من اینجا ریشه در خاکم

فخرالسادات محتشمی پور عضو موسس انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم؟!
امید روشنائی گر چه در این تیره گیها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
این بخش از سروده فریدون مشیری دوشنبه شب در تالار ایوان شمس به شیوایی از زبان مردی بیان شد که مردان و زنان بسیاری از دوست و آشنا و همکار و فامیل دور هم گردآمده بودند تا نیم قرن خدمت و تلاشش را برای اعتلای فرهنگ و تاریخ ایران زمین قدرنهند.
دکتر ناصر تکمیل همایون که دکترای تاریخ و جامعه شناسی را در فرانسه گرفته و پیشنهاد بورسیه شدن در دانشگاه سوربن را در عوض بازگشت به خاک عزیز وطن رد کرد و هنوز پای در خاک وطن نگذاشته راهی زندان شد تا بیاموزد که خط قرمزهای رژیم را باید رعایت کند و او با داشتن دو مدرک دکتری از دانشگاهی معتبر در سطح جهانی نخواست بیاموزد که سبک زندگی اش مطابق خواست دیگران باشد و بر سر آرمان های خود ماند و رنج برد و ماند و موی سپید کرد و شعارش این بود: “من نوگل این باغم، اگر تشنه دهم جان، حاشا که به باغ همسایه گریزم.”
از دکتر تکمیل همایون بسیار گفتند و هرسخنران از زاویه نگاه خود او را وصف کرد اما آن چه آن مرد مصدقی از خود گفت شنیدنی تر بود. از کودکی و جوانی و میانسالی اش هرچه گفت شیرین بود و درس آموز و آن چه بیش از همه گفته هایش به دل نشست همانا وطن دوستی او و ریشه در خاک داشتنش بود که این روزها باید چون دری کمیاب به جستجوی این “ارزش معنوی” پرداخت و آن را پرورید.
از ویژگی های استاد آن بود که درب اتاقش به روی دانشجویان و پرسشگران باز بود. دورترین خاطره نگارنده از ایشان به سال ۱۳۷۰ مربوط است. آن گاه که در مرکز پژوهش های صدا و سیما به تحقیق پیرامون مدارس خارجی در ایران مشغول بودم و به دلیل کمبود منابع مکتوب به تاریخ شفاهی و مصاحبه روی آور شده بودم و از طریق روانشاد دکتر محمود بروجردی با دکتر تکمیل همایون آشنا شدم و گفتگوی با ایشان و شنیدن خاطراتشان جزئی از مستندات آن پژوهش شد و بعدها هر وقت توفیق دیدار نصیب می شد سراغ نتیجه کار را می گرفتند که نزد صدا و سیما ماند و هیچ نسخه ای از آن را به پژوهشگر ندادند. بعدها در دوره اصلاحات که تب شکل گیری نهادهای مدنی تند شد و زنانی از فارغ التحصیلان تاریخ قصد تشکیل انجمن زنان پژوهشگر تاریخ را با اهل تاریخ به مشورت گذاشتند، دکتر تکمیل همایون برخلاف بسیاری از مخالف خوان ها کاملا مثبت با این قضیه برخورد کرد و امید و نویدها داد و پس از آن هم پس از تاسیس این انجمن هماره حامی بود و حامی ماند و فراموش نمی کنم سخنرانی شان را در اولین مجمع عمومی انجمن ایرانی تاریخ که از انجمن زنان پژوهشگر تاریخ به عنوان نهادی پیشگام در این حوزه و به عنوان اولین انجمن تاریخ در کشورمان نام بردند و کاش همه تاریخ دانان و تاریخ پژوهان چون ایشان شرط انصاف به جای می آوردند و تاریخی گری را پاس می داشتند تا حقایق تاریخی به دست فراموشی سپرده نشود و تلاش ها در حد و قدر خود شناخته و شناسانده شود.
هرچند برگزار کنندگان این نکوداشت فراموش کردند نام انجمن زنان پژوهشگر تاریخ را در کنار دیگر نام ها، در مجلس مردانه ارجمندی که مهیا کردند، حک کنند اما لوح سپاس و هدیه این انجمن در کنار دیگر یادگارها به دست استاد رسید تا مراتب قدرشناسی شاگردان مکتب تاریخ را فارغ از جنسیتشان شهادت دهد.
عمر استاد دراز باد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *