مشاهیرزنان منطقه غرب ایران

دکتر بشری دلریش
سخن از مشاهیر زنان منطقه غرب کشور و معرفی اجمالی آنان، بنابه دلایلی چند، از جمله تحولات مرزهای جغرافیایی سیاسی در تاریخ ایران و مهمتر از آن ابهام در تبیین وضعیت عموم زنان یا به تعبیری گمنام زنان این گستره جغرافیایی، کاری سخت و ناتمام خواهد بود. منطقه مرزی غرب ایران و پیامد گریز ناپذیر آن، تنش‌های نظامی ممتد تاریخی در این منطقه حتی تا دوره معاصر و بسترها و ظرفیت‌های اقتصادی این ناحیه از جمله عواملی است که یقیناً زمینه‌های حضور زنان در صحنه‌های تاریخ ساز منطقه غرب را رقم می‌زد، اما افسوس که این حضور را منابع تاریخی به روشنی منعکس نمی‌کنند و جز تنی چند از زنان مشهور و تأثیرگذار، باقی به ورطه فراموشی سپرده شده‌اند.لازم به ذکر است که نقش افتخار آفرین زنان خطه مرزی غرب کشور در هشت سال دفاع مقدس موضوعی است که مستلزم اهتمامی مفصل به بحث است و هدف از کلی نگاری حاضر معرفی تنی چند از مشاهیر زنان در تاریخ غرب ایران و در محدوده استان‌های کردستان، کرمانشاه و لرستان است که منابع تاریخی جسته و گریخته و محدود اشاراتی به حیات زنان داشته‌اند،از جمله:فخرالنساء، شهده دینوری (۴۸۵-۵۷۴ق): دختر ابوالنصراحمدبن عمرابری دینوری بود.اهل دینور از توابع کرمانشاه و بعدها مقیم بغداد شد. عالمه،محدثه و خوشنویس عصر خود بود و به جهت حسن خط و انشاء به شهده الکاتبه مشهور شد. شهده حلقه درس و تعلیم نیز داشت و طالبان علم از اناث و ذکور هر روز در جلسات درس وی حاضر می-شدند.
دولت خاتون-اتلبک لر کوچک(حک ۷۱۶-۷۲۰ق): به باور برخی پژوهشگران دولت خاتون از جمله نخستین بانوان ایرانی است که در دوره اسلامی به قدرت سیاسی دست یافت.دولت اتابکان لرکوچک در محدوده بخشهای شمالی و غربی لرستان، از جمله دولت‌های محلی است که پس از فروپاشی سلجوقیان در سال ۵۷۰ق تأسیس شد و بیش از چهار سده دوام آورد. در میان بیست و چهار حکمران این دولت محلی،به قدرت رسیدن دولت خاتون در فاصله سال‌های ۷۱۶-۷۲۰ق به عنوان سیزدهمین اتابک لرکوچک، قابل تأمل و اعتناء است.دوران حکومت وی مصادف با عصر حاکمیت ایلخان ابوسعیدخان بهادر بود.افزایش مداخلات مغولان در امور لر کوچک و تعدیات آنان،موجبنارضایتی از حکومت دولت خاتون شد،لذا وی مشروط به سه شرط حاکمیت را به حکومت مرکزی سپرد.احترام به استقلال لر کوچک،توقف آزار وتعدی بهساکنین لرکوچک وواگذاری قدرت به یکی از برادرانش با رأی شورای ریش سفیدان.بنابراین، اگرچه حکومتی چندان موفق نداشت، لیکن تأمل در شروط سه گانه وی برای کناره¬گیری از قدرت،تدبیر و سیاستمداری وی را آشکار می¬سازد.به صحنه کشاندن شورای ریش سفیدان برای انتخاب حکمران جدید و با هدف ممانعت از منازعات طایفه‍ای در لر کوچک نشان از توانمندی سیاسی وی ،داشت.اگر چه دولت خاتون حکومتی مستعجل و زود هنگام را تجربه کرد،لیکن اقتدارسیاسی یک زن نقطه عطفی در تاریخ اقوام لر و کل ایران بود.
مریم بیگم (مادر کریم خان زند): مادر بنیانگذار سلسله لر تبار زندیه ایران(حک ۱۱۶۳-۱۱۹۳ق) بود.زنی شجاع و بی باک که در جریان تسخیر قلعه پری در ملایر به دست آزاد خان افغان و عقب نشینی کریمخان،با تعدادی دیگر از خان¬های زند و همسران آنان به اسارت در آمد. در میانه راه گسیل اسرا به سمت ارومیه توانست با خنجری پنهانی نگهبانان را از پای درآورد و زنان و کودکان اسیر و سپس مردان اسیر را آزاد کرده و در بروجرد به فرزندش بپیوندد. در نهایت خان زند با تعقیب و گریزهایش موفق به شکست آزاد خان افغان شد.
قزی یا غزی(مقارن مشروطه): از زنان دلاور خطه لرستان بود که در دفاع از مشروطه (۱۲۸۵ش)رشادت‌ها و اقدامات جسورانه¬ای داشت. گزارش¬های محدود و جسته گریخته تاریخی در باب حیات وی در دست داریم.غزی دختر صید مهدی خان حسنوند رئیس ایل حسنوند لرستان بود. مؤلف کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» ذیل حوادث سال ۱۲۸۸ش در مورد وی چنین می‌نگارد: «غزی … صباحت و ملاحت و شجاعت را دارا و به کمالات آراسته است.یک زمانی با یک سوار،صد نفر را که برای گرفتاری شوهرش قاسم خان نامی مأمور بودند تعاقب کرده،هشت نفر به قتل رسانیده و باقی را به هزیمت داده و تقریباً یک فرسخ سوارها را تعاقب نمود.مجملاً این زن صباحت و ملاحتی دارد که کمتر زنی دارد و در شجاعت از مردان عالم محسوب است و در عفت و پاکدامنی مثل و بدل ندارد.»غزی ازجمله زنان باسواد و با فرهنگ عصر خود نیز بود و مجموع ویژگی‌ها و عملکردهای وی سبب شد تا در فرهنگ و ادبیات عامه لرستان جایگاهی شایسته وخاص بیابد.
ماه شرف خانم قادری مشهور به مستوره اردلان (۱۱۸۴-۱۲۲۷ش):در خانواده‌ای اهل فرهنگ در سنندج به دنیا آمد و برخلاف سنن رایج عصر، همپای مردان به آموزش علوم متداول عصر خود پرداخت. ذوق و قریحه ادبی‌اش را با سرودن قصائد و غزلیات نغز به منصه ظهور رساندو در تاریخ نویسی نیز توانمندی‌های خویش را اثبات کرد.میرزا علی اکبر صادق‌الملک وقایع نگار در کتاب «حدیقه ناصریه» در شرح حال مستوره چنین می‌نگارد: «…فی الواقع سزاوار است به فضل و کمال و خط و ربط و شعر و انشایی که این عفیفه دارا بود،اسم اورا مورخین عالم در صفحات تاریخ خود به یادگار ثبت و ضبط نمایند.»
از مستوره اردلان چند کتاب شعر و کتاب تاریخ اردلان به جای مانده است.کتاب تاریخ اردلان علاوه بر مزیت نثر شیوای فارسی در عرصه تاریخ نویسی به ویژه کردشناسی اولین کتابی است که توسط یک بانو به نگارش درآمده است. از سوی دیگر مستوره در موضوع مذهب اهل سنت شافعی هم دست به نگارش رساله کوچکی زده است که باز در نوع خود نوآوری از یک بانو در حیطه آثار اعتقادی به شمار می‌آید. سروده‌های ذیل از جمله اشعار مستوره کردستانی است:
من آن زنم که به ملک عفاف صدر گزینم
زخیل پردگیان نیست در زمانه قرینم
به زیر مقنعه ما را سری است لایق افسر
ولی چه سود که دوران نموده خوار چنینم
مرا زملک سلیمان بسی است ننگ همیدون
که هست کشور عفت همه به زیر نگینم.
و یا نمونه¬ای از اشعار وی در بیان ارادت به مولا علی(ع):
تا مرا مهر علی در دل و جان است،بود
پیش چشمم، دو جهان خوارتر از مشت خزف
از من این نکته چو بشنید،خورشید به زار
آهی از سینه برآورد همه سوزش و تف
گفت مستوره کنون خرم و خندان می باش
چو مدد جویی از آن شیرخدا،شاه نجف
قدم خیر قلاوند (۱۲۷۸- ۱۳۱۲ش):نامی ماندگار در حافظه تاریخی اقوام لر، قدم خیر دختر کیخاقانی رئیس ایل بزرگ قلاوند لرستان بود که دوره نوجوانی را دوشادوش برادرانش در کوچ‌های ایلی و درگیری‌های طایفه‌ای و مبارزه ایل با حکومت‌های اواخر قاجار و ابتدای پهلوی گذراند. شکستن محاصره نظامیان رضاخانی و رساندن آذوقه و مهمات به هم ایلیاتی‌های محاصره شده و نجات آنان از مرگ حتمی،از جمله رشادت‌های قدم خیر بود. خانم فریا استارک در «سفرنامه لرستان و ایلام و الموت» ضمن تشریح مبارزات وی با حکومت وقت می‌افزاید: «قدم خیر زنی زیبا بوده است که با پسرعموی خود ازدواج کرده بود زن و شوهر عادت داشته‌اند که با هم به جنگ دشمنان بروند. قدم خیر مانند مردان ایل سوار بر اسب تیراندازی می‌کرد.»
زیب النساء زیور گروسی: (اواسط قرن ۱۲ق) شاعره کرد از خاندان‌های اشرافی گروس کرمانشاه بود.در غزلسرایی و هجو توانمند بود و اشعار بسیار داشت که تعداد کمی از آنها باقی مانده است از جمله سه بیت زیر از سروده‌های اوست:
دورباد از تن سری کارایش داری نشد
کور به چشمی که لذت بین دیداری نشد
حیف از عمامه زاهد که با صد پیچ و تاب
رشته تزویر گشت و تار زناری نشد
در دیار دوستی بی قدری (زیور)ببین
پیر شد(زیب النساء)اورا خریداری نشد
شیخ‌زاده سیده درخشنده خانم مردوخ (آیتی)(۱۳۳۲-۱۳۹۷ق): از جمله زنان فاضل، عارف، ادیب و هنرمند کرد سنندج بود. وی قرآن، گلستان و بوستان سعدی و دیوان حافظ را در محضر پدر دانشمندش آیت الله شیخ مردوخ کردستانی فراگرفت. از سوئی در ادبیات فولکلوری زبان کردی نیز تبحر یافت. سیده درخشنده در هنر و طب سنتی و گیاهان داروئی دستی توانا داشت. بخش‌هایی از داستان‌های فولکلوری کردی وی چاپ و منتشر شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *