دیدگاه دکترمطلب مطلبی « درک حیات زن کرد »

گفتمان‌های نظری وروایت‌های تاریخی موجوددرحوزه مطالعات زنان ایران به طور عام و زن کرد به طور خاص،نوعی معرفت‌شناسی «ماتریالیستی»راترویجمی‌کنندکه براساس آن «معرفت ماازواقعیت عینی اخذمی‌شودکه مستقلازهنجارهای ذهنی وفرهنگی است» در همین راستا چه درقالب گفتمان‌های فمینیستی و یا شبهه علمی- «فضای ایدئولوژیک» ای رابرمی‌سازندکهدرچارچوبآنایرانبهمثابهکلیتی یکپارچهباهویتی فراتاریخی وازپیشتعیینشده،تصورمی‌شود، که با عاریت گرفتن نظریه‌ها و مفهوم‌های غربی به تبیین و تحلیل تاریخ و پدیده‌های این جامعه می‌پردازند و این نظریه‌ها و مفاهیم را بدون توجه به تمایزهای فرهنگی، زبانی، محیطی و … برای کل ایران به طور یکسان به کارمی‌برند. در این روش پژوهشگر سعی دراثباتصورت‏بندی اجتماعی موردقبولخودبرای جامعهایرانی رادارندواینهمانتحمیلنظریهبرمتناست. مطالعات زن ایرانی نیز از این نقص و نارسایی نظریه‌های تعمیم‌گرا رنج می‌برد چرا که نمی‌توان با استفاده از یک نظریه پژوهشی علمی را در مورد زن ایرانی انجام داد و آن را به کل زنان این سرزمین تعمیم داد از سوی دیگر شناخت عمیق و دقیق پدیده‌های اجتماعی مستلزم لحاظ‌کردن بسیاری از پارامترهایی است که خود زمینه‌ساز تفاوتمندی جوامع می‌گردند. زبان، قومیت، آداب و رسوم، فرهنگ، عرف، شیوه معیشت و غیره همگی وجوهی تفاوت‌ساز در اجتماعات بشری هستند که نادیده گرفتن آنها همان خطایی است که منجر به شکل‌گیری نظریه‌های کلی‌نگر و تعمیم‌گرا می‌گردد که در پاره‌ای از موارد این نظریه‌ها کمترین سنخیت را با جامعه و موضوع مورد پژوهش دارند.
متاسفانه عده‌ای دوستدارندکه باتقدم مفهوم برواقعیت،واقعیت راآنطوری که مفهومی معنامی‌کنندبفهمندودرنتیجه درک حیات زن کرد راقربانی نظام‌های مفهومی می‌کنند این گروه نظام‌های مفهومی موردعلاقه خودرامکرربازخوانی کرده وسعی درتعمیم باورهایشان و یافتن شواهدی درتأییدنظراتشان دارند و در این میان تمایزها و تفاوت‌های فرهنگی – محیطی بین زنان نقاط مختلف ایران را نادیده می‌گیرند و برای همه بدون توجه و در نظر گرفتن این تفاوت‌ها یک نظریه و نسخه می‌پیچند. این امر شاید اولین و عمده‌ترین نقطه ضعف مطالعات زن کرد است که در آن پژوهشگر «ازایده‌هابه واقعیت» رسیده است در حالی که برای فهم زن کرد مطالعات این حوزه باید «ازآنچه هست وواقعیت داردبه ایده‌هابرسد» به عبارت دیگر مطالعات این حوزه «بایدبرمبنای فاکت‌هاباشدونهاین‌که براساس نظریه خوددستبه انتخاب فاکت‌هابزنیم. مشکلی که متاسفانه در پژوهش‌ها و داوری‌های مربوط به زن کرد کاملاً عیان و آشکار است و مطالعات این حوزه قربانی نظریه‌های تعمیم‌گرا و تقلیل‌گرا گشته است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *