در صندوق رأی آراء مردان ریختیم حاصلی جز جنگ و خونریزی نداشت.چطور است حالا بیاییم و نعل وارونه بزنیم و حکومت مردانه را تبدیل به حکومت زنانه کنیم ، شاید نتیجه آزمایش ،مثبت و درست از آب درآید.”(باستانی پاریزی،۱۳۸۲،کتاب گذر زن از گدار تاریخ ،ص ۲۶۰)
روحش شاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *