سخنرانی آبان ماه ۱۳۹۵: نقش زنان در نهضت حسینی

دکتر محمدزاده در ابتدای سخنان خود گفت: اولین نکته در بررسی نقش زنان در واقعه عاشورا پاسخ به این سوال است که چرا امام حسین (ع) زنان و فرزندان را نیز همراه خود بردند.

وی ادامه داد: امام حسین (ع) زمانی مدینه را را ترک کرد که یزید به حکومت رسیده بود و از والی مدینه خواسته بود تا از امام حسین (ع) بیعت بگیرد و در صورت امتناع آن حضرت، دستور قتل ایشان و همراهان وی را داده بود. پس می‌پذیریم که خطر جانی امام و خاندان وی را تهدید می‌کرد و همین موجب می‌شود امام به سمت مکه حرکت کند.

اما امام مدتی بیش در مکه نماند و عازم کوفه شد چرا که در مکه امنیت جانی او و همراهانش در خطر بود و از سوی دیگر با توجه به دعوتی که از سوی مردم کوفه به امام رسیده بود، محیط کوفه برایش آماده‌تر بود. بنابراین امام عازم کوفه شد.

تمامی این شرایط برای خاندان امام نیز وجود داشت. یعنی امنیت جانی آن‌ها تضمین شده نبود. محمدزاده اظهار داشت: در همراهی خاندان امام با وی نکته دیگر این بود که امام به قصد جنگ به کوفه نرفته بود. از طرفی امام می‌خواست نشان دهد که حرکتش یک حرکت اصلاح‌گرانه است و همراهی خاندان وی سبب می‌شد آن‌ها تمامی وقایع را ببینند و اگر اتفاقی افتاد ، آنها شاهد این حوادث باشند و آن را به گوش تاریخ برسانند.

معرفت شناسی زنان عاشورا
وی در ادامه با اشاره به نقش ویژه زنان در واقعه عاشورا، همراهی آنان را در چند قالب عنوان نمود: اولین مسأله از دیگاه او معرفت‌شناسی است.

تمامی کسانی که در این نهضت، امام را همراهی کردند از راهی که در آن قدم گذاشته بودند، شناخت داشتند. بزرگ‎ترین آن‌ها زینب (س) است که به عقیله بنی هاشم معروف است.
اما موضوعی که در این خصوص در رابطه با زن معاصر مطرح می‌شود این است که ما چطور می‌توانیم به آن‌ها اقتدا کنیم؟
زنان عصر ما باید کسب معرفت را جدی بگیرند و نباید لزوما دنباله‌رو باشند. باید خودشان صاحب نظر و اندیشه باشند. این سبب می‌شود پشتوانه فکری مردان باشند و چه بسا خودشان نهضت آفرین باشند. اگر این معرفت کسب شود یک زن که اینقدر توانمند است می‌تواند همه را به دنبال خودش بکشاند. این موضوع را ما در انقلاب خودمان هم شاهد بودیم.
مکتب شناسی
همه زنان عاشورایی افرادی بودند که نسبت به مکتب و دین ایمان کامل داشتند. به‌عنوان مثال، زنی در بصره می‌زیست به نام ماریه دختر منقذ عبدی که پدر و همسرش در جنگ جمل در رکاب حضرت علی (ع) به شهادت رسیدند. این زن خانه‌اش در بصره را به شکل یک دانشگاه در آورده بود و ریاست آنجا را برعهده داشت.

او در نهضت امام حسین (ع) هم خانه‌اش را محل تجمع افرادی کرد که آماده بودند از نهضت امام آگاهی پیدا کنند. آن هم در زمانی که در بصره عبیدالله بن زیاد حکومت می‌کرد. یعنی این خانه در آن شرایط حالت مخفیانه هم داشت. نامه امام به بزرگان بصره که توسط اولین سفیر امام سلیمان بن رزین به بصره آورده شد هم در خانه او خوانده می‌شود.

موقعیت شناسی و زمان شناسی زنان واقعه عاشورا
سومین مطلب، زمان شناسی و موقعیت شناسی است. نمونه آن دلهم همسر زهیر‎بن‌قیر است. زهیر یکی از سلحشوران و مردان رزمنده است. اما هنوز در بافت‌های ذهنی زمان عثمان گیر کرده است. او فرمانده سپاه عثمان بود و وقتی از مکه به سمت کوفه حرکت می‌کند کاروان خودش را به گونه‌ای حرکت می‌دهد که با امام در یک منزل قرار نگیرند. اما سرانجام در منزلگاه خزیمیه با امام رو‌به‌رو می‌شود. امام موذن خود به نام حجاج بن مسروق را سراغ زهیر می‌فرستد تا او را به چادر امام بیاورد. زهیر امتناع می‌کند اما همسرش دلهم می‌گوید؛ زهیر، پسر فاطمه تو را فرا می‌خواند و نمی‌روی؟ و زهیر را به سمت امام حسین (ع) راهی می‌کند. همین می‌شود که زهیر در کربلا یکی از فرماندهان سپاه امام حسین (ع) می‌شود.
همه زنان عاشورایی افرادی بودند که نسبت به مکتب و دین ایمان کامل داشتند.
زهیر آمادگی قلبی دارد اما این دلهم است که او را در این مسیر قرا می‌دهد. زهیر در کربلا سخنرانی‌ها و خطبه‌ها خطاب به مردم کوفه و سپاهیان عمر سعد دارد. او اعلام می‌کند مرا می‌شناسید و می‌دانید که هستم. من از حسین (ع) دعوت نکردم که به کوفه بیاید اما اکنون کنارش هستم اما شما پسر فاطمه را دعوت کردید و در مقابلش ایستادید؟

مدیریت بحران حضرت زینب (س)
مساله بعدی مدیریت است. هر مدیر یک نبوغی دارد. ارکان‌ها را برای رسیدن به هدف هماهنگ می‌کند، موانع را می‌شناسد و می‌داند چگونه می‌توان از این موانع عبور کرد. اما مدیریت در بحران، کار هر کسی نیست یک نبوغ خاص می‌خواهد. زینب (س) از عصر عاشورا و قبل از شهادت امام، مدیریت اهل بیت امام را بر‌عهده دارد. چرا که امام سجاد (ع) در بستر بیماری است.
اما مدیریت زینب (س) چه بود؟ او به همه بچه‌ها و زنان گفت هر چه زیورآلات دارید کنار بگذارید تا هنگام هجوم به شما آسیب نرسانند.

وی با نقد برخی موضوعات مطرح شده در مداحی‌ها اظهار داشت: اصلا اینگونه نبود که برخی در مداحی‌ها می‌گویند که گوش با گوشواره جدا شد. با اندکی مطالعه در تاریخ می‌بینیم که با درایت و کاردانی زینب در آن شرایط هیچ بچه‌ای آسیب ندید و گم نشد. زینب (س) حتی حفظ جان امام سجاد (ع) بیمار را به‌عهده داشت.

در کوفه، در شام و در مجلس یزید وقتی آن مرد شامی آن جسارت را در حق فاطمه دختر امام حسین (ع) کرد، باز این زینب (س) است که با کلام خودش خطاب به یزید می‌گوید هیچ وقت نمی‌توانی چنین کاری بکنی مگر اینکه اعلام کنی از دین ما خارج شده‌ای. او یزید را برای اسارت زن مسلمان مواخذه می‌کند و در نهایت این کاروان را سالم به مدینه می‌رساند.

نقش زنان در امر به معروف و نهی از منکر همگام با مردان در وقایع عاشورا
دکتر محمدزاده مساله بعدی را امر به معروف و نهی از منکر و نقد حاکمان عنوان کرد و گفت: امر به معروف و نهی از منکر یک آموزه جدی قران است و همه اشخاص در آن سهیم هستند. آیه ۷۱ سوره توبه به صراحت اعلام می‌کند در جامعه نوپای اسلام همه اعم از زن و مرد نسبت به همه چی مسئولیت دارند. یکی از اهداف مهم امام حسین (ع) مساله امر به معروف و نهی از منکر است. خود امام در نامه‌ای که به برادرش محمد بن حنیفه می‌نویسد عنوان می‌کند: من مفسده‌جو و ستمگر و فتنه‌گر نیستم. من برای اصلاح امت جدم بپا خواستم . امر به معروف امام حسین (ع) در مورد مسائل جزئی نیست. او می‌گوید معروف منم و منکر یزید است. این اعلام خود امام حسین (ع) است. تمام مدت اصحاب و خود امام اعم از زن و مرد امر به معروف می‌کنند.

پناهندگی سیاسی
مساله بعدی پناهندگی سیاسی است. این امر بسیار مهم است. ما این موضوع را در عصر پیامبر هم داریم. زمانی که ام‌کلثوم دختر ابو‌جهل که به‌تازگی مسلمان شده بود از مکه فرار می‌کند و به خانه پیامبر می‌آید، حضرت محمد (ص) به اون پناهندگی می‌دهد و او را تسلیم نمی‌کند.
بسیاری از مواردی که در مقتل ابو مخنف ذکر شده از فاطمه دختر امام حسین (ع) نقل شده است.
در عصر نهضت؛ زنی بنام طوعه زمانی که مسلم بن عقبل در‌به‌در و غریب در کوفه می‌گردد و همه درب‌های خانه‌شان را از ترس عبیدالله بن زیاد به روی مسلم بسته‌اند، به مسلم پناه می‌دهد. و بعد زمانی که پسرش بلال، مسلم را لو می‌دهد و به خانه این زن حمله صورت می‌گیرد در تاریخ داریم که این زن پشت مسلم قرار گرفته بود و اجازه نمی‌داد کسی به مسلم حمله کند.

نقش گزارش‌گری زنان

بسیاری از مواردی که در مقتل ابو مخنف ذکر شده از فاطمه دختر امام حسین (ع) نقل شده است. ابو مخنفی که متوفی سال ۱۵۸ است و به نهضت نزدیک است. یعنی یا از خود اصحاب گرفته است چون برخی از اصحاب زنده هستند مثل فاطمه دختر امام حسین (ع) و یا با یک واسطه به ابومخنف رسیده است. ابومخنف بسیاری از گزارش های خود را از فاطمه دختر امام حسین (ع) گرفته است. تمام حوادث غارتگری را او توضیح می دهد و مجلس یزید و عبیدالله را او نقل می‌کند که برخی از این‌ها را این دختر از عمه‌اش گرفته است و به ابو مخنف یا به فردی که به ابو مخنف گفت، داده است.
پس دو تا از زنان نقش ویژه ای داشتند تا ماجرای کربلا به گوش مورخین برسد.
اما وظیفه ما در این عصر چیست؟ وظیفه ما این است که مورخ، تمام وقایع را بدون کم و کاست وارد کتاب کند تا به نسل آینده برسد تا نسل بعدی از اشتباهات درس بگیرد.

زندانیان سیاسی زن در عصر نهضت
مساله بعدی زندانی سیاسی است. در نهضت امام حسین (ع) ما زندانی سیاسی هم داریم. عبدالله بن عفیف ازدی مردی است که در کوفه می‌زیست و در جنگ جمل و صفین دو تا چشمش را در رکاب امیرالمومین (ع) از دست داده بود. در مسجد کوفه وقتی عبیدالله شروع به صحبت کرد که خدا را شکر دروغگو رسوا شد و کشته شد. این عبدالله بن عفیف است که بلند می‌شود و شروع به صحبتمی‌کند و می‌گوید: دروغگو تو هستی و کسی که تو را به امارت رساند. او از خاندان رسالت دفاع می‌کند بنابراین عبیدالله دستور قتلش را می‌دهد. او را فراری می‌دهند و به خانه‌اش می‌رود. وقتی به خانه‌اش حمله می‌کنند، دخترش صفیه چون پدرش نابینا بود به او کمک می‌کند تا با شمشیر مقابل سربازان عبیدالله بجنگد. وقتی او به شهادت رسید صفیه را زندانی کردند و تا زمانی هم که عبیدالله در کوفه بود این دختر در زندان بود. پس در این نهضت ما زن زندانی سیاسی هم داریم.

زنان اولین معترضان به اتفاقات کربلا بودند
وی در ادامه با اشاره به این که اعتراض به سپاهیان عمر سعد ابتدا توسط خانواده‌های آن‌ها و عمدتا توسط زنان صورت گرفت، گفت: سپاهیان عمر وقتی وارد کوفه می‌شوند مثل یک لشکر پیروز وارد نمی‌شوند. سخنرانی‌هایی که زینب (س) و امام سجاد (ع) و بقیه بازماندگان کربلا ایراد می‌کنند باعث می‌شود که لشکر عمر، مانند لشکر شکست خورده وارد کوفه شود.
صفیه، دختر عبدالله بن عفیف زندانی سیاسی عصر نهضت امام حسین (ع) بود.
فرماندهان سپاه یزید وقتی وارد خانه‌شان شدند مورد اعتراض فرزندان، همسران و مادران خود قرار گرفتند. به عنوان مثال خولی وقتی که سر امام حسین (ع) را با خودش به خانه می‌برد مورد اعتراض همسرش قرار می‌گیرد و در نهایت این همسرش است که در دستگیری خولی توسط مختار نقش دارد.

مالک‌بن‌نسیر‌کندی کسی که نامه عبیدالله را به حضرت حر می‌رساند و فردی است که در لحظات آخر شمشیر بر فرق حضرت حسین (ع) می‌زند، وقتی وارد خانه می‌شود همسرش اسبابش را برمی‌دارد و خانه را ترک می‌کند و خطاب به او می‌گوید: وای بر تو که با پسر پیغمبر جنگیدی!

موارد بسیاری از این قبیل داریم؛ به‎عنوان مثال وقتی عمر‎بن سعد وارد خانه می‌شود، خانواده‌اش جلوی او می‌ایستند. پس می‌توان گفت اعتراض به اتفاقات کربلا از خود خانواده قاتلین شهدای نهضت امام حسین (ع) و عمدتا توسط زنان آغاز می‌شود
اولین عزادار بر امام حسین (ع) یک زن بود
اولین عزادار بر امام حسین (ع) ام سلمه، همسر پیامبر (ص) بود.
پیامبر خاکی را به او داده بود و گفته بود ام سلمه هر وقت این خاک گلگون شد بدان که پسر من حسین بن علی (ع) کشته شده است. گفته می‌شود از زمان خروج امام از مدینه این زن این خاک را نگاه می‌کند تا زمانی که می‌بیند این خاک گلگون شد. این را یعقوبی در کتابش نوشته است که اولین شیون کننده ام‌سلمه بود. ابن عباس خود را به ام‌سلمه می‌رساند و می‌پرسد مادر چه شده و او پاسخ می‌دهد فکر کنم حسین (ع) شهید شد.

ما این عزاداری‌ها را توسط زینب و بقیه بازماندگان به طور کامل داریم. آنچنان این‌ها با صلابت و جانسوز سخن می‌گویند که یزید را هم وادار می‌کنند که مجلس عزا برپا کند برای امام حسین و به خانواده‌اش می‌گوید برای حسین (ع) عزاداری کنید من راضی به کشته شدن او نبودم و این کار عبیدالله است.
مرجانه مادر عبیدالله مجلس عزا برپا می‌کند عبیدالله می‌گوید کار عمر سعد است. عمر سعد می‌گوید من چندین نامه نوشتم که دست به جنگ نزنید و زدید. می‌بینیم که این مقاومت کار را به کجا می‌رساند.

اولین مرثیه‌سرا هم زنان هستند. زینب و رباب و ام البنین اشعاری در کربلا و بعد از آن سروده‌اند. این اشعار عاشورایی توسط زنان و مردان سروده می‌شود و تا همین عصر هم ادامه پیدا می‌کند.

کمک‌های مالی به نهضت که توسط زنان انجام شد: در تاریخ داریم زنان لوازم زینتی خود را می‌فروشند تا این نهضت سامان پیدا کند.

زنان درمیدان نبرد: در عصر رسول الله (ص) در برخی از غزوات مثل احد و حنین وقتی مردان کم آوردند، زنان وارد شدند. در صفین زنان در کنار امیرالمومنین (ع) می‌ایستند و رجز می‌خوانند و می‌جنگند. در کربلا هم همین‌طور بود. یعنی زنانی که در نهضت شرکت کرده بودند با وجود این‌که تمامی عزیزان خود را به میدان می‌فرستادند و ایثار‌گر بودند حتی خود نیز حاضر بودند به میدان نبرد بروند. مادر قاسم سه پسر داشت دو تا از آن‌ها ابوبکر و قاسم جنگیدند و شهید شدند. زمانی که امام صدای هل من ناصر را بلند کرد فرزند کوچکش عبدالله خود را به عمویش رساند و مادرش جلوی او را نگرفت.

اعتراض به اتفاقات کربلا از خود خانواده قاتلین شهدای نهضت امام حسین (ع) و عمدتا توسط زنان آغاز می‌شود.
جناده انصاری همراه پدرش و مادرش شرکت کرده بودند. بعد از شهادت پدرش، مادرش او را عازم میدان نبرد می‌کند و وقتی شهید می‌شود و دشمن سرش را به سمت مادرش پرت می‌کند او سر فرزندش را پرت می‌کند و می‌گوید من او را در راه خدا هدیه کردم و هدیه‌ام را پس نمی‌گیرم. پس از آن خودش هم آماده می‌شود که به میدان جنگ برود که امام جلوی او را می‌گیرد. داستان ام وهب نیز همین گونه است.
در عصر حاضر هم مادران شهدا با درس از زنان عاشورا در جنگ ۸ ساله ایران نقش بسیار مهمی ایفا کردند.

جهاد
مطلب بعدی مساله جهاد است که مساله بسیار مهمی در تاریخ اسلام است که هم مردان و هم زنان در آن شرکت می‌کردند. حضرت علی (ع) می‌فرماید: ما جهاد با قلم داریم جهاد با شمشیر داریم و … اما مهم‌ترین جهاد کلام حقی است که در برابر حاکم ظالمی گفته شود و زینب (س) چنین بود. این زن وقتی وارد کوفه می‌شود انگشت اشاره‌اش به سمت مردم است. وقتی مردم شروع به گریه می‌کنند اول امام سجاد (ع) می‌گوید برای ما گریه می‌کنید؟ پس چه کسانی ما را کشتند؟ زینب (س) هم به مردم می‌گوید اگر شما پشت این سپاه نبودید یزید و عبیدالله جرئت نداشتند برادر من را بکشند. می گریید.. بگریید …
دائما دیده‌هاتان گریان باد. چه کردید…چه خونی را ریختید… چه حرمتی را شکستید… چه کردید؟

حضرت زینب (س) وقتی وارد دربار عبیدالله می‌شود، این زن با لباس اسارت محل به حاکم ظالم نمی‌گذارد. محکم قدم بر‌می‌دارد. عبیدالله می‌گوید او کیست می‌گویند او زینب (س) دختر علی (ع) است.
عبیدالله می‌گوید خدارا شکر که دروغتان رسوا شد. زینب (س) می‌گوید: خدا را سپاس که ما را مطهر آفرید. بدکار و تبهکار و رسوا دروغگو است و آن ما نیستیم. به زودی رسوا خواهی شد. مادرت به عزایت بنشیند یا ابن مرجانه!
عقیله بنی هاشم به کدام درجه معرفت رسیده است که همه عزیزانش را از دست داده و وقتی از او می‌پرسند چه دیدی؟ می‌گوید جز زیبایی ندیدم.
چرا یزید دستور می‌دهد بهترین شتران و پاسداران و وسایل پذیرایی را برای این کاروان فراهم کنید. زینب (س) و سجاد (ع) در شام چه کردند که یزید این گونه عقب نشینی می‌کند؟
زینب (س) تمام جملاتش را با آیه‌های قران شروع می‌کند و با قرآن یزید را محکوم می‌کند. می‌گوید: اسیر تویی یزید! جد تو توسط جد من آزاد شد. ما آزاد شده‌ایم. ما آزاده‌ایم. خطاب به او می‌گوید: آیا این کار درست است که زنت و فرزندانت و کنیزانت در پس پرده‌اند اما خاندان پیامبر عیان؟ یزید می‌پنداری اگر ما را شهر به شهر بگردانی برای ما ننگ است و تو را بزرگواری؟ نه… این کلام خداست که ظالمین گمان نکنند مهلتی که خدا به آن‌ها می‌دهد به معنای تایید آن‌ها است. نه… این مهلت را به آن‌ها می‌دهد تا گناهان‌شان افزوده شود.
خطاب به یزید می‌گوید من تو را آنقدر خار می‌دانم که حتی سرزنشت هم نمی‌کنم .
او با لباس اسارت روبروی حاکم ظالم و جور ایستاده آن‌قدر زیبا سخن می‌گوید که حتی یزید جرئت ندارد کلامش را قطع کند.
ابراهیم پسر مالک اشتر و عبدالله پسر حنظله و بسیاری در مکتب زینب (س) درس می‌آموزند و رهبران بعدی نهضت می‌شوند.
زینب (س) مثل برادرش به همه آموخت در هر لباسی و هر زمانی باید از مظلوم دفاع کرد و در مقابل ظلم ایستاد.
او آموخت در هنگام آزمایش می‌توان از همه تعلقات گذشت جز عزت و کرامت انسان‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *