All posts by admin

نشست ماهانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در شهریور ماه

DSC_0015

 

نشست ماهانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در روز جهارشنبه هفتم شهریور ماه سال جاری در اندیشگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد. عنوان این نشست «بینش و پژوهش درباره حضور زنان در تاریخ‌نگاری کردستان و لرستان» بود.
در این نشست خانم سعیدی رییس هیات مدیره قبلی انجمن و آقای عزیزی رئیس پژوهشکده اسناد به عنوان سخنران حضور داشتند که نتیجه تحقیق مشترک خود را با حاضران در میان گذاشتند.
خانم سعیدی دراین‌باره گفت: تظاهرات زنان در ماجرای تنباکو و مشروطه به قصد برانگیختن مردان برای اعتراض نمونه‌ای از حضور انفعالی زنان در کردستان است. مسئله نقش حاشیه‌ای زنان در بحث تاریخ‌نگاری‌های محلی مورد بی‌اعتنایی و نادیده گرفته شدن قرار گرفته است.
دکتر عزیزی نیز درباره این موضوع با حوزه جغرافیایی لرستان سخن گفت و اظهار داشت: در کتاب‌ها وقتی به توصیف آداب و رسوم منطقه می‌رسند فقط نام زنان در میان جنگ‌ها اشاره شده و دیگر هیچ خبری از آن زن نمی‌شود اما در توصیف مراسم محلی درباره رفتار زنان حرف می‌زنند. یا در بحث آرامگاه و مقابر اسم زنان نیست و با نام هفت خواهران ذکر شده. یا در شجره‌نامه‌هایی که دیده می‌شود اسم هیچ زنی نیست ولی در بعضی جاها ممکن است اشاره کند که طرف شش پسر و دو دختر داشت.

برگزاری نشست نمایش و نقد و بررسی فیلم مستند «نیمه پنهان ماه»

IMG_8046

نشست نمایش و نقد و بررسی فیلم مستند «نیمه پنهان ماه»، عصر دوشنبه مورخ ۹۷/۰۶/۰۵ در ساختمان آرشیو ملی برگزار شد. پس از نمایش فیلم که به بررسی نقش زنان در رویدادهای دوره قاجار و پهلوی اول از جمله مشارکت زنان در نهضت تنباکو، بلوای نان و قحطی‌های این دوران، اعتراض به تاسیس بانک‌های خارجی، مشارکت در انقلاب مشروطه و مبارزه با مخالفان مشروطه در استبداد صغیر و کشف حجاب در دوران پهلوی می‌پردازد، آزاده بی‌آزار گیتی؛ کارگردان اثر گفت: تاریخ همانند سایر علوم، عرصه یکسویه‌ای است که بخشی از آن در حافظه مورخان آگاهانه یا ناآگاهانه پاک شده و آن، نقش زنان در رویدادهای تاریخی می‌باشد. او همچنین خاطرنشان ساخت: فیلم نیمه پنهان ماه، اولین مستند تاریخ ایران است که به بررسی جایگاه زنان در تغییر و تحولات تاریخی اشاره دارد.

شهریورگان

 

*حمیرا عمرانی*

 

شهریورگان یا آذرجشن از جمله جشن‌های دوازده‌گانه سال ایران باستان و از شمار جشن‌های آتش بود. در گاه‌شماری زرتشتی، چهارمین روز هرماه نیز به این امشاسپند تعلق داشت و روز چهارم ماه شهریور، جشن شهریورگان برگزار می‌شد.

در گاه‌شماری رسمی ایرانیان، نام این ماه از نام ماه ششم گاه‌شماری اوستایی نو که در اوستایی خْشَتْرَ-وَئیریه و در پهلوی شَتْریوَر نام دارد، برگرفته شده‌است و نام یکی از امشاسپندان است. به موجب یزدان‌شناسی اوستایی، شهریور میان امشاسپندان یا ملائک و ایزدان شش‌گانه از لحاظ مرتبت و مقام دومین است؛ نخست بهمن و دوم شهریور. این نام در اوستا “خشتر وئیریه” آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو است و روی هم به معنی “پادشاهی یا کشور آرزو شده” و مجازاً به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده‌است.همچنین نام شهریور به معنای تقریبی “شهر و شهریاری (شهرداری) آرمانی و شایسته” است. چنین می‌نماید که این اندیشه‌ و آرمان، خاستگاه نظریه‌های افلاطون و فارابی در زمینه “آرمان‌شهر” یا “مدینه فاضله” بوده باشد. نام شهریور چند بار به همین معنا در گات‌های زرتشت نیز آمده است و بعدها در اوستای نو، او را به گونه‌ای تشخص‌یافته به پیکر یکی از امشاسپندان در می‌آورند.

چنانکه همه امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند، این امشاسپند در جهان مینوی نماینده قدرت و شهریاری مطلقه اهورامزدا و در زمین نگاهبانی و سرپرستی فلزات و جنگ ابزارها و سلاح‌ها بدو محول است.برج فلکی شهریور ماه سنبله است که ششمین برج فلکی، منطقه البروج است و نماد این برج (سنبله یا باکره یا دوشیزه)در انگلیس Virgoنامیده می‌شود.

 

روز پدر در شهریور ماه

ایرانیان همواره، آیین‌های‌شان را بر پایه‌ مفاهیم گاه‌شماری نام‌گذاری کرده‌اند و هرگز آیین‌ها و جشن‌های‌شان به مناسبت زایش چهره یا شخصیتی نبوده‌ است. گذشتگان ما با نام نهادن بر روزها و ماه‌ها برای ما پیام بزرگی داشته‌اند و خواسته‌اند که با آغاز هر ماه و هر روز، زمان و فرصت‌های زندگی را ارج بنهیم و هرگز از معنای نام‌ها غافل نشویم. شهریور یکی از ۶ امشاسپندانی است که در اوستا و گات‌ها از آن نام برده شده‌است و در اوستا سه تا از این امشاسپندان، زن‌گونه و سه‌تای دیگر مردگونه هستند که شهریور از امشاسپندان مردگونه است.

در باور زرتشتی هر روز نامی دارد و هر نام معنایی؛ روز مهر و دوستی را در جشن مهرگان پاس داشته‌اند، چون ایزد مهر پاسدار مهر، پیوند و عهد و پیمان است. روز مادر و زن را در اسفندگان جشن گرفته‌اند، چون اسفندماه زمان زایش و باروری زمین است و مادران همچون زمین، نماد باروری، زایش و زندگی هستند. جشن شهریورگان از آن روی به‌عنوان روز پدر برگزیده‌ شده است که به معنای شهریاری بر اراده و نفس است.  جشن پدر در جشن شهریورگان، درست ۶ ماه پس از روز مادر و جشن اسفندگان برگزار می‌شود. پس چه بهتر که ماه شهریور و در جشن شهریورگان به مفهوم شهریاری  نفس  بر خویش پی ببریم و با همه دشواری‌های زندگی، اندیشمندانه به رویارویی بپردازیم.

ابوریحان در آثار الباقیه می‌نویسد: «شهریور ماه روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن می‌باشد و آن‌ را شهریورگان گویند. معنی شهریور دوستی و آرزو است و شهریور فرشته ای است که به‌ جواهر هفت‌گانه از قبیل طلا و نقره و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به‌آنها بستگی دارد، موکل است.

برای جشن شهریورگان از دو گونه دیگر می توان برتری قائل شد: اول اینکه در این ماه محصولات کشت و زرع جمع‌آوری می‌شود و چون معمولا برای به‌دست آوردن نتیجه هر کاری جشن و شادی لازم است، لذا شهریورگان به مناسبت نتیجه گرفتن از نعمت کشت و کار و به‌دست آوردن محصولات به‌خصوص برای کشاورزان، بهترین جشن و شادی است و در واقع جشن سرخرمن است.دوم اینکه در این ماه، پاییز کاری شروع می شود و چون معمولا هر کار نیکی را با شادی باید آغاز کرد،از این لحاظ جشن شهریورگان را می‌توان آغاز فصل جدید دیگری از هنگام کشت و زرع دانست و آن‌را مورد احترام قرار داد.

با دلایلی که ذکر شد، جشن شهریورگان به‌خصوص برای کشاورزان از لحاظ جمع آوری محصول و به‌دست آوردن خرمن و همچنین از نقطه نظر شروع به‌کار پاییز، بهترین جشن و شادمانی است و به همین جهت است که نسبت به آن احترام زیادی قائل هستند و با شادی فراوان مراسم آن‌را به‌جای می آورند.این جشن آتش‌های خانگی محسوب می‌شد؛ مردم در خانه‌ها آتش می‌افروختند و ستایش خداوند و شکر نعمت‌های او می‌گذاردند. در خانه‌ها اغلب مهمانی برپا کرده و خوراک‌های متنوع و ویژه تدارک می‌دیدند و به مناسبت تغییر هوا، شب هنگام در بام‌ها نیز آتش می‌افروختند.متأسفانه بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و فقط برخی از خانواده‌های قدیمی در کرمان، به گونه محدودی این جشن را برگزار می‌کنند. برگزار نشدن آیین‌های جشن شهریورگان توسط ایرانیان در زمانی طولانی موجب شده است تا همه جزئیات آن به فراموشی سپرده شود و حتی در متون کهن نیز آگاهی‌های چندانی در باره آن فرادست نیاید.

چهارم شهریورماه نه تنها هنگام جشن شهریورگان، بلکه همزمان با جشن زادروز داراب (کورش) و جشن درگذشت یا جان باختن مانی نیز هست؛ هم‌زمانی این دو رویداد اخیر توجه برانگیز است: از سویی هنگام زایش پادشاهی بلندآوازه و کوششگر آرمان‌شهر ایرانی است و از سوی دیگر مرگ مانی در همین روز و دستآورد سلطه موبدان ساسانی است.

—————————————————————————-

منابع:

به نقل از روزنامه قانون

دانشنامه مزدیسنا، دکتر موبد جهانگیر اشیدری

بینش زرتشت، خداداد خنجری

 

اطلاعیه نشست علمی ماهانه شهریور ماه

انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با همکاری پژوهشکده اسناد و اندیشگاه فرهنگی نشست علمی ماهانه خود را در سال ۱۳۹۷ برگزار می¬کند:

موضوع:بینش و پژوهش درباره حضور زنان در تاریخ نگاری محلی کردستان و لرستان

سخنران:خانم حوریه سعیدی و آقای غلامرضا عزیزی

شرکت برای کلیه علاقمندان آزاد است

زمان :چهارشنبه ۹۷/۰۶/۰۷ ساعت ۱۶ الی ۱۷:۳۰
آدرس:بزرگراه شهید حقانی (غرب به شرق)، بلوار کتابخانه ملی،بعد از مترو شهید حقانی،کتابخانه ملی، سالن اندیشگاه فرهنگی

حق رای زنان در دوره نخست وزیری دکتر مصدق

حمیرا رنجبر عمرانی، پژوهشگر ، درباره مسئله اعطای حق رأی به زنان در بین سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ ش را چنین مطرح می کند . او می نویسد: حزب دموکرات به رهبری احمد قوام و نیز حزب توده خواهان حق رأی زنان شدند. دولت دکتر مصدق در صدد بر آمد قانون جدیدی برای انتخابات تدوین کند . در ۱۳۳۰ پیشنویس لایحه ی تازه ی انتخاباتی را دکتر مصدق با استفاده از اختیاراتش مطرح کرد ، لایحه ای که در آن حق رأی زنان نیز به رسمیت شناخته شده بود . شماری از مخالفان و موافقان به میدان آمده و مطالبی در این باره ابراز کردند . طرح این بحث در مطبوعات و نامه ها و طومارها ، سبب شد تا مسأله در مجلس و نطق های پیش از دستور مطرح شود مفصل ترین مطلب را سید باقر جلالی موسوی به عنوان نطق قبل از دستور در روز ۱۱ دی ماه ۱۳۳۱ مطرح کرد. وی یکی از دلایل مرتبط بر این امر را عدم شرکت زنان از ابتدای تشکیل مجلس می داند و نتیجه میگیرد که به همین دلیل حضور زنان در انتخابات الزام نیست . علاوه بر این موقعیت خطیر کشور را مطرح کرده و حق رأی زنان را جنجالی می نامد که به صلاح کشور نیست. گروه های مختلف نمایندگان و بسیاری از علما و روحانیون با مسأله حق رأی زنان مخالفت کردند . دو نامه طومار مانند نیز درباره مخالفت با شرکت زنان در انتخابات به اداره روزنامه رسید که اولی را حجت الاسلام آقای شهرستانی و چهارصد نفر دیگر امضاء کرده و در آن نوشته بودند:(ما ملت مسلمان ایران با شرکت نسوان در امور انتخاباتی مخالف هستیم و تنفر خود را اعلام مینماییم.) اتحادیه بازرگانان و پیشه وران تهران نیز در این باره اطلاعیه ای داده و تأکید کردند که علاوه بر این چند استفتا از روحانیون بزرگ در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید ومخالفت ایشان با حق رأی زنان اعلام شد .
به این ترتیب ماجرای اصلاح قانون انتخابات دردولت مصدق منتفی شد.

نمایش و نقد و بررسی فیلم نیمه پنهان ماه

انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با همکاری انجمن زنان کارآفرین و موسسه راز برگزار می‌کند:

موضوع: نقد و بررسی فیلم نیمه پنهان ماه

کارگردان :خانم آزاده بیزار گیتی

شرکت برای کلیه علاقمندان آزاد است

زمان :دوشنبه ۹۷/۰۶/۰۵ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۹
آدرس:بزرگراه شهید حقانی (شرق به غرب)، نبش خ کوشا، روبه روی ورزشگاه شهید کشوری ، ساختمان آرشیو ملی ایران، طبقه هفتم، سالن پرهام

رأی زنان در دوره نخست وزیری دکتر مصدق

*حمیرا رنجبر عمرانی، پژوهشگر تاریخ*

مصدق و حق رأی زنان انقلاب مشروطه آمیزه ای از فداکاری های زنان و مردان ایرانی بود که سرلوحه خویش را آزادی مام وطن قرار داده بودند و نتیجه آن تشکیل مجلس قانون گذاری شد. اولین دوره مجلس شورای ملی بعد از به ثمر رسیدن انقلاب مشروطیت در ۱۵ مهر
۱۲۸۵ تشکیل شد. اگر چه زنان نیز در کنار مردان در مبارزه و به ثمر نشستن آن سهیم بودند، اما هیچ حقوق سیاسیای برای آنها به دنبال نداشت.
ماده ۱۰ و ۱۳ قانون انتخابات مصوب ۱۲۸۷ شمسی ۹ گروه را از حق انتخاب کردن محروم کرد. اولین گروه زنان بودند که در کنار مرتکبین قتل و سرقت، متکدیان و اشخاصی که به وسایل بیشرفانه کسب معاش می کردند و مجانین و کفار از حق انتخاب کردن محروم شدند. همان زنانی که بست نشینی کردند، از بست نشینان محافظت کردند (۱)و دستگیر و زندانی
شدند.(۲) زنان در دوران استبداد صغیر اسلحه به دست گرفتند و جنگیدند و با ایستادگی در برابر اولتیماتوم دولتهای خارجی نیز حضوری پرشور و مؤثرداشتند.(۳) اما در دوره دوم مجلس و اصلاحیه قانون انتخابات نیز با اظهار مخالفت جدی نمایندگان،از حق شرکت در انتخابات محروم ماندند. (۴)
به دنبال تغییرات اجتماعی- سیاسی ناشی از انقلاب مشروطه، فضای جامعه برای حضور زنان بازتر شد، تأسیس مدارس دخترانه سطح سواد عمومی به خصوص زنان را بالا برد و انتشار نشریات در تبادل اطلاعات موثر واقع شد. موازی با این تحولات، زنان با تشکیل انجمن ها و جمعیت های متعدد، اندیشه های خود را در قالب فعالیت های اجتماعی ساماندهی و مطرح کردند و به شکل های مختلف اعم از انتشار مقالات، برگزاری سخنرانی، نمایش و … نسبت به تفاوت های حقوقی زنان و مردان اعتراض می کردند.(۵)
در دوره دوم مجلس شورای ملی در جلسه ۲۸۰ ، روز هشتم شعبان ۱۳۲۹ ق. محمد تقی وکیل الرعایا نماینده همدان، بحث حق رأی زنان را مطرح کرد: “بنده خیلى جرأت مى کنم و عرض مى کنم که در آن اول محروم کردن نسوان است که یک قسمت از مخلوق خداوند است که آن ها را محروم کنیم با کدام دلائل منطقى مى توانیم آن ها را محروم بکنیم من جرأت کردم اگر ما چه بخواهیم چه نخواهیم در هر صورت ما محکوم به عمل کردن به قرآنیم آن ها که نمى خواهند بروند و نخواهند که مجبور به اطاعت نیستند پس باید بدانیم در این جا چه دلیلى داریم که آن ها را محروم بکنیم اگر دلیلى منطقى داریم که آن ها را محروم بکنیم اول کسى که این طوق را به گردن خودش بیندازد بنده هستم و اگر مى خواهیم ببینم به چه جهت آن ها بنشینند اگر بگوئیم باید محفوظ باشند این شرط روى دادن آن ها لازم نیست که داخل مردها بشود ممکن است که خودشان عالم داشته باشند همه چیز داشته باشند این مخلوق خدا تا چه وقت محروم باشند یک جماعت محبوب خدا آن قدر به ذلت باشند که یک چیزى که نشانه انسانیت است از آن ها بروز کند کم کم عقب کشیدیم تا به اندازه عقب کشیدیم در زیر ابر پنهان شدیم”. اما گویا هیچ زمین های در میان مردان برای پذیرش این مباحث وجود نداشت و ذکاءالملک که خود را طرفدار حق رأی زنان معرفی می کند، از آن به عنوان نزاع بزرگ یاد کرده و این بحث را جایز نمی داند و مرحوم سید حسن مدرس پس از وکیل الرعایا چنین می گوید: “برهان این است که امروز ما هر چه تأمل مى کنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است که لیاقت حق انتخاب را داشته باشند.مستضعفین و مستضعفات و آن ها از آن نمرهاند که عقول آن ها استعداد ندارد و گذشته از این که در حقیقت نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند الرجال قوامون على النساء در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما اسلام است آن ها در تحت قیومتند. ابد ا حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بکنند که خداوند هم در قرآن مى فرماید در تحت قیومیت اند و حق انتخاب نخواهند داشت هم دینى هم دنیوى. این مسئلهای بود که اجمالا عرض شد”.(۶)
به این ترتیب، زنان بار دیگر به ادامه فعالیت های آموزشی و اجتماعی خود پرداختند و صبوری پیشه کردند تا زمینه های فرهنگی مهیاتر شود. با ظهور رضاخان و سیاست ها ی خاص وی در جهت تغییر الگوهای زندگی ایرانی، زنان نیز در مسیر تغییر قرار گرفتند. از این پس، هر آنچه که به زنان داده شد، در جهت خواست حکومت بود. اجرای کشف حجاب صرف نظر از تغییر الگوی پوشش که تحت عنوان آزادی زنان تبلیغ می شد، کاملا در راستای سیاست های مجامع غربی و به منظور تغییر الگوی زندگی زنان در شرق بود و پیشرفتی در جهت اعطای حقوق مدنی به زنان نبود. زنان همچنان از حق رأی محروم بودند و اکثریت جمعیت های زنان، تمام همت خود را در جهت ارتقاء سطح سواد و فرهنگ در میان طبقات مختلف به کار می بردند.(۷) در این دوران مسأله اعطای حق رأی به زنان گاه و بی گاه تنها توسط برخی جمعیت های زنان درخواست می شد.اما هنوز اراده ای در سطح تصمیم گیری های حکومتی در این مورد وجود نداشت. جدیترین تحول در این زمینه، در جریان رویدادهای سال ۱۳۳۲ – ۱۳۳۰ ش. طرح گردید، به طوری که حزب دموکرات به رهبری احمد قوام و نیز حزب توده خواهان حق رأی زنان شدند. دولت دکتر مصدق در صدد بر آمد تا قانون جدیدی برای انتخابات تدوین کند. دکتر مصدق در سال ۱۳۳۰ پیشنویس لایحه تازه انتخاباتی را با استفاده از اختیاراتش مطرح کرد؛ لایحهای که در آن حق رأی زنان نیز به رسمیت شناخته شده بود. شماری از مخالفان و موافقان به میدان آمده و مطالبی در این باره ابراز کردند. طرح این بحث در مطبوعات و نامه ها و طومارها سبب شد تا مسأله در مجلس و نطقهای پیش از دستور مطرح شود.علاوه بر این، کسانی به دنبال طرح بحث حق رأی زنان، تظاهراتی نیز در بهارستان برگزار کردند. اما مفصلترین مطلب را سیّد باقر جلالی موسوی به عنوان نطق قبل از دستور در روز ۱۱ دی ۱۳۳۱ مطرح کرد. سخنان وی نشان دهنده مواضع بخش قابل توجهی از جامعه آن روز است وگوشهای از مسائل مطرح شده در این باره را در مجلس هفدهم نشان میدهد. وی در نطق مفصلی اظهارداشت: “مطابق قانون، اختیاراتى که از طرف مجلس شوراى ملى به جناب آقاى دکتر مصدق داده شده است، چند روز پیش قانون جدید انتخابات تدوین و براى اظهارنظر عمومى منتشر شده است و مسأله جدیدى که در اثر انتشار آن به وجود آمده و از چند جهت واجد اهمیت است، بحث در باره حقوق بانوان و حق انتخاب به آنان است، چون این بحث به مجلس شوراى ملى نیز کشیده شده است و حتى استناد به اصل دوم و هشتم قانون اساسى ومتمم آن به عمل آمده است، لازم میدانم که توضیحاتى در این باره به عرض برسانم:
که در اصل دوم قانون اساسى مندرج است و » قاطبه اهالى « اولا آن طوری که من استنباط می کنم، منظور قانونگذار از جمله مىگوید: مجلس شوراى ملى نماینده قاطبه اهالى مملکت ایران است که در امور معاشى وسیاسى کشورخود دخالت دارند، کلمه رابط فیمابین جملتین کاملا روشن است، زیرا در زمان تدوین این قانون، بلکه تاکنون هیچگاه از زنان ایران در امور سیاسى کشور خود دخالت نداشته اند تا بتوانند در امور انتخاباتى مداخله نمایند، مضاف ا به اینکه فرمان مشروطیت که مبناى مشروطیت ما و قانون اساسى است، صراحت ا بیان مى نماید که منتخبین باید از طبقه مردان باشند. ثانی ا اصل هشتم قانون اساسى نباید براى
کسى سوء تفاهم ایجاد نماید، زیرا مقصود از این اصل، تساوى حقوق اهالى مملکت در مقابل قوانین دولتى از قوانین حقوقى وجزایى است که تاکنون معتبر و مجرى است و ناظر به انتخابات نخواهد بود و بهترین دلیل بر صحّت این مدعى عمل و سیره، ادوار قانونگذارى بوده که از بدو تدوین قانون اساسى تاکنون جز مردان، دخالت در امر انتخابات نداشتند و این تفسیر عملى که از دوره واضعین قانون اساسى باقیمانده است، کاشف از منظور قانون گذار است، به علاوه لااقل اگر در فهم اصل دوم قانون اساسى و اصل هشتم قانون متمم آن ابهام وتردیدى ایجاد شود، باید مقررات موضوعه اصل دوم متمم قانون اساسى رفع ابهام نماید، یعنى در چنین مواقعى که مسائل پیچیده و غامضى از نظر مذهب در مجلس مطرح مىشود، نظر پنج نفر مجتهد طراز اول قاطع بوده و ابهام و تردید را مرتفع سازد، اما متأسفانه این چنین اصل اساسى، سال ها است که متروک و تعطیل شده است. حال که این اصل برخلاف منطوق صریح اصل هفتم متمم قانون اساسى که میگوید: مشروطیت کلا و جزئ ا تعطیل بردار نیست،
تعطیل شده است، از نظراصول حکومت کشور ایران در مسائل مذهبى باید منتظر فرامین مراجع تقلید صاحب نظر بود، چنانچه در این زمینه فتاوى دادهاند و به زودى در دسترس عمومى قرار خواهد گرفت. وی در ادامه سخنانش به موقعیت خطیر کشور اشاره می کند و بسیاری از مسائل مبتلابه جامعه را مهم تر از حق رأی زنان معرفی و پرداختن به آن را مسئله پرجنجال می نامد که مسلما طرح آن به صلاح کشور نیست و ملت از آن طرفى نمىبندد. امروز روزى نیست که در مقابل مسئله پراهمیتى که با حیات جامعه و مملکت ما بستگى دارد، به موضوع تشنّج آورى بپردازیم. این صحنهای که روز پنجشنبه در جلوى بهارستان نمودار گردیده، ناقوس خطر بود و مسلما اگر این هیاهو و جنجال ادامه یابد، بعید نیست دامنه آن توسعه پیدا کند و میتوانم به جرأت قسم بخورم که استعمارگران انگلستان فقط از این هیاهو و جنجال و تشنّج بهره مند مىشوند. ورود زن در انتخابات، نه تنها بارى از دوش جامعه ما برنمى دارد، بلکه بر مشکلات ما با مخالفتى که اکثریت قریب باتفاق ملت ایران با آن دارند، خواهد افزود…، در عین حالی که عزّت و شوکت جامعه اسلام را در گرو آسایش زنان میدانم، باید بگویم که دین اسلام ضامن و حافظ حقوق بانوان به بهترین صورت ممکن مى باشد و با این حال طرح مسأله شرکت بانوان را در انتخابات عامل تشنّج و آشوب مىشناسم و آن را مضرّ به حال وحدت جامعه و بالنتیجه مخل به پیروزى میدانم… چرا به نام حقوق زن در مملکتى که هنوز مردم آن با هیولاى استعمار سینه به سینه ایستاده و نبرد مىکنند، هیجان و عصبانیت وعصیان تولید
مىنماییم؟) ۸ (این تنها یک نمونه از مخالفت هایی از این دست بود. در ادامه، گروه های مختلف نمایندگان و بسیاری از علما و روحانیون با مسأله حق رأی زنان مخالفت کردند. دو نامه طومار مانند نیز در باره مخالفت با شرکت زنان در انتخابات به اداره روزنامه رسید که اولی را حجت الاسلام آقای شهرستانی و چهارصد نفر دیگر امضاء کرده و در آن نوشته بودند:” ما ملت
مسلمان ایران با شرکت نسوان در امور انتخاباتی مخالف هستیم و تنفر خود را اعلام مینماییم”. اتحادیه بازرگانان و پیشه وران تهران نیز در این باره اطلاعیهای داده و تأکید کردند که : “حاضرند ثابت کنند که عدم دخالت نسوان در انتخابات به نفع کشور است”. افزون بر این، چند استفتاء از روحانیون بزرگ در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید و مخالفت ایشان با حق رأی زنان اعلام شد. (۹)
به این ترتیب، ماجرای اصلاح قانون انتخابات در دولت دکتر مصدق منتفی شد و این بحثها نیز به پایان رسید و به زمانی سپرده شد که محمدرضا پهلوی تصمیم گرفت با حکم حکومتی به زنان حق رأی دهد و از آن در جهت تبلیغات بین المللی برای خود استفاده کند.

۱ -کسروی تبریزی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران: امیرکبیر ۱۳۶۹ ، ص ۱۰۱ – ۹۷ .
۲ – سیاح،حمید، خاطرات حاج سیاح، تهران: امیرکبیر ۱۳۵۶ ، ص ۳۴۷ .
۳ – شوستر، مورگان، اختناق ایران، ترجمه: ابولحسن موسوی شوشتری، تهران: کاویان ۱۳۳۴ ، ص ۲۴۱ .
۴ – کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام: سعیدی سیرجانی، تهران: آگاه نوین ۱۳۶۲ ، ص ۱۵۳ .
۵ – آفاری، ژانت، انجمن های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه، ترجمه: دکتر جواد یوسفیان، تهران: نشر بانو ۱۳۷۷ .
۶ – مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره دوم، جلسه ۲۷۰ .
۷ – نشریه شورای عالی زنان، شماره ۱۱ ، ص ۱۱ و ۱۲ .
۸ – مشروح مذاکرات مجلس، دوره هفدهم، جلسه ۶۲ .
۹ -روزنامه اطلاعات ۱۵ / ۱۱ / ۱۳۳۱ ، شماره ۷۹۹۳ ، ص ۷ .

بدری تندری در گذر سال های دور

    زندگی زنان جامعه ایرانی ( بانو بدری تندری )
    روزی آرمان زنان، نمایندگی در مجلس بود.
    *اکرم سادات حسینی- خبرنگار *

    آرمان و آرزوی نویسنده کتاب مقام زن در جهان، یافتن جایگاه نمایندگی زنان در بهارستان بود. آری اتفاق‌ھای جامعه معاصر، اھداف و آرزوی جامعه زنان در گذشته بوده است و بی تردید این مسیر ادامه دارد. نگاھی به زندگی و موفقیت زنان در گذشته‌ھای نھ چندان دور، گره از بسیاری پرسش‌ھای معاصر می‌گشاید. گاھی در آثار مکتوب زنان در یکصد سال گذشته و حتی ھزار سال گذشته، ردِپایی چنان تازه و نو به چشم می‌خورد که گویی با ھمدیگر در یک دوره زیست می‌کنیم و این ھمزیستی دو بعد متفاوت دارد: گاھی به طرز وحشتناکی، زندگی در جامعۀ حال، بوی کھنگی دارد که تفاوتی با برخی شرایط زندگی در یکصد و یا یک ھزار سال پیش ندارد و گاھی نیز رایحه امید استشمام می‌شود که تصور می‌کنی آنان فرزندانی فراتر از زمان خویش بوده‌اند و بخشی از ترقی و پیشرفت کنونی را مرھون تفکر و تلاش آنھائیم؛ آنھا که سدشکن بودند و پیشرو
    حال، زندگی بانو بدری تندری را در گذرِ سال‌ھای دور مرور می‌کنیم، تورق در بین کتاب‌ھای قدیمی و نام او که در تاریخ این سرزمین ثبت است. آری بدری تندری که نام “فانی” را به تخلص برگزیده بود، بھ سال ١٢٨۵ خورشیدی در تھران متولد شد. پدر فانی، شیخ حسنعلی کاشفی دارای دانستنی‌ھای دیرین یا ھمان معلومات قدیمی تازی و فارسی بود. پیشه اش سیاست و در رستاخیز آزادیخواھان برای برانداختن کاخ استبداد و گرفتن مشروطه، ھواخواه شادروان آیت‌ الله سیّد عبدالله بھبھانی بود. مادر فانی به نام مریم، ھمشیره آیت الله بھبھانی و او نیز از دانستنی‌ھای دیرین فارسی و تازی بھره‌ای داشت.
    فانی در سال ١٣٠٣ خورشیدی، ھمسر محمود تنوری قمی ملقب به صمصام گشت و صمصام نیز سخنوری زبردست بود و تخلص شیوا داشت. بخشی از دیوان صمصام به نام کتاب سیاه شامل داستانی منظوم و چند چامه به نام “یادگار مجلس” بود که به سال ١٣٠٧ خورشیدی در زندان تھران سروده و در شھر قم چاپ شده بود. فانی را از این پیوند، دو فرزند، یکی پروین و دیگری پرویز به بار آمد.
    فانی بانوی ادیب و ھنرمند
    معلومات فانی، دانستنی‌ھای دیرین در حدود لیسانس ادبیات بود زبان فرانسه و اندکی زبان تازی می‌دانست و افزوده بر سخنوری، زن ھنرمندی بود. چھ، از ھمه ھنرھای دستی سررشته داشت و با نقاشی سیاه قلم آشنا و از فن موسیقی تار نیز بھره مند بود.
    دو ھزار بیت شعر سروده
    این بانوی ھنرمند دارای دو ھزار بیت شعر است و برخی از سروده‌ھایش در مجله گل‌ھا و رنگارنگ منتشر شده بود، دیوان اشعار او نیز به چاپ رسیده و کتابی به نام مقام زن در جھان را به نگارش در آورده بود. وی از سبک عراقی و رئالیست پیروی می‌کرد و آمال و آرز‌وھایش برتری یافتن ادبیات ایران در جھان و دست یافتن به جایگاه نمایندگی زنان در بھارستان بود.
    سفرھای بسیار در ایران و جھان
    فانی به جز آذربایجان، ھمه جای ایران را گردش کرده بود و در میان کشورھای دیگر نیز سفر به سوریه، عراق، ترکیھ، یونان، مصر، یوگوسلاوی، ایتالیا، سوئیس، فرانسه، آلمان و اتریش داشت. آنچه در پی می‌آید، شعری از بانو بدری تندری ملقب به “فانی” است.
    صلح و جنگ
    سخن از صبح پراکنده ز ھر سو فضاست
    این چه غوغاست که از صلح دروغی برپاست

    پایه صلح جھان وحدت بین الملل است
    ورنه تا بغض و نفاق است کجا صلح و صفاست

    تا در آفاق پراکنده بود تخم نفاق
    پایه گمراھی و جھل چنین پابرجاست

    رخت بربسته در این عصر محبت ز جھان
    حرص و آز است که بر خلق جھان حکمرواست

    ھمچو درنده بشر خون بشر را ریزو
    اف بر اینگونه تمدن کھ ھمه رنج و بلاست

    تا جھان راه تمدن بھ غلط پیش گرفت
    بدتر از عصر توّحش شده و رو به فناست

    رادیو نطق ترومن بنمایند تفسیر
    زین سخن در ھمه قاره گیتی غوغاست

    لیک تا عدل نگردد به جھان پابرجای
    باز ھم فتنه بود جنگ بود صلح کجاست

    فانیا نیست به جز جنگ به عالم ھر چند
    سخن از صلح پراکنده به ھر سو به فضاست

    نمایندگان زن در مجلس و ھزار راه پیش رو
    حال با گذشت قریب به یک قرن، ھنوز زنان جامعه ایرانی جایگاه نمایندگی مطلوب را در مجلس شورای قانونگذاری ندارند و جامعه متحمل تبعات چنین نقصانی است؛ نقیص ھ‌ای که حرکت اجتماعی و سیاسی کشور را در خلاء مشارکت جدّی زنان در مسیر پیشرفت و بھبود کُند کرده است. اگر چه این آرزو، از یکصد سال عملی شده، اما ھمچنان نمایندگان زن در مجلس قانونگذاری، ھزار راه پیشِ رو دارند و طی این مسیر با ھمراھی تمام افراد جامعه اعم از مرد و زن ھموار می‌شود.
    دفتر دوم
    کتاب زنان سخنور
    از یک هزار سال پیش تا امروز که بزبان پارسی سخن گفته اند
    چاپ اول تهران-بهمن ماه سال ۱۳۳۵
    تألیف علی اکبر مشیر سلیمی

۲۲ مردادماه،روز تشکل ها و مشارکت های مردمی مبارک باد

موضوع تشکل گرایی و مشارکت های اجتماعی هرچند به دنیای مدرن مربوط می شود اما فعالیت های داوطلبانه در کشور ما سابقه تاریخی دارد که البته پیوند آن با باورها و اعتقادات مذهبی را نمی توان نادیده گرفت.
امروزه مشارکت های مردمی لازمه امر توسعه در هر جامعه ای است و بدون آن توسعه ممکن نیست و ضرورت تشکل گرایی برای تحقق مطالبات گروه های مختلف اجتماعی نیز بر کسی پوشیده نیست.
تشکل ها نهادهای مردمی هستند که به عنوان واسطه بین دولت و ملت عمل می کنند، خواسته ها و نظرات مردم را جمع آوری،تعدیل و پالایش نموده و می توانند آن ها را در قالب طرح های منسجم و هماهنگ به جامعه و دولت و مجلس عرضه نمایند وپس از تصویب در سطوح مختلف جامعه از آن دفاع نمایند.
کشور ما اکنون در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگر به بسیج همگانی و همساز کردن توانایی های بالقوه، در عرصه های گوناگون نیاز دارد. از سوی دیگر علاقه ای که مردم ما در مقاطع مختلف برای مشارکت در سرنوشت خویش نشان داده اند، فضای مساعدی را برای فراخوان آنها به حضور اجتماعی ایجاد کرده است. لذا به نظر می رسد که توانمندسازی
و ایجاد بستر همکاری از سوی عالی ترین سطوح نظام فراهم شده و مشروعیت صمیمانه آنان پذیرفته می شود.
سخنان رئیس جمهور روحانی در همایش ملی سازمان های مردم نهاد در ۲۲ مردادماه سال ۱۳۹۳ شاهدی بر نگاهی متفاوت از دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد به تشکل ها و نهادهای مردمی است:
“در دوران مدرن، دولتها به تدریج توسعه یافتند و مسئولیتهای سنگینی را بر عهده گرفتند و برخی دولتها مثل دولتهای سوسیالیستی تقریبا همه وظایف را بر عهده گرفتند. حتی آنجا که وظیفه بازار، اصناف و بخش خصوصی بود، همه را دولتها بر عهده گرفتند. به تدریج معلوم شد که دولت قادر نیست همه امور کشور و نیازمندی های جامعه و هر آنچه یک کشور نیازمند است را بر عهده گیرد و لذا برای وظایف دولت و سازمانهای غیردولتی تقسیم بندیهایی صورت گرفت. لذا وظایفی بر دوش را از تمدن غرب آموختیم. در جوامع اسلامی » سمنها « یا NGO سازمانهای غیردولتی نهاده شد. البته معنایش این نیست که ما و ایران از دیرباز، سازمانها و نهادهای غیردولتی در بسیاری از زمینه ها فعال بودند. بسیاری از نهضت ها و انقلاب ها اگر به پیروزی رسید، در سایه ساماندهی و سازماندهی سازمان های غیردولتی بوده است. و آنجایی که سازمانهای غیردولتی فعال نبودند، دولتها دچار شکست شده اند.”
وی در بخش دیگری از سخنانش چنین می گوید:
“سازمانهای مردم نهاد نباید دولت ساخته باشند، به عبارت دیگر باید استقلال داشته باشند. البته سازمان های مردم نهاد، نباید دولت ستیز باشند بلکه باید دولت یار باشند و در شرایطی حتی دولت ساز باشند.”
مولاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده، نیز در سخنرانی مراسم معارفه خود با تأکید بر اهمیت نهادهای مدنی گفته بود:
“لازم است زاویه دید به نهادهای مدنی و فعالان آن تغییر کند و به نهادهای مدنی به عنوان رفیق نگریسته شود و نه رقیب.علاوه بر آن باید نگاه آنان به دولت بازنگری شود. زمانی که نهادهای مدنی و دولت نسبت به هم سوء ظن داشته باشند نباید منتظر تحول باشند.”
هرچند نوع نگاه حکومت ها و دولت ها به تشکل ها و مشارکت های مردمی حائز اهمیت بسیار است اما در عین حال نمی توان از اهمیت نقش اعضای این تشکل ها در اعتبار و پایدار سازی و تأثیرگذاری آن ها غافل ماند. به قول محسن خلیلی پدر صنعت ایران، در فرآیند توسعه، شخصیت، ذهنیت و الگوهای رفتاری انسان ها باید دچار تحول شود. مجموعه این تحولات باعث پدیدار شدن انسانی می شود که به بهترین وجه قادر است در جامعه ای پیچیده و در حال تحول، از عهده نقش هایی که به او محول می شود، برآید.
ویژگی هایی که به آن اشاره می شود برای تمام سطوح جامعه ضروری است: تمایل به پیشرفت و نوآوری، انعطاف پذیری ذهنی، روحیه کار گروهی، مشارکت اجتماعی، مشارکت روانی و همدلی، مشارکت اقتصادی، مشارکت ارتباطی، برتری فضایل انگیزه های اجتماعی بر انگیزه های فردی، ذهنیت آینده نگر، اعتقاد به یادگیری مداوم، احساس مفید و موثر بودن، اتکاء به نفس و استقلال در تصمیم گیری ها همراه با مشورت و نظرخواهی، زمان آگاهی، توسعه هوش احساسی که مقوله ای پر اهمیت و نوین و تحول آفرین در علم است.
اختصاص یک روز به نام تشکل ها و مشارکت های مردمی نشانگر اهمیتی است که به آن داده شده و حال بر تشکل ها و نهادهای مدنی است که در این شرایط حساس با هوشیاری کامل ودرایت لازم در چارچوب منافع ملی به نقش آفرینی بپردازند.
این روز را به تمامی فعالان مدنی تبریک می گویم .
فخرالسادات محتشمی پور عضو موسس و رئیس هیئت مدیره انجمن زنان مدیر کارآفرین و عضو موسس انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و موسسه اجتماعی فرهنگی یاس

مشارکت زنان در تحولات سیاسی انقلاب مشروطیت(بخش دوّم)

 

*نیلوفر کسری*

 

با وقوع انقلاب مشروطه، زنان ایرانی که تا آن هنگام در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی حضوری نداشتند، هم‌پای مردان از هدف‌های عمومی انقلاب پشتیبانی کردند و لباس رزم بر تن کردند و با جسارت خواستار حقوق حقه ایرانیان گشتند. آنان در عین حال تلاش نمودند تا با برداشتن موانع موجود بر سر راه فعالیت‌های سیاسی، شرایط لازم را برای مشارکت در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور فراهم آوردند.

مبارزات زنان در سه بخش عمده فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبلور پیدا کرد. بخش فرهنگی شامل مبارزاتی بود که این قشر برای تأسیس مدارس دخترانه و تأسیس و انتشار نشریات در کشور انجام داد. شایان ذکر است که تا آن هنگام، تنها معدودی از دختران مسلمان در مدارس خارجی که توسط مسیون‌های مذهبی دایر شده بود، درس می خواندند، اما پس از انقلاب مشروطه، زنان بلند‌پرواز و آزاداندیش ایران با وجود تمام مخاطرات و مزاحمت‌ها به تأسیس مدارس دخترانه دست زدند. طوبی رشدیه در سال ۱۳۲۱ق. اقدام به تأسیس مدرسه پرورش نمود که در چهارمین روز گشایش بسته شد. همچنین بی‌بی خانم استرابادی در سال ۱۳۲۴ق. مدرسه دخترانه ملی دوشیزگان را در تهران تأسیس کرد که شکل‌گیری آن مدرسه نیز با مخالفت روبه‌رو شد. زنان به اشکال مختلف از جمله مقاله در روزنامه های تهران سعی کردند تا لزوم آموزش و تحصیل دختران را یادآوری کنند و مشروطه‌خواهان را به حمایت از بازگشایی مدارس دخترانه وادار نمایند. پس تا آغاز جنبش مشروطه، تعلیم و تربیت دختران منحصر به همان مدارس خارجی و معلمان بود. ۱

در سال ۱۳۲۶ق. مدرسه ناموس با کمک میرزا حسن رشیدیه در خیابان شاپور بنا گذاشته شد. برای تدریس دختران از آموزگاران زن که در آن عصر بسیار کم بودند، استفاده شد و این مدرسه با وجود مخالفت‌های سنت‌گرایان به کار خود ادامه داد. درس‌های قرآن و کتاب‌های مذهبی از دروس اصلی دختران در این مدرسه بود. پس از مدتی مدرسه پرورش، عفاف و تربیت برای دختران تأسیس گشت و از سال ۱۳۲۷ق. با تصویب مجلس شورای ملی، کلیه دبستان‌های تهران دولتی شد و تعداد ۶ باب مدرسه دخترانه و پسرانه در کشور دایر شد.۲

به دنبال تأسیس مدارس، روزنامه‌ها و نشریات ویژه زنان نیز چاپ شد. این روزنامه ها علاوه بر توسعه دانش و فرهنگ در میان زنان، به بیان مطالبات حقه آنان جهت مشارکت در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور می‌پرداخت. قدیمی‌ترین روزنامه زنان “روزنامه دانش” نام داشت که در سال ۱۳۲۸ق. منتشر شد؛ به عبارت دیگر، قدیمی‌ترین روزنامه زنان ۷۵ سال بعد از اولین روزنامه ایرانی یعنی کاغذ اخبار (۱۳۵۲ق.) به چاپ رسید. مدت چاپ این نشریه حدوداً یک سال بود و مدیریت آن بر عهده خانم دکتر حسین کحال‌زاده قرار داشت.۳

پس‌از تعطیلی  روزنامه دانش در سال ۱۳۲۹ق. روزنامه شکوفه منتشر شد که صاحب امتیاز آن مریم عمید سمنانی (مزین السلطنه) بود. این نشریه هر ۱۵ روز یک بار از ربیع‌الاول ۱۳۳۱ق. منتشر می‌شد، خرافه‌پرستی را رد می‌کرد و زنان را به فراگیری دانش فرا می‌خواند. به دنبال این فعالیت‌ها، نشریات زنان در شهرستان‌ها نیز انتشار یافت.

شایان ذکر است که این نشریات در کنار انجمن‌هایی که از سوی زنان روشنفکر تأسیس شده بود و اکثراً مخفی بود، از جمله ” انجمن اتحادیه غیبی نسوان که شاید اولین تشکل سیاسی زنان در دوره مجلس اول بود، توانست به تدریج زن ایرانی را به فعالیت سیاسی بکشاند، چرا که زن ایرانی به منظور پاسداری از دستاوردهای انقلاب مشروطیت و آزادی از هیچ تلاشی فروگذاری نمی‌کرد. به همین منظور بود که هنگام تأسیس بانک ملی ایران، زنان از مشارکت فراوانی بهره بردند؛ طلا و جواهرات خود را فروخته و پس‌اندازهای‌شان را در اختیار دولت گذاشتند تا این امر ملی به دور از دست خارجیان و استقراض از آنها انجام شود. زنان ایرانی برای تقویت اقتصاد و حمایت از صنایع داخلی، کالاهای وارداتی را تحریم کردند و نقش قابل توجهی در این راه از خود نشان دادند.

زنان پس از کودتای محمدعلی شاه و آغاز استبداد صغیر، مبارزات خود را سازماندهی کردند و به حمایت مالی و جانی از مشروطه‌خواهان برخاستند. در این رابطه، زنان تبریز پیشگام مبارزات شدند و در تبریز و سپس رشت یکی از عوامل اصلی تهیه غذا، لباس، پرستاری از مجروحان جنگی و حتی مبارزه با مخالفان مشروطه شدند. چنانکه در گزارشی به تاریخ شوال ۱۳۲۶ق. چنین آمده است که:« در میان اجساد شهدای تبریز جنازه ۲۲ زن پیدا شده است و حتی بر اساس گفته پائولویچ در کتاب انقلاب مشروطه ایران عکسی از یک دسته ۶۰ نفری از زنان چادر به سر ایرانی تفنگ به دست در آرشیو روس‌ها موجود است که محافظ یکی از سنگرهای تبریز بودند.» اما با وجود فعالیت‌های زنان ایران، حکومت مشروطه در جهت احقاق اهداف آنها قدمی برنداشت و پس از تأسیس مجلس دوم در ۱۳۲۹ق. زنان بار دیگر از حق رأی محروم ماندند.۴ و فعالیت‌های سیاسی آنها به سال‌های بعدی کشیده شد.

منابع و مآخذ:

  1. مجله گنجینه اسناد، سال اول، دفتر اول، ص ۸۲.

۲ . احمد کسروی تبریزی، تاریخ انقلاب مشروطه، ج ۱، ص ۳۶۲.

۳ . محیط طباطبایی، تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، ص ۱۷۲.

۴ . نیلوفر کسری، سیاست و حرمسرا، تهران: علمی ۱۳۷۹)، ص ۲۱۴-۲۰۰.

http://www.iichs.ir/s/531

[۰۶/۰۸, ۱۲:۴۰] Nilofar Kasra