گزارش جلسه‌ی معرفی کتاب درآمدی بر پارادایم جغرافیای جنسیت

معرفی کتاب «درآمدی بر پارادایم جغرافیای جنسیت» در کتابخانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ این جلسه با خیر مقدم فخرالسادات محتشمی پور و توضیح کوتاهی پیرامون هدف از تشکیل جلسات معرفی کتاب و اشاراتی به مطالب کتاب درآمدی بر پارادایم جغرافیای جنسیت و اهمیت آن آغاز شد. پس از آن دکتر فضیله خانی به ایراد سخنرانی پرداخت و پس از تشکر از انجمن زنان پژوهشگر تاریخ، انگیزه نوشتن کتاب مورد بحث را به شرح زیر بیان کرد؛من مقاله‌ای را با عنوان «جغرافیای جنسیت نگاهی نو به جغرافیا» در کنگره‌ای در تبریزارائه کردم و برایم جالب بود که خانم‌های حاضر در کنگره از آن استقبال زیادی کردند ما مردان این موضوع را به تمسخر گرفتند و همانجا تصمیم گرفتم کتابی در این باره بنویسم تا موضوع جغرافیای جنسیت را که در دنیا کاملا پذیرفته شده بود در کشورمان مطرح کنم. وی همچنین از سختی‌های انتشار کتابش سخن گفت و تأکید کرد با توجه به عنوان کتاب و مطالب مندرج در آن و استفاده از واژگانی که با سلیقه مسئولین انتشارات سمت همخوانی نداشت، انتشار کتاب برای من از تدوین آن بسیار سخت‌تر بود . وی گفت: تاریخ و جغرافیا دو پایه علوم انسانی هستند.جغرافیا انسان را در مکان می بیند و تاریخ در زمان و بحث زنان هم از زمان و مکان تأثیر می‌پذیرد و هم بر آن تأثیر می‌گذارد . علم جغرافیا بیش از اینکه علمی خشک و ملال‌آور باشد به روابط بین انسان‌ها با محیط می پردازد، در چنین علمی مکانها با معانی واقعی و نمادین برای ساکنین و افراد خارج از آن شناخته میشود که آن‌ها را از سایر مکان‌ها متمایز میکند. جغرافیا با تشریح و توصیف تفاوت‌های ناحیه ‌ای سروکار دارد. ما شاهد سه دوره‌ی جغرافیایی جبر محیط طبیعی ، مطالعات و چشم‌انداز ناحیه ، نگرش‌های جدید از مطالعات جغرافیایی هستیم که در دوره‌های اول و دوم غیبت زنان مشاهده و حوزه فعالیت و موقعیت و مکان مردانه تعریف میشود و علت غیبت زنان این است:
۱- معیار سنجش اهمیت مسائل و موضوعات پژوهشی، معیاری مردانه است.(نگاه سلطه جویانه)
۲- عمدتا مطالعه کنندگان مردان هستند.
۳-محیطها و موضوعات به صورت کاملا دوگانه تفکیک شده‌اند که باعث شکل‌گیری ایدئولوژی خانه‌ نشینی در این دوره شد.در این ایدئولوژی ویژگی‌های قابل تمجید مدنظر میباشد و عرصه سیاسی کاملا مردانه هست و زنان نباید خود را بدان آلوده کنند که این موضوع وابستگی هرچه بیشتر زنان به مردان را به دنبال دارد. وی در ادامه صبحت هایش در مورد کتاب گفت:
ورود جغرافیا به جغرافیای جنسیت در پی بازنمایی حوزه های خاص قدرت بود که زنان از آن بازمانده بودند و نه فقط بر زنان بلکه بر بالا رفتن صدای تمامی اقشار بی صدا تأکید داشت.جریان اصلی جغرافیا مجموعهً نظریه‌ها و اصولی است که همهً جغرافیدانان بدان پایبندند.جغرافیا به عنوان علم معرفت به محیط اطراف برای درک بهتر وضعیت زنان لازم است به سوالات زیر پاسخ دهد:
۱- زنان چه تأثیر و نقشی بر جامعه و محیط پیرامون دارند؟
۲- آثار برنامه‌های محیطی و اقتصادی واجتماعی بر زنان چگونه است؟
جریانی که برعلم جغرافیا غلبه دارد بر حفظ وضع موجود و توجیه آن (تداوم نابرابری‌ها)تأکید دارد درحالیکه دانش مطالعات زنان به شدت درصدد تغییرات در این حوزه می‌باشد.مطالعات درباره‌ی زنان نتایج علمی هم دربرداشت که به درک ریشه‌های ظلم و ستم علیه زنان و شکل گیری جنبش‌های زنان منجر شد.از دهه۱۹۷۰جریان اصلی جغرافیا مورد نقد قرار گرفت به‌گونه‌ای که آن را در خدمت نظام سرمایه‌داری قلمداد می کردند و بازتولیدکننده روابط سلطه که نمی‌تواند بی‌طرف باشد. درهمین زمان چالش فمینیستی علیه جریان اصلی شکل گرفت. استاد جغرافیای دانشگاه تهران افزود:
در جغرافیای فمینیستی محتوا و روشهای مرسوم در جغرافیا نقد شده و جغرافیایی از منظر زنان شکل می‌گیرد.
وی انتقادات طرفداران حقوق زنان به جغرافیا را به شرح زیر بیان کرد :
*موضوعات وتئوریهای جغرافیا همواره مردان را دربر می‌گیرند.
*یافته‌های پژوهشی مبتنی برنمونه‌های مذکرند.
*جغرافیا عمدتاً به مسائل مهم از منظر مردان اشاره دارد.
*تصویر ارائه شده از زن از نگاه مردانه و غیر واقع بینانه است.
امروزه جغرافیا به دلیل تأکید بر عدالت اجتماعی به مسائل زنان توجه بیشتری کرده است. اولین بار دیوید هاردوی ، در کتاب “عدالت اجتماعی و شهر” این موضوع و توزیع برابر منابع و منافع را مطرح می‌کند.در اواخر دهه۱۹۶۰ مسائلی مانند رفاه اجتماعی ، نابرابری‌ها، فقر، نژاد پرستی، قوم گرایی، جرم وجنایت، آلونک نشینی، زنان و فمینیسم مطرح می شود.
در دهه ۱۹۷۰ نظام ارزشی و اخلاقی و تفکرات وارد جغرافیا شدند. در صورتیکه زنان جغرافیا را می‌نوشتند و پدیده‌های جغرافیایی را با دید زنانه تفسیر می‌کردند اهمیت مسائل و اولویت آنها، نحوه انتخاب روشها و تفسیر آنها تفاوت می‌کرد.جغرافیا در بدترین حالت با فرض برتری و نقش‌آفرینی مردان و در بهترین حالت نسبت به
مسئله جنسیت کاملا بی‌توجه بوده است و جغرافیا به دلایل زیر به برتری و نقش‌آفرینی مردان بیشتر توجه می کند:
۱- جغرافیا از ابتدا بر اساس علایق مردان و در خدمت نظام بوده است.
۲- اکثر جغرافیادانان مردند و جغرافیا حرفه‌ای مردانه است.
۳- ایدئولوژی جنسیت مردانه،جهان را به گونه‌ای خاص می سازد و این امر موجب می‌شود که جامعه مبتنی بر دیدگاه‌های مردانه شکل بگیرد.
امروزه با ورود تحلیل جنسیتی به مطالعات جغرافیایی توجه به توسعه پایدار را شاهد هستیم و این که
بالندگی جغرافیا با به کارگیری نظرات اقتصاد سیاسی ، عدالت اجتماعی، تحلیل منش قوانین و فضیلت اخلاقی امکان پذیر است. درچنین قالبی توجه به مسائل جنسیتی و به خصوص زنان حائز اهمیت است.
در پایان سخنرانی نویسنده کتاب حاضربن پرسش ها و نقطه نظرات خود را درباره آن بیان کردند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *