سخنرانی دی ماه ۱۳۹۵: مقایسه ایزدبانوان و زنان در روایات ایرانی و هندی

این نشست به همت انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و با همکاری پژوهشکده اسناد، عصر سه شنبه ۲۸ دی ماه در سالن پرهام ساختمان آرشیو ملی برگزار شد. سخنران برنامه سرکار خانم دکتر ژاله آموزگار بودند.
ایشان سخنرانی خود را اینگونه آغاز کردندکه هرقوم و سرزمینی تاریخی دارد که به سه بخش تقسیم می شود:
تاریخ واقعی؛ آن بخشی از تاریخ که بر مبنای داده‌ها و اطلاعات ثبت‌شده و مستند در دسترس ماست.
تاریخ روایی؛ در کنار تاریخ واقعی، روایات جانبی مربوط به رخدادهای تاریخی است
بخش سوم و آنچه موضوع اصلی امروز ماست، تاریخ اساطیری؛ آنچه که بر پایه باورهای مردم، رویای ناخودآگاه دسته جمعیی آنان است.
اسطوره‌ها بخشی از تاریخ‌اند که با آیین‌ها و باورهای مردم بسیار نزدیک و درهم آمیخته است. اسطوره درواقع، شرحح پدیده‌های طبیعی است که از سرزمین‌ها و شرایط زندگی ساکنان آن سرزمین گرفته شده است.حوادث اسطوره‌ها مانند داستان‌های واقعی تلقی می‌شود و البته اسطوره‌ها هر کدام منطق غالب خودشان را دارند و از منطقی خاص پیروی می‌کنند.گاهی نیز اسطوره‌ها عین حوادث تاریخی را بیان می‌کنند.اسطوره‌ها، شرح عقیده و نماد و شرح پدیده‌های طبیعی‌ست که درواقع از سنت‌های یک سرزمین گرفته شده است.
آنچه بسیار سخت است این‌ است که نظر بدهیم اسطوره بطور دقیق به کدام زمان و مکان تعلق دارد چون اسطوره‌ها در طیی زمان تغییرات بسیار یافته‌اند و چون زبان به زبان نقل شده‌اند تغییر کرده‌اند.جذابیت بررسی اسطوره‌ها بیشتر به این دلیل است که در بخش‌هایی از تاریخ که هیچ شواهد و مدارکی در دسترس‌مان نیست، اسطوره‌ها روان‌شناسی و جامعه‌شناسی مربوط به عصر خود را برای ما فاش می‌کنند و در واقع کلید رمزگشایی ادوار تاریخی یک سرزمین‌اند.
آموزگار با تکیه بر اینکه اساطیر ما با هند بسیار نزدیک بوده افزود:
آنچه امروز به آن می‌پردازیم این‌ است که ببینیم چطور در طی ادوار تاریخی خدایان هند به دیوهای سرزمین ما مبدل شده‌اندد و بالعکس و چگونه این همه تفاوت شکل گرفته است. اسطوره‌های هرسرزمین از دو فاکتور مهم اثر می‌پذیرند. اختلاط با داستان‌های بومی و اثرگذاری اقلیم بر اسطوره‌ها. اقلیم و شرایط آب و هوایی تأثیر چشم‌گیری بر اساطیر دارد.
هندی‌ها، از آنجا که نیاز داشته‌اند بزور بر سرزمین‌شان حکومت کنند ردپای خشونت در افسانه‌ها و اساطیرشان بسیار بهه چشم می‌خورد.در حالی‌که آریایی‌های ساکن فلات ایران، معمولا با تسامح و تساهل سرزمین‌شان را حفظ کرده‌اند. به همین دلیل است که اساطیر ما اساطیری نرم و مخملی هستند. حتی در بخشی از داستان اهریمن و اهورامزدا که قصه خشنی است و دعوای میان این دو روایت می‌شود آنچه به چشم می‌خورد جوانمردی است.
دلیل تفاوت اساطیر ما با سرزمین‌های دیگر تأثیر اقلیم و بومیان سرزمین ما بر اسطوره‌هاست. او با رمزگشایی ازز اسطوره‌های کهن ایران اثرگذاری فردوسی را بر اسطوره‌ها بسیار مهم دانست و گفت: ما روایت‌های خاصی در اسطوره‌های‌مان داریم. اسطوره‌های ما زیربنای دینی دارند . برای ماندگار شدن اسطوره به ایمان نیاز است که آن را حفظ کند.
داستان‌های عاشقانه اساطیر ما، که در داستان‌های مردمی روایت می‌شوند. جزیی از تاریخ شفاهی ما هستند که زبان بهه زبان نقل شده‌اند. این روایت‌های شفاهی از همین روش نقل زبان به زبان ماندگار شده‌اند.در ادبیات مردمی ما، از خدایان کارهای بد سر نمی‌زند. اگر کار بدی انجام می‌شود توسط اهریمن و دیوهاست .
این پاکیزگی و دوری از اشتباه ایزدبانوان ما را نیز شامل می‌شود. تجسمی که از خدایان و ایزدبانوان برای ما ترسیم می‌شودد موجوداتی پاک هستند که از آنان خطا و اشتباه سر نمی‌زند. هر ایزدبانویی مشغول به انجام وظیفه و کار خود بوده و وظیفه‌ای مربوط به خود داشته است. ایزدبانوان نمادی از خرد، دانش، بردباری، عدالت و راستی و انتخاب‌های درست بوده‌اند. آنچه بسیار بر آن تأکید شده، قدرت و توان آنان است .در عین حال شما در هیچ ایردبانویی ضعف و شکنندگی نمی‌بینید.در مورد ویژگی‌های ظاهری آنان توصیفاتی که داده شده چنین است: قوی، بلندبالا، پیش‌رونده ، زیبا، با ویژگی‌های کاملاً زنانه، لباس‌های مجلل و داشتن آرایه‌های چشمگیر در کنار صفات اخلاقی بی‌تکبری، بردباری، توانمندی برایشان برشمرده شده است.در این ایزدبانوان ضعف راه ندارد و تغییر شخصیت نمی‌دهند.
ایزدبانوان ما تولیدکننده هستند و به دوره‌ای تعلق دارند که در جامعه قدرتمند و منشأ اثرند و در اقتصاد جامعه اثر می‌گذارند.. سپندارمزد یکی از این خدا بانوان است. او فرشته و ایزدبانویی است که نماد مهر و بردباری و تواضع است. او فرشته موکل بر زمین پاک و بانوان درستکار است. او مؤظف است زمین را پاک و خرم و بارور نگاه دارد. به تمام رمه‌ها مرغزار می‌دهد و از زاده‌شدن فرزندان پارسا شادمان می‌شود.
آموزگار سپس به تشریح آناهیتا ایزدبانو آب پرداخت و گفت: آب در همه جا شریان حیات و زندگی‌ است سپردن امور مربوط بهه آب به ایزدبانوی آب اهمیت بانوان را در آن عصر گوشزد می‌کند. آناهیتا فرشته نگهبان چشمه‌ها و باران، نماد باروری و عشق و دوستی می‌باشد .در باور ایرانیان باستان آناهیتا ایزدبانویی است که امور مربوط به زن و زایش و آبادانی و قدرت را اداره می‌کرده و در توصیف آن چنین نوشته‌اند: دوشیزه‌ای جوان، درخشان، زیبا، بلندبالا با اندامی برازنده، به گوهرها آراسته، با تاجی صد ستاره هشت‌گوش بر آن. آناهیتا با این ویژگی‌های چشم‌گیر در گردونه‌ای سوار می‌شود و همه فرمانروایان از او یاری می‌خواهند.
آموزگار در توصیف شخصیت زنان در شاهنامه گفت: در شاهنامه حکیم فردوسی نیز، شما زن ضعیف نمی‌بینید.
همه زنان شاهنامه خوب نیستند و همین تقابل خوب و بد اعجاز شاهنامه است، اما زن شاهنامه ضعیف نیست.
و به نوعی هدایت امور به دست زنان است. زنان شاهنامه در عشق و مهرورزی منفعل نیستند که نمونه بارز آن رودابه است.. او منتظر مرد نمی‌شود و آنچه خودش می‌خواهد را دنبال می‌کند. در قیاس اسطوره‌ها؛ مثلاً قیاس زیوس و هرا با زال و رودابه آنچه در داستان زال و رودابه ما را به فکر می‌اندازد. طلب و مهر دوطرفه بین این دو است. برنامه‌ریزی برای دیدار از سمت دوطرف است و فردوسی احوال عاشقانه این دو را به زبانی گیرا و عفیف بیان می‌کند. ترسیم صحنه گیسوان رودابه که آن را به پیچ‌و‌تابی شبیه کرده از همین صحنه‌های شگفت‌انگیز شاهنامه است. و نیز در ویس و رامین و در تمام معشوقه‌های بهرام، شما ردپای زور نمی‌بینید. زنان مستقل تصمیم می‌گیرند می‌خواهند و انتخاب می‌کنند. اصل خواستن در زنان فردوسی با تأکیدات عفیفانه بارها روایت شده است.در پایان جلسه ایشان به پرسش های حاضران پاسخ دادند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *