شب یلدا

سیما سلطانی
یلدا واژه‌ای سریانی به معنای ولادت است، با این همه شکی نیست که این شب به تولد مهر، خدای پیمان و خدای راستی ایرانیان تعلق داشته است. بیرونی در آثارالباقیه آورده است که صبح پس از یلدا، نور رو به زیادت می‌گذارد و قدرت آدمیان رو به فزونی می‌نهد و پریان به فنا می افتند. چنان که او آورده است جشن اصلی، در فردای پس از یلدا برگزار می شده است.
به نظر می رسد که شب چله، در آغاز آیینی دهقانی بوده است ، چرا که با شروع زمستان کار کشاورزان به اتمام می‌رسد و نشستن و به انتظار سرمای زمستان بودن آغاز می‌گردد. از طرف دیگر در مراسم شب یلدا که می‌توان گفت پس از نوروز پابرجاترین و همگانی‌ترین جشن باستانی ایران است، از هیچ غذای خاص پختنی حرفی در میان نیست. به واقع آنچه در این شب سفرۀ روی کرسی را پر می‌کند، خوراکی‌های روستایی، خشکبار، میوه‌های تابستانی – که به زحمت برای این شب حفظ شده‌اند – و آجیلی است که تهیه‌اش برای روستاییان آسان بوده است. می‌توان گفت نوع خوراکی‌های شب یلدا به نحوی است که اساساً برای بیدار ماندن و سرگرم شدن و احتمالاً متل و قصه و شعر شنیدن مناسب است.
در شب یلدا رسم بر این بوده که مردمان تا صبح بیدار می‌ماندند. گویی کارزاری در جریان است که همه به گوشند تا پایانش را ببینند. درازترین شب سال قد علم کرده است تا پیداییِ فروغ خورشید (مهر) را جلو گیرد و بیداری ایرانیان کمکی است به نور، تا قدرت یابد و بر تاریکی چیره شود. همه منتظرند تا این شب دراز، در شلوغی و هیاهو و گفتگوهای خانوادگی بگذرد، و فروغ نور، تولد دوبارۀ مهر را نوید دهد. ایرانیان می‌دانند که با تاب آوردن شبی چنین دراز و سیاه، صبحی را نظاره خواهند کرد که روشن‌تر است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *