سخنرانی آذر ماه ۱۳۹۵: زنان، باستان شناسی و ایران

عصر چهارشنبه سوم آذر ماه نشستی تحت عنوان زنان، باستان شناسی و ایران(با مروری بر عملکرد مادام دیولافوا در یکصدمین سال در گذشت وی) توسط انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با همکاری پژوهشکده اسناد و اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی و مرکز ایرانشناسی در اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار شد.
در ابتدای نشست جناب آقای دکتر جعفری مذهب سخنرانی خود را اینگونه آغاز کردند.
از آنجا که باستان شناس نیستم سعی ندارم از تلاش های باستان شناسانه خانم دیالافوا صحبت کنم که حتما دیگران خواهند گفت. من از او به عنوان یک ایران شناس از کتاب هایش به عنوان منابعی برای ایران شناسی مختصری می گویم و اثری که بر پژوهش های تاریخ و باستان شناسی ایران داشت. ایشان به عنوان همسر یک باستان شناس به ایران آمد و شاید از همسرش بیشتر شهرت یافت. مارسل دیالافوا کار باستان شناسی می کرد و همسرش گزارش باستان شناسی و نیز گزارش سفر و ضبط خاطرات را به عهده داشت. او و همسرش حلقه نخست از زنجیره ای بودند که وظیفه کشف آثار باستانی را به عهده داشتند. حلقه دوم که انتقال آثار به موزه ها بود نیز در ناکاردانی موسسات ما، نداشتن موزه معین، فساد اداری در وزارت معارف و اداره عتیقات و ژاندارمری و گمرک و … عملأ بیش از سهمی که در قرارداد های باستان شناسی نه چندان بنفع کشور ما تعیین شده بود از کشور خارج و به موزه های فرانسه رسید که اکنون در دسترس ماست. حلقه سوم شناسایی و تاریخگذاری و سایر وظایف موزه دارانه بود که عملأ در عدم حضور موسسات پژوهشی و پژوهشگران ایرانی در فرانسه و توسط آنها انجام شد و سرآخر تحلیل این آثار و نوشته شدن تاریخ ایران توسط آنان را در پی داشت. و عملأ ما ایرانیان مترجم آنها بوده و هستیم. در واقع خانم دیالافوا مرتکب خلاف و اشتباه و فعالیت های غیر علمی شده (که خود به جزیی از آنان اعتراف دارد) و ما نباید خود را از مسئولیت (شاید ناآگاهانه) از دست دادن این نفایس مبرا بدانیم. از سویی دیگر شاید مسئولیت (شاید این بار آگاهانه) از بین بردن آثار بجای مانده از غارت دیگران را نیز بپذیریم که نه توانستیم آنها را به خوبی نگاهداریم و نه توانستیم به خوبی بر آنها پژوهش انجام دهیم و حتی در اختیار پژوهشگران ایرانی بگذاریم. اگر برای تهیه مواد خام برای پژوهش های خود، یکبار دست بدامان موزه های آن طرف شده باشید و یکبار هم به موزه های داخلی مراجعه نموده باشید، شاید داغ از دست دادن برخی آثاری که توسط امثال خانم دیالافوا از ایران برده شده باشند فراموش کنید. اگر نگوییم که برخی برادران ما در کشورهای همسایه با همین آثار ارزشمند بجای مانده چه می کنند و برخی برادران داخلی خودمان هم اگر دستشان برسد همان کار را می کنند. بهر صورت، هرچند گمان داریم که تمدن های سومری و آشوری و کلدانی و عیلامی و مادی و هخامنشی از بین رفته و تنها آثاری از آنان برجای مانده است، اما من گمان دارم که این تمدن ها همچنان بجای مانده اند، هرچند بازماندگانشان به فارسی و کردی و خوزی و لری و عربی سخن می گویند. چه بسا ساکنان همین سرزمین ها، زبان های به ظاهر مهجور نوشته شده به خط میخی را که غربیان در کشف و خوانش آنها کوششی عالی به خرج داده اند و امروز ترجمه پژوهش های آنان در دسترس ما است، آن زبان ها را بهتر از غربیان بفهمند. مگر سرودهای مذهبی و لالایی مادران با عوض شدن زبان حاکم فراموش می شوند. در پایان آقای جعفری مذهب با ذکر این نکته که یادمان باشد مقدمه گلستان سعدی ترجمه تقریبأ کامل یک سروده سومری است:
“منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات. پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب. ” سخنرانی خود را به اتمام رساندند.

در ادامه اقای دکتر خوانساری به سفرنامه های زنان اشاره کردند و گفتند بخش اعظم سفرنامه های خارجی مربوط به انگلیسی ها و بعد فرانسوی ها است که به ایران سفر کردند. اما این موضوع مهم است که زنان اروپایی به چه انگیزه به ایران آمدند؟ پس از رنسانس در اروپا و ملل مغرب زمین دو مطلب پرسش گری و ماجراجویی باعث سفر زنان به ایران می شود. به همین جهت چند دلیل را برای زنانی که به همراه همسرانشان و یا به تنهایی به ایران می آمدند برمی شماریم.۱- انگیزه مذهبی ۲- انگیزه تجاری ۳- انگیزه سیاسی نظامی ۴- فرد سیاسی نبوده اما همسر افسران و یاسفیران بوده که عمدتا قشر تحصیل کرده بودند و خاطرات سفر خودشان را می نوشتند ۵- انگیزه های علمی ۶- ماجراجویانه برای اوقات فراغت
دکتر خوانساری در ادامه به سفرنامه چند تن از زنان اشاره کرد. اولین خانم انگلیسی که به ایران آمد لیدی شل همسر سفیر بود که گزارش خوبی از سفرش ارائه داده ولی نگاه خوبی ندارد زیرا از بالا به پایین به همه جوانب نگاه کرده و همین باعث غرض ورزی در نوشته هایش شده است ولی با این حال مطالب و گزارش خوبی از ایشون داریم که در دوره ناصری در زمان قتل امیر کبیر به ایران آمدند که در سفرنامه شان حوادث ذکر شده است.
مورد بعدی ایزابلا بیشا هست که به سمت کوه بختیاری ها می رود و مدت ۳ ماه با عشایر ایل بختیاری زندگی می کند و نکات خیلی خوبی در مورد اخلاق و نحوه سلوک آنها نوشته است. نکته جالب این است که این افراد وقتی به کشورشان برمی گشتند به سرعت گزارش های و سفرنامه هایشان را چاپ می کردند. شخص دیگر گرتوت بل بوده که در سال ۱۸۰۲ در دوره ناصری به ایران می آید. ایشان سالها در عراق بوده و رجال عراق را می شناخته. او در سفرنامه خودش به مسائل نفوذ بریتانیا که به تشکیل دولت عراق منتهی شده است اشاره می کند . سفرنامه بعدی مربوط به خانم دورانت همسر وزیر مختار بریتانیا است . ایشان در پایان دوره ناصری و ابتدای دوره مظفر الدین شاه به ایران آمده و در اندرونی ها نفوذ داشته، به همین دلیل گزارش های خوبی از آن موقع داده است. شخص دیگر پزشک بریتانیایی بوده که به واسطه فراخوان وارد ایل بختیاری ایران می شود که گزارش خوبی از مشاهدات خودش در سفرنامه اش نوشته است. مورد بعدی خانم الیزابت مک بین راس بوده که در زمان احمد شاه قاجار به ایران آمده و کتابی تحت عنوان با من به سرزمین بختیاری بیایید را نوشته است که در کل گزارش خوبی از سفر خودش به ایران ارائه داده است. سفرنامه بعدی متعلق به خانم کلارا رایس بوده که در سال ۱۹۱۹ وارد ایران می شود خانم رایس همسر یکی از افسران بوده ایشان ۴ بار به ایران آمده که ۳ بار آن را به اصفهان سفر کرده و گزارش های خوبی در بخش های درمانی و همکاری در سفرنامه خود ثبت کرده است.

در ادامه سر کار خانم رسولی در خصوص خدمات زنان باستان‌شناس به تاریخ باستان شناسی ایران پرداختند و به معرفی و عملکرد زنانی خارجی پرداختند که به تنهایی یا به همراه همسرانشان به ایران آمدند و در شرایط سخت به کاوش و جستجو و ثبت یافته‌هایشان پرداختند . ایشان به هلن اریک اشمیت، مادام دیولافوآ ، تانیا گیرشمن، فلیس اکرمن، دورتی گارود، گرتود بل و …. اشاره کرد. و نمونه‌هایی از خاطرات آنان را در خصوص شرایط اجتماعی و فرهنگی که در آن زمان کار می‌کردند را عنوان کردند و سپس گفتند که به دور از انصاف است که از زنان باستانشناس ایرانی نامی برده نشود و خدمات آنان نادیده گرفته شود ‌. و از باستان شناسان زن ایرانی نیز صحبت کردند و اینکه چرا زنان باستان‌شناس ایرانی دیرتر از باستان شناسان خارجی اقدام به حفاری و ثبت پژو‌هش‌های خود نمودند و اینکه شرایط سخت اجتماعی و تعصبات فرهنگی و سنت‌های موجود در جامعه عامل آن بوده است و به دنبال جنبش جنسیتی که در دهۀ ۸۰ پا گرفت زنان بیشتر به صحنه آمدند، بحث کردند. زنانی که ایشان در موردشان صحبت کردند عبارت بودند از آرمان شیشه‌گران، زهرا نبیل، هایده لاله، سیمین لک‌پور، حمیده چوبک ، محبوبه امیر غیاثوند و… در پایان این نشست خانم اسماعیلی رئیس هیئت مدیره انجمن پس از پاسخ گویی به پرسش های حاضران از سخرانان و حضار تشکر کردند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *