آفاق الدوله

%d8%a7%d9%85%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%81%d8%a7%d9%82-%d8%a7%d9%84%d8%af%d9%88%d9%84%d9%87

 

آسیه آل‌احمد
تا‌ج‌ماه ،معروف به آفاق‌الدوله، اولین زن مترجم نمایشنامه در ایران است. او در خانواده‌ای نظامی، که اصالتاً زنجانی بودند،متولد شد. پدرش، میرزا علی‌اکبر‌خان و برادرش میرزا اسماعیل‌خان آجودان‌باشی‌توپخانه،هردو از نظامیان مشهور دوره قاجاری بودند.۱. متأسفانه، از تاریخ تولد تاج‌ماه اطلاعی در دست نیست .

آفاق‌الدوله گرچه در خانواده نظامی رشد و نمو کرد ، ولی فضای خانه آنها از شعر و ادبیات خالی نبود . پدر و برادرانش در شعر و نویسندگی دستی داشتند و خطی خوش ،مشخص نیست، آفاق‌الدوله از چه سنی فعالیت‌های فرهنگی خود را آغازکرد. تنها منبع آگاه ما نوشته‌های اوست. چنان به نظر می‌رسد که قبل از ازدواج شعرمی‌سروده است.اگر ترتیب اشعار در کتاب کلیات او درست باشد، اولین غزلش را در شانزده سالگی سرود و بعد از چند غزل در حاشیه نوشت ،که ازدواج کرده است: “در سن شانزده ساله بودم .از اشعار بنده است “.۲
دلا زچشم نگار آنقدر خراب چرایی چو زلف پرشکن او به پیچ و تاب چرایی
نگفتمت که زمژگان صف کشیده حذرکن زدی به قلب سیاهش زخون خضاب چرایی۳

در آن حاشیۀ دوم می‌خوانیم : “در زمانی که عقدم نموده بودند [با]سردارامجد فتح‌الله‌خان ، پدر بنده شعری ساخته به جهت من فرستادند .بنده اشعار فوق را ساخته به جهت ایشان فرستادم ،به همان وزن که ایشان ساخته بودند”. ۴ ترجمه کتاب نادرشاه را هم در زمان تاهل به پایان رساند. زیرا در مقدمه ، خود را چنین معرفی می‌کند: « کمینه ،تاج‌ماه آفاق‌الدوله ،همشیره آقا اسماعیل آجودانباشی وعیال فتح‌الله ‌ارفع‌السلطنه طالش». ۵

آفاق‌الدوله در ۱۳۲۴ه‌ق، کتاب نادرشاه،اثر نریمان نریمان‌اوف،نویسنده قفقازی، را از ترکی به فارسی ترجمه و منتشر کرد. ۶در مقدمه از انگیزه خود در ترجمه کتاب چنین می‌نویسد :
«این حکایت‌ها از کتاب تواریخ صحیحه برداشته و نگاشته آمد ، جسته جسته سخنان پارسی در گفتگوها نوشته شد بهتر آن است پس از این نگارنده‌های نامه زبان نیاکان خود را بنگارند تا مردم مرز و بوم به خواندن و نوشتن زبان خویش عادت نمایند و گفتارهای نیک و سخنان شیرین پارسیان فراموش و نابود نشود. »
و ادامه می‌دهد: «کتاب تیاتر ترجمه نریمان‌اوف را از زبان ترکی به پارسی ترجمه نموده اگر سهو و خطائی دیدید امید است ببخشید.» . ۷ این تئاتر در سال ۱۳۲۷ برای اولین بار در رشت به روی صحنه رفت. ۸

فتح‌الله‌ ارفع‌السلطنه فرزند نصرت‌الله عمیدالسلطنه (سردار امجد) همسر آفاق‌الدوله بود . این خانواده موروثی در تالش حکومت می‌کردند. هردو آنها از حکام ظالم و طرفدار مستبدین بودند . ۹ اهالی کرگانرود در جمادی‌الثانی ۱۳۲۵/ ژوئن ۱۹۰۷ به تلافی تعدی و ستمی که این پدر و پسر با آنها کرده بودند، به کاخ آق‌قولر حمله، آنجا را تاراج و سپس به آتش کشیدند ۱۰. ساکنین خانه از جمله تاج‌ماه و همسرش به سوی انزلی و اطراف کرگانرود فرار ، و به جای امنی پناه‌بردند. در آتش سوزی خانه تمامی اشعار و نوشته‌های آفاق‌الدوله سوخت . به نظر می‌رسد دیوانی که از او مانده است، مجدداً توسط خودش بازنویسی شده باشد.۱۱

چنین می‌نماید که آفاق‌الدوله پس از این وقایع طلاق گرفته باشد . از طرف دیگر ،برادرش میرزا اسماعیل‌خان نیز چون با مستبدین بود، در ۱۳۲۷ه‌ق اعدام شد. او در این دوران زندگی بسیار تلخ و سختی را می‌گذراند . انعکاس حال او در نامه‌های به جامانده‌اش کاملا مشهود است . در این نوشته‌‌ها خشونت و عصبانیت موج می‌زند . اکثر نامه‌ها درمورد احقاق حقش از خانواده سردارامجد است . او برای رسیدگی به کارهای حقوقی دو وکیل گرفت ، ولی همچنان خود مشغول نامه نگاری با اقوام همسر و بزرگان کشور از جمله ملکه ایران ، سید محمود مجتهد رشتی و … بود .۱۲ در یکی از نامه ها ،خطاب به خواهر شوهرش بهجت الدوله ، برای گرفتن مهریه و حقوق خود و فرزندش، علاقه و احترام مادر و پدر شوهرش را یادآوری و از او می خواهد که زیر دین آنها که مرحوم شده‌اند نروند و به کارهای او رسیدگی کنند.
« البته در خاطر دارید که مادر والاگهرشما مرحومۀ خانم بزرگ طاب ثراه‌ها در آخرین نفس و آخرین وداع به حضرت آقا خطاب فرمودند که فتح‌الله اگر میهمان‌های من از تو نارضا بروند من از تو راضی نیستم ویقین است از خاطر شریف محو نشده میهمان‌ها آن زمان برادرهای مرحوم مغفور طاب ثراهمای بنده و مقصودشان سفارش بنده بود که مبادا [ناخوانا] بنده در کلمه باز و قطع ،وصلت آغاز کنند باری در خاتمه این وصیت بلافاصله لب بربست و به رحمت ایزدی پیوست با این نقطه نظریه بعد از ورود به کرگانرود همه شب و روز می‌شمردم و بار فراق و شکست را به زحمتی می‌بردم که آیا کی و چه وقت قدم رنجه می‌کنید و شکنجه فراق را خاتمه می‌دهید اما غافل از این نکته بودم که این سخت دلی‌ها و سست مهری که آن سلسله جلیله را در ضمیر مضمر است وصیت و نصیحت سفارش و نگارش بی اثر به هم چنین مولی و آقای بنده و شما ، مرحوم نصرت‌الله خان سردارامجد طاب ثراه این بندۀ ذلیل را به تمام خواتین فامیل ترجیح می‌دادند ، از فرط ملاطفت یک هزار و ششصد و پنجاه تومان بقیه مهریه بنده را به ذمت رسمی خود گرفته‌اند که عندالمطالبه کارسازی فرمایند . بعد از آن مرحوم ، به ملاحظات چند از جانب اینجانبه اظهار نشد ، اکنون که به حمدالله رفع موانع شده ، در ماه صیام و تصدیق نامه و شهادت حجت الاسلام مجتهد محل را توسط سرکار آقای نصرالله‌خان به خدمت فرستادم که ادای دین موروثی خود را واجب شمارید، پدر و ولی نعمت با همت خود را بیش از پانزده سال مدیون نگذارید.»۱۳

در انتها ،به نظر می‌رسد که تلاش‌های او نتیجه بخش نبوده است . چون نامه نگاری‌ها تا دوره پهلوی ادامه پیدا می‌کند . متاسفانه ،از سرنوشت وی اطلاعاتی بیش در دست نیست و فقط از طریق نامه‌هایش می‌توان پی برد که او گاهی در رشت، تهران ، انزلی و طالش زندگی می‌کرده است . ۱۴

۱- میرزا اسماعیل آجودان‌باشی از نظامیان مخالف مشروطه بود که پس از خروج محمدعلی شاه از ایران در تاریخ ۱۳رجب ۱۳۲۷ اعدام شد. مهدی بامداد. شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲و۱۳و۱۴ . تهران، زوار ، ۱۳۷۱.ج۱.ص۱۲۲.
۲- کلیات دیوان اشعار بانو تاجماه. مجموعه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران . شماره ۳۵۵۲ .برگرفته از سایت دنیای زنان در عصر قاجار . www.qajarwomen.com.
۳- همان.
۴- همان .
۵- فصلنامه تخصصی تئاتر . “نمایشنامه نادرشاه ” ، محمد گلبن .شماره تابستان و پاییز . سال ۱۳۶۷ . شماره ۲ و۳.صفحه ۲۲۳.
۶- همان .ص۲۲۴. همچنین در ادامه آمده است :چاپ سنگی این اثر با ترجمه تاجماه افاق الدوله یک نمونه از چاپ دوم نمایشنامه به زبان اصلی در دست است . این کتاب در سال ۱۳۳۱ه ق برابر ۱۹۱۳ میلادی در باکو از طرف نشریات برادران اوروج اف باکو به چاپ رسیده است.
۷- همان.
۸- همان.
۹- علی عبدلی .تاریخ تالش. تهران،جامعه نگر،۱۳۸۵. صص ۲۴۲-۲۴۳.
۱۰- ه.ل.رابینو. مشروطه گیلان . به کوشش محمد روشن.رشت ،طاعتی، ۱۳۶۸. ص ۱۹
۱۱- دایره‌المعارف زن ایرانی. مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری. تهران ، بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی . ۱۳۸۲.ج۱. ص ۳۱۶.
۱۲- کلیات دیوان اشعار . بخش نامه ها .
۱۳- .کلیات دیوان اشعار. همان . اسکن شماره ۳۹.
۱۴- گلزارخاموش : یادنامه بانو راضیه دانشیان(گلبن) همراه با مقالاتی درباره زنان.” تاج‌ماه آفاق‌الدوله نخستین زن مترجم نمایشنامه در ایران” . فرامرز طالبی .تهران، رسانش، ۱۳۷۹.ص۲۵۳.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *