گزارش سخنرانی اردیبهشت ماه

زن ، روایتگر تاریخ و فرهنگ کرد

در ابتدا به این نکته اشاره کنم که فرهنگ کتابت و به تبع آن تاریخنگاری در جامعه کردی با تأخیر آغاز شد و به همین سبب میراث مکتوب کردی به نسبت میراث عربی و فارسی کمتر است . پیش از آغاز کردی نویسی در سده نهم قمری ، نویسندگان کرد کتابهای خود را به زبانهای فارسی و عربی می نوشتند . بنابراین در زمانه ای که نگارش به زبان کردی معمول نبود این ، طبقه بی سواد و به ویژه زنان بودند که خواسته یا ناخواسته میراث شفاهی را به نسل بعد منتقل کردند . با وجود ضعف میراث مکتوب ، میراث شفاهی کرد بسیار غنی است و کمتر مردمی در خاورمیانه همانند کردان از چنین میراثی برخوردار هستند. یکی از مهم ترین ویژگیهای میراث شفاهی کرد سهم بسیار زیاد زنان در پیدایش ، محافظت و انتقال آن است. زنان بیش از مردان روایتگر فرهنگ شفاهی کرد بوده اند ؛ فرهنگی که به استناد آن می توان تاریخ سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی کرد را بازسازی کرد . همین مسأله سهم زنان را در تاریخنگاری کردی بیشتر از همسایگان آنان کرده و آن را تا حدودی از خشکی و خشونت تاریخ مردسالارانه نجات داده است.گذشته از آن تاریخهای شرقی عموما به شرح زندگی سلاطین و جنگهای آنان محدود شده اند و تنها تاریخ جنگ و سیاست اند؛ در حالی که تاریخ کرد که با استفاده از میراث شفاهی بازسازی شده ، بیشتر تاریخ مردم است . کمتر جایی از تاریخ و فرهنگ کرد را می توان یافت که از ادبیات شفاهی زنان و فولکلور زنانه تاثیر نپذیرفته باشد. در میراث شفاهی موجود ، زنان کرد از زمانی که در تولد کودکانشان لالایی می خوانند و تا آنگاه که در فراق عزیزانشان بالوره و مویه سر می دهند، ناخواسته تاریخ کرد را به شنوندگان انتقال می دهند. آنان در هنگام گفتن قصه برای کودکانشان یا سرودن حیران و ترانه یا خواندن شاهنامه ها و رزمنامه ها خواسته یا ناخواسته وقایع تاریخی سرزمین خود را به نسل بعدی منتقل کرده اند . طبیعی است که با توجه به گستردگی موضوع ، شناساندن همه ابعاد روایتگری تاریخ کرد توسط زنان امکان پذیر نیست ؛ اما سعی می شود عناصرمهمی از این فرهنگ مطرح و نقش زنان در آن نشان داده می شود .
لالایی ها
لالایی ها گذشته از جنبه عاطفی مشحون از وقایع تاریخی و ویژگیهای زندگی مردمان کرد است . در لالایی ها اماکن مختلف جغرافیایی ، زیارتگاهها و امامزادگان و عقاید مردم ، شرح رشادتهای پدر یا دایی کودک و انواع و اقسام مفاهیم تاریخی آمده است .
حیران و سایر انواع ترانه ها و آوازها مانند بهاره ، پاییزه ، لاوک و غیره
حیران نام مستعار دختر عاشق‌پیشه و پسر شیدای او است که در وصف یکدیگر ترانه‌سرایی می‌کنند.البته در بیشتر موارد واژۀ «حیران» برای دختر به کار رفته، و خوانندۀ مرد به جای آنکه نام دختر محبوبش را به زبان آورد، از واژۀ حیران استفاده کرده است .گویا عشق میان این دو در ترانه‌های حیران چنان داغ و آتشین بوده، که آنان را سرگردان و شیدا کرده، و سبب نام‌گذاری حیران هم از‌این‌رو بوده است . در بسیاری از حیرانها، اصطلاحات و فرهنگ زندگی زنانه به شکل گسترده‌ای منعکس شده‌است؛ زیرا حیرانها را یا زنان سروده‌اند و یا برای زنان سروده شده‌اند. ازاین‌رو، حیران، شناسنامۀ زن کرد و آینۀ زندگی اوست؛ همچنین، ستایش‌نامۀ زنان کرد است و همۀ ابعاد وجود مادی و معنوی آنان را تقدیس و ستایش می‌کند .حیرانها تنها روایتگر زیباییهای زنان و زندگی آنان نیستند، بلکه گاه زجرها و زحمتهای آنان را هم بازخوانی می‌کنند. زن کرد از طریق حیرانها و حیرانوکها، ظلم و زوری را که پدر، شوهر، برادر بزرگ و حتى پسر بر او روا داشته است، بیان می‌کند و آرزوهای پنهانی و بردل‌ماندۀ خود را که مردان اطرافش مانع بروز و تحقق آنان شده‌اند، بر زبان می‌آورد. او از طریق حیران با خود گفت‌وگو می‌کند و بسیاری از غمهای درون و تبعیضهای رواداشته‌شده در حق خود را واگویه می‌کند
. زن کرد از طریق حیران رنج‌نامۀ خود را می‌سراید؛ رنجی را که از جنگها و غارتگریهای مهاجمان بر سرزمینش دیده‌است، بازگو می‌کند. او گاه در یک زمان پدر، برادر، همسر و پسرش را در جنگها از دست داده، و ضمن این درد سنگین، بار زندگی فرزندان قدونیم‌قدش را هم به دوش کشیده است.
بیشتر حیرانهای کهن به شیوه‌ای تمام‌عیار، سروری و مهتری زن را در حوزه‌های مختلف نشان می‌دهند. به نظر می‌رسد که این حیرانها بازماندۀ دوران مادر‌سالاری‌ باشند. همچنین ازآنجاکه زبان حیران، اصیل و عاری از لغات بیگانه است، بسیاری از واژه‌های کهن، اصطلاحات کشاورزی و دامداری و نیز اعلام جغرافیایی کهن و جز آنها را در خود حفظ کرده‌اند.

بیت های کردی
بیت در زبان کردی به معنای داستان منظومی است که با وزن هجایی سروده شده و سینه به سینه نقل شده است . در گذشته روایتگران بسیاری از این بیتها زنان بوده اند . همچنین درعنوان بسیاری از بیتهای کردی مانند خج و سیامند یا خورشید و خرامان نام یک زن آمده است . دربسیاری دیگر از آنها هم قهرمان داستان زن است و روایت با محوریت زنان پیش می رود .این بیتها نشان دهنده مردم شناسی، روانشناسی، اقتصاد، آداب و رسوم و همه ویژگی های خاص جامعه کردی و در یک کلام «آینۀ تمام نمای جامعه کرد» هستند. در بیت ها روحیات وعواطف و عناصر زندگی مردم کرد و شیوه معیشت آنان، نوع روابط اجتماعی، جغرافیای محیط، مشاغل و حرفه‌های محلی، شیوه‌های گوناگون فعالیت مردم، باورها و پندارهای اجتماعی، باورهای دینی واخلاقی فردی و جمعی، آیین‌های گوناگون مربوط به ازدواج و عزا، شیوه جنگیدن و نوع سلاح‌ را می‌توان می‌دید. مشخصه دیگر بیت‌های کردی، حضور زنان به مثابه قهرمان داستان در کنار مردان است. اصولاً قهرمان زن بیت های کرد، تحت سیطره و حتی در سایه مرد کرد نیست، بلکه به موازات او حرکت می‌کند و در سراسر داستان حضوری فعال دارد و صدای او شنیده می‌شود. گاهی اوقات برخی منظومه‌ها صرفاً بر موضوع یک زن متمرکز شده و قهرمان داستان زن است. زن کرد در این بیت ها، سنت‌شکن، شجاع و داناست. او در رابطه با مرد، «معشوق و منفعل و پرده نشین» نیست، بلکه گستاخ و عاشق است. این مسأله باعث شده که برخی پژوهشگران، این فرضیه را مطرح کنند که پیدایش بیت های کردی به ادوار کهن و زمانی برمی گردد که زنان ستون محکم خانه و قدرتمندتر از مردان بوده و حتی مرد مطیع او بوده است با توجه به برتری عنصر تراژدی بر شادی در بیت های کردی، زن های کرد هم در بیشتر مواقع، وضعیتی تراژیک دارند و در سوگ دلدار و پدر و برادر و نزدیکان خود رنجور و داغدارند.
شاهنامه ها
شاهنامه ها آینه تمام نمای رنجها و محنتهای مردم کرد و شرح دلاوریها و جانبازیهای آنان در جنگ با مهاجمان به آب و خاک آنان می باشد. داستانهایی مانند برزونامه ، رستم و کی‌کهزاد، رستم و اسفندیار، رستم و شغاد، هفت خوان رستم، رستم و سهراب، رستم و زرده هنگ، سیاوش نامه، بیژن و منیژه، جنگ هفت لشکر، جواهر پوش، کیخسرو و افراسیاب و … مجموعاً شاهنامه کردی را تشکیل می‌دهند. شاهنامه های کردی در موارد زیادی شبیه شاهنامه های فارسی اند ؛ اما گاه از نظر صورت و محتوا با آنها تفاوت دارند . در این شاهنامه ها زن هم روایتگر است و هم در بخشهای اصلی داستان قهرمان و شخصیت نخست آن است . زن کرد در شاهنامه ها همانند مردان می جنگد و گاه آنان را شکست می دهد و جهان را عرصه حاکمیت زنانه می کند.
قصه های عامیانه
این قصه ها آینه فرهنگ ،آرزوها ،باورها ، آیین ها و تخیلات توده های مردم از دوره های آغازین حیات هر ملتی است که سینه به سینه از یک نسل به نسل بعدی منتقل شده است . وجود افسانه هایی مانند«دختر خردمند» و «دختر جنگجو» نشان از وضعیت برابر و حتی برتر زنان در جامعه کرد دارد. در این افسانه ها در بیشتر موارد مردان تک همسرند و ازدواج مجدد تنها در صورت مرگ همسر یا بچه دارنشدن او رواج دارد. داشتن دختر نه تنها بد نیست بلکه خیلی از مردان در آرزوی داشتن دختر و خواهر هستند. اوج این آرزو را می توان در افسانه«هفت ستاره و یک مروارید» دید که در آن هفت پسر به مادرشان می گویند اگر هشتمین فرزند او دختر نباشد از آبادی می روند و دیگر برنمی گردند. هر چند در افسانه ها مواردی از رنج و آزار دختران توسط نامادری و مردان زورگو وجود دارد ولی این مساله امری نکوهیده و مورد سرزنش است و مردان زن آزار معمولاً به دیده منفی نشان داده شده اند. مهم ترین افسانه ای که جایگاه والای زن در جامعه کردی را درکتاب افسانه های کردی نشان می دهد افسانه«خورزاد» است. در این افسانه پادشاه از زنان متنفر است و تصمیم گرفته که اگر همسرش دختر به دنیا آورد او را بکشد. از قضا زن او صاحب یک دختر می شود. خانواده زن، مادر و دخترش را به سرزمین«خورزاد[زاده خورشید]» بردندکه پادشاهش زن است. دختر که نامش خورزاد است همانند پسران اسب سواری، شمشیرزنی و تیراندازی را یاد گرفت و به دانایی و مهر و ادب معروف شد. پس از مرگ پادشاه او به عنوان پادشاه سرزمین خورشید انتخاب شد و کارهای عمرانی و صنعتی و هنری زیادی انجام داد و مورد توجه مردم قرار گرفت. از قضا پدر او در جنگ با قبایل وحشی شکست خورد و به سرزمین او پناه برد. خورزاد توانست در نبردی سنگین پادشاه قبایل وحشی را بکشد و پدرش را از چنگ آنها نجات دهد. پس از آن کلاه خود و لباس خود را باز کرد و به پادشاه گفت که همان دختری است که شاه قصد داشت او را در هنگام تولد و به جرم دختر بودن بکشد با وجود اینکه شاه از او عذرخواهی کرد ولی او با پدرش برنگشت و در سرزمینش ماند
بالوره‌ها
بالوره یا مویه آواز حزن انگیزی است که زنان پس از مرگ عزیزانشان می خوانند .بالوره ها از آرزوهای بر باد رفته جوانان و احساسات و عواطف ترحم آمیز و دلسوزانه مادران و همسران و خواهران بازماندۀ آنان سخن می‌گویند. آنها بیانگر احساسات زن تنها و بی‌پناه و بدون تکیه‌گاه کرد بودند که شوهر، برادر، پسر و یا پدرش پیش چشمش یا در غربت کشته می‌شدند، و او دلش به جوش می‌آمد و سوز درونش را در قالب بالوره و غیره بروز می‌داد. در بیت سعید و میر سیف الدین مادر میر سیف الدین پس از آنکه پسرش که امیر بخشی از کردستان بود با خیانت سلطان عثمانی کشته شد در وصف او بالوره سرود.او در این بالوره ها به امضای قرآن توسط سلطان برای اطمینان دادن به امیر سیف الدین ، جنایات عثمانی ها و مسائل تاریخی دیگری اشاره می کند .
در خاتمه ذکر این مطلب لازم است که نقش زنان در فرهنگ و تاریخ کرد تنها روایتگری نبوده است ؛ بلکه آنان به موازات مردان و شاید به اندازه مردان در ساختن تاریخ سرزمین خود هم نقش داشته اند . ایفای چنین نقشی نتیجه جغرافیای خاص مناطق کردنشین بود که در شاهراه ارتباطی شرق –غربوشمال–جنوبقرارداشت . گذشتهازآنسیاقمعیشتمردمکردکهبیشترمبتنیبردامداریوکشاورزیبود،حضورزندرمتنآنرابهاندازه مرد ضروری می ساخت . ایفای نقشهای مردانه توسط زنان و استثنا بودن آنان به سبب همین شرایط بود . اگر در برخی فرهنگهای باستانی خاورمیانه زنان ، پرده نشین و مردان ، جوشن پوش بوده اند و برخی دیگر در خانه نشستن را کار زن و بیرون رفتن را خاص مردان شمششیرزن دانسته اند ، در فرهنگ کردی زنان در کنارمردان جوشن پوشیده و در بیرون از خانه شمشیر زده اند ..
همچنین زنان در حوزه های اجتماعی و فرهنگی هم نقش آفرین بوده اند . حضور زنان کرد در جامعه اسلامی بیش از هر زمانی در منابع قرون ششم و هفتم هجری انعکاس یافته است که سلسله کردتبار ایوبی بر بخشهای زیادی از غرب جهان اسلام حکومت می کرد. در دوره ایوبیان دهها زن کردتبار صاحب فضل و ادب در حوزه های مختلف سیاسی و دینی در عرا ق و شام و مصر ظهور کردند که بسیاری از آنان از خواهران و دختران حاکمان ایوبی و منسوبین به آنان بودند. همچنین در خارج از حوزه حکومتی آنان هم زنان برجسته دیگری دیده می شوند که مشهورترین آنان ، شهده دینوری (۴۸۵-۵۷۴ ق / ۱۰۹۲-۱۱۷۸ م) است که در مجلس درس حدیث و تفسیر او درمسجد جامع بغداد بسیاری از مردان صاحب نام می نشستند و دانشمندی مانند ابن القیم الجوزیه با عبارت ” قالت استاذنا شهده” سخنان او را نقل می کرد. پس از آن هم زنان دیگری مانند خانزاده خانم سوران ، مستوره اردلان ، عادله خاتون و غیره در جامعه کرد ظهور کرده و پا به پای مردان در ساختن تاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی سرزمین خود ایفای نقش کرده اند. تقریبا بیشتر مورخان و نویسندگان عرب و ایرانی و بسیاری از مستشرقان و سیاحان اروپایی که به مناطق کردنشین سفر کرده اند از ویژگیهای خاص زنان کرد نسبت به زنان عرب و ترک سخن گفته اند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *