معرفی کتاب: سیر تکوین و تطور حرفه مامایی در عصر قاجار و پهلوی

photo5848014826306120865

سیر تکوین و تطور حرفه مامایی در عصر قاجار و پهلوی

انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در روز دوشنبه ۱۳ آذرماه نشستی را با موضوع «سیر تکوین و تطور حرفه مامایی در عصر قاجار و پهلوی» در محل آرشیو ملی برگزار کرد. این نشست به مناسبت معرفی کتابی با همین عنوان اثر دکتر الهام ملک‌زاده، از اعضای هیات مدیره انجمن زنان پژوهشگر تاریخ بود. دکتر ملک‌زاده به‌عنوان صاحب اثر و سخنران این نشست کوشید به معرفی این کتاب و بازخوانی سیر تکوین شغل مامایی در تاریخ ایران و جهان بپردازد. آنچه در ادامه می‌آید بخش اول سخنرانی دکتر ملک‌زاده در این نشست است. تحقیق و تعمق در تاریخ دوران معاصر ایران، با چشم انداز تحولات تاریخ اجتماعی از جمله موضوعات مورد علاقه بنده است که تاکنون در قالب مقالات، کتاب و طرح های پژوهشی متعدد مورد مطالعه، تدوین و ارائه قرار گرفته است. یکی از مباحث درخور توجه در مطالعات تاریخ اجتماعی، بررسی سیر تکوین و تطور مشاغل و ارزیابی نقش و پایگاه اجتماعی صاحبان حِرَف و مشاغل است. در این میان حرفه مامائی از آن دسته مشاغلی است که در پژوهش های اجتماعی مورد توجه قرار نگرفته است. مطالعات اجتماعی تاریخ ایران نشانگر قدمت این حرفه و به ویژه انحصار آن در میان زنان است. به تدریج تحت تأثیر عوامل متعددی حرفه مامائی تحولاتی پیدا کرد. افزایش مرگ و میرکودکان و مادران نیز توجه دولت ها را به سیاست گذاری های جدّی در این حوزه جلب کرد. بررسی روند تغییرات حرفۀ مامائی و جستجوی علل مؤثر در این تغییرات از مباحث مطرح در کتاب سیر تکوین و تطور حرفه مامایی در عصر قاجار و پهلوی تألیف دکتر الهام ملک زاده است که در سال ۱۳۹۰ در قالب پروژه پژوهشی ایشان طی یکسال به انجام رسید و در سال ۱۳۹۴ توسط انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شد.
در خلال این مطالعه نقش و پایگاه اجتماعی این حرفه نیز مورد تحلیل قرار گرفت، ضمن این که در مقایسه وجوه قوت و ضعف قابلگی سنتی و مامائی مدرن، خلأهای موجود و راه های برون رفت از مشکلات بر سر راه قشر بزرگی از نفوس جامعه یعنی زنان، به عنوان زمینه های کاربردی نمودن، تحقیقاتی این چنین، مورد نظر این پژوهش بود.
اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش و انتشار این کتاب را می توان موارد زیر برشمرد:
۱. خلاء مطالعات در حوزۀ تاریخ اجتماعی معاصر ایران
۲. فقدان مطالب تاریخی- تحلیلی در مورد موضوع کتاب کنونی
۳. کاربردی بودن اطلاعات حاضر برای ارتقاء فرهنگ بهداشت، درمان و سلامت عمومی مادران و نوزادان
با این رویکرد در تدوین کتاب سیر تکوین و تطور حرفه مامایی در عصر قاجار و پهلوی، چند سؤال اساسی مورد توجه نویسنده قرار داشت:
۱. علل و عوامل مؤثر در تحول و تطور حرفۀ مامائی در عصر قاجار و پهلوی چه بوده است؟
۲. سیاست های حاکمیت پهلوی اول در تحول حرفۀ مامائی چه نقشی داشته است؟
با این هدف که موارد زیر مورد بررسی و تحلیل واقع شوند:
۱. بررسی نقش حکومت ها و سیاست گذاری های آنها در توجه به حرفۀ مامائی؛
۲. تحلیل چالش های میان مامائی سنتی و مدرن، یا نزاع میان قابله ها و ماماها؛
۳. شیوۀ ورود مردان به حرفۀ زنانۀ مامائی و تحلیل واکنش های اجتماعی در این زمینه؛
۴. بررسی نگرش های رایج جامعۀ ایران در مورد حرفۀ مامائی
الهام ملک زاده نویسنده کتاب «سیر تکوین و تطور حرفه مامایی در عصر قاجار و پهلوی»، برای نگارش اثر خود با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و مستندات و مدارک آرشیوی انتشار نیافته موجود در سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران، و با روش تاریخی- تحلیلی، تلاش نموده با تلفیق مطالعات اسنادی وکتابخانه ای، روایت دقیق و علمی از موضوع مورد بحث خود ارائه نمایند. چنان که اشاره شد، مغفول ماندن بسیاری از موضوعات مرتبط با تاریخ اجتماعی معاصر ایران و فقدان داده های اطلاعاتی مدون، به عنوان اولین چالش در تنظیم مطالب و به تعبیری تدوین اثر کنونی، نویسنده کتاب را بر آن داشت تا با استفاده از اسناد منتشر نشده به تولید و تنظیم اطلاعات جدید و ناگفته از تاریخ ایجاد و تکوین حرفۀ مامایی در ایران را به دست دهد. در مروری بر سوابق و پیشینۀ مطالعاتی این مبحث نیز به جز مواردی چون:
۱. مروری اسنادی بر شغل مامایی در سیستم بهداری دورۀ رضاشاه، مجله علمی- پژوهشی گنجینه اسناد
۲. شرایط اجتماعی مؤثر بر ایجاد و تکوین مؤسسات خیریه رفاهی- بهداشتی ایران در دوره رضاشاه، مجله علمی– پژوهشی مسکویه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری، زمستان ۱۳۸۸
۳. بهداشت و اقدامات خیریه بهداشتی در دوره رضاشاه، مجله علمی- پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، تابستان ۱۳۸۹
۱-How to give Birth to a New Generation: Midwifery in Reza Shah’s Health Care System, will be published by Routledge, London in 2011
که به عنوان کارهای تحقیقاتی مؤلف شمرده می شود، و البته بیشتر جنبه طرح مسأله و یا بررسی فعالیت های اجتماعی و خدمات رفاهی در دوره رضا شاه را شامل می شد، تاکنون کار مستقل دیگری منتشر نشده است.
ملک زاده در ابتدای پژوهش خود با بررسی مبحثی تحت عنوان تاریخچه حرفه مامایی در جهان، به ساختار کلی این حرفه و شرایط مشخصی که هر ماما باید داشته باشد پرداخته است. در این بخش بدین ترتیب حرفه مامایی را طرح و معرفی کرده است:
ماما فردی است که به طور منظم در برنامه آموزشی مامایی شناخته شده در کشوری که در آن به سر می برد، پذیرفته شود و با موفقیت سلسله درس های تعیین شده مامایی را به پایان رساند، صلاحیت لازم را کسب کند و به طور قانونی پروانه انجام کارمامایی را بگیرد. ماما باید قادر به سرپرستی، مراقبت و توصیه به زنان باردار در دوران بارداری،زایمان و دوره بعد از آن باشد. او همچنین باید بتواند زایمان ها را بر اساس مسئولیت هایش هدایت و از نوزاد مراقبت کند. در متون پانزده قرن پیش از میلاد مسیح، یکی از خدایان مصری به نام”سِخِم” نگهبان زنان باردار و در حال زایمان بود. علاوه بر این خدایان دیگری نیز حافظ زنان باردار بودند. این زنان همان “ماماها” یا قابله ها بودند. در قرن دوم پس از میلاد، سورانوس، پزشک رومی، مطالعاتی درباره زایمان و قابلگی انجام داد و شروع به تعلیم آن کرد. از دید وی قابله ها باید ویژگی های جسمی و اخلاقی ویژه ای را دارا باشند.کتاب او مصور بود.
با قدرت گرفتن کلیسا در قرن چهارم و پنجم پس ازمیلاد، قابلگی از پیشرفت بازماند و تابع قوانین کلیسا شد. در این دوره، حضور مرد در هنگام زایمان ممنوع و برهنگی زن کاری بسیار قبیح شمرده می شد. این شیوه تا قرن شانزدهم ادامه یافت. در سده شانزدهم”آمبرواز”، جراح فرانسوی، اساس مامایی نوین را پایه گذاشت و نوآوری هایی را تحقق بخشید. او برای اولین بار پیشنهاد کرد اگر نمای جنین به صورت عرضی باشد، می توان با دست و از روی شکم چرخشی خارجی انجام داد و با عوض کردن پرزانتاسیون جنین، زایمان را به صورت طبیعی به انجام رساند.کارهای آمبرواز سبب شد پزشکان و جراحان دیگری نیز به مامایی روی آورند. وی برش دادن و بخیه کردن ناحیه پرینه را رواج داد. او اولین مدرسه مامایی را دایر و به تدریس پرداخت. در قرن هفدهم”ویلیام هاروی” گردش خون جنین راکشف کرد و توضیح داد چگونه خون جنین با خون مادرش آمیخته نمی شود. وی علت مرگ زنان را در هنگام حمل، ناآگاهی ماماها از نحوه گردش خون و از دست رفتن خون می دانست. در ۱۶۶۳، لوئی شانزدهم از یک جراح دعوت کرد تا در هنگام زایمان یکی از معشوقه هایش حضور داشته باشد. از آن پس به رغم مخالفت کلیسا، زایمان با حضور پزشکان مرد رواج بیشتری در میان درباری یافت. با این همه هنوز در سراسر اروپا ماماهای بی سواد مشغول کار بودند و پزشکان تلاش می کردند مامایی را به منزله یک علم مطرح کنند. با تلاش های آنان رشته “ژینکولوژی” (دانش وظایف اعضای زنانه) پدید آمد و بنابراین کشف های تازه، اولین درمانگاه مراقبت های پرتال در ۱۹۱۱ در بوستون تأسیس و پس از آن در سیدنی (۱۹۱۲) و ادینبرو (۱۹۱۵) نیز درمانگاه های قبل از زایمان راه اندازی شد.
در ۱۸۸۱، ماماهای تحصیل کرده کمیته ای متشکل از۹۰ نفر راتأسیس کردند که هدفشان بالا بردن سطح معلومات ماماها و ارتقای مقام آنها بود. از نتایج تشکیل این کمیته، تصویب قانون مامایی در سال ۱۹۰۲ از سوی دولت انگلستان بود. این قانون از سال ۱۹۰۳ به اجرا گذاشته شد.
بخش دیگری از کتاب ملک زاده، اختصاص دارد به مروری بر تاریخ پزشکی و مامایی در ایران از دوره باستان تا پهلوی. در این بخش با اشاره به مستندات تاریخی حرفه مامایی در ایران طی ادوار مختلف قبل و بعد از ورود اسلام مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است:
آثار باقی مانده از دوره هخامنشی مؤید این نکته است که در ایران باستان در سه مرکز ری، همدان و تخت جمشید آموزشگاه هایی برای تعلیم پزشکی و مکان هایی نیز به منزله پناهگاه بیماران وجود داشت. در دین زرتشت علاوه بر پزشکی، به بهداشت نیز توجه شده است. زرتشت بر پاکی چهار “آخشیک” (عنصر): آب، هوا، خاک و آتش تأکید داشت و معتقد بود که باید بدن و جامه و خوراک را پاک نگاه داشت. علم پزشکی در ایران پیش از اسلام رونق بسزایی داشت و گندی شاپور در بالاترین سطح دانش پزشکی بود. در ایران باستان، آناهیتا ایزدبانوی باروری شمرده می شد. این ایزد، نمادی از کمال زن بود و از روزگاران کهن در ایران باستان ستایش می شد. آناهیتا همچنین به معنای بی آلایش، پاک و پالوده نیز آمده است. وی فزاینده گله و دارایی بود و نیز زایمان زنان را آسان می کرد و به پستان زنان باردار شیر می بخشید. بنا بر متون بازمانده از ایران باستان، زنان ده روز پس از پایان قاعدگی می توانند باردار شوند. بنا بر مندرجات اوستا، سقط جنین از جرائم غیر قابل بخشش بود و در آیین زرتشت در حکم قتل عمد بود و البته به حکم اوستا، نطفه پس از گذشت چهارماه و یک روز جنین شناخته می شد.
پس از ورود اسلام به ایران در سده چهارم هجری، علی بن عباس مجوسی اهوازی درکتاب”کامل الصناعه”خود مطالبی درباره بیماری های زنان نوشت. ابن خلدون، که کمی پیش از قدرت یافتن صفویه می زیست، فصلی از کتاب مقدمه خود را تحت عنوان”در صناعت مامایی (تولید)” به مامایی اختصاص داد و درباره آن نوشت: و آن صناعتی است که تعریف آن چنین است: مامایی عبارت است از شناختن عملی که ماما هنگام زاییدن، نوزاد آدمی را به رفق و نرمی از شکم مادر می گیرد و موجبات زاییدن را فراهم می کند و این هنر معمولا ویژه زنان است و کسی که این کار را انجام می دهد موسوم به قابله است.
در دوران صفویه، با توجه به شرایط حاکم برجامعه و محدودیت ورود پزشکان مرد به حوزه بیماری های زنان، شغل پزشکی زنان رواج یافت. در این ایام ماماها از احترامی هم تراز با پزشکان برخوردار بودند و از حق الزحمه ای مشابه بهره مند می شدند. آنها جراحی های زنان را انجام می دادند مگر در موارد خاص مانند مردن جنین در رحم مادر که به پزشک یا جراح مرد مراجعه می شد.
در دوران قاجار نیز جراحی های کوچک زنان را جراحان زن انجام می دادند و در موارد خطرناک از جراحان مرد کمک می گرفتند. قابله ها هنگام زایمان به زنان آبستن کمک می کردند. در شهرها نیز کار قابلگی را اغلب زنان یهودی و پیرزنان انجام می دادند. این قابله ها کار معاینه داخلی را هم انجام می دادند و از مواد عجیبی چون تخم هویج، چای قابله، شراب افسنطین و … برای بهبودی شرایط زایمان استفاده می کردند. در میان ایلات از قابله خبری نبود و اکثر زایمان ها، زنان ایلیاتی به تنهایی نوزادشان را به دنیا می آوردند و بند ناف را می بریدند. از آنجا که تقاضای زیادی برای داشتن بچه بود، سقط جنین به ندرت انجام می شد.کسانی که به علتی خاص در پی سقط جنین برمی آمدند، از قابله های سنتی استفاده می کردند و برای این کار از گیاهان مختلفی مانند برگ تازه و کوچک درخت خرما استفاده می کردند.
بخش دیگر کتاب به « آشنایی با طب جدید اروپایی در ایران» اختصاص دارد. اینکه طب جدید غربی در ایران با گشایش سفارتخانه کشورهای فرانسه و انگلیس در اوایل قرن نوزدهم شناخته شد. پزشکان این سفارتخانه ها تلاش می کردند که خدمات خود را در سطح عموم جامعه ایرانی بگسترانند و برنامه هایی چون واکسیناسیون آبله را انجام دهند.
عباس میرزا که می خواست ایرانیان با دانش و فن جدید از جمله پزشکی مدرن آشنا شوند، پنج نفر محصل را به انگلستان فرستاد که دو نفر از آنان، حاج بابا افشار و میرزا جعفر طبیب، پزشکی خواندند. حاج بابا افشار بعدها پزشک مخصوص محمد شاه شد. برای نخستین بار در زمان حکومت ناصرالدین شاه، تأسیس مراکز پزشکی و خدمات بهداشتی در دستور کار حکومت قرار گرفت. از زمان تأسیس دارالفنون به همت امیرکبیر، طب فرنگی یا اروپایی به صورت مدون در نظام آموزشی طب ایران قرار گرفت و به جای طب سنتی در ایران به کار رفت. تأسیس انجمن های”حفظ الصحه”در ایالت های بزرگ ایران به منظور نظارت دولت برکار بهداشت عمومی و یا نظارت برکار پزشکان با ارائه گواهی تأیید پزشکی از جمله اقدامات مهم در زمان قاجار بود که منجر به روند رو به رشد بیماری های واگیر و مرگ بار آن دوران شد. ناصرالدین شاه تصمیم گرفت به شیوه بیمارستان های اروپا، بیمارستانی در تهران تأسیس کند و در نهایت مریضخانه ای در سال ۱۲۸۴ق بنا شد که در۱۲۹۰ق، با عنوان”مریضخانه دولتی”رسمأ افتتاح گردید.
مدخل دیگر کتاب تحت عنوان «تحول قابلگی سنتی به مامایی نوین» به روند تغییرات سیاسی- اجتماعی ایران همزمان با انقلاب مشروطه می پردازد و اینکه در همین ایام به منظور پیشرفت در زمینه پزشکی دو پزشک فرانسوی به نام های دکتر ژرژ و دکتر کاله به استخدام دولت ایران درآمدند. در دوره دوم مجلس شورای ملی قانون۱۳ ماده ای طبابت در ۳ جمادی الاول ۱۳۲۹ق به تصویب رسید. طی نامه ۱۸۷۳/۱۹۶۹۵ وزارت امور خارجه به وزارت معارف و فواید عامه در ۹ رمضان ۱۳۲۹ ق از سفارت فرانسه در تهران به وزارت امور خارجه خبر دادند که “اداره خیریه فرانسه اجازه داده است که دخترهای ملل خارجه در مدرسه قابلگی عمومی پاریس قبول شوند.”ولی هیچ داوطلبی پیدا نشد. پس از آن در سال ۱۳۳۵ق/۱۲۹۵ش، دکتر امیرخان امیر اعلم، با فراهم آوردن تمهیدات در زمینی که دولت به او هدیه داده بود بیمارستانی ساخت که داروخانه نیز داشت.
بیمارستان نسوان در آغاز سال ۱۲۹۷ش به طور رسمی افتتاح شد. بودجه این بیمارستان ۲۰۰ تومان از محل عایدات اوقاف بود و رئیس آن دکتر مهذب السلطنه، ۵۹ زن بیمار در این بیمارستان بستری و مداوا شدند. افزون بر این۱۰ تن از دختران دارالمعلمات زیر نظر “مادام فراسکینا”مشغول یادگیری مهارت قابلگی شدند و میرزا احمد خان، وزیر معارف، در سال ۱۲۸۹ ش مدرسه دخترانه”فرانکو پرسان” را به دارالمعلمات تبدیل کرد. مقرر شد ده نفر از شاگردان هفته ای سه روز به مریضخانه نسوان بروند و مشغول تحصیل قابلگی شوند. قابله ها از چهار ماهگی جنین به زن باردار رسیدگی می کردند. دوره تحصیل در مدرسه قابلگی سه سال بود. شرط ورود به آن داشتن گواهی نامه شش ساله ابتدایی بود. در همان دوران برای مدرسه قابلگی اساسنامه ای در شش ماده نوشتند.
در سال ۱۳۳۷ق با انتصاب “دکترمحمد حسین خان لقمان ادهم” به ریاست بخش طب دارالفنون، برای نخستین بار کلاس طب به نام “مدرسه طب” خوانده شد و با گنجاندن درس قابلگی در برنامه تحصیلی مدرسه طب، تهیه منابع برای تدریس این درس را ضروری دانست. در شوال ۱۳۳۸ق “فتحعلی مسیح السلطنه” بنا بر مأموریتی وجدانی لازم دانست رساله ای در علم قابلگی ترجمه و تألیف نماید. از طرفی وجود قابله های بی سواد یکی از مهم ترین معایب این کار بود. به همین دلیل به موازات تربیت ماما در بیمارستان زنان و مدرسه طب، کمیسیونی متشکل از چند پزشک در وزارت معارف بر کار قابله ها نظارت می کرد و احیانأ به تعدادی از آنان تصدیق نامه قابلگی اعطا می گردید. بلدیه شهر های مختلف نیز موظف بودند بر کار قابله های تجربی نظارت کنند و گزارش کار خود را به وزارت معارف بفرستند. توجه به کار قابلگی و نظارت بر کار ماماها، شامل ماماهای خارجی نیز می شد و صلاحیت آنها مورد بررسی قرار می گرفت. امتحان های قابلگی شامل آزمون های علمی و عملی بوده و هر محصل باید حداقل سه بار در بیمارستان و نزد استاد خود قابلگی کند. با پایان یافتن دوره های مدرسه قابلگی، قابله های تربیت شده ای مشغول به کار شدند و با رونق گرفتن کار آنان، توقع ایشان نیز افزایش یافت و تقاضای دیپلم دکتری نمودند که با اعتراض اتحادیه اطبای تهران روبه رو شد. بلدیه و جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران از نهاد های موثر در تحول وضعیت بهداشت زنان و مامایی بودند.
در سال۱۲۹۳ش، فارغ التحصیلان مدرسه دخترانه آمریکایی، انجمنی موسوم به “فارغ التحصیلان مدرسه آمریکایی” را تأسیس کردند و به کارهای مختلفی پرداختند که یکی از این کارها تأسیس درمانگاهی در خیابان خانقاه بود که خدمات خود را به زنان بی بضاعت و کودکانشان ارائه می داد. این انجمن در سال۱۳۰۰ ش مجله عالم نسوان را به صاحب امتیازی “نوابه صفوی”منتشر کرد. در این مجله مقالات متعددی درباره دوران بارداری زنان و مراقبت از کودکان، تهیه لوازم لازم برای زایمان و نحوه استریل کردن آنها، رسیدگی و معاینه زنان حامله توسط پزشکان متخصص و نه قابله های بی علم، حفظ صحت زن حامله در موقع وضع حمل و امراض چشم و جلوگیری از سرایت آن از دوران جنینی در رحم مادر چاپ و منتشر شد.
«از دارالمعلمات تا مدرسه عالی مامایی»، عنوان بخش دیگر کتاب سیر تکوین و تطور حرفه مامایی در عصر قاجار و پهلوی است که به تفصیل روند تحول آموزش مامایی در ساختار علمی و نظام اموزشی ایران این دوران را مورد بررسی قرار داده است. با ذکر این نکات که با گسترش دانش پزشکی نوین در سراسر کشور و تأسیس و راه اندازی بیمارستان ها و درمانگاه های متعدد، نیاز کشور به تأسیس زایشگاه های مدرن و راه اندازی آموزشگاه های پرستاری و مامایی آشکارتر شد. در دهه۱۳۲۰، افزون بر تأسیس چند زایشگاه در چند شهر بزرگ از جمله اصفهان، آموزشگاه های پرستاری و مامایی نیز بنیان نهاده و شروع به کار کردند. در سال ۱۳۳۴ سازمان برنامه و بودجه بر آن شد آموزشگاه هایی موسوم به “آموزشگاه مامایی روستایی” را در مراکز استان ها تأسیس کند. بدین منظور از سال ۱۳۲۷ش قوانین جدیدی وضع شد. از نکات قابل توجه این اساسنامه ها این بود که بنا بر ماده ۸ اساسنامه آموزش عالی مامایی، کسانی می توانستند به عنوان دانشجوی مامایی وارد این آموزشگاه شوند که دوره کامل آموزشگاه اشرف پهلوی را طی کنند و صلاحیت اخلاقی حرفه ای آنها تأیید شده باشد. برنامه آموزشی این آموزشگاه مطابق برنامه آموزشگاه های آمریکا و اروپا تنظیم شد و برنامه تحصیلی به صورت ترمی درآمد و هر ترم از مهر و بهمن هر سال آغاز می شد. این اساسنامه در سیصد و هفتاد و چهارمین جلسه شورای دانشگاه تهران در ۱۸ اسفند ۱۳۲۷به تصویب رسید و ماده ۳ اساسنامه و ماده ۴ از مواد مخصوصه در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۵به اجرا درآمد. به این ترتیب فرایند علمی شدن حرفه قابلگی و قانونمند شدن هر چه بیشتر اشتغال به این کار، پس از گذشت نزدیک به چهل سال به انجام رسید و تا اندازه زیادی مامایی سنتی جای خود را به مامایی علمی داد.
یکی از مزایای آموزشگاه های مامایی،که وابسته به دانشکده پزشکی بود، این بود که دانشجویان می توانستند با خاطری آسوده از بخش های بیمارستان پهلوی استفاده کنند و آموزش های عملی و بالینی را به خوبی فرا گیرند. مشاهده فهرست ۲۳ نفری فارغ التحصیلان آموزشگاه مامایی در سال تحصیلی ۱۳۳۸- ۱۳۳۹ نشان می دهد گزینش دانشجو برای این آموزشگاه منحصر به چند شهر بزرگ نبود و تقریبأ از اغلب استان های کشور متقاضیان به این آموزشگاه راه می یافتند و موفق به گذراندن دوره یک ساله آن می شدند.
مدرسه قابلگی تحت نظر مدرسه طب نظارت بر همه امور مربوط به تحصیل در آن مدرسه حتی تعیین ممتحنین و به جریان انداختن امتحانات به عهده مدرسه طب بود. امتحان مدرسه قابلگی از ۱۵خرداد شروع می شد و ممتحنان در آن سال ها دکتر لقمان الملک و دکتر اعلم الملک بودند که از سوی وزارت داخله تعیین می شدند. مدرسه طب و دواسازی به کیفیت تحصیلی شاگردان مدرسه قابلگی توجه ویژه داشت و غیبت موجه و ناموجه شاگردان را زیر نظر داشت.
درباره اداره مدرسه قابلگی، وزارت معارف بی میل نبود که پرداخت بودجه این مدرسه از وزارت داخله جدا شود و به عهده وزارت معارف گذاشته شود. مهم ترین مشکل مدرسه مامایی کمبود معلم مجرب بود که خود باعث افت تحصیلی می شد. دوره تحصیل در این مدرسه سه سال بود و همه درس ها به زبان فرانسوی تدریس می شد. از این رو حتی دیپلمه های مدرسه اناث آمریکایی که زبان انگلیسی را تحصیل کرده و شاید از زبان فرانسه اطلاع کافی برای فهم دروس را نداشتند، نمی توانستند وارد مدرسه قابلگی شوند.
در سال ۱۳۱۸ بنگاه بهداشت مادران و کودکان زیر نظر وزارت بهداری، در محل اهدایی “حاجی میرزا زکی خواجه نوری” تأسیس و راه اندازی شد. در این بنگاه زنان باردار در دوران بارداری و نوزادان در دوره شیرخوارگی زیر نظر گرفته می شدند. برای رفع مشکل کمبود بودجه در سال ۱۳۱۹ به دستور رضا شاه، علی سهیلی، وزیر کشور دولت علی منصور، مأمور اجرای طرح حمایت مادران و کودکان شد. بنگاه در دیگر شهرهای ایران نیز تأسیس شد.در سال ۱۳۲۸به دستور شمس پهلوی، رئیس جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران، بنگاه حمایت از مادران و نوزادان به صورت سازمانی در آمد که آن را وزارت بهداری و جمعیت شیر و خورشید ایران اداره می کرد.
با تأسیس دانشگاه تهران در ۱۳۱۳ نام مدرسه قابلگی به “آموزشگاه عالی مامایی” تغییر کرد. ماماها با پایه ۳ پزشکی دومی مشمول ماده هشتم خدمتگزاری پزشکان شدند و روزی ۸ ساعت کار می کردند. بنا بر آمار دبیرخانه دانشگاه تهران در مهر۱۳۲۰، هشتاد و چهار دختر در آموزشگاه عالی مامایی تحصیل می کردند که ۳۱ نفر در سال اول،۲۷ نفر در سال دوم و ۲۶ نفر در سال سوم مشغول به فراگیری قابلگی بودند.
بخش پایانی کتاب با نگاهی به «تشکیلات صنفی مامایی ایران» تلاش می کند، تحولات این حرفه در دوران محمدرضاشاه پهلوی و ایجاد نهادهای صنفی، سازمانی و کانون های حرفه ای را مورد پژوهش قرار دهد. تغییر سلطنت و تبعات ناشی از آن که از ویژگی های مهم سال های پس از شهریور۱۳۲۰، به شمار می رود، به تأسیس تشکل ها و انجمن ها و اتحادیه های صنفی انجامید که اینک، ماماهای تحصیل کرده با بهره گیری از آزادی های برآمده از فروپاشی حکومت رضاشاه، گرد هم آمدند و در۱۳۲۳، “کانون مامایی ایران”را بنیان نهادند. به نظر می رسد هدف این کانون در وهله اول حمایت از حقوق صنفی ماماهای ایران بوده است. در دهه ۱۳۳۰ش کانون مامایی ایران به “سندیکای مامایی ایران”تبدیل و سپس در ۱۳۴۲ با همکاری کانون ماماها، که اعضای آن را پرستارها یا ماماها تشکیل می دادند،”انجمن ماماهای ایران”را با شش هدف تأسیس کردند که عبارتند از:
۱-آگاهی از جنبه های اجتماعی،اقتصادی،تربیتی و حقوقی مربوط به حرفه مامایی در ایران.
۲- راهنمایی ماماها برای آگاهی از مسائل مربوط به بهداشت مادران، بهداشت و تنظیم خانواده و توجه به مادر و نوزاد.
۳- حفظ حقوق و منافع صنفی ماماها و جلب توجه مقام های مسئول دولتی به شناخت هرچه بهتر ماماهای ایران.
۴- همکاری با انجمن های خیریه، انجمن های علمی و مؤسسه های ملی و دولتی در مسائل مربوط به بهداشت مادر و کودک.
۵- همکاری نزدیک با انجمن های بین المللی به منظور تبادل افکار فرهنگی.
۶- کمک به بالا بردن سطح معلومات مامایی در ایران.
کتاب با یک جمع بندی شامل مطالب ذیل به اتمام می رسد:
قابلگی که پیشینه آن به اندازه عمر انسان است و شاخه ای از شاخه های پزشکی محسوب می شود، مانند طب و طبابت بسیار ابتدایی بود. از هنگامی که طب و طبابت از سحر وجادو جدا شد قابلگی نیز به راه ناهموار علم افتاد و تجربه نیز با پرتوهای اندک و ناچیزی از دانش توأم شد. با تغییر روش علمی در دوران رنسانس و اتکای پزشکی و مامایی به تشریح بدن انسان، مامایی نیز مانند پزشکی به سرعت پیشرفت کرد و به صورت علم درآمد. در ایران نیز با آغاز نهضت نوگرایی و نو خواهی عباس میرزا و سرانجام تأسیس دارالفنون، دانش های نوین وارد عرصه اجتماع شد. در دوران حکومت رضاشاه، دانش و فن پزشکی و شاخه های مختلف مربوط به آن از جمله قابلگی و آنچه مربوط به بهداشت مادر و نوزاد می شد، دستخوش تحول شگرفی شد که آثار آن در همان دوران حکومت پهلوی نمایان گردید و مصادیق آن را می توان در موارد مختلفی همچون تأسیس آموزشگاه های مامایی و پرستاری در تهران و چند شهر بزرگ کشور، تأسیس بیمارستان ها و درمانگاه های مخصوص زنان و تأسیس و راه اندازی نهادهایی مانند بنگاه حمایت از مادران و نوزادان، شیرخوارگاه ها و جمعیت شیر و خورشید سرخ مشاهده کرد.
بسیاری از دگرگونی های مفید فرهنگی و علمی به طور طبیعی و به آرامی روند گذر از سنت به تجدد را طی کرد. هرچند ریشه های بسیاری از سنت های کهن تا سال های متمادی پا بر جا ماند و بعضأ به حیات خود ادامه داد. سیاست های حکومت پهلوی اول در تغییر و تحول حرفه مامایی متأثر از نگاه ایدئولوژیک حکومت به فرهنگ و آموزش از یک سو و به بهداشت و درمان نوین از سوی دیگر بود. در حقیقت رضاشاه و همکارانش نوسازی کشور را به معنی غربی کردن کشور تلقی می کردند. خوشبختانه چون تبدیل حرفه قابلگی سنتی به مامایی علمی از طریق پزشکان و استادان فن به انجام رسید،کار تعلیم ادامه یافت. به عبارت دیگر تغییر و تحولاتی که در حرفه قابلگی به وقوع پیوست به وسیله دست اندرکاران همین حرفه به انجام رسید و در اجرای طرح ها و برنامه های آن، بلدیه و بیمارستان ها و نهادهایی مانند جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران موظف و مسئول بودند، نه شهربانی و قوای انتظامی. به همین دلیل کار به آرامی و با تغییر کیفی و بنیادین به انجام رسید و پس از چندین دهه، ایران نیز از این جهت با به کارگیری آخرین دستاوردهای علمی و بهره گیری از شیوه های مدرن به جایگاه شایسته و در خور توجهی رسید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *