گزارش معرفی کتاب هشت رساله در بیان احوال زنان از ۱۰۰۰ تا ۱۳۱۳

photo5782754035193981432 (1)

چند سطر از بانویی ماندگار
زن و سهم او از اجتماع

سخن‌های دیرینه یاد آورید به گفتار لب را به داد آورید
جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند به جز مردمی

آنچه پیش روی شماست گزارش از جلسه معرفی کتاب هشت رساله در بیان احوال زنان از ۱۰۰۰ تا ۱۳۱۳ که توسط انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در تاریخ ۱۶ مرداد ماه ۱۳۹۶ برگزار شده است، از آنجا که انجمن زنان پژوهشگر تاریخ این رسالت را برای خود قائل است که کتاب‌های ارزنده در حوزه تاریخ را برای معرفی در خدمت علاقمندان قرار دهد، برگزاری این جلسه نخست با هدف ترویج کتابخوانی و شناساندن کتاب هشت رساله که منبع ارزشمندی درباره زنان، از سال‌های مشروطه تاکنون بوده است، صورت گرفته.
ابتدای جلسه دکتر روح‌انگیز کراچی متولد ۱۳۳۳، دکترای زبان و ادبیات پارسی گفت: پیش از معرفی کتاب از آنجا که به بررسی رساله‌های مختلفی درباره زنان پرداختم تمام نسخ خطی را مطالعه کردم و برای اینکه بتوانم موضوع وضعیت زنان را در این سال‌‌ها به صورت مبسوط شرح دهم در حین تصحیح و مطالعه، خواندن نظرات مردان و دیدگاه‌های آنان نسبت به هویت زن آنچه در من رخ داد را در شعر زیر تقدیم‌تان می‌کنم.
چندین هزاران سال شد تا من به فریاد آمدم
تقسیم بر پنج، حلقه‌ای به انگشتم گردنبندی به گردنم دستبندی به دستم زنجیری به پام، حلقه‌ای به گوشم.
حلقه به گوشم آقا، آقا اگر اجازه بفرمایید مخدره پرده‌نشینی مستوره کریم خاتونی از بی‌بی یان اقرانی، اناثی از مادینگان نسایی از جنس امراه یا بانویی از بانوان حرم ملک عین شمایند این کمینگان و من هنوز به گونه غریبی زنم زنی به شکل صیغه عقد، که هر شب در زیرزمین خانه پدری‌تان صرف می‌شود براه اثبات مردی‌تان. نصیب من از خورشید زمستان بود و ترس و دهانی دوخته، شب غریبی کنار دورهای همیشه است و پهلوی چپ مقصر است.
چقدر شبیه زاغ شده‌ام امشب!، چرا مرا به نام نمی‌خوانی؟
غبار که بر می‌دارم از آوازهای کهنه و سال‌های معطل، عشق واژه نامشروعی می‌شود و آغشته فضا به بوی شرم و دریغ غریبه‌ای که روبه‌روی من در آینه نشسته است منم!؟

هشت رساله در بیان احوال زنان از ۱۰۰۰ تا ۱۳۱۳ هجری قمری گردآورنده و مصحح کتاب روح‌انگیز کراچی.
آنچه می‌خوانید خلاصه‌ای از نشست برای معرفی و صحبت پیرامون زنان و آنچه از انقلاب مشروطه تاکنون بر آنان گذشته است.
روح‌انگیز کراچی به قلم شیوا و روان خود، تمام آثار مربوط به این عصر و اثرات حوادث و آثاری که بر زنان گذشته است را به طور مبسوط شرح داده است.
۱۱۱ سال از انقلاب مشروطه گذشت، در انقلاب مشروطه با وجود تلاش آزادی‌خواهان هیچ سهمی به زنان داده نشد و زنان همچون کودکان و دیوانگان سهمی از این انقلاب و حضور در جامعه نداشتند. ۷۲ سال پس از انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی رخ داد و وجه اشتراک آن نیز با انقلاب مشروطه، باز در این بود که سهم زنان امیدوارکننده نبود.
زنان که در فرآیند پیروزی انقلاب حضور و مشارکتی چشمگیر داشتند پس چرا سهم آنان، از انقلاب امیدوارکننده نبود!؟
چه عاملی باعث نادیده گرفته شدن زنان می‌شود؟
مشکل اساسی ما، فرهنگ ریشه‌دار سنتی است، که به زن نگاه جنسی داشته است درک نادرست تاریخ سیاسی و اجتماعی مسئله مهمی است که نباید از نگاه‌مان دور بماند. باید به این نکته توجه کرد که در مدارس ما، تاریخ ملی ما تدریس نمی‌شود و نسل جوان ما بی‌هویت شده‌اند.
به دین و به هویت تاریخی‌شان علاقه‌ای ندارند برای اصلاح فرهنگ و شرایط کنونی جامعه‌مان، آنچه می‌توانیم انجام دهیم این است که گذشته را با نگاهی انتقادی ببینیم تا بتوانیم رفتارهای نادرست، گذشته را اصلاح کنیم.
آنچه زنان سرزمین ما را گرفتار کرده است نگاه تحقیرآمیز است برای یافتن نقش زنان در اجتماع به بررسی ادبیات می‌پردازیم در کتاب هشت رساله، ادبیات را در چهار رشته بررسی کرده‌ام. در بررسی ادبیات حماسی، تنها منظومه حماسی، منظومه بانو گشسب‌نامه است، قهرمان این منظومه زنی است در نوع خود بی‌نظیر، که در دوره پهلوانی، به عنوان زنی که عامل حفظ و بقای تمدن ایرانی شده مطرح گردیده است.
در ادبیات غنایی، معشوق خیالی و نامهربان است که با نقش زنان در جامعه آن روز سنخیتی نداشته است.
در ادبیات عرفانی، زن مظهر هوی و هوس است و از این رو نقش او تقبیح شده است. ادبیات تعلیمی در واقع تلاش کرده است، جایگاه زن را به ما نشان دهد شناخت بر اساس این ادبیات در واقع شناخت از مردم عادی است، چیزی که شما بسیار در ادبیات به آن برمی‌خورید، در اغلب کتاب‌های پارسی، زن غایب است ادبیات تعلیمی در واقع بخشی از ادبیات است که از آن برای آموزش به زن، انتقال تعالیم تربیتی به او و آنچه در این میان به آن می‌پردازیم نوع اندرز مردان به زنان و زبانی است که مردان به زنان اندرز می‌دهند.
همه تلاشم را مصروف ان کردم تا ببینم از میان نسخه‌های ادبیاتی و تعلیمی، نسخه‌هایی را بیابم، از میان ۶۲ نسخه خطی در ادبیات تعلیمی، ۸ نسخه را یافتم که کاربرد کلمات رکیک در آن کمتر بود و می‌توانستم به بخش‌هایی از آن اشاره کنم در حالی که بیشتر نسخه‌های این شاخه از ادبیات، اغلب غیرمؤدبانه بود و همین آثار نشان‌دهنده ذهنیت مردان نسبت به زنان در گذشتگان است. این هشت نسخه انتخاب شده در فاصله دو دوره صفویه تا زمان ناصرالدین‌شاه نوشته شده است صفویه در واقع دورانی است که درآن شیعه‌گری رواج یافت و خرافات به اسم این بسیار شیوع یافت.
در اغلب کتاب‌های پارسی زن به عنوان موجودی مؤثر غایب است و آنجا که در ادبیات تعلیمی نامی از او برده می‌شود، مردان تلاش درآموختن مطالب دلخواه‌شان به زنان دارند.
کتاب هشت رساله از این نظر مورد توجه است که خواننده اگر دلیل چیدمان این نسخه‌های خطی را دریابد که بر اساس دو دوره اثرگذار در تاریخ ایران بوده است متوجه هدف مؤلف می‌شود، اما در صورتی که متوجه منظور مؤلف نشود مانند فمینیست‌های تندرو به مردان زن‌‌ستیز حمله می‌کند، ذره‌ای توجه کافی است بدانیم مطرح‌کردن این مطالب برای این است که انسان اگر از گذشته خویش درس عبرت نگیرد، آن را تکرار می‌کند.
با همین نگاه هشت رساله را با دو بیت از فردوسی آغاز کرده‌ام:
این متون و واقعیت‌های تاریخی ما است. این متون تصویر روشنی از زندگی زنان در ایران باستان برایمان ترسیم می‌کند و زندگی زنان را با همه جزئیات پیش روی ما می‌گذارد.
اندرزنامه‌ها نیز در ایران قدمتی قابل توجه دارد. به استناد محقق و پژوهشگر فرانسوی ذمش کور، سه چهارم ادبیات ایران ادبیات تعلیمی است.
کتاب‌هایی از قبیل کیمیای سعادت و نصیحه‌الملوک از این زمره‌اند که در سخت‌گیری‌ها نسبت به زنان در این کتاب‌ها مطالب فراوانی به چشم می‌خورد.
کتاب اخلاق ناصری، قابوسنامه و اخلاق محتشمی از متون این گروه هستند. زبان امرکننده به زن از ویژگی‌های این کتب است. حاصل این تعلیمات، اطاعت بی‌چون و چرای زن است و اگر زنی از در چاره‌جویی بربیاید آن زن را حیله‌گر می‌دانستند آنچه بسیار قابل توجه و تعمق است این نکته است که پیش‌زمینه تمام حذف‌شدن‌ها و فراموش شدن‌ها، فرهنگ مسلط مردپروری است که با نگاه جنسی چنین آثاری را به جا گذاشته است.
چهار بخش این کتاب شامل:
ملوک النساء، مناقب النسا در بیان تأدیب زنان، در بیان احوال زنان، متون تعلیمی و ارشادی
بر استناد این متون، فرد خودش را مجاز و محق می‌داند که زنان را ادب کند اگرچه در دامن همان زن تربیت شده است. در ادبیات همه کشورها وجود دارد. سه بخش دیگر این کتاب در بیان حیله‌گری زنان نگاشته شده است.
تحت عنوان حکایت بی‌وفایی زن
نذر بستن زن قاضی و زن شحنه و زن محتسب
در مذمت زنان
نمونه این مضمون در مکرالنسا، جوامع الحکایات، طوطی‌نامه، مرزبان‌نامه آمده است.
ضرورت تاریخی بیان این مطالب از آن جهت لازم است که، دانستن و اصلاح این موضوعات به تک‌تک ما کمک می‌کند در اصلاح فرهنگ‌مان بکوشیم.
باشد که جامعه امروز فرهنگی درخور زنان خود را اتخاذ نماید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *