زنان عاشورایی

فخرالسادات محتشمی پور

واقعه کربلا را بدون دیدن نقش زنان نمی توان خواند و تصویر کرد. ازهمان هنگام که امام حسین (ع) حج را نیمه تمام گذاشت و با خانواده و یاران خود به سوی کوفه عزیمت نمود تا آن گاه که با لشکر یزید هماورد شد و مصاف نابرابر میان سپاه حق و باطل آغاز گردید تا زمان بر خاک افتادن آخرین سردار و افول آخرین ستاره لشکر آزادگی و آغاز اسارت آل حسین (ع) زنان بودند و نقش آفرینی کردند هرچند اوج آن را در خطابه های سکینه و زینب (س) دختر و خواهر امام باید دید. هرچند عظمت زینب و شگفتی هایی که در داستان کربلا آفرید بر نقش دیگر زنان عاشورایی، اعم زنان خاندان امام حسین و نیز زنان یارانش و حتی برخی زنان از لشکر مقابل او، سایه انداخته است اما کافی است کمی در منابع دست اول مصون مانده از تحریف و پیرایه قرون اولیه هجری غور و بررسی شود تا نام ها و صاحبان نشان هایی آشنا را یافت که هر یک می توانند الگویی برای همه اعصار باشند. از آن “زن” که شویش را به همراهی امامش ترغیب می کند، تا او که به سفیر امام پناه می دهد و او که فرزندانش را روانه به سوی سپاه حقیقت و نور می نماید و تا آن “زن” که مردش را برای کشتن یاران فرزند پیامبر و خود او ملامت می کند و شرم و پشیمانی و پریشانی را بر همه وجودش مستولی می سازد.
باری کربلا در کربلا نماند چون زینب ماند و نقش اصلی اش را پس از شهادت برادر و فرزندان و یارانش با پیام رسانی های به غایت تأثیرگذارش ایفا نمود. زینب ماند تا با سلاح گفتار و خطابه سرایی نیکو، به میراث برده از پدر و مادر بزرگوارش، داغ ننگی که بر پیشانی اهل ستم مانده بود پررنگ تر کند. جان کلام این که سپاه کفر قدرت زنان سپاه حسین (ع) را پیش بینی نکرده بود و باور نمی کرد زنان اسیر کربلا برنده بازی شومی باشند که با هدف فریب مردمانی که به تماشای خارجی های از دین برگشته آمده بود، طراحی و اجرا شد. و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *