All posts by admin

پیام تسلیت جهت درگذشت همسر گرانقدر خانم دکتر کبری روشنفکر

۴c2bdadac2ffa7f6deace01fbcd967e0

انا لله و انا الیه راجعون.

با نهایت تاسف و تاثر درگذشت دانشمند ارجمند و جانباز دفاع مقدس مرحوم مغفور دکتر محمد خوئینیها، همسر گرامی سرکار خانم دکتر کبری روشنفکر  مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس را تسلیت عرض می کنیم و برای آن عزیز سفرکرده از خداوند متعال علو درجات را خواستاریم.

ترجمه عربی فراخوان زن در پهنۀ فرهنگ و تمدن غرب ایران(تاریخ محلی ۲)

زن در تاریخ محلی ۲ (۲)

تنعقد جمعیه النساء الباحثات للتاریخ:
المؤتمر الثامن الوطنی
المرأه فی ساحه الثقافه والحضاره فی غرب إیران (التاریخ المحلی ۲)

یعتبر تاریخ المرأه من الأجزاء المبهمه فی ساحه الدراسات التاریخیه الذی یحتاج إلی البحوث الواسعه. مع خاتمه مجموعه المؤتمرات لجمعیه النساء الباحثات للتاریخ المعنونه ب”المرأه فی تاریخ إیران ثم العالم الإسلامی من البدایه إلی العصر المعاصر”؛ بدأت مرحله جدیده من الدراسات التاریخیه المحلیه مواصله لنشاطات الجمعیه. إذن ستنعقد الجمعیه المؤتمر الثامن فی أبریل ۲۰۱۸ تحت عنوان ” المرأه فی ساحه الثقافه والحضاره فی غرب”. تشتمل محاور المؤتمر علی مجال واسع لدراسه المرأه فی المقاطع التاریخیه المتنوعه من عصر القدیم إلی الثوره الإسلامیه خاصه فی جغرافیا النواحی الغربیه فی إیران:
أغراض المؤتمر:
۱- تبیین مکانه المرأه التاریخیه ودورها فی المناطق الغربیه فی إیران.
۲- ارتفاع نسبه علم النساء فی المناطق الغربیه فی إلیران بالنسبه إلی حضورهن التاریخیه من منظر علمی موضوعی.
۳- تقویه الهویه الشخصیه والاجتماعیه للنساء فی غرب إیران.
محاور المؤتمر:
۱- المباحث النظریه ومعرفه المناهج المتعلقه بتاریخ غرب إیران وتاریخ النساء.
۲- النساء وکتابه التاریخ: ذکر اخبار النساء فی الآثار المحلیه فی غرب إیران. دور النساء فی کتابه تاریخ غرب إیران، الأعمال والوثائق وکتابات النساء فی المناطق الغربیه فی إیران.
۳- دور النساء فی السیاسه فی غرب إیران: النساء فی القدره، الحوادث السیاسیه، طبقه الحکام.
۴- النساء والاقتصاد: مجال الکسب، المؤسسات الاقتصادیه، الأصناف والسوق، المنتجات الیدویه، الأنظمه المحلیه.
۵- النساء فی الاجتماع والثقافه: التاریخ فی المجتمع العشائری، والمجتمع الریفی، والمجتمع المدنی، التعیلم، الأمنیه والعداله الاجتماعیه.
۶- المرأه ودراسات معرفه الناس: الآداب والرسوم، الفن و الأدب، الألبسه، فولکلور، الموسیقی المحلیه، معرفه الناس.
۷- النساء والأبنیه التاریخیه: المعماری، علم الآثار، الأبنیه، الأماکن التاریخیه.
۸- الدین: النساء فی أساطیر الأقوام الغربیه فی إیران، المرأه فی الفرق والمذاهب المختلفه فی غرب إیران، العرفان والتصوف، الوقف فی مناطق غرب إیران.
۹- الدراسات التطبیقیه.
تستقبل جمعیه النساء الباحاث للتاریخ من أی موضوع وأی بحث یرتبط بمحاور المؤتمر ویعتبرها کوسیله لغناء المؤتمر.
سینعقد هذا المؤتمر بمساعده الجمعیات، الأنظمه، والمراکز العلمیه فی غرب البلاد.
ضوابط الملخص واصل المقالات:
– إرسال الملخلص بإحدی اللغات الفارسیه، والعربیه، والانجلیزیه فی ۳۰۰ کلمه إلی البرید الإلکترونی المختص للمؤتمر.
– یکون نص الملخص واصل المقالات فی word 2003 أو word xp بفونت لوتوس و سایز ۱۴.
– یجب أن تکون المقالات المرسله علی أساس المناهج البحثیه المختصه بالتاریخ التی تکون مستنده إلی المصادر المعتبره. وعلاوه علی هذا تکون المقالات ذات بعد الجده والتحلیل مشتمله علی طرح المسأله والمنهج لتدوین نتائج البحث.
التقویم الزمنی لارائه المقالات:
فرصه ارسال ملخص المقالات: ۲۲ اکتوبر ۲۰۱۷.
اعلام نتائج قبول الملخصات: ۱ نوامبر ۲۰۱۷.
فرصه إرسال أصل المقالات: ۵ جونیه ۲۰۱۷
اعلان المقالات الحاصله علی القبول: ۲۳ جونیه ۲۰۱۷.
تاریخ انعقاد المؤتمر : النصف الأول من شهر أبریل ۲۰۱۸.
عنوان دائره المؤتمر:
طهران، شهید حقانی (الشرق إلی الغرب)، شارع کوشا، نظام الأرشیف الوطنی، الطابق ۴، دائره جمعیه النساء الباحثات للتاریخ.

البرید الإلکترونی للمؤتمر: zananegharbeiran@gmail.com

‘گزارش نشست معرفی کتاب دکتر منصوره اتحادیه «زندگی باید کرد» و «زندگی خالی نیست»

photo5971805958554364675 (1)

طی نشستی گروه ارتباطات انجمن زنان پژوهشگر تاریخ سومین جلسه معرفی کتاب خود را روز سه شنبه ۱۸ مهرماه توسط سرکار خانم دکتر منصوره اتحادیه، استاد و پژوهشگر برجسته حوزه تاریخ برگزار کرد. در ابتدا جلسه به دلیل فوت ناگهانی برادر عزیزمان جناب آقای دکتر جعفری مذهب، یاد او را گرامی داشتیم و ضمن ابراز تاسف و ناراحتی، خانم دکتر الهام ملک زاده به معرفی شخصیت برجسته ایشان پرداختند و به بخشی از فعالیت های ارزشمند دکتر جعفری مذهب اشاره کردند. در ادامه خانم دکتر اتحادیه دو اثر ارزشمند خود را «زندگی باید کرد» و «زندگی خالی نیست» به مخاطبان معرفی کرد ایشان گفت: رمان زندگی باید کرد روایتی از یک مادر و سه دختر آن است که نشان‌دهنده زندگی سه نسل از زنانی است که در زندگی خود با مشکلات و دغدغه‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شوند و این اتفاقات در بستری از وقایع تاریخی روی می‌دهد.
برخی فکر می‌کنند که رمان‌نویسی اینگونه است که نویسنده کنار پنجره بنشیند و با آسودگی خاطر داستانی را روایت کند در حالی که اینگونه نیست و باید هرلحظه درباره داستان فکر کرد چون داستان هر لحظه باشماست
بنابراین در رمان همواره وقایع تاریخی ارجاع داده می‌شود و داستان در دوره رضاشاه تا انقلاب اسلامی اتفاق می‌افتد و تاثیرات این دوره بر زندگی شخصیت‌های داستان نشان داده می‌شود..

وی با اشاره به داستان رمان «زندگی خالی نیست» افزود: این رمان راوی زندگی ۴ دختر است که به دلایل مختلف بعد از جنگ جهانی دوم به خارج از کشور فرستاده می‌شوند. همانطور که می‌دانید در برهه‌ای دختران و پسران برای ادامه تحصیل به اروپا فرستاده می‌شدند این افراد پس از بازگشت به کشور با تضادهایی در زندگی شخصی‌شان روبرو می‌شوند.

اتحادیه با تاکید بر اینکه بیشتر یک مورخ است تا رمان‌نویس بیان کرد: به همین دلیل در رمان‌های من اغلب اتفاق‌های عجیب و غریب، عشق و هیجان و ماجراهای پرسوز و گذار نیست و شاید اتفاقاتی از نوع درام دیده می‌شود که این درام‌ها هم بیشتر توسط خودم تجربه شده بدین معنی که اغلب اتفاقاتی که برای شخصیت‌های داستان‌هایم افتاده را در زندگی واقعی خود دیده‌ام. بنابراین تکه‌های از وجودم در داستان‌هایم پخش شده‌اند
این مورخ تاریخ ادامه داد: من از اوایل جوانی دوست داشتم رمان بخوانم و از آرزوهایم این بود که امکان خلق داستان و هیجان داشته باشم اما هیچگاه فرصت این کار را نداشتم تا اینکه در سفری به امریکا در کلاس خاطره‌نویسی شرکت کردم و در آن جا جرقه‌ای زده شد تا بتوانم انگیزه‌ای برای داستان‌نویسی داشته باشم

اتحادیه گفت: گراهام گرین کتابی درباره کتاب‌هایی که نوشته دارد و در آن به این نکته اشاره می‌کند که چگونه درباره جزییاتی که می‌دیده کتاب‌هایش را می‌نوشته است. من نیز با الهام از این نویسنده همواره سعی کرده‌ام همان چیزی را که در اطرافم می‌بیم با دقت در کتاب‌هایم به کار بگیرم. وقتی شما رمان می‌نویسید می‌بینید که به چه میزان توجهتان زیاد می‌شود و اساسا وقتی می‌خواهید کتاب بنویسید باید توجه‌تان را به جزییات و اطراف زیاد کنید تا بتوانید آنها را در داستان‌های تان بکار بگیرید. اکنون که تجربه نوشتن رمان برای من تمام شده می‌بینم که این جزیی‌نگری هم برای من به پایان رسیده است.
مدیر نشر تاریخ یادآور شد: برخی فکر می‌کنند که رمان‌نویسی اینگونه است که نویسنده کنار پنجره بنشیند و با آسودگی خاطر داستانی را روایت کند در حالی که اینگونه نیست و باید هرلحظه درباره داستان فکر کرد چون داستان هر لحظه باشماست. کسی که می‌خواهد رمان بنویسد باید آرشیوی از اطلاعات داشته باشد چون نوشتن رمان نظم می‌خواهد.

این پژوهشگر تاریخ در ادامه با بیان اینکه رمان‌های مدرن امروزی را نمی‌پسندد گفت: من با بالزاک و تولستوی بزرگ شدم و رمان‌های مدرن امروزی را نمی‌فهمم و رمان برایم روایت وقایع زندگی روزمره است به همین دلیل در تجربه رمان‌نویسی خودم نیز به بحث تحول زندگی و روایت آن پرداخت‌ام و این موضوع در کتاب «زندگی باید کرد» بیشتر دیده می‌شود. از سوی دیگر تاریخ برای من همیشه جنبه رمانتیک هم داشته است بدین معنی که همیشه با خود فکر می‌کردم که شخصیت‌های تاریخی در زندگی شخصی خودشان چگونه هستند. به طور مثال علاقه داشتم که بدانم مادر و پدر چرچیل چه کسانی هستند؟ این جنبه‌های رمانتیک تاریخی برای من همیشه جذاب بوده است.

ایشان در ادامه از کتاب‌های تاثیرگذاری که خوانده نیز گفت و افزود: «رستم در قرن بیست و دوم» یکی از کتاب‌هایی بود که روی من بسیار تاثیر گذاشت چرا که در این کتاب رستم در قرن بیست و دوم بیدار می‌شود و از موتورسیکلت می‌ترسد! همچنین کتاب دیگری درباره کریم‌خان زند مطالعه کردم که برایم بسیار جذاب و تاثیرگذار بود و روایت عشق او به همسرش در ذهن من ماندگار شده است. داستان‌های تولستوی و الکساندر دوما هم نیز بارها خوانده‌ام

اتحادیه با بیان اینکه نگارش رمان تاریخی چهارچوب می‌خواهد گفت: یکی دیگر از مسایلی که در نگارش رمان‌های تاریخی به چشم می‌خورد خودسانسوری است که توسط نویسندگان زن اعمال می‌شود که اغلب به دلیل محدودیت‌های خانوادگی و اجتماعی است. با این وجود رمان‌های تاریخی همچنان رو به افزایش است اما رمان تاریخی که توسط یک مورخ نگارش شود،کمتر دیده می‌شود.

وی با اشاره به ریچارد بولر به‌عنوان یکی از رمان‌نویسان تاریخی معروف اخیر گفت: وی یکی از شخصیت‌هایی است که آنقدر درباره دوره سلجوقیه اطلاعات دارد که به گفته خودش می‌تواند یک رمان تاریخی خوب را نگارش کند. همچنین هیلاری منتل در سوئیس یکی دیگر از رمان‌نویسان تاریخی است که اخیرا سروصدای زیادی به‌پا کرده و توانسته در این حوزه علاقه‌مندان زیادی را جذب کند

مدیر نشر تاریخ در پایان سخنانش گفت: به‌هر حال مورخی که به نگارش رمان روی می‌آورد مسئولیتش بسیار است و باید براساس حقیقت فعالیت کند با این وجود نباید از جنبه تخیلی کار بکاهد. من نیز اگرچه در ابتدا نگارش رمان تاریخی را مدنظر نداشتم اما در نهایت خود را در این راه یافتم. در پایان خانم محتشمی پور از اعضای انجمن زنان پژوهشگر تاریخ از حاضرین جلسه تشکر و قدردانی کردند و گفتند جلسه بعدی معرفی کتاب خانم دکتر محمد زاده است که در تاریخ ۱۵ آبان ماه می باشد.

انا لله و انا الیه راجعون

timthumb

photo5969736488692329055

انالله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت اقای دکتر جعفری مذهب که عمر گرانقدرشان را تمام و کمال به پژوهش و تدریس پرداختند موجب تاسف بسیار فراوان انجمن زنان پژوهشگر تاریخ شد. فقدان این فرهیخته ارجمند برای جامعه تاریخدانان قطعا ضایعه بزرگی است حضور خانواده ایشان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای ان مرحوم غفران و رحمت بیکران خواهانیم.

مرحوم محسن جعفری مذهب

محسن جعفری مذهب

عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

ایشان متولد رشت: ۱ بهمن ۱۳۳۶/ ۲۱ ژانویه ۱۹۵۸
دکتر جعفری‌مذهب پس از مدت‌ها درگیر بودن با یک تومور بدخیم مغزی و معالجه مداوم، ۱۶مهر۱۳۹۶ در سن ۶۰سالگی بدرود حیات گفت.

کارشناسی تاریخ: دانشگاه تهران ۱۳۶۸
کارشناسی ارشد تاریخ: دانشگاه مشهد ۱۳۷۳
دکترای تاریخ: دانشگاه شهید بهشتی ۱۳۸۵
تدریس و پایان نامه
مرکز آموزش عالی کتابداری، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه الزهرا، دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، دانشگاه امام خمینی، وزارت آموزش و پرورش
علایق پژوهشی
تاریخ ایران در دوره مغولان و تیموریان، آسیای مرکزی، اسناد فارسی، نسخه های خطی، نسخه شناسی، سکه شناسی
همکاری پژوهشی
با دائره المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، موسسه تاریخ معاصر ایران، صدا و سیما
همکاری نگارشی
با نشریات میراث جاویدان، آینه میراث، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، نامه بهارستان، فصلنامه کتاب، گنجینه اسناد، …
همایش ها
همایش بین المللی ایران و جنگ جهانی دوم، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۳/۷/۱۳۷۸، سخنران
همایش بین المللی روابط خاور میانه و آسیای مرکزی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، انجمن فرانسوی مطالعات آسیای مرکزی و انستیتو ابوریحان بیرونی ازبکستان، تاشکند: ۱۹۹۹، سخنران
همایش مقدماتی نسخه شناسی، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، تهران: ۱۳۷۹، سخنران
همایش ایران و دشت قپچاق، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تهران ۱۳۸۳، سخنران
همایش فرهنگ و تمدن ایران عصر ایلخانی، تبریز، دانشگاه تبریز،۲۸/۲/۱۳۸۴، عضو هیئت علمی و سخنران
همایش حماسه فتح قشم و هرمز، ۱۰ و ۱۱ اسفند ۱۳۸۴، بندر عباس، سخنران
همایش بین المللی آسیای مرکزی: گذشته، حال و آینده، دانشگاه تهران ۱۷ و ۱۷ اسفند ۱۳۸۴، سخنران
همایش سعدی شناسی، شیراز، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶
پیش همایش عکس تاریخی ایران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، ۲۴ بهمن ۱۳۸۶
همایش نسخه شناسی فارسی، وین، اتریش، ۱ – ۵ مهر ۱۳۸۷
همایش فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (ویژه ریاضیات و ستاره شناسی) تهران ۱۷ تا ۱۹ آذر ۸۸
جشنواره بین المللی راه ابریشم تهران ۱۹ دی ۸۸
گزیده آثار علمی
پایان نامه
پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ :
“ایران در آستانه یورش مغولان” دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۳، استاد راهنما: دکتر ابوالفضل نبئی، استاد مشاور: دکتر شیرین بیانی
پایان نامه دکترای تاریخ :
“استقرار تشیع در حکومت سربداران” دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۵، استاد راهنما: دکتر علی بیگدلی، استادان مشاور: دکتر شیرین بیانی، دکتر عطاءالله حسنی
هدایت پایان نامه
کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه الزهرا، مسیحیت در عصر مغولان، مریم حاجی اسماعیل شیرازی، ۱۳۸۳: استاد مشاور
کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه الزهرا، بودائیان در ایران عصر مغول، الهام محمدی کنجانی، ۱۳۸۶ : استاد مشاور
کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، نهاد آموزش در عصر ایلخانان، معصومه ملاحسنی: استاد مشاور
کارشناس ارشد تاریخ تمدن دانشکده الهیات، بررسی اوضاع مذهبی گیلان از قرن سوم تا هفتم هجری، زلیخا غفاری رودسری، ۱۳۸۹، استاد راهنما
کارشناس ارشد تاریخ دانشگاه الزهرا، بازتاب تحولات سیاسی – فکری فاطمیان مصر بر مسکوکات تا پایان خلافت المستنصر بالله، خانم نجیبه عبدی، ۱۳۸۹، استاد مشاور
کارشناس ارشد باستانشناسی دانشگاه تهران، بررسی سکه های سلجوقی در کتابخانه و موزه ملی ملک، خانم قلی زاده، ۱۳۹۰- … ، استاد مشاور
کتاب
تاریخ شناسی محسن جعفری مذهب و دیگران، تهران: وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۸۵
مقالات
نگاهی به اسناد فراماسونری جعفر شریف امامی: مقدمات تشکیل و تعطیل لژ بزرگ ایران، تاریخ معاصر ایران، کتاب دوم، بهار ۱۳۶۹
نامه پیامبر به خسرو پرویز، وقف میراث جاویدان، شماره۴، زمستان ۱۳۷۲
اتسز ابن اوق، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۶ ، ۱۳۷۳
شبه خلیفه علوی: علاء الملک ترمذی، وقف میراث جاویدان، شماره ۵ ، بهار ۱۳۷۳
اتهام فراخوانی مغولان، وقف میراث جاویدان، شماره ۷، پاییز ۱۳۷۳
سکه ها، آیینه گذشته ها، تاریخ شناسی (کتاب درسی دوره پیش دانشگاهی) ۱۳۷۴
عضدالدوله دیلمی و روپیه هندی، آیینه پژوهش، شماره ۳۲، خرداد- تیر۱۳۷۴
معماری اسلامی چین در مسیر جاده های ابریشم، وقف میراث جاویدان، شماره ۱۷،
مشکل رو و پشت سکه های اسلامی، باستانشناسی و تاریخ، شماره ۲۱-۲۲
اطلس تاریخ اسلام، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۵، دی ۱۳۷۶
استر آبادی، میرزا مهدی، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۸
دفاتر ثبت ایران در دفتر خاقانی، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۱۱، شهریور ۱۳۷۷
آثار وقفی ترکیه، وقف میراث جاویدان، شماره ۲۲، تابستان ۱۳۷۷
کتاب مقدس سن لویی در اصفهان، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۱۳، آبان ۱۳۷۷
ویژگیهای بازرگانی خلیج فارس در پرتو یافته های نوین سکه شناسی، پیام بانک، شماره ۱۷۴- ۱۷۵ – ۱۷۸- ۱۷۹- ۱۸۰ – ۱۸۱- ۱۸۲، شهریور – آذر ۱۳۷۷
بازرگانان هندی و سقوط صفویه، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۱۷، اسفند۱۳۷۷
اسلام در تبت بام دنیا، وقف میراث جاویدان، شماره ۲۳- ۲۴، پاییز – زمستان ۱۳۷۷
قرآن در چین، ترجمان وحی، شماره ۴، زمستان ۱۳۷۷
گیلان بروایت پدرو تیشیرا، فرهنگ گیلان، شماره ۱، زمستان ۱۳۷۷
چاپخانه داران مسلمان در آسیای میانه دوره تزاری، مطالعات آسیای میانه و قفقاز، شماره ۲۵، بهار۱۳۷۸
فهرست مشترک نشریات فارسی در کتابخانه های بریتانیا، رسانه، س۱۰، شماره ۱، بهار ۱۳۷۸
تاریخ جنبشها و تکاپو های فراماسونگری، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۲۲، مرداد ۱۳۷۸
فهرست مشترک نشریات فارسی، عربی، آذربایجانی، و ترکی عثمانی در کتابخانه های جمهوری آذربایجان، رسانه، س۱۰، شماره ۳، پاییز ۱۳۷۸
میرزا شاهرخ و عصر او، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۲۸، بهمن
ایرانیان در تبت، پیمان، شماره ۹ -۱۰، پاییز – زمستان ۱۳۷۸
افندی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۹، ۱۳۷۹
اکنجی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۹، ۱۳۷۹
جهان نما: سیر تاریخی اطلس، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۳۰، فروردین ۱۳۷۹
علل اقتصادی جدایی ایران و توران، تاریخ روابط خارجی، شماره ۲، بهار ۹۸
گورنبشته های شیبانیان، نشر دانش، س ۱ شماره ۱، بهار ۱۳۷۹
نخستین فرمان فارسی ایلخانان، وقف میراث جاویدان، شماره ۲۹، بهار ۱۳۷۹
صوفیان شوروی، جهان کتاب، شماره ۱۰۳- ۱۰۴، تیر ۱۳۷۹
به یاسا رسیدگان در عصر ایلخانی، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۳۳، تیر ۱۳۷۹
پایزه، دانشنامه جهان اسلام، ج ۵، پاییز۱۳۷۹
بخش ایران از : سفرنامه لودوویکو وارتما، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۳۷- ۳۸، آبان و آذر ۱۳۷۹
گنجینه مهر های استوانه ای دای سوکه کاواتا ، موزه ها، شماره ۲۵، پاییز۱۳۷۹
فتح ارمنستان بدست اردوی مغول، پیمان، شماره ۱۵- ۱۶- ۱۷، بهار – تابستان – پاییز ۱۳۷۹
بایسته ها، نامه بهارستان، شماره ۲، پاییز – زمستان ۱۳۷۹
اندخوی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰،۱۳۸۰
انوری، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، ۱۳۸۰
سفر به گیلان در آستانه جنگ جهانی اول، فرهنگ گیلان، شماره ۹ -۱۰، بهار – تابستان ۱۳۸۰
عربستان در منابع چینی، وقف میراث جاویدان، شماره ۳۳ – ۳۴، بهار – تابستان ۱۳۸۰
جدیدی گری در آسیای میانه، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۴۸، مهر ۱۳۸۰
ناوگان گمشده قوبیلای خان، موزه ها، شماره ۲۸، تابستان – پاییز ۱۳۸۰
نشریات آسیای میانه پیش از دولت سوسیالیستی، رسانه، س ۱۲، شماره۳، پاییز۱۳۸۰
سند شناسی اردوی زرین، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۵۱ – ۵۲، دی – بهمن ۱۳۸۰
سالهای بحران در بخارا، جهان کتاب، شماره ۱۳۹- ۱۴۰، بهمن ۱۳۸۰
یادداشتی درباره عبارت کاغذ شرقی، نامه بهارستان، شماره ۴، پاییز- زمستان ۱۳۸۰
بحرانهای پیش رو در آسیای میانه، جهان کتاب، شماره ۱۴۵- ۱۴۶، اردیبهشت ۱۳۸۱
استعفای قیصر و تعطیلی کتابخانه ملی آلمان، خبرنامه انجمن کتابداری، س ۱، شماره ۲، اردیبهشت۱۳۸۱
امپراتوری مغول در ایران، رشد آموزش تاریخ، س۳، شماره ۹، بهار ۱۳۸۱
مطالعات مغول شناسی در ژاپن، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۵۶ و ۵۷، خرداد و تیر ۱۳۸۱
کوچ روان و یکجا نشینان، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۵۸- ۵۹، مرداد – شهریور ۱۳۸۱
یادی از صحافان ماوراءالنهر، نامه بهارستان، شماره ۵، بهار- تابستان۱۳۸۱
شاگردان آن بنای اصفهانی، موزه ها، شماره ۳۱، تابستان ۱۳۸۱
تاریخ سیاسی و نظامی سلجوقیان، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۶۰، مهر ۱۳۸۱
تاریخچه پول کاغذی در شرق، رشد آموزش تاریخ، شماره ۱۰، پاییز ۱۳۸۱
اطلس، دائره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی، ج ۱، زمستان ۱۳۸۱
سفرنامه میکله ممبره، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۶۶ – ۶۷، فروردین – اردیبهشت ۱۳۸۲
مدارس دوره عثمانی، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا (ویژه نامه صفویه)، ش ۶۸ – ۶۹، خرداد – تیر ۱۳۸۲
گرجستانات در اسناد عثمانی، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا (ویژه نامه صفویه)، شماره ۷۰ – ۷۱، مرداد – شهریور۱۳۸۲
اوضاع اقتصادی رشت در آخرین سالهای حکومت ناصرالدین شاه، فرهنگ گیلان، شماره ۱۷و ۱۸، بهار و تابستان۱۳۸۲
عکسهای تاریخی ماوراءالنهر، موزه ها، شماره ۳۵، تابستان ۱۳۸۲
خزران: در سایه روشن تاریخ، جهان کتاب، شماره ۱۷۵، آبان ۱۳۸۲
تاریخ نشری، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۷۵ – ۷۶، دی و بهمن ۱۳۸۲
سفرهای علمی ابن عساکر در ایران، تاریخ اسلام، شماره ۱۵، پاییز ۱۳۸۲
صحافی چینی (یافته های دون هوانگ در ترکستان شرقی)، نامه بهارستان، شماره ۷ و ۸ ، بهار تا زمستان ۱۳۸۲
قیمت گذاری نسخه های خطی، نامه بهارستان، شماره ۷ و ۸، بهار تا زمستان ۱۳۸۲
اصطلاحات معماری در بوسنی، وقف، میراث جاویدان، شماره ۴۳ و ۴۴، پاییز و زمستان ۱۳۸۲
شهبندری عثمانی در رشت، فرهنگ گیلان، شماره ۱۹ و ،۲۰ ، پاییز و زمستان ۱۳۸۲
کهن ترین اشاره درباره فراماسونری در ایران، رشد آموزش تاریخ، س ۵، شماره ۱۴ زمستان ۱۳۸۲
بحران دهه نود در نسخه های خطی، آینه میراث، شماره ۲۳، زمستان ۱۳۸۲
سفرنامه ای کهن از یهودیان شرق: سفرنامه بنیامین تودلایی، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۷۷ – ۷۸ ، اسفند ۸۲ – فروردین ۸۳
بازی بزرگ: روسیه و انگلستان در آسیای مرکزی، جهان کتاب، شماره۱۸۱ اردیبهشت ۱۳۸۳
داستان روشنفکری در ماوراءالنهر ، جهان کتاب شماره ۱۸۲ خرداد ۱۳۸۳
دایه گزینی به گزارش یادداشتهای کناره کتاب، فصلنامه فرهنگ مردم، شماره ۷ و ۸، بهار ۱۳۸۳
کاشغر: دروازه غربی چین، بخارا شماره ۳۶ ، تیر ۱۳۸۳
رستم دستانم آرزوست، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۸۱ – ۸۳ ، تیر – شهریور ۱۳۸۳
بر زوال ملک مستعصم، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۸۱-۸۳ تیر – شهریور ۱۳۸۳
کتابخانه میر معزالدین قزوینی آیینه میراث شماره ۲۵ تابستان ۱۳۸۳
پارچه های دو هزار ساله ایرانی موزه ها شماره ۳۹ تابستان ۱۳۸۳
در ایران و بخارا ، جهان کتاب شماره ۱۸۶ مهر ۱۳۸۳
تاریخ اوروچ بیک کتاب ماه تاریخ و جغرافیا شماره ۸۴ مهر۱۳۸۳
ترکستان شرقی در رقابت روسیه، انگلستان، چین و عثمانی، جهان کتاب، شماره ۱۸۷ ، آبان ۱۳۸۳
مخطوط بعد مطبوع آیینه میراث، شماره ۲۶، پاییز ۱۳۸۳
معجم الادبا، جهان کتاب، شماره ۱۸۹ دی ۱۳۸۳
امیدوار به شفاعت بی بی مریم: پر رافائل دومان کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره۸۸ – ۸۹ ، بهمن و اسفند ۱۳۸۳
سالیابی نسخه های بدون تاریخ بر اساس واترمارک نامه بهارستان، شماره ۹ و ۱۰، بهار تا زمستان ۱۳۸۳
نسخه های آزمایشگاهی نامه بهارستان شماره ۹ و ۱۰ ، بهار تا زمستان ۱۳۸۳
تازه قانون : ترجمه “موعظه سرکوه” از انجیل متی فرهنگ گیلان، ش ۲۳ و ۲۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۳
فهرست نویسی : تنها یکبار، آیینه میراث، شماره ۲۷، زمستان ۸۳
اقیانوس هند، دریاچه پرتغالی پژوهشنامه خلیج فارس شماره ۱، ضمیمه کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۸۲، اردیبهشت ۱۳۸۴
واپسین ایلخان، خلاصه مقالات همایش فرهنگ و تمدن ایران عصر ایلخانی، تبریز اردیبهشت ۱۳۸۴
از لابلای یادداشتها کتاب ماه کلیات شماره۸۹ اردیبشت ۱۳۸۴
منابع ارمنی یورش مغولان، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش ۹۴ و ۹۵ ، مرداد و شهریور
ایرانیان و ترکان، جهان کتاب، شماره، ۱۹۷شهریور ۱۳۸۴
از حضرت عبدالعظیم تا نیاوران، یادنامه آقای اشکوری، پیام بهارستان ش ۵۴ آذر ۱۳۸۴
آذربایجان در دوره مغولان، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا ش ۹۶ آذر ۱۳۸۴
یوسف و زلیخای نامدار : ترجمه ای مستعار از تورات، نامه انجمن، ش ۱۹، پاییز ۱۳۸۴
ذیل مجمع الانساب شبانکاره ای آیینه میراث شماره ۳۰ و۳۱ پاییز و زمستان ۱۳۸۴
سفرها و سفرنامه های برادران شرلی، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش ۹۹-۱۰۰، دی و بهمن ۱۳۸۴
مناسبات ایران و عثمانی در سال های پایانی حکومت صفوی کتاب ماه تاریخ و جغرافیا » اسفند ۱۳۸۴ و فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۵ – شماره ۱۰۱ و ۱۰۲ و ۱۰۳
مهرهای مالکیت، آینه میراث، بهار ۱۳۸۵
درباره “هزار سال بزی”، نامه فرهنگستان، شماره ۲۹، بهار ۱۳۸۵
میرزاحسن عکاسباشی، کازرونیه (دفتر دوم) تهران: نشر کازرونیه ۱۳۸۵
منابع ابن خلدون برای تاریخ مغول و تاتار، آینه میراث، ش ۳۶و ۳۷، بهار و تابستان ۱۳۸۵
علویان طبرستان ، دیلمان و گیلان معارف ش ۶۴ و ۶۵ ، فروردین – آبان
وام واژه های فارسی در مغولی یادنامه دکتر نوایی، تهران: نشر نوگل
عصر انقلاب در ماوراءالنهر جهان کتاب ، ش ۲۱۲ و ۲۱۳ آذر و دی
بیان النجوم آینه میراث، ش ۳۳ و ۳۴، تابستان و پاییز ۱۳۸۵
نسخه های خطی میروند، ما هنوز در خوابیم: بررسی فراهم آوری نسخه های خطی در گفت وگو با دکتر محسن جعفری مذهب، آینده نو، شنبه ۵ اسفند ۱۳۸۵، سال اول شماره۱۴۷
عدل ختایی، نامه انجمن سال هفتم، شماره چهارم، زمستان ۱۳۸۵
چاو، دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۱، ۱۳۸۶
مناسبات ایران و عثمانی در سالهای پایانی حکومت صفوی، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش ۱۰۱ تا ۱۰۳، اسفند ۱۳۸۵ و فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۶
یکشاهی کور، گیله وا، ش ۹۴ ، اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۶
قند پارسی در دیار روم، جهان کتاب، ش ۲۱۶ و ۲۱۷، اردیبهشت – خرداد ۱۳۸۶
انجامه های ارمنی سده های سیزدهم و چهاردهم میلادی/هفتم و هشتم هجری، پیمان، ش ۳۹، بهار ۱۳۸۶
پول کاغذی در دوره مغولان چین، خانم لو هوا و محسن جعفری مذهب، فصلنامه بررسی های نوین تاریخی، سال سوم، شماره ۳ ، بهار ۱۳۸۶
تبانی نامه، گنجینه اسناد بهار ۱۳۸۶
منابع ابن خلدون برای تاریخ مغول و تاتار، آینه میراث، ش ۳۶ و ۳۷، بهار و تابستان ۱۳۸۶
جهان نسخه های خطی فارسی فصلنامه کتاب، ش ۷۰، تابستان ۱۳۸۶
سه رساله درباره ته نقش (واترمارک/ فیلیگران)، گنجینه اسناد، ش ۶۶، تابستان ۱۳۸۶
گنجینه سماکو: یادداشتی قدیمی گزارش میراث آذر و دی ۱۳۸۶
تاشکند جهان کتاب دی و اسفند ۱۳۸۶
اختصارات در نسخه های خطی گزارش میراث ش ۱۷ و ۱۸ ، بهمن و اسفند
بررسی دلایل ارتباط نداشتن جدیدیان ماوراءالنهر با مشروطه خواهان ایران ایران و مطالعات منطقه ای: آسیای مرکزی (مجموعه مقالات همایش)، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، ۱۳۸۶
سعدی در خندق طرابلس دانشنامه فارس ۲۱/۲/۱۳۸۷
نتیجه گیریهای عرفی و عقلی در تاریخ، مزدک نامه، ۱۳۸۷
سکه شناسی و تصحیح متون آیینه میراث ش ۴۲، پاییز ۱۳۸۷
پژوهش های تاریخی ترکی‌ـ ‌ایرانی سده‌های میانی، گزارش میراث، شماره بیست و هفت و بیست و هشت، آذر و دی ۱۳۸۷
کتابیه: سفرنامه کتابی وین، فصلنامه کتاب، شماره ۷۶ ، زمستان ۸۷
سکه های اسلامی در انگلستان سده سیزدهم (هفتم هجری) مزدک نامه، جلد ۲، تیر ۱۳۸۸
سالهای بدون صدراعظم، گنجینه اسناد شماره ۷۴ ، تابستان ۱۳۸۸
صفات کاینات نامه بهارستان، سال۱۰ (۱۳۸۸)، دفتر ۱۵
آرشیوها و کتابخانه های ازبکستان، مزدکنامه جلد ۳، تیر ۱۳۸۹
تاریخ انسانی تولیدات علمی انشاء و نویسندگی شماره ۵، ۱۳۸۹
جامع التواریخ (تاریخ سلاطین خوارزم) گزارش میراث شماره ۳۹ خرداد و تیر ۱۳۸۹
دریای گیلان، مازندران، و تبرستان گیله وا دی – اسفند ۱۳۸۹
ابن بطوطه و سربداران آفرین نامه دکتر ریاحی، بنیاد دکتر محمود افشار ۱۳۸۹
اقیانوس هند، دریاچه پرتغالی پژوهشنامه خلیج فارس شماره ۱و ۲ ،۱۳۹۰
چکیده های خلیج فارس، پژوهشنامه خلیج فارس شماره ۱و ۲ ،۱۳۹۰
ویژگیهای بازرگانی خلیج فارس پژوهشنامه خلیج فارس شماره ۱و ۲ ،۱۳۹۰»

معرفی کتاب «زندگی باید کرد» و «زندگی خالی نیست»

زندگی باید کرد و زندگی خالی نیست

در ادامه برنامه های معرفی کتاب در کتابخانه انجمن روز ۱۷ مهر ماه ۱۳۹۶ کتاب زندگی باید کرد، زندگی خالی نیست اثر سرکار خانم دکتر منصوره اتحادیه با حضور علاقمندان معرفی خواهد شد. منصوره اتحادیه (نظام مافی) (زاده ۱۳۱۲) تاریخ‌نگار، نویسنده، ناشر (مدیر نشر تاریخ) و استاد دانشگاه ایرانی است. ایشان در سال ۱۳۵۸ از دانشگاه ادینبورگ انگلستان در رشته تاریخ دکترا گرفت. سپس در سال ۱۳۶۲ مدیر نشر تاریخ شد. از او کتاب‌ها و مقاله‌های ارزشمند بسیاری در زمینه تاریخ چاپ شده است. این نشست ها توسط گروه ارتباطات انجمن به صورت ماهانه در کتابخانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ برگزار می شود

گزارش نشست شهریور ماه

دکتر نادر کریمیان سردشتی
شناخت مشاهیر علمی و فرهنگی زنان کرد

زنان غرب ایران، نادر کریمیان محقق حوزه کردشناسی با تمرکز بر بحث زنان نادر کریمیان سردشتی پژوهشگر و مدرس دانشگاه است. وی ۶۰ اثر در ارتباط با اسلام‌شناسی، ایران‌شناسی و ادبیات پارسی نگاشته است. آنچه پیش روی شماست تحقیقات نادر کریمیان درباره شناخت مشاهیر علمی و فرهنگی است، با تمرکز بر زنان کرد دانشنامه زنان نامی کرد.
به طور کلی مباحث مربوط به زنان مغفول مانده است. در محورهای بخش به بخش‌های زیر اشاره خواهیم کرد. ۱-‌ جایگاه زن در دوره پیش از اسلام و دوره اسلام ۲- و دیگر زنان کردستان ۳- بحث مشاهیر زنان کرد.
اینها مؤلفه‌هایی است که تاریخ فرهنگ و سیاسی رقم زده که مشاهیری را ارائه کند. آنچه می‌دانیم این است که پیش از اسلام و در دوره ساسانیان دو زن به مقامات بالایی دست یافتند که این دو بانو به بهترین نحو حکومت را اداره کرده‌اند، این دو به نام‌های پوراندخت و آذریندخت بوده‌اند که هر چند دوران حکومت‌شان بسیار کوتاه بوده اما اثر چشمگیر آن را می‌بینیم یکی یکسال و چند ماه و دیگری چهار ماه مملکت را اداره کرده‌اند که ما تفکر غالب جامعه را از نگاه فردوسی می‌بینیم که دنیا به جایی رسیده است که زنان بر ما حاکمند.
بهرحال آنچه به چشم می‌آید این زنان عدالت کامل را در حکومت جاری کردند. وقتی درباره زن در حوزه ایران مرور می‌کنیم مسائل ثقیلی به چشم می‌خورد که دوره خودش توجیه دارد. در بخش بین‌النهرین، جایگاه زن، چه در تدر یا پالمیرا چه در هاترا یا شهر خورشید، که در ۳۵۰ قبل میلاد از دولت شهرهای مهم بود، معمولاً زنان به عنوان مقام دوم سیاسی مطرح بوده است.
اینرا در کتاب‌های هاترا شهر خورشید می‌توانید ببنید درآن عصر اوضاع زنان در بین‌النهرین بسیار بهتر از ایران بوده است.
این را می‌دانیم که زن در جامعه‌ای که مجسمه‌های زنان بر در معبد کبیر نصب می‌شد به عنوان نماد، نقش هدایت‌گری داشت.
صرف‌نظر از کتیبه‌ها، در حجاز هم چندین بت زن وجود دارد که عبادت می‌شدند. این یعنی در بین اعراب پرستش بت زن هم وجود داشته است.
دولتی در همین عصر به چشم خورد به نام سبا، که بانویی بنام سبا حکومت می‌کند و این حکومت در جزیره العرب است.
در بین قوم عرب، مشکلات فراوانی بوده که مثلاً اعراب را به دخترکشی متهم می‌کنند که البته بین همه قبایل این انجام نمی‌شد.
آداب پست و اخلاق نازل در بین همه اعراب رواج نداشت این مقدمه برای دانستن اینکه بدانیم پس از اسلام چه حادثه‌ای رخ داد. ویل دورانت بخش پس از اسلام را به عنوان بخش دوره‌ای درخشان یاد می‌کند ما در یک دوره درگیر متون ترجمه متون یونان هستیم که اطلاعاتش به سمت شرق روانه شده اما در بیشتر زمان‌ها شرق منبلع اطلاعات و علوم بوده است.
پس از اسلام این تحولات بر سرنوشت زنان اثرگذار بود در سال ۹۲ هجری پیام وین تا کاشخر پیش می‌رود پس از ظهور اسلام، آنچه که با خودش به ارمغان آورد با نگاه به قوانین دسته اول با اسلام کنونی بسیار تفاوت داشت.
مثلاً در بحث مشارکت سیاسی زنان، بیعت‌های زنان با پیامبر پیش از همسران‌شان بود و زنان به عنوان افراد مستقل بیعت می‌کردند بدون اینکه شوهران‌شان برایشان تصمیم بگیرند یکی از این بانون بنام اسماء است که به خطیبه النساء لقب گرفته بود.
حتی در امامت زنان در نماز، در آن عصر زنان نماز جمعه و جماعت داشتند که در کتاب‌ها به چشم می‌خورد، حتی اذان‌گویی نیز به چشم می‌خورد.
در همان عصر زن قاضی است، در آفریقا زنی در شرق آفریقا حکومت تشکیل داده است جلوتر زنی به نام راضیه خاتون در دهلی حکومت می‌کرد.
این‌ها را در کتابی بنام النساء الحاکمات در تاریخ به آن پرداخته شده است. در حوزه پزشکی، زنان پزشک داشتیم و در جنگ‌ها پزشک‌ها خانم بودند از پزشکان معروف که مورد توجه رسول بود رفیده انصاری بود. که نام آنها در کتاب‌ها ذکر شده است.
مشاهیر کرد هم تمام در همین حوزه‌ها فعالند. تمام این مشاهیر پشتوانه علمی و دینی داشته است. زمانی که پیامبر به مدینه ورود می‌کند زنان جواری، برای پیامبر دف می‌زنند و پیامبر از آنان روی درهم نمی‌کشد.
نخستین زنانی که موسیقی اجرا کردند برای پیامبر دختران بنی نجار بودند. در حوزه شعر و شاعری زنان شاعر در خدمت پیامبر داشتیم صفیه دختر عبدالمطلب که عمه حضرت رسول است که در مرگ پیامبر برایش مرثیه می‌گوید.
زنان کرد
نقش اسلام در حوزه تربیت دانشمندان زن کرد چه بود.
ویل دورانت
موجی که اسلام ایجاد کرد بی‌سابقه بود. چیزی که اسلام آورد جوامع را متحول کرد و از چین تا اندلس فراگیر شد. مطالعات کردشناسی، بلوچ‌شناسی و به طور کلی قومیت‌شناسی توسط اروپائیان انجام شد که ابتدا از طریق سفرنامه‌ها بود.
آندریاس آلمانی (گویش‌های ایرانی) کتاب درباره سه گویش ایرانی تحقیق کرد که از بزرگ‌ترین ایران‌شناسان است. درباره کردشناسی نیز تحقیقات ارزنده‌ای کرده‌اند. بهترین تصحیح‌هایی که به تحقیقات صورت گرفته در اروپا انجام شده است. هر چه داریم بیشتر ترجمه است. تک‌نگاری درباره اقوام ایرانی صورت می‌گرفت. بر اساس تحقیقات محققان خود واژه جنس ضد زن است، اینها یک نوع تلقی می‌شوند فاطمه خالد نقش‌بندی دختر مولانا خالد که استوانه‌ای در خاورمیانه بود که سلطان عثمانی خلیفه او بود. فاطمه دانشمند برجسته‌ای بود که مسائل فقهی را تدریس می‌کرد و در دربار ایران زبیده خاتون سوگلی ناصرالدین شاه، بسیار محبوب بود نقل همه اینها به این دلیل است که نقش زنان در ادوار مختلف دیده شود. خاتون خورشید ویوانی کتابی دارد در آداب فرزندپروری که هنوز چاپ نشده است. کتاب مربوط به اواخر دوره قاجار، البته دیوان شعر هم دارد هم به پارسی هم کردی.
مهوش سنندجی از شاعران سقزی است که اشعار بسیار نابی دارد کردهای کرمانج خراسان که کوچانده شدند که پری خانم گوپانلویی که پزشک و گیاه‌شناس و جراح بود. داستانش در کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان آمده است. بانویی دیگری که استاد طب سنتی بود و خودش ۱۲ سال عمر کرده است. چند نفری مثل عادله خاتون زن عثمان پاشا است که در حلبچه حکومت می‌کرد احمد بگ مختار پسر همین عادله خاتون حفصه خان از زنان اثرگذار در کردستان عراق مینا خانم اولین اتحادیه زنان را تشکیل می‌دهد. در تاریخ ادبیات کرد آمنه خاتون کرد که مانند لیلی و مجنون عزلیات بسیار خوبی دارد مرحوم نجم‌الدین ملا از این اشعار معرفی کرده است. میزان اثرگذاری خانم‌ها در جامعه بسیار مهم است ما تذکرات رو می‌توانیم به نام خانم‌ها هم داشته باشیم در مورد همه زنان هم کرد و هم بلوچ و همه اقوام.
برای ثبت آثار زنان کرد که بسیار بااهمیت است باید اقدام کرد تاریخ سیاه زنان، زاویه دید متفاوت است چیزی که مطلوب است و آرزوست بحث‌های آرمانگرایی است.
چه سیاه و سفید آن، ما زاده زمانه خودمانیم. تاریخ شرق پر از سیاهی و سفید، است انسان مطلق‌گر نمی‌تواند نتیجه بگیرد زن و مرد هر دو در پیشرفت حامد نقش داشته‌اند.

مقاله نقش زنان در نهضت امام حسین علیه السّلام

 

نقش زنان در نهضت امام حسین علیه السّلام

 

دکتر مرضیه محمدزاده محقق، مؤلف و پژوهشگر

 

چکیده: حادثه عظیم عاشورا پس از بعثت پیامبراکرم(ص) و غدیرخم، بزرگ‌ترین رویداد تاریخی برای شیعه به شمار می‌آید. همه آنان که با تاریخ شیعه آشنایی دارند از عاشورا و پی‌آمد‌های آن آگاهند. شعاع این حادثه در اندک زمانی نه تنها بر سرزمین‌های اسلامی،‌ بلکه بر تمام اقطار جهان تابید و افکار و اذهان جهانیان را به سوی خود جلب کرد و نام کربلا و عاشورا را بر سر زبان‌ها افکند. امروز نام نهضت خونین کربلا و عظمت و قداست این حرکت شجاعانه به عنوان یکی از متعالی‌ترین جلوه‌های روح انسانی و ظلم‌ستیزی به گوش همه مسلمانان و آزادگان جهان آشناست. بیش از هزار سال است که از آن بحث کرده‌اند. پیرامون آن کتاب‌ها نوشته، شعر‌ها سروده، مرثیه‌ها ساخته و مجلس‌ها برپا داشته‌اند. میلیون‌ها تن برای زنده نگاه داشتن یاد آن اشک ریخته و در راه پاسداری از خاطره آن کشته شده و کشته‌اند. نویسندگان اعم از شیعی و سنی این واقعه بزرگ و مصیبت سترگ و فضایح طلقا را به عنوان بی‌مانند‌ترین ستمی‌که بر بشریت رفته و بزرگ‌ترین لکه ننگی که بر دامان آدمیت نشسته است، گزارش داده‌اند. هر کدام به منظور ارادت به آستان آزادگی و ستم‌ستیزی و نمونه والای ایستادگی در برابر زور و رسوا کردن تزویر ولو با کم‌ترین توش و توان و آلت وعُدّت مثل اعلای آن را در فرزند رشید علی(ع) و فاطمه(س) و سبط پیامبر اسلام‌(ص) یافته و از آن سخن گفته‌اند. کربلا قصه مردان و زنانی است که سعادت ابدی را رها نکردند. آنان امام را تجسمی از سعادت ابدی و تاریخِ گویای کمالِ انسانی می‌دیدند. آنان در سیمای مبارک امام، هدف زندگی خود را می‌دیدند. آنان بصیرتشان چراغ راهشان و بینش ژرف و زلالشان کشتی عبور آنان از طوفان‌های درون و بیرون است. در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداکار بسیاری بودند که با حضور فعال در صحنه‌های حساس سیاسی و اجتماعی، مسیر تاریخ را تغییر دادند. از جمله آنان زنان در همراهی با نهضت امام حسین(ع) و در رأس آن زنان زینب(س) بود که با حضور در نهضت کربلا، مسئولیت بزرگی را بر عهده گرفتند. این مقاله در تبیین نقش این زنان در نهضت به تفصیل سخن گفته است.

کلید واژه: نهضت امام حسین(ع)، عاشورا، امام حسین(ع)، زنان، حضرت زینب(س).

مقدمه: پژوهشِ استوار و روشمند درباره هر بُعد از ابعاد قیام سیدالشهداء، حسین‌بن علی‌(ع‌)، هر روز از روز پیش ضرورتر و از سویی دشوارتر می‌شود: ضرورتر می‌شود زیرا هم‌چنان از پسِ چهارده سده، همه آن‌چه آن حضرت را به قیام برانگیخت، چندان گونه‌گون و گاه ناپیدا رخ می‌نمایند که حتی آنان که به پندار خویش در صف حسینیان گام می‌زنند، ناآگاه در حزب یزیدیان ایستاده‌اند. بر پایه شواهد تاریخی، بسیاری از فرمانروایان ستمگر و سخنوران دلباخته سیم و زر که خود یزید یا از یزیدیان روزگار خویش به شمار می‌روند، در برپایی مجالس عزا و مراسم نوحه و رثا برای سالار شهدا و جانبازان پاک باز کربلا پیشگام می‌شوند تا در پرده هم‌سویی با این قیام شورانگیز و همدردی ـ در حدّ تباکی ـ در این مصیبت جان‌گداز، خود را از چشم شیعیان راستین که به مصداق کلام نجات بخشِ «کُلُّ اَرضٍ کَربَلا وَ کُلُّ یَومٍ عاشُورا»، مکلَّف به رویارویی با ستمگران، در هر زمین و روزگاری‌اند، پنهان دارند و از آتش خشم آنان در امان مانَند. از این رو، در هر پژوهشی که پرتوی بر گوشه‌ای تاریک از این رویداد بیفکند و به تحلیل و تفکیک ممیزات دو جبهه حق و باطل بپردازد و به ویژه اگر اهداف مقدّس این حرکت سرنوشت‌ساز را آشکار سازد، بس ارجمند است و مأجور؛ و به جهت آثار ثمرآفرینِ فردی و اجتماعی‌اش کاملاً ضرور.
نقش زنان در نهضت امام حسین(ع)
در نهضت جاودان کربلا از ۳۵ زن نام به میان آمده که هر یک نقش خاص خود را ایفا کرده‌اند. از آغاز حرکت و خروج کاروان امام حسین(ع) از مدینه تا ورود پیروزمندانه خاندان رسالت به مدینه، زنان خاندان و اصحاب آن حضرت در نهضت را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
ا. زنان همراه کاروان امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا که عبارتند از: خواهران بزرگوارش زینب کبری(س)، زینب صغری، فاطمه، رقیه مکنّی به ام‌کلثوم، ام‌هانی، دخترانش فاطمه و سکینه علیهماالسّلام، فاطمه دختر امام حسن(ع)، همسرانش رباب و ام‌اسحاق، حمیده دختر مسلم بن عقیل(ع)، بقیله همسر امام حسن(ع)؛ و اصحابش: حُسنیه مادر مُنجِح، شهربانو مادر محمد بن‌ ابی‌سعید، فکیهه، همسر عبدالله بن اُرَیقِط، ام الثغر مادر جعفر بن عقیل و کبشه مادر سلیمان بن رزین.
ب. زنانی که در بین راه مدینه تا کربلا به کاروان امام حسین(ع) پیوستند و آنان عبارتند از: ام خلف همسر مسلم بن عوسجه، ام وهب همسر عبدالله بن عمیر کلبی، بحریه‌ بنت‌ مسعود خزرجی، خوصاء بنت عامر و مادر عبدالله بن عمیر کلبی.
ج. زنان حمایت کننده از نهضت عاشورا که در کربلا حضور نداشتند و آنان عبارتند از: ام‌البنین مادر حضرت عباس(ع) که با اشعار جانسوز خود یاد و نام شهدای کربلا را زنده نگاه داشت، ام‌سلمه همسر رسول الله(ص) که اولین شیون کننده بر امام حسین(ع) بود. ام‌لقمان دختر عقیل بن ابی‌طالب که با اشعار خود مردمی را که خاندان رسالت را یاری ندادند، مورد سرزنش قرار داد. لبابه دختر عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب و همسر ابوالفضل عباس، دومه، مادر مختار بن ابی‌عبید ثقفی از بانوان دانشور شیعه و ارباب فصاحت و بلاغت و زنی شجاع و مبارز بود. او در کوفه می‌زیست و فرزند خود را به مبارزه علیه قاتلان امام حسین(ع) و انتقام از دشمنان خاندان عصمت و طهارت(ع) تشویق می‌کرد. وی زنی جلیل القدر و سیاستمداری شجاع و توانا و صاحب رأی متین و عقلی وزین بود. هنگامی‌که فرزندش از مصعب بن زبیر شکست خورد و در قصر کوفه در محاصره بود، او نیز نزد فرزندش در مقر فرماندهی سپاه به سر می‏برد و به همراه فرزندش به شهادت رسید.
و دیگر بانوان چون خوصاء دختر عامر، درّه الصدف دختر عبدالله بن عمر انصاری، دَلْهَم دختر عمرو، سعیده دختر مالک خزاعی، صفیه دختر عبدالله بن عفیف ازدی غامدی، عمره بنت نعمان بن بشیر همسر مختار ثقفی، لبابه بنت عبیدالله بن عباس همسر ابوالفضل عباس(ع)، ماریه(سعدیه) بنت منقذ عبدیه، طَوعَه، عمره دختر نعمان بن بشیر و همسر مختار بن ابی‌عبید ثقفی است. وی از زنان شجاع، ادیب، سخنور و از دوستداران خاندان اهل بیت رسالت(ع) بود. در هنگام تسلط مصعب بن زبیر بر حرم مختار، وی از عمره همسر مختار خواست تا از مختار بیزاری بجوید. عمره حاضر نشد و به دست مصعب به شهادت رسید. به دستور مصعب، سر از تنش جدا ساختند. این اولین زنی بود که دست بسته کشته شد. همه این بزرگواران جزء اصحاب آن حضرت به‌شمار می‌آیند.
حضور زنان در کنار امام حسین(ع): قبل از شروع بحث باید به این سؤال پاسخ داد: چرا امام‌ حسین(ع) در آن‌ موقعیت‌ حسّاس‌، زنان‌ و کودکانش‌ را با خود برد؟ از حوادث‌ ویژه‌ قیام‌ امام حضور زنان‌، خواهران‌، دختران‌، خواهرزادگان از ابتدای‌ نهضت‌ حسینی‌ تا شهادت‌ و پس‌ از شهادت‌ تا بازگشت‌ به‌ مدینه‌ است‌. هدف‌ امام‌ از بردن‌ خانواده‌ این‌ بود که:
۱. امام(ع)‌ می‌خواست‌ از نزدیک‌ از حال ‌آنان‌ آگاه‌ باشد و تا آن‌جا که‌ می‌تواند در حفظ‌ و حراست‌ آنان‌ بکوشد، تا گرفتار دست‌ دشمن‌ نشوند و خاندانش‌ تحت‌ نظارت‌ مستقیم‌ خود حضرت‌ از هرگونه‌ خطری‌ مصون‌ باشند. امام(ع)‌ از باقی‌ گذاردن‌ زنان‌ در مدینه ‌نگران‌ بود و چون‌ مورد تعرّض‌ قرار گرفته‌ بود، خانواده‌ خود را به‌ همراه‌ برد تا از ناحیه‌ آنان‌ نگران‌ نباشد.
۲. امام(ع)‌ قصد داشت در این‌ نهضت‌ ماندگارِ تاریخ‌، خانواده‌اش‌ حضور داشته‌ باشند و همه‌ چیز را از نزدیک‌ بنگرند، خطابه‌ها را بشنوند، از دیدارها اطلاع‌ یابند، از توطئه‌ قتل‌ امام(ع)‌ در ایام‌ حج‌ و با لباس‌ احرام ‌آگاهی‌ یابند، از اقبال‌ مردم‌ کوفه‌ و شهادت‌ حضرت‌ مسلم‌ و برخورد امام،‌ مطلع‌ باشند و مواجه‌ شدن‌ امام‌ با حُرّ بن‌ یزید ریاحی‌ و فرود آمدن‌ در کربلا تا حوادث‌ عصر تاسوعا و شب‌ عاشورا و حادثه‌ عظیم‌ روز عاشورا و اسارت‌ به‌ کوفه‌ و شام‌ و حوادث‌ بین‌ راه‌، همه‌ را از نزدیک‌ بنگرند و لمس‌ کنند تا بتوانند این‌ نهضت‌ را ثبت‌ کنند و به‌ اطلاع‌ دیگران‌ برسانند و مسایل‌ این‌ حماسه‌ توسط‌ این‌ عزیزان‌ نقل‌ شود و قیام‌ از آفت‌ تحریف‌ مصون‌ بماند. اگر در نهضت‌ حسینی‌ خانواده‌ امام‌ حضور نمی‌یافت‌ و اسارت‌ انجام‌ نمی‌گرفت‌ و آنان‌ به‌ کوفه‌ و شام ‌نمی‌رفتند، حقایق‌ نیز گفته‌ نمی‌شد. اگر چه‌ اسیر شدن‌ خاندان‌ پیامبر جزء هدف‌ امام‌ نبود و نتیجه‌ قهری ‌جنگ‌ بود، اما بدون‌ تردید اسیری‌ بازماندگان‌ خاندان‌ پیامبر، گردش‌ اجباری‌ اسیران‌ در کوفه، رفتن‌ آنان‌ با آن‌ وضع‌ دل‌خراش‌ در مجلس‌ عبیدالله، مسافرت‌شان‌ به‌ شام‌، گردش‌ اجباری‌ در خیابان‌ها و گذرگاه‌های‌ عمومی‌، حضور آنان‌ در مجلس‌ یزید و اقامه‌ مجلس‌ یادبود شهیدان‌ در شام‌، همه‌ و همه‌ در شناساندن‌ ماهیت‌ واقعی ‌حکومت‌ ضد اسلام‌ یزید اثر عمیقی‌ داشت‌. تبلیغات‌ دولت‌ اموی‌ و تهدیدات‌ و تطمیعات‌ آنان‌، حرکت‌ امام‌ حسین (ع) را نوعی‌ فتنه‌افروزی‌ و هرج‌ و مرج‌ در جامعه‌ معرفی‌ می‌کرد و امام‌ را سزاوار هرگونه‌ عقاب‌ و عذاب‌ می‌دانستند. حضور زنان‌ و دختران‌ و اسارت ‌آنان‌ بسیاری‌ از توطئه‌های‌ علیه‌ اسلام‌ و قرآن‌ و اهل‌ بیت‌(ع) را خنثی‌ ساخت‌ و موجب‌ بیداری‌ و هوشیاری‌ مردم ‌و انعقاد نطفه‌های‌ جنبش‌های‌ مردمی‌ بر علیه‌ حکام‌ جور گردید، به‌ طوری‌ که‌ شکل‌گیری‌ و سپس‌ قیام‌ توّابین ‌درکوفه‌ را به‌ برکت‌ خطابه‌های‌ حضرت‌ زینب(س) می‌دانند که‌ توانسته‌ بود موجب‌ آگاهی‌ و بیداری‌ مردم‌ و افشاگری‌ و محاکمه‌ حکومت‌ یزید شود. خطبه‌های‌ کوبنده‌ امام‌ سجاد(ع) و زینب‌ کبری(س) در شناساندن‌ چهره‌ حقیقی‌ بنی‌امیه، رسوایی‌ حکومت‌ یزید پسر معاویه، رفع‌ تهمت‌های‌ حاکمیت‌ نسبت‌ به‌ امام‌ حسین(ع) و روشن‌ کردن‌ افکار عمومی‌ خاندان ‌پیامبر تأثیر شایان‌ توجهی‌ داشت‌.
۳. حضور زنان‌ به‌ همراه‌ امام‌ حسین(ع) در طول‌ چند ماه‌ بر همگان‌ روشن‌ ساخت‌ که‌ قیام‌ امام‌ جنبه‌ اصلاحی،‌ آگاهی‌ و بیداری‌ دارد و قیام‌ مسلحانه‌ متکی‌ بر برخوردهای‌ نظامی‌ نیست‌، زیرا لزومی‌ نداشت‌ که‌ امام(ع)‌ خانواده‌ خود، آن‌ هم‌ دختران‌ خردسال‌ و فرزند شیرخواره‌ خود را تا کربلا همراه‌ ببرد، بلکه‌ باید آنان‌ را در جای ‌امن‌ و دور از صحنه‌ برخوردهای‌ نظامی‌ نگه‌ می‌داشت‌.
۴. امام‌(ع) به این‌ وسیله‌ می‌خواست‌ اعلام‌ نماید که‌ هم‌ من‌ و هم‌ خانواده‌ام‌ در تهدید قرار داریم‌. او می‌خواست‌ امت‌ اسلام‌ بدانند که‌ رعب‌ و ترس‌ بر جامعه‌ اسلامی‌ حاکم ‌است‌ و این‌ خود دعوتی‌ عام‌ برای‌ تغییر اوضاع‌ بود.
۵. حضور زنان‌ و خواهران‌ امام‌ حسین(ع) در این‌ قیام‌ و هجرت‌ و حرکت‌ حماسی‌ برای‌ اعلام‌ آشکار این‌ مطلب‌ بود که‌اگر اهل‌ دین‌ و سنت‌ و قرآن‌ در معرض‌ تهاجم‌ همه‌ جانبه‌ قرار گیرند و حاکمیتی‌ بخواهد به‌ نام‌ دین‌، اسلام‌ و حکومت‌ اسلامی‌، اصول‌ و فروع‌ دین‌ و اخلاق‌ را در جامعه‌ به‌ بازی‌ بگیرد، بدعت‌ را احیا کند و سنّت‌ نبوی‌ را بمیراند، بیت‌المال‌ اسلامی‌ را به صورت ملک‌ شخصی‌ دربیاورد، همه‌ باید قیام‌ کنند، همراهی‌ و حمایت‌ نمایند و همه‌ در جریان‌ تهاجم‌ قرار بگیرند تا به‌ تکلیف‌ دینی‌، عقلی‌، انسانی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ خود عمل‌ کنند. رفتار امام‌ در به‌ همراه‌ داشتن‌ خانواده‌، تکلیف‌ همه‌ خانواده‌ها را در تاریخ‌ بشری‌ روشن‌ ساخت.‌
۶. حضور خانواده‌ امام‌ برای‌ اعلام‌ مظلومیت‌ بود که‌ همگان‌ بدانند امویان‌ حریم‌ احدی‌ را پاس ‌نداشتند، فرزند پیامبر و امام علی(ع) را در ماه‌ حرام‌ کشتند، خانواده‌اش‌ را به‌ اسارت‌ بردند و با آنان‌ آن‌گونه برخورد کردند. مظلومیت‌ اهل‌ بیت‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اثبات‌ حقانیت‌ آنان شد. با این‌ همه‌، اسیر شدن‌ خاندان ‌پیامبر آن‌ هم‌ با آن‌ وضع‌ دل‌خراش‌ و قساوت‌آمیز، از جنایت‌های‌ بی‌نظیری‌ است‌ که‌ روی‌ تاریخ‌ اسلام‌ بلکه ‌تاریخ‌ بشریت‌ را سیاه‌ کرد‌ و ضربه‌ جبران‌ ناپذیری‌ به‌ اسلام‌ وارد آورده‌ است‌.
نقش زنان در نهضت:
زنان در نهضت امام حسین(ع) چه کردند که باعث ماندگاری نهضت امام حسین(ع) شدند و امروز برای من مسلمان به عنوان الگو و اسوه مطرح هستند؟
ا. معرفت شناس: همه زنان عاشورایی، معرفت شناس بودند. امام خود را خوب می‌شناختند. نمونه آنان زینب(س) است. او از عصر عاشورا به عنوان پیامبر از دین و نهضت مقدس برادرش دفاع کرد. نطق و سخن او چون تیری بر قلب دشمنان می‌نشست. او با کمال سرافرازی و موفقیت این مسئولیت سنگین را به خوبی انجام داد. زینب (س) در این جهاد مقدس، ترس و بیمی به خود راه نداد و با نهایت دلیری، ابن‌زیاد بی‌رحم و یزید پلید را مفتضح ساخت. او کوفیان را که دوستانی دغل‌باز بودند، رسوا کرد و این رسوایی و بدنامی روز به روز بر آنان افزوده می‌شود. دیگر زنان عاشورایی نیز پنان بودند و نسبت به راهی که در آن قدم گذاشته بودند، آگاهی کامل داشتند و با همه توان خود کوشیدند تا نهضت امام حسین(ع) جاودان بماند.
امرو نیز زنان باید از او الگو بگیرند و در درجه اول کسب معرفت را جدی بگیرند. خود، نهضت ایجاد کنند و پشتوانه فکری مردان باشند تا بتوانند به مقام مربیگری برسند.
ب: مکتب شناس: بانوان عاشورایی به مبانی دین اعتقاد راسخ داشتند، چه افرادی که کاروان را همراهی کردند و چه آنانی که در مدینه، بصره و کوفه در اوج اختناق اموی، خانه و کاشانه خود را در اختیار نهضت قرار دادند. برای نمونه باید از ماریه(سعدیه) دختر منقذ عبدی از طایفه‌ عبدالقیس نام برد. او‌ از زنان پرهیزکار و شجاع و از شیعیان‌ فعال‌ بصره ‌بود. خانه او به مرکزی برای طرح مباحث علمی و عقیدتی توسط شیعیان تبدیل شده بود و از این خانه معارف اهل بیت(ع) ترویج می‌شد. همسر ماریه و فرزندش در جنگ جمل در راه حمایت از امیرالمؤمنین علی(ع) به شهادت رسیده بودند. ماریه تمامی ثروت و دارایی خود را وقف ترویج معارف اهل بیت کرده بود. در آستانه‌ قیام‌ امام‌ حسین‌(ع) خانه‌ وی‌، محل‌ تجمع‌ دوستداران اهل‌ بیت(ع) بود. این خانه مرکز اجتماع یاران امام و شکل‌گیری حرکت‌های شیعیان و مذاکرات آنان و شناساندن نهضت آن حضرت بود. شیعیان در خانه او جمع می‌شدند و به گفت و شنود و نقل حدیث و بررسی مسائل سیاسی می‌پرداختند. ماریه در این راه از هیچ کوشش و ایثاری دریغ نکرد. تلاش‌های ماریه باعث شد تا افرادی از قبیله‌اش خود را به کاروان امام حسین(ع) برسانند و در رکاب او به شهادت برسند.
ج. زمان شناس: این زنان نسبت به زمان خود آگاهی کامل داشتند. نمونه‌ای از آنان دُلهَم دختر عمرو، همسر زُهَیر بن قَین بن قیس انماری ملقب به بجلی منسوب به بجیله شاخه‌ای از قبیله قحطانی یمنی است. زهیر از زعمای شجاع قبیله بجیله و از مردان برجسته کوفه و از طرفداران خلیفه سوم عثمان بن عفان بود. او مردی شریف، باشخصیت و صاحب نفوذ بود. او همراه‌ خانواده‌ و برخی‌ اطرافیانش‌ در سال‌ ۶۰ هجری‌ به‌ سفر حج‌ رفته‌ بود و در مسیر بازگشت از حج علی‌رغم میل باطنی‌اش و اینکه تمام‌ سعی‌ و کوشش‌ کاروانیان‌ این‌ بود که‌ با امام‌ حسین(ع) مواجه‌ نشوند، در در روز ۲۱ ذی‌الحجه‌ به‌ گودال‌های‌ پر آب‌ « زرود» که‌ در نزدیکی‌ خزیمیه‌ بود، به کاروان‌ امام‌ حسین(ع) رسیدند و در این‌ نقطه‌ دو کاروان‌ در کنار هم‌ به‌ استراحت‌ پرداختند. زهیرکه از طرفداران‌ عثمان‌ بود و با خاندان‌ امیرالمؤمنین علی(ع) میانه‌ای‌ نداشت‌ و کوشش‌ می‌کرد تا با امام‌ حسین(ع) دیدار نکند، مجبور به ملاقات امام شد و از همان‌روز سرنوشتش تغییر کرد و توفیق معرفت و تبعیت از اهل بیت(ع) را پیدا کرد و در این تغییر همسرش نقش اساسی داشت. او که هنوز در بافت‌های ذهن خود در عصر عثمان گیر کرده بود و تاری به دور خود بسته بود، توسط همسرش نجات پیدا کرد. دلهم با تشویق و ترغیب شوهرش به یاری امام حسین(ع) و پاسخ مثبت دادن به دعوت آن حضرت، باعث شد زهیر اهل نجات و رستگاری شود و به سعادت ابدی برسد. ‌
د. مدیریت: در مدیریت ارکان باید با هم همآهنگ باشند و مدیر، ارکان سازمان خود را به سمت هماهنگی پیش ببرد. باید از فرصت‌ها نهایت استفاده را بکند (فرصت شناس باشد). موانع را به درستی بشناسد و در رفع آن موانع بکوشد.
پس از عاشورا و از همان شام غریبان مدیریت کاروان با زینب(س) بود و این مدیریت شرایط خاص خود را داشت. یعنی ایشان در بحران به نحو احسن مدیریت کردند. مدیریت در بحران سخت‌ترین نوع مدیریت است.
از عصر عاشورا، مأموریت اختصاصی زینب(س) آغاز شد. او در قالب‌ یک‌ امام‌ تجلی‌ کرد. از آن‌ به‌ بعد او سرپرستی‌ کاروان ‌را بر عهده‌ گرفت و به حق او را شیر زن کربلا نامیدند و چون‌ بیماری‌ تنها مرد قافله‌ یعنی‌ امام‌ سجاد(ع) هم‌چنان‌ شدید بود، پرستاری‌ او را نیز انجام‌ می‌داد. او هم پناهگاه زنان و کودکان و هم پاسدار و مراقب امام سجاد(ع) بود. شب یازدهم شب فوق‌العاده عجیبی برای زینب(س) و داغدیدگان مظلوم است. شهادت همه محارم و نزدیکان، سوخته شدن مأوی و مسکن، خیمه و خرگاه، مورد تعدی و آزار شقی‌ترین افراد، محاصره دشمن، اجساد شهیدان‌ بر خاک‌ افتاده‌ و پراکنده‌ بودند. اینها گوشه‌ای از شرایط آن شب عجیب است. اما این همه مصیبت موجب نشد که زینب(س) را از سرپرستی زنان داغدیده و کودکان یتیم بازدارد. در میان آن همه کودک، یکی به زیر سم ستوران نرفت. یکی در آتش‌سوزی خیمه‌ها نسوخت. یکی در آن شام شوم و در آن بیابان گم نشد؛ و این‌چنین زینب از بازماندگان مراقبت نمود. از همه مهم‌تر لحظه‌ای از یاد خدا غافل نبود. امام سجاد(ع) می‌فرماید: « آن شب عمه‌ام را دیدم که نماز شب را نشسته خواند». دعایی از او نیز به یادگار مانده که نشان می‌دهد دل دریایی او چه امواج مصیبتی را تحمل کرده است. او با خدای خود چنین نجوا می‌کند: « یا عِمادَ مَن لا عِمادَ لَهُ وَ یا سَنَدَ مَن لا سَنَدَ لَهُ یا مَن سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللَّیلِ وَ بَیاضُ النَّهارِ وَ شُعاعُ الشَّمسِ وَ خَفیفُ الشَّجَرِ وَ دَویَّ الماءِ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ » این کلمات تصویری از زینب‌ (س) است که در اوج زیبایی طلعت روح بود. به قول جاحظ، زینب‌ (س) در صفا و لطف مانند مادرش فاطمه (س) و در دانش و سخن همچون پدرش علی (ع) بود. آرامش و شکوه زینب در این بود که راز شهادت را می‌دانست و نگاه دور پروازش، افق‌های دور دست را می‌نگریست.
در مجلس عبیدالله نیز از جان امام زمانش حمایت کرد. در شام و در مجلس یزید، در مقابل درخواست مردی شامی برای تصرف فاطمه(س) دختر امام حسین(ع) با گفتاری عالمانه و فقیهانه می‌فرماید: گمان دروغ‌ بردی و فرومایگی کردی‌، نه تو و نه‌ یزید چنین حقی ندارید و سپس با منطق و استدلال خویش یزید را هدف قرار می‌دهد که: نه والله مگر اینکه از دین و آیین ما خارج شوی‌ و دین دیگری اختیار کنی. اینکه زینب(س) کاروان را با صحّت و سلامت به مدینه بازگرداند، کاری کوچک نیست.
ه. امر به معروف و نهی از منکر و نقد حاکمان حکومت: امر به معروف و نهی از منکر که از آموزه‌های جدّی قرآن است، هویت بخشی به فرد است و دایره آن بسیار وسیع است. فقط مسائل جزئی را در بر نمی‌گیرد. قرآن حضور اجتماعی و نظارت بر اعمال و رفتار اعضای جامعه اسلامی را به عنوان یک حق به مردان و زنان داده است: « الْمُؤمِنوُن‌َ وَ الْمُؤمِنات‌ُ بَعْضُهُم‌ْ اَوْلِیاءُ بَعْض‌ٍ یَأْمُرُون‌َ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَ یَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیموُن‌َ الصَّلوه‌َ وَ یُؤْتوُنَ‌ َالزَّکوه‌َ وَ یُطیعوُن‌َ اللهَ وَ رَسُولَهُ» ‌ آیه با صراحت اعلام می‏کند در جامعه پویای اسلامی، زن و مرد در مسائل سیاسی، اجتماعی و . . . از یکدیگر جدا نیستند و در قیام به امر به معروف و نهی از منکر یکسان شمرده شده‏اند. همه مردم در برابر آنچه در جامعه می‏گذرد، مسئول هستند. آنان برای اصلاح امور موظف هستند که از حاکمان و زمامداران جامعه انتقاد کنند. در فرهنگ اسلامی نقد رفتار حاکمان حکومت از مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر است. امام حسین(ع) یکی از اهداف حرکتش را امر به معروف و نهی از منکر می‌داند و می‌فرماید: « اِنّی‌ لَم‌ْ اَخْرُج‌ْ أشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً اِنَّما خَرَجْت‌ُ لِطَلَب‌ِ الاِصْلا’ح‌ِ فی‌ اُمَّه‌ِ جَدّی‌ اُریدُ اَن‌ْ آمُرَ بِالْمَعْروُف‌ِ وَ اَنْهی‌ عَن‌ِ الْمُنْکَرِ و أسیر بسیره جدّی و أبی علی بن أبی طالب علیه السّلام» امام هر کاری انجام داد یا مصداق امر به معروف بود و یا مصداق نهی از منکر، انجام گرفت. او ‌وظیفه‌ داشت‌ غبار بدعت‌ و تزویر از چهره‌ دین‌ بشوید که‌: « اِن‌َّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بَقَوْم‌ٍ حَتّی‌ یُغَیِّروُا ما بِاَنْفُسِهِم‌ْ». در نهضت امام حسین(ع) همه زنان بدون استثنا به این امر مهم اقدام نمودند.
و. پناهندگی سیاسی: طوعه از موالی اشعث بن قیس کندی بود که در محله قبیله کنده کوفه زندگی می‏کرد. اشعث او را آزاد کرد و به عقد اسید بن مالک حضرمی در آورد و پسری‌ به‌ نام‌ بلال‌ از او متولد شد.
نام این زن در تاریخ با شجاعتی جاودانه ضبط شده است. ‌پس از خیانت کوفیان، زمانی‏که مسلم‌ یکه‌ و تنها، در کوچه‌های‌ کوفه‌ سرگردان‌ بود و راه‌ به‌ جایی‌ نمی‌برد و سرپناهی ‌نداشت‌. وارد محله قبیله کنده شد و طوعه که منتظر آمدن فرزندش بود، او را دید و چون او را شناخت به او پناه داد، اما متاسفانه عبیدالله توسط پسر طوعه به پناهگاه مسلم پی برد و او را به شهادت رساند.
ز. تشویق به حمایت از امام حسین(ع): زنانی در کربلا حضور داشتند و عزیزانشان را تشویق به حمایت از امام می‌کردند و خود شاهد شهادت آنان بودند. این افراد عبارت بودند از: رباب ‌(مادر علی‌ اصغر)، زینب‌ (س) (مادر عون‌ و عبدالله )، بقیله‌ (مادر قاسم، ابوبکر و عبدالله پسران امام‌ حسن(ع)‌ )، دخترشلیل‌ بجلی‌ (مادر عبدالله بن‌ حسن)، رقیه‌ دختر حضرت علی (ع) (مادر عبدالله و محمد بن‌ مسلم ‌بن‌ عقیل‌ )، شهربانو مادر محمد بن‌ ابی‌سعید نواده عقیل بن ابی‌طالب، ام‌وهب‌ (مادر عبدالله بن‌ وهب‌)، خوصاء مکنّی به ام الثغر که به کُنیه مشهورتر است، دختر عمرو(عامر) بن هضاب از قبیله بنی‌کلاب همسر عقیل بن ابی‌طالب است و در کربلا شاهد شهادت فرزندش جعفر بود. حُسنیه که در خانه نوفل بن حارث بن عبدالمطلب خدمت می‌کرد. امام حسین(ع) او را خرید و به ازدواج سهم در آورد و منجح از این ازدواج متولد شد. او نیز در کربلا شاهد شهادت فرزندش بود. حمیده دختر مسلم بن عقیل، در کربلا شاهد شهادت برادرانش بود. فُکَیهه، کنیز امام حسین(ع) و مادر قارب که در روز عاشورا و در حمله اول به شهادت رسید. کبشه مکنّی به ام‌سلیمان کنیز امام حسین(ع) که در خانه ام‌اسحاق همسر امام خدمت می‌کرد. آن حضرت این زن را به همسری غلامش رزین در آورد و سلیمان از آنان متولد شد. سلیمان سفیر امام برای سران بصره بود که به دست عبیدالله بن‌ زیاد بود به شهادت رسید. کبشه به همراه کاروان امام حسین(ع) وارد کربلا شد و پس از شهادت امام همراه کاروان اسرا به کوفه و شام رفت و سپس به مدینه بازگشت. زنانی نیز در راه کربلا به کاروان امام حسین(ع) پیوستند و شاهد شهادت عزیزانشان بودند: ام خلف همسر مسلم بن عوسجه شاهد شهادت همسرش، ام‌عبدالله مادر عبدالله بن عمیر کلبی شهادت شهادت عبدالله، بحریه‌ دختر مسعود خزرجی شاهد شهادت همسرش جناده بن کعب بن حارث انصاری خزرجی و فرزند یازده ساله‌اش عمرو (عمر) بود. این زنان بزرگوار روز عاشورا شاهد درد و رنج‌های اهل بیت(ع) بودند و مانند آنان با صبر و بردباری و فداکاری خویش باعث ماندگاری نهضت امام حسین(ع) شد.
ح. حضور در میدان جنگ و فعالیت‌های پشت جبهه: در کربلا یک زن نیز به شهادت رسید و او ام وهب همسر عبدالله بن‌ عمیرکلبی‌ بود. همچنین زنان دیگر که حضور داشتند در تمام مدت نهضت کارها را بر عهده داشتند. هم اکنون نیز زنان مسلمان هم در میادین جنگ حضور فعال دارند و هم در اعزام عزیزانشان به جبهه‌های نبرد حق از باطل سر از چا نمی‌شناسند و هم در پشت جبهه فعالیت می‌کنند.
ط. رضای محض در برابر حضرت حق: رهبر نهضت در گوادل قتلگاه در آخرین‌ لحظات‌ زیر لب‌ عرضه‌ داشت‌: « صَبراً عَلی قَضائِک‌َ وَ تَسْلیماً لاَِمْرِک‌َ وَ لا اِله‌َ سِواک‌َ یا غِیاث‌َ الْمُسْتَغیثین‌َ»؛ زینب(س) هنگامی که با پیکر مطهر برادر که بر اثر زخم شمشیر و نیزه پاره پاره گردیده است، روبرو می‌شود، ثابت و استوار دست‌های خود را در زیر آن پیکر مقدس برده و به طرف آسمان بالا آورده و می‌گوید: ” اَللّهُمَّ تَقَبَّل هذَا القُربان“ حقیقتاً عقول از درک این عظمت و تفسیر آن عاجز است. آیا باید آن‌را از ایمان ریشه‌دار و ثابتی دانست که در جان رسوخ نموده و همه احساس و ادراک را از خود تغذیه می‌کند یا نشانی از ذوب کامل در اسلام و اهداف آن تصور نمود، هر چه باشد عزتمندانه‌تر از این موضع را نمی‌توان تصور کرد.
بند اسارت بر گردن سکینه دختر امام حسین(ع) نهادند، زخم زبان‌ها بر او زدند، عزیزانش را از دم تیغ گذراندند، اطفال خاندانش را در تشنگی گداختند، برادر شیرخواره‌اش را گلو دریدند، دل بانوان حرم را به آتش کشیدند، اما او لب به شکوه نگشود و از طریق تسلیم و رضا خارج نگردید.
ی. وجود گزارشگران برای رساندن همه حوادث به گوش تاریخ: از کهن‌ترین روزگار، گزارشگرانی در میدان جنگ حضور داشته و آن‌چه را بر دو سپاه رویاروی می‌گذشته، برای دیگران گزارش می‌کرده است. در نهضت امام حسین(ع)، علاوه بر مردان، زنانی نیز واقعه را به گوش تاریخ رساندند و خود یکی از راویان حادثه کربلا بودند، آنان عبارتند از: خواهران امام زینب(س)، فاطمه، رقیه؛ دخترش فاطمه، فاطمه دختر امام حسن(ع)، همسرش رباب و حمیده دختر مسلم بن عقیل(ع). آنان واقعیات را یا خود و یا با یک واسطه به ابومخنف لوط بن یحیی ‏بن سعید بن مخنف ‏بن سلیم أزدی کوفی(م. ۱۵۸ ق) رساندند و او نیز گزارش‏های مربوط به واقعه کربلا را در کتابی که آن را مقتل الحسین علیه‏السّلام ‏نامید، گرد آورد. این زنان بزرگوار نگذاشتند کربلا فراموش شود.
ک. حامی وصیت امام حسین(ع): از دو زن به عنوان حامی وصایای امام حسین(ع) سخن به میان می‌آید: بنا بر حدیثی از امام محمدباقر(ع)، امام حسین(ع) قبل از شهادت، ودایع امامت و وصایای مکتوب خود را به فاطمه سپرد و او بعدها آنها را به برادرش امام سجاد(ع) تحویل داد، اما بنا به روایت دیگر چون امام حسین(ع) مجبور شد مدینه را ترک و به مکه هجرت کند، کتاب‌های‌ علم‌ امیرالمؤمنین(ع)‌، ذخایر نبوت‌ و خصایص‌ امامت‌ را نزد ام‌سلمه همسر رسول الله(ص) به‌ ودیعت‌ نهاد و او نیز به‌ هنگام‌ بازگشت‌ امام‌ زین‌العابدین‌(ع‌) به مدینه، آنها را به‌ آن‌ حضرت‌ سپرد. به نظر می‌رسد روایت دوم از اعتبار بیشتری برخوردار است، زیرا فاطمه در سفر کربلا که سفر پر مخاطره‌ای بود، در کنار پدرش حضور داشته است و امکان دست یافتن دشمنان به این ودایع در جریان غارت خیام می‌رفت به همین جهت امام این ودایع را در مدینه به امانت سپرد.
ل. اعتراض زنانی که شوهرانشان در قتل شهدای دشت کربلا دست داشتند: تاریخ از سه زن نام میبرد: نوار دختر مالک همسر خَولی ‌بن یزید اصبحی، نوار همسر و یا خواهر کعب بن جابر بن عمرو ازدی و رُوَیحه(روعه) دختر عمرو بن حجاج همسر هانی بن عروه.
خولی از عمال و سرسپردگان حکومت بنی‌امیه و از دژخیمان و اشقیای سپاه کوفه و از دشمنان سرسخت اهل‌بیت (ع) بود. پس از شهادت امام، به دستور عمربن‌ سعد، همان شب سر امام حسین(ع) توسط خولی و حُمَید بن مسلم برای عبیدالله به کوفه فرستاده شد، اما چون دیر بود و در دارالاماره بسته شده بود، خولی سر را به منزل برد و در تنور خانه پنهان کرد. همسرش نوار چون متوجه شد فریاد زد: وای‌ بر تو! مردم زر و سیم‌ با خود می‌آورند و تو سر پسر دختر پیامبر را به‌ خانه‌ آورده‌ای؟ به‌ خدا سوگند دیگر هرگز در کنار تو نخواهم بود. او در هنگام قیام مختار جای خولی را به سپاهیان نشان داد. آنان نیز او را از نهانگاه در آورندد و نزد مختار برد و به دستور پسر خولی که در سپاه مختار بود، با شمشیر به قتل رسید و جسدش به آتش کشیده شد.
نوار همسر و یا خواهر کعب بن جابر بن عمرو ازدی قاتل بُرَیر بن‌ خُضَیر هَمدانی مِشرَقی ملقب به «سیّدالقُراء » بود. کعب پس از بازگشت به کوفه، مورد خطاب خواهر و یا همسرش قرار گرفت که: دشمنان پسر فاطمه را یاری دادی و سرور قاریان را کشتی و کاری بسیار زشت انجام دادی. به خدا سوگند که دیگر یک کلمه هم با تو سخن نخواهم گفت.
رُوَیحه(روعه) دختر عمرو بن حجاج از سران سپاه عبیدالله ‌بن زیاد و فرمانده جناح راست سپاه عمر بن‌ سعد در کربلا بود که با امام حسین(ع) وارد جنگ شد. رویحه پس از قتل همسرش، دیگر هیچ‌گاه با پدرش سخن نگفت.
م. دفن پیکر شهدا: بنی‌اسد نام تیره‌ای از عرب عدنانی، موسوم به بنی‌اسد بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن معد بن مضر بن نزار هستند. این تیره با اینکه در مقایسه با دیگر قبایل بزرگ، در تاریخ سده‌های نخستین هجری، ویژگی برجسته و نقشی چشمگیر نداشته است. یکی از تیره‌های مهم مُضَری، از اعراب شمال عربستان، به‌شمار می‌رود. پس از شهادت امام حسین(ع) مردان بنی اسد به تحریک همسرانشان، پیکر شهدای اهل بیت را دفن کردند. این موضوع چندان شهرت یافته است که در نمایش سنتی تعزیه، نمایش ویژه‌ای به تدفین شهدا به دست افراد بنی‌اسد اختصاص دارد. هم اکنون دسته بنی‌اسد از دسته‌های عزاداری معروف شیعیان در کربلاست.
ن. ‌جهاد: جهاد همان جهد و کوشش و پیکار و فداکاری در راه دین خداوند با شمشیر در میدان جنگ، یا با سخن و گفتن کلام حق نزد سلطانی جائر است. مصداق کامل جهاد افضل، زینب(س) است.
زینب(س) در این جهاد مقدس، ترس و بیمی به خود راه نداد و با نهایت دلیری، ابن‌زیاد بی‌رحم و یزید پلید را مفتضح ساخت. او کوفیان را که دوستانی دغل‌باز بودند، رسوا کرد و این رسوایی و بدنامی روز به روز بر آنان افزوده می‌شود. ابن زیاد با همه عداوتی که به خاندان رسالت داشت نتوانست تعجب خود را از آن همه شیوایی و رسایی سخن آن هم در قالب الفاظی با آن فصاحت و ایجاز، پنهان دارد.
زینب(س) در دربار یزید نیز آن‌چنان مسلّط و پرقدرت و حکیمانه سخن گفت که به رغم طولانی بودن خطبه‌اش، نه یزید امکان آن را یافت که سخن او را قطع کند و نه کسی از حاضرین توانست سخنی گوید. در خطبه‌ای فرمود: « الحمد لله رب العالمین، والصلاه علی جدّی سید المرسلین، صدق الله سبحانه کذلک یقول: ”ثم کان عاقبه الذین أساؤوا السؤی أن کذبوا بآیات الله وکانوا بها یستهزؤون“ ، أظننت یا یزید حین أخذت علینا أقطار الأرض، وضیقت علینا آفاق السماء، فأصبحنا لک فی أسار، نساق إلیک سوقا فی قطار، وأنت علینا ذو اقتدار أن بنا من الله هوانا وعلیک منه کرامه وامتنانا، وأن ذلک لعظم خطرک، وجلاله قدرک، فشمخت بأنفک، ونظرت فی عطفک تضرب أصدریک فرحا وتنقض مذرویک مرحا حین رأیت الدنیا لک مستوسقه والأمور لدیک متسقه وحین صفا لک ملکنا، وخلص لک سلطاننا، فمهلا مهلا لا تطش جهلا أنسیت قول الله عزّ وجلّ: ”ولا تحسبن الذین کفروا إنما نملی لهم خیرا لأنفسهم إنما نملی لهم لیزدادوا إثما ولهم عذاب مهین“. أمن العدل یابن الطلقاء؟! تخدیرک حرائرک وإمائک، وسوقک بنات رسول الله سبایا، قد هتکت ستورهن، وأبدیت وجوههن، تحدوا بهن الأعداء من بلد إلی بلد، وتستشرفهن المناقل ویتبرزن لأهل المناهل ویتصفح وجوههن القریب والبعید، والغائب والشهید، والشریف والوضیع، والدنی والرفیع لیس معهن من رجالهن ولی، ولا من حماتهن حمی، عتوا منک علی الله وجحودا لرسول الله، ودفعا لما جاء به من عند الله، ولا غرو منک ولا عجب من فعلک، وأنی یرتجی مراقبه من لفظ فوه أکباد الشهداء ونبت لحمه بدماء السعداء ونصب الحرب لسید الأنبیاء، وجمع الأحزاب، وشهر الحراب، وهز السیوف فی وجه رسول الله صلّی الله علیه وآله، أشد العرب جحودا، وأنکرهم له رسولا، وأظهرهم له عدوانا، وأعتاهم علی الرب کفرا وطغیانا، ألا إنها نتیجه خلال الکفر، وصب یجرجر فی الصدر لقتلی یوم بدر، فلا یستبطئ فی بغضنا أهل البیت من کان نظره إلینا شنفا وإحنا وأظغانا، یظهر کفره برسول الله، ویفصح ذلک بلسانه، وهو یقول: فرحا بقتل ولده وسبی ذریته، غیر متحوب ولا مستعظم. لأهلوا واستهلوا فرحا ولقالوا یا یزید لا تسل منحنیا علی ثنایا أبی عبد الله- وکان مقبل رسول الله صلّی الله علیه وآله- ینکتها بمخصرته، قد التمع السرور بوجهه، لعمری لقد نکأت القرحه واستأصلت الشأفه، بإراقتک دم سید شباب أهل الجنه، وابن یعسوب الدین العرب، وشمس آل عبد المطلب، وهتفت بأشیاخک، وتقربت بدمه إلی الکفره من أسلافک، ثمّ صرخت بندائک ولعمری لقد نادیتهم لو شهدوک! ووشیکا تشهدهم، ولن یشهدوک ولتود یمینک کما زعمت شلت بک عن مرفقها وجدت، وأحببت أمک لم تحملک وإیاک لم یلد، أو حین تصیر إلی سخط الله ومخاصمک رسول الله صلّی الله علیه وآله. اللّهمّ خذ بحقنا، وانتقم من ظالمنا، واحلل غضبک علی من سفک دمائنا ونقض ذمارنا، وقتل حماتنا، وهتک عنا سدولنا، وفعلت فعلتک التی فعلت، وما فریت إلا جلدک، وما جززت إلا لحمک، وسترد علی رسول الله بما تحملت من دم ذریته، وانتهکت من حرمته، وسفکت من دماء عترته ولحمته، حیث یجمع به شملهم، ویلم به شعثهم، وینتقم من ظالمهم، ویأخذ لهم بحقهم من أعدائهم فلا یستفزنک الفرح بقتلهم، ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما آتاهم الله من فضله، وحسبک بالله ولیا وحاکما، وبرسول الله خصما، وبجبرئیل ظهیرا، وسیعلم من بوأک ومکنک من رقاب المسلمین أن بئس للظالمین بدلا، وأیکم شر مکانا وأضل سبیلا، وما استصغاری قدرک، ولا استعظامی تقریعک توهما لانتجاع الخطاب فیک بعد أن ترکت عیون المسلمین به عبری، وصدورهم عند ذکره حرا، فتلک قلوب قاسیه، ونفوس طاغیه، وأجسام محشوه بسخط الله ولعنه الرسول، قد عشش فیه الشیطان، وفرخ، ومن هناک مثلک ما درج، فالعجب کل العجب لقتل الأتقیاء، وأسباط الأنبیاء، وسلیل الأوصیاء، بأیدی الطلقاء الخبیثه، ونسل العهره الفجره، تنطف أکفهم من دمائنا وتنحلب أفواههم من لحومنا تلک الجثث الزاکیه علی الجیوب الضاحیه، تنتابها العواسل وتعفرها أمهات الفواعل فلئن اتخذتنا مغنما لتجد بنا وشیکا مغرما حین لا تجد إلا ما قدمت یداک، وما الله بظلام للعبید فإلی الله المشتکی والمعول، وإلیه الملجأ والمؤمل، ثمّ کد کیدک، واجهد جهدک فوالله الذی شرفنا بالوحی والکتاب، والنُبُوّه والانتخاب، لا تدرک أمدنا، ولا تبلغ غایتنا، ولا تمحو ذکرنا، ولا یرحض عنک عارنا، وهل رأیک إلا فند، وأیامک إلا عدد، وجمعک إلا بدد، یوم یناد المنادی ألا لعن الله الظالم العادی. والحمد لله الذی حکم لأولیائه بالسعاده، وختم لأصفیائه بالشهاده، ببلوغ الإراده، نقلهم إلی الرحمه والرأفه، والرضوان والمغفره، ولم یشق بهم غیرک، ولا ابتلی بهم سواک، ونسأله أن یکمل لهم الأجر، ویجز لهم الثواب والذخر، ونسأله حسن الخلافه، وجمیل الإنابه، إنه رحیم ودود».
سخنان زینب(س) آن‌چنان مؤثر و سرنوشت‌ساز بوده است که معمولاً در کتاب‌هایی که حتی به اشاره از زینب سخن گفته‌اند، از خطبه او در برابر یزید و قدرت روح و بیان او تمجید کرده‌اند. ابن‌اثیر می‌گوید: سخن زینب(س) در برابر یزید، بر خردمندی و نیرومندی روح او دلالت می‌کند. ابن حجر عسقلانی مطلبی نقل می‌کند که از قدرت زینب(س) در سخن و نیرومندی‌اش در استدلال خبر می‌دهد. محمد غالب شافعی یکی از نویسندگان مصری درباره فصاحت و بلاغت زینب (س) می‌گوید: یکی از بزرگ‌ترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهر که دارای روحی بزرگ و مقام تقوا و آیینه تمام نمای مقام رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب دختر علی بن ابی‌طالب کرم الله وجهه است که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود به حدی که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی شد و در حلم و کرم و بینایی و بصیرت در تدبیر کارها در میان خاندان بنی‌هاشم و بلکه عرب مشهور شد. او جمال، جلال، سیرت، صورت و فضیلت همه را در خود جمع کرده بود. شب‌ها را در حال عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزکاری مشهور بود.
سید جعفر نقدی می‌نویسد: « زینب (س) در آن موقعیت خطیر به زیبایی حق را مجسم نمود و راه را برای جویندگان راه حق روشن ساخت. یزید و یارانش را با اسلوب زیبای بلاغی خویش سیاه‌روی نمود و اعماق دل عارفان را با فصاحت خویش تسخیر کرد به گونه‌ای که زبان‌ها بند آمد، دهان‌ها بسته شد و گوش‌ها تسلیم گردید و برق این جان پاک و نورانی آن جان‌های خبیث و پلید را در جای خویش خشکاند تا جایی که یزید بر تکفیر خود و پیروانش صبر کرد و نتوانست لب از لب بگشاید، کلام او را قطع کند یا او را از ادامه سخن باز دارد و این همان تصرفی است که اصحاب ولایت به مدد الهی و به دلیل قدرتی که خداوند به آنان عطا کرده است می‌توانند در دیگران انجام دهند». ‌
این بیان را سید مهدی حلّی به زیبایی توصیف می‌کند:
ما خطبت الا رأوا لسانها
و جاببت فی أسرها اسرها
و الفصحاء شاهدوا کلامها

أمضی من الصمصام فی خطابه
عاراً رأی الصغار فی جلبابه
مقال خیر الرسل فی صوابه ‌

س. روشنگری( پیام رسانی نهضت عاشورا): قیام و نهضت امام حسین(ع)، دو مرحله داشت: مرحله نخست: مبارزه، جهاد و شهادت بود و مرحله دوم: پیام‌رسانی و بیدارگری، اگر نهضت امام در همان مرحله اول خلاصه می‌شد، امویان به راحتی می‌توانستند وقایع را در راستای منافع خود تحریف کنند، اما این زنان بزرگوار نگذاشتند. زنان نهضت امام حسین(ع) در ضمن خطبه‌هایی به روشنگری پرداختند. تاریخ از زینب(س) خواهر امام حسین(ع) و فاطمه دختر آن حضرت سخن می‌گوید: در هنگام ورود کاروان اسرا به کوفه زینب(س) موقعیت را برای بیان حقایق و پرده‌برداری از اعمال منافقانه آنان مناسب دید. او با دست به مردمی که میگریستند اشاره کرد که ساکت شوید. تنها روح نیرومند او می‌توانست صدای مردم کوفه را آرام کند. مردم آرام شدند. آنگاه خود چون آتشفشان منفجر شد. او پس‌ از ستایش‌ خداوند فرمود: « أما بعد یا أهل الکوفه یا أهل الختل والغدر، والخذل!! ألا فلا رقأت العبره ولا هدأت الزفره، إنما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوه أنکاثا تتخذون أیمانکم دخلا بینکم هل فیکم إلا الصلف والعجب، والشنف والکذب، وملق الإماء وغمز الأعداء أو کمرعی علی دمنه أو کفضه علی ملحوده ألا بئس ما قدمت لکم أنفسکم أن سخط الله علیکم وفی العذاب أنتم خالدون، أتبکون أخی؟! أجل والله فابکوا فإنکم أحری بالبکاء فابکوا کثیرا، واضحکوا قلیلا، فقد أبلیتم بعارها، ومنیتم بشنارها ولن ترحضوا أبدا وأنی ترحضون قتل سلیل خاتم النُبُوّه ومعدن الرساله، وسید شباب أهل الجنه، وملاذ حربکم، ومعاذ حزبکم ومقر سلمکم، واسی کلمکم ومفزع نازلتکم، والمرجع إلیه عند مقاتلتکم ومدره حججکم ومنار محجتکم، ألا ساء ما قدمت لکم أنفسکم، وساء ما تزرون لیوم بعثکم، فتعسا تعسا! ونکسا نکسا! لقد خاب السعی، وتبت الأیدی، وخسرت الصفه، وبؤتم بغضب من الله، وضربت علیکم الذله والمسکنه، أتدرون ویلکم أی کبد لمحمّد صلّی الله علیه وآله فرثتم؟! وأی عهد نکثتم؟! وأی کریمه له أبرزتم؟! وأی حرمه له هتکتم؟! وأی دم له سفکتم؟! لقد جئتم شیئا إدا تکاد السماوات یتفطرن منه وتنشق الأرض وتخر الجبال هدا! لقد جئتم بها شوهاء صلعاء، عنقاء، سوداء، فقماء خرقاء کطلاع الأرض، أو ملأ السماء. أفعجبتم أن تمطر السماء دما، ولعذاب الآخره أخزی وهم لا ینصرون، فلا یستخفنکم المهل، فإنه عزّ وجلّ لا یحفزه البدار ولا یخشی علیه فوت الثار، کلا إن ربک لنا ولهم لبالمرصاد». ‌
فاطمه دختر امام حسین(ع) نیز که همراه اسیران خاندان رسالت از کربلا وارد کوفه و سپس شام شد، برخی از ماجراهای هجوم به خیمه‏ها و دوران اسارت اهل بیت علیهم‏السّلام را نقل کرده است. طبرسی در کتاب الاحتجاج خطبه او را در کوفه چنین بیان می‌کند: « فالْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَی وَ زِنَهَ الْعَرْشِ إِلَی الثَّرَی أَحْمَدُهُ وَ أُومِنُ بِهِ وَ أَتَوَکَّلُ عَلَیْهِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ أَوْلَادَهُ ذُبِحُوا بِشَطِّ الْفُرَاتِ مِنْ غَیْرِ ذَحْلٍ وَ لَا تِرَاتٍ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَفْتَرِیَ عَلَیْکَ الْکَذِبَ وَ أَنْ أَقُولَ خِلَافَ مَا أَنْزَلْتَ عَلَیْهِ مِنْ أَخْذِ الْعُهُودِ لِوَصِیِّهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع الْمَسْلُوبِ حَقُّهُ الْمَقْتُولِ مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ کَمَا قُتِلَ وُلْدُهُ بِالْأَمْسِ فِی بَیْتٍ مِنْ بُیُوتِ اللَّهِ وَ بِهَا مَعْشَرٌ مُسْلِمَهٌ بِأَلْسِنَتِهِمْ تَعْساً لِرُءُوسِهِمْ مَا دَفَعَتْ عَنْهُ ضَیْماً فِی حَیَاتِهِ وَ لَا عِنْدَ مَمَاتِهِ حَتَّی قَبَضْتَهُ إِلَیْکَ مَحْمُودَ النَّقِیبَهِ طَیِّبَ الضَّرِیبَهِ مَعْرُوفَ الْمَنَاقِبِ مَشْهُورَ الْمَذَاهِبِ لَمْ تَأْخُذْهُ فِیکَ لَوْمَهُ لَائِمٍ وَ لَا عَذْلُ عَاذِلٍ هَدَیْتَهُ یَا رَبِّ لِلْإِسْلَامِ صَغِیراً وَ حَمِدْتَ مَنَاقِبَهُ کَبِیراً وَ لَمْ یَزَلْ نَاصِحاً لَکَ وَ لِرَسُولِکَ ص حَتَّی قَبَضْتَهُ إِلَیْکَ زَاهِداً فِی الدُّنْیَا غَیْرَ حَرِیصٍ عَلَیْهَا رَاغِباً فِی الْآخِرَهِ مُجَاهِداً لَکَ فِی سَبِیلِکَ رَضِیتَهُ فَاخْتَرْتَهُ وَ هَدَیْتَهُ إِلَی طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ أَمَّا بَعْدُ یَا أَهْلَ الْکُوفَهِ یَا أَهْلَ الْمَکْرِ وَ الْغَدْرِ وَ الْخُیَلَاءِ إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ ابْتَلَانَا اللَّهُ بِکُمْ وَ ابْتَلَاکُمْ بِنَا فَجَعَلَ بَلَاءَنَا حَسَناً وَ جَعَلَ عِلْمَهُ عِنْدَنَا وَ فَهْمَهُ لَدَیْنَا فَنَحْنُ عَیْبَهُ عِلْمِهِ وَ وِعَاءُ فَهْمِهِ وَ حِکْمَتِهِ وَ حُجَّتُهُ فِی الْأَرْضِ فِی بِلَادِهِ لِعِبَادِهِ أَکْرَمَنَا اللَّهُ بِکَرَامَتِهِ وَ فَضَّلَنَا بِنَبِیِّهِ ص عَلَی کَثِیرٍ مِنْ خَلْقِهِ تَفْضِیلًا فَکَذَّبْتُمُونَا وَ کَفَّرْتُمُونَا وَ رَأَیْتُمْ قِتَالَنَا حَلَالًا وَ أَمْوَالَنَا نَهْباً کَأَنَّا أَوْلَادُ التُّرْکِ أَوْ کَابُلَ کَمَا قَتَلْتُمْ جَدَّنَا بِالْأَمْسِ وَ سُیُوفُکُمْ تَقْطُرُ مِنْ دِمَائِنَا أَهْلَ الْبَیْتَ لِحِقْدٍ مُتَقَدِّمٍ قَرَّتْ بِذَلِکَ عُیُونُکُمْ وَ فَرِحَتْ بِهِ قُلُوبُکُمْ اجْتِرَاءً مِنْکُمْ عَلَی اللَّهِ وَ مَکْراً مَکَرْتُمْ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ فَلا تَدْعُوَنَّکُمْ أَنْفُسُکُمْ إِلَی الْجَذَلِ بِمَا أَصَبْتُمْ مِنْ دِمَائِنَا وَ نَالَتْ أَیْدِیکُمْ مِنْ أَمْوَالِنَا فَإِنَّ مَا أَصَابَنَا مِنَ الْمَصَائِبِ الْجَلِیلَهِ وَ الرَّزَایَا الْعَظِیمَهِ فِی کِتابٍ مِنْ‏ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ تَبّاً لَکُمْ فَانْظُرُوا اللَّعْنَهَ وَ الْعَذَابَ- فَکَأَنْ قَدْ حَلَّ بِکُمْ وَ تَوَاتَرَتْ مِنَ السَّمَاءِ نَقِمَاتٌ فَیُسْحِتُکُمْ بِمَا کَسَبْتُمْ وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ ثُمَّ تَخْلُدُونَ فِی الْعَذَابِ الْأَلِیمِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِمَا ظَلَمْتُمُونَا أَلا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ وَیْلَکُمْ أَ تَدْرُونَ أَیَّهُ یَدٍ طَاعَنَتْنَا مِنْکُمْ؟ أَوْ أَیَّهُ نَفْسٍ نَزَعَتْ إِلَی قِتَالِنَا؟ أَمْ بِأَیَّهِ رِجْلٍ مَشَیْتُمْ إِلَیْنَا؟ تَبْغُونَ مُحَارَبَتَنَا قَسَتْ قُلُوبُکُمْ وَ غَلُظَتْ أَکْبَادُکُمْ وَ طُبِعَ عَلَی أَفْئِدَتِکُمْ وَ خُتِمَ عَلَی سَمْعِکُمْ وَ بَصَرِکُمْ وَ سَوَّلَ لَکُمُ الشَّیْطَانُ وَ أَمْلَی لَکُمْ وَ جَعَلَ عَلَی بَصَرِکُمْ غِشَاوَهً فَأَنْتُمْ لَا تَهْتَدُونَ تَبّاً لَکُمْ یَا أَهْلَ الْکُوفَهِ کَمْ تِرَاتٍ لِرَسُولِ اللَّهِ ص قِبَلَکُمْ وَ ذُحُولَهُ لَدَیْکُمْ ثُمَّ غَدَرْتُمْ بِأَخِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع جَدِّی وَ بَنِیهِ عِتْرَهِ النَّبِیِّ الطَّیِّبِینَ الْأَخْیَارِ وَ افْتَخَرَ بِذَلِکَ مُفْتَخِرٌ فَقَالَ-
نَحْنُ قَتَلْنَا عَلِیّاً وَ بَنِی عَلِیٍّ بِسُیُوفٍ هِنْدِیَّهٍ وَ رِمَاحٍ‏
وَ سَبَیْنَا نِسَاءَهُمْ سَبْیَ تُرْکٍ وَ نَطَحْنَاهُمْ فَأَیَّ نِطَاحٍ‏
فَقَالَتْ بِفِیکَ أَیُّهَا الْقَائِلُ الْکَثْکَثُ وَ لَکَ الْأَثْلَبُ افْتَخَرْتَ بِقَتْلِ قَوْمٍ زَکَّاهُمُ اللَّهُ وَ طَهَّرَهُمْ وَ أَذْهَبَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ فَاکْظَمْ وَ أَقْعِ کَمَا أَقْعَی أَبُوکَ وَ إِنَّمَا لِکُلِّ امْرِئٍ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ حَسَدْتُمُونَا وَیْلًا لَکُمْ عَلَی مَا فَضَّلَنَا اللَّهُ
فَمَا ذَنْبُنَا أَنْ جَاشَ دهر دَهْراً بُحُورُنَا وَ بَحْرُکَ سَاجٍ لَا یُوَارِی الدَّعَامِصَا
ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»
خطبه فاطمه همچون خطبه عمه‏اش زینب(س) یادآور خطبه‏های آتشین امیرالمؤمنین علی(ع) در برابر دشمنان است. الفاظ پرمعنی و هیجان‏انگیز، جملات کوبنده و تعبیرات تکان‌دهنده است و هرگز به‏ سخنان یک مصیبت‌زده داغدیده اسیر نمی‏ماند!
ع. زندانی سیاسی: در نهضت امام حسین(ع) از زنی نام برده می‌شود که به جرم دوستی اهل‌بیت(ع) به زندان افتاد. صفیه دختر عبدالله بن عفیف ازدی غامدی والبی، از زنان جنگجو و مبارزی شجاع و از شیعیان و دوستداران خاندان امیرالمؤمنین علی(ع) در کوفه بود. وی از قبیله بنی ازد از قبایل معروف شیعه است. پدرش عبدالله مردی شجاع، زاهد و عابد، قاری و مفسر قرآن، بخشنده و بسیار نیکوکار بود. در زمان حکومت امام علی(ع) در کنار او در جنگ‌ها شرکت می‌کرد. چشم چپ‌ خود را در جنگ جمل‌ و چشم راست‌ خود را در جنگ صفین در التزام امام علی(ع) از دست داد. او همواره از صبح تا شام در مسجد اعظم کوفه بود و نماز می‌گزارد و آخر شب‌ از مسجد می‌رفت. هنگامی‏که اسیران خاندان رسالت را به کوفه وارد نمودند و پس از شکستی که عبیدالله بن زیاد در دارالاماره بر اثر سخنان حضرت زینب(س) متقبّل شد، ابن زیاد ندای‌ نماز جماعت‌ داد، مردم‌ در مسجد جمع‌ شدند. ابن زیاد بر منبر رفت‌ و گفت: سپاس خدای‌ را که حق‌ و اهل‌حق‌ را پیروزی‌ داد و امیرالمؤمنین‌ یزید بن‌ معاویه‌ و گروه‌ او را نصرت‌ بخشید و دروغ‌گوی پسر دروغ‌گو حسین بن‌ علی و شیعیانش را هلاک‌ کرد. از میان جمعیت عبدالله بن عفیف ازدی برخاست و بر ابن زیاد بانگ زد و اهل کوفه را علیه او برانگیخت و گفت: ای پسر مرجانه‌! دروغ‌گوی پسر دروغ‌گو تو و پدرت هستید و آن‌کس که‌ تو را امیر کرده‌ است‌ و پدرش. ای پسر مرجانه! پسران پیامبر(ص) را می‌کشید و سخنی همچون سخن صدیقان‌ می‌گویید؟ ابن زیاد که سخت سراسیمه شده‌ بود، از ترس شورش مردم فریاد زد او را بگیرید! اما او توسط افراد قبیله‏اش فرار کرد. عده‌ای از مأموران ابن‌زیاد شبانه به خانه او یورش بردند. عبدالله دلاورانه جنگید. دخترش مانند شیر خروشان اطراف پدرش می‏چرخید و او را در جنگ راهنمایی و یاری می‌کرد. پس از جنگی سخت او را دستگیر و به شهادت رساندند. سپس صفیه را به جرم همکاری با پدرش دستگیر و زندانی نمودند. صفیه تا اوایل سال ۶۵ هجری در زندان کوفه به سر می‏برد.
ف. عزاداری و برگزاری مراسم سوگواری: اولین شیون کننده بر امام حسین(ع) همسر پیامبر ام سلمه بود. گفته شده پس‌ از شهادت‌ امام حسین‌(ع‌)، اُم‌سلمه به‌ عزاداری‌ پرداخت و برای آن حضرت در خانه خود در مدینه مجلس سوگواری برگزار کرد.‌
پس از سخنان زینب(س) و امام سجاد(ع) در شام، وضع عمومی شهر به گونه‌ای شد که یزید مجبور گردید در مقابل درخواست بازماندگان حادثه کربلا که می‌خواستند برای مصائب امام عزاداری کنند، تسلیم شود و محلی را به نام «دارالحجاره » برای آنان منظور کرد و آنان هفت روز به اقامه ماتم پرداختند و حتی بنا به نقل ابومخنف، یزید مجبور شد قرآن را به قسمت‌های مختلف تقسیم کند و در مسجد به مردم بدهد تا بخوانند و بدین وسیله توجهشان از یاد حسین(ع) منصرف شود، اما هیچ چیز نتوانست آنان را از این مسأله منصرف کند. یزید می‌کوشید تا به‌ نوعی‌ به‌ دلجویی‌ از بازماندگان‌ امام‌ حسین (ع) بپردازد و گناه‌ کربلا را بر عهده ابن‌زیاد بیندازد. ابومخنف‌ می‌گوید: یزید دستور داد تا اسیران‌ را در خانه‌ای‌ جای‌ دادند. چند روز بعد، آنان را به‌ خانه خود آورد که‌ همه اهل‌ حرم‌ یزید گریه‌ کردند و سه‌ روز مجلس‌ نوحه‌ و عزا برپا بود. با ورود کاروان خاندان رسالت به مدینه نیز‌ یک‌پارچه‌ شیون‌ و ماتم‌ شد و مجالس‌ عزاداری‌ در تمام‌ خانه‌های‌ اهل بیت (ع) برگزار گردید. خانواده پیامبراکرم(ص) سیاه‌پوش بودند. مردم روزها به دیدار آنان می‌آمدند و عزاداری می‌کردند. چشمان اهل بیت(ع) همواره گرم اشک بود. عاشورا لحظه‌ای آنان را آرام نمی‌نهاد. آنان عزادار، مصیبت‌زده، بی‌قرار و بی‌آرام بودند. در خانه و مسجد برای مردم از واقعه کربلا، شهادت امام‌ حسین (ع)، خاندان و اصحاب آن حضرت و از اسارت خانواده پیامبراکرم(ص) سخن می‌گفتند. ‌
ض: مرثیه سرایی: در عصر عاشورا، پس از شهادت امام(ع)‌ که آخرین تکیه‌گاه مقاومت و پایداری شکسته شد، زنی بزرگ در هیئت اسیران و در سیرت رسولان بنیادهای تزویر و نیرنگ و ستم را فرو ریخت. او با نگاه به میدان جنگ و اجساد شهیدان و پیکر پاره پاره برادرش رو به سوی مدینه نمود و خطاب به جدّش گفت: « یا مُحَمَّدا صَلَّی عَلَیْکَ مَلیکُ السَّماءِ هذا حٌسَینٌ بِاْلعَراءِ مٌرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مٌقَطَّعُ اْلاعضاءِ. یا مٌحَمَّدا وَ بِناتٌکَ السَّبایا وَ ذُرِّیَّتُکَ مُقَتَّلَهٌ تَسْفی عَلَیها الصَّبا » نوشته‌اند وقتی زینب با جدّش سخن می‌گفت، دوست و دشمن همه می‌گریستند و هیچ‌کس آرام و قرار نداشت.
کَیفَ القَرارُ وَ فی السَّبایا زَینَبُ
هذا حُسَینٌ بِالسُّیوفِ مُبَضَّعٌ
تَدعو بِفَرطٍ حَرارَهٍ یا اَحمَدُ
مُتَلَطِّخٌ بِدِمائهِ مُستَشهِدُ

و به دنبال او اهل بیت پیامبر‌(ص) ذهن‌های بسته و دل‌های قفل زده را با خواندن خطبه و سرودن اشعاری گشودند. تبلیغات را شکستند و جوّ مسموم و فضای دروغ آلود را با روشنگری به شورش و هیجان و خیزش کشاندند. مظلومیت شهیدان خاندان نور در بیان زنان بنی‌هاشم نقش و جلوه‌ای دیگر یافت. گریه‌های سوزاننده آن مخدرات نقاب تقدس منافقانه را از چهره کریه دشمنان آل‌الله ‌درید و حقانیت مکتب اهل‌‌‌‌بیت‌(ع) را گواهی ‌داد.
هنگامی که در شام سر امام حسین(ع) را نزد اهل بیت(ع) آوردند, رباب دختر امرؤا القیس همسر امام حسین(ع) آن را بوسید و به دامان گرفت و اشعاری را سرود:
اِنَّ الَّذی کانَ نُوراً یُسْتَضاءُ بِهِ
سِبْطُ النَّبیِّ جَزاکَ اللهُ صالِحَهً
قَدْ کُنْتَ لی جَبَلاً صَعْباً اَلُوذُ بِهِ
مَنْ لِلْیَتامی وَ مَنْ لِلسّائِلینَ وَ مَنْ
وَاللهِ لا اَبْتَغی صَهْراً بِصِهْرِکُمْ
بِکَرْبَلاءَ قَتیلُ غَیْرَ مَدْفُونِ
عَنا جُنِّبْتَ خُسْرانَ الْمَوازینِ
وَ کُنْتَ تَضْحَبُنا بِالرَّحْمِ وَالّدینِ
یُغْنی وَ یَأوی اِلَیْهِ کُلِّ مِسْکینِ
حَتّی اُغَیَّبَ بَیْنَ الرَّمْلِ وَ الطّینِ

همچنین اشعار معروفی که به اُمّ لقمان دختر عقیل بن ابی‌طالب(ع) نسبت داده شده است, با حادثه کربلا پیوند نزدیک و تنگاتنگ دارد:
ماذا تَقُولُونَ اِنْ قالَ النَّبیُّ لَکُمْ
بِعِتْرَتی وَ بِاَهْلی بَعْدَ مُفْتَقَدی
ماذا فَعَلْتُمْ وَ اَنْتُمْ آخِرُ الاُمَمِ
مِنْهُمْ اُساری وَ مِنهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمِ؟!

ام‏البنین مادر بزرگوار عباس(ع) هر روز به قبرستان بقیع می‏رفت و در حرمان پسرانش به‏خصوص عباس(ع)، اشعاری جانگداز می‏سرود و اشک حسرت می‏بارید. مردم هم برای شنیدن سروده‌های حزن‏آورش، با جمع شدن در حضورش، با او در گریستن همنوا می‌شدند و می‌گریستند. وقتی زنان مدینه با خطاب ام‏البنین او را تسلیت می‌گفتند، اشعاری را فی‌البداهه زمزمه می‌کرد:
لا تَدْعُوَنِّی‌ وَیْک‌ِ اُم‌َّ البَنین
کانَت‌ بَنون‌ٌ لی‌ اُدعی‌ بِهِم
اَربَعَه‌ٌ مِثْل‌ُ نُشورِ الرُّبی
تنازع الخرصان اشلاءهم
یا لیتَ شعری اکما اخبروا
تُذَکِّرینی‌ بِلُیُوث‌ِ العَرِین‌ِ
‌وَ الْیَوْم‌َ اَصْبَحْت‌ُ وَ لا مِن‌ْ بَنین‌ِ
قَد واصَلُوا الْمَوت‌َ بِقِطع‌ِ الوَتینِ
فکلهم امسی صریعا طعین
بأن عباسا قِطیع‌ِ الوَتینِ

پس از آنان دیگر شاعران در سال‌ها و قرون متمادی همواره در ترسیم نهضت کربلا و بیان مصائب اهل بیت (ع) از سلاح شعر مدد می‌گرفتند.

نتیجه: در نهضت جاودان کربلا از ۳۵ زن نام به میان آمده که هر یک نقش خاص خود را به بهترین نحو ایفا کرده‌اند. این زنان معرفت شناس، مکتب شناس و زمان شناس بودند و در بحران، اسیران کاروان عاشورایی را مدیریت نمودند. آنان امر به معروف و نهی از منکر و نقد حاکمان حکومت را امری جدّی گرفته و در میدان جنگ حضور داشته و یا به فعالیت‌های پشت جبهه مشغول بودند. چند تنی از آنان که شوهرانشان در قتل شهدای دشت کربلا دست داشتند، به اعتراض نسبت به آنان پرداختند. زنی در این نهضت و در اوج خفقان حکومت امویان در کوفه به مسلم بن عقیل پناهندگی سیاسی داد و یکی دیگر از آنان برای دفاع از این خاندان به زندان افتاد. این زنان با رضایت محض در برابر حضرت حق تسلیم بودند. از میان آنان گزارشگران توانایی اخبار نهضت را به گوش تاریخ رساندند. از دو تن از آنان به عنوان حامی وصیت امام حسین(ع) نام برده شده است. زنان توانمندی از بنی اسد به تحریک شوهرانشان برای دفن پیکر پاک و پاره پاره شهدا اقدام نمودند. جهاد زنان عاشوراییاگر چه با شمشیر میسّر نشد، اما آنان با سخن و گفتن کلام حق نزد سلطان جائر بالاترین جهاد را انجام دادند و با روشنگری خود حاکمان ظالم را رسوا نمودند و پیام نهضت عاشورا را به گوش تاریخ رساندند و با برپایی عزاداری و برگزاری مراسم سوگواری و مرثیه سرایی یاد و نام شهدای این نهضت جاودان را زنده نگاه داشتند.

فهرست منابع و مآخذ

قرآن مجید.
۱) آل بیت النبی فی مصر، بیروت: دارصادر، ۱۳۸۰ قمری.
۲) الاحتجاج، طبرسی، احمد بن علی، به کوشش ابراهیم بهادری و محمد هادی به، قم: ۱۴۱۳ قمری.
۳) الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، چاپ محمد بن حسن، مشهد: ۱۳۴۸ شمسی.
۴) ادب الطف او شعراء الحسین‌(ع‌)، شُبَّر، جواد، بیروت: مؤسسه التاریخ، ۱۴۲۲ قمری.
۵) الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، بیروت: ۱۴۱۴ قمری.
۶) الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبد البر، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت: ۱۴۱۲ قمری / ۱۹۹۲ میلادی.
۷) اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، چاپ عادل احمد رفاعی، بیروت: ۱۴۱۷ قمری / ۱۹۶۶ میلادی.
۸) الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، ۱۳۲۸ قمری.
۹) اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، کحاله، عمر رضا،‌ بیروت: نشر مؤسسه الرساله، ۱۹۸۲ میلادی.
۱۰) اعلام النساء المؤمنات، محمد الحسون، امّ علی مشکور، تهران: دار الاسوه و النشر، ۱۴۲۱ قمری.
۱۱) اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ابو علی فضل بن حسن، تحقیق سید محمد مهدی و سید حسن خرسان، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۳۸ قمری.
۱۲) اعیان‌ النساء، حکیمی‌، محمدرضا، بیروت: ۱۴۰۳ قمری/ ۱۹۸۳ میلادی.
۱۳) الامامه و السیاسه، ابن قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم، چاپ طه محمد الزینی، بیروت: دارالمعرفه.
۱۴) الانساب، سمعانی، ابوسعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی، تحقیق عبدالله عمر البارودی، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۸ قمری.
۱۵) انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، احمد بن محمد، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶-۲۰۰۰ میلادی.
۱۶) البدایه و النهایه، ابن کثیر دمشقی، عماد الدین اسماعیل بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی.
۱۷) البدء و التاریخ، مقدسی، مطهر بن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، ۱۸۹۹-۱۹۱۹ میلادی، چاپ افست تهران: ۱۹۶۲ میلادی.
۱۸) بصائر الدرجات الکبری فی فضائل آل محمد (ص)، صفار قمی، ابوجعفر محمد بن حسن بن فروخ، چاپ محسن، کوچه باغی تبریزی، قم: ۱۴۰۴ قمری.
۱۹) بلاغات‌ النساء، ابن‌ ابی‌ طاهر معروف به ابن طیفور، ابوالفضل احمد، بیروت‌: دارالنهضه الحدیثه.‌
۲۰) تاریخ الطبری، تاریخ الامم والملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲-۱۳۸۷ قمری/ ۱۹۶۲-۱۹۶۷ میلادی.
۲۱) تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، احمد بن اسحاق (ابن واضح)، بیروت: دار صادر، ۱۳۷۹ قمری / ۱۹۶۰ میلادی.
۲۲) تذکره الخواص فی خصائص الائمه، سبط ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، مکتبه النینوی الحدیثه.
۲۳) تعزیه و نمایش در ایران، همایونی، صادق، شیراز: نشر نوید، ۱۳۶۸ شمسی.
۲۴) تنقیح المقال فی احوال الرّجال، مامقانی، شیخ عبدالله، نجف: المطبعه الحیدریّه، ۱۳۵۲ قمری.
۲۵) جمهره انساب العرب، ابن حزم اندلسی، علی بن احمد، قاهره: دار المعارف، ۱۳۸۲ قمری.
۲۶) دیوان دعبل خزاعی، دعبل بن علی الخزاعی، تحقیق: محمد یوسف نجم، بیروت- لبنان: دار الثقافه، ۱۴۰۹ قمری.
۲۷) ریاحین الشریعه فی ترجمه عالمات نساء الشیعه، محلاتی، شیخ ذبیح الله، دارالکتب الاسلامیه.
۲۸) زینب الکبری، نقدی، علامه جعفر. قم: مکتبه المفید، ۱۳۶۲ شمسی.
۲۹) سنن ابن ماجه، ابن ماجه، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره: ۱۳۷۳ قمری / ۱۹۵۴ میلادی، چاپ افست، بیروت.
۳۰) شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار( ع)، قاضی نعمان تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، تحقیق سید محمدرضا حسینی جلالی، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۰۹ قمری.
۳۱) العبر و دیوان المبتدأ و الخبر(تاریخ ابن خلدون)، ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ شمسی.
۳۲) الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری / ۱۹۷۵ میلادی.
۳۳) فرهنگ جامع سخنان امام حسین‌(ع‌) ترجمه موسوعه کلمات الامام الحسین‌(ع‌)، گروه حدیث پژوهشکده باقر‌العلوم (ع)، به کوشش علی مؤیدی و دیگران. قم: نشر مشرقین، ۱۳۸۱ شمسی.
۳۴) قاموس الرجال، طوسی التستری، محمد تقی، تهران: مرکز نشر کتاب، ۱۳۷۹ قمری.
۳۵) الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران: ۱۳۹۱ قمری.
۳۶) الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری.
۳۷) کتاب نسب قریش، مصعب بن عبدالله زبیری، چاپ لوی پروونسال، قاهره: ۱۹۵۳ میلادی.
۳۸) لواعج الاشجان، امین، سید محسن، ترجمه ناصر پاکپرور. تهران: واحد تحقیقات اسلامی بنیاد بعثت، ۱۳۶۶ شمسی.
۳۹) اللهوف فی قتلی الطفوف(مقتل‌الحسین)، ابن طاووس، علی بن موسی بن محمد، نجف: مکتبه الحیدریّه، ۱۳۸۵ قمری.
۴۰) مثیر الاحزان، ابن نما حلّی، نجم الدّین محمد بن جعفر، نجف اشرف: منشورات المطبعه الحیدریه، ۱۳۶۹ قمری / ۱۹۵۰ میلادی.
۴۱) مجله اسلام، سال اول، شماره ۲۷.
۴۲) مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی.
۴۳) مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، بیروت: دارالجلیل.
۴۴) مع الرکب الحسین من المدینه الی المدینه، وقایع الطریق من مکه الی کربلا، طبسی، محمدجواد، قم: ۱۴۱۲ قمری.
۴۵) مقاتل الطالبیین، اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، ترجمه هاشم رسولی محلاتی، تهران: کتابفروشی صدوق.
۴۶) مقتل الحسین ابی مخنف، ابومخنف، لوط بن یحیی، به کوشش حسین غفاری، قم: ۱۳۹۸ قمری.
۴۷) مقتل الحسین خوارزمی، اخطب خوارزم، موفق بن احمد، به کوشش شیخ محمد سماوی، نجف: مطبعه الزهراء، ۱۳۶۷ قمری.
۴۸) مقتل الحسین المقرّم، مقرّم، سید عبدالرّزاق، بیروت: دارالکتاب اسلامی، ۱۹۷۹ میلادی.
۴۹) نهایه الارب فی فنون الادب، نویری، شهاب الدین احمد، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۵ شمسی.
۵۰) وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، حُرّ عاملی، محمد بن حسن، چاپ عبدالرحیم ربّانی شیرازی، بیروت: دار احیاء الثراث العربی، ۱۴۰۳ قمری/ ۱۹۸۳ میلادی.

جشن مهرگان چیست ؟!

 

نویسنده: الهامه مفتاح

جشن مهرگان چیست ؟!
مهرگان بعد از نوروز رده دوم را از نظر اهمیت جشنها دارا میباشد . از آنجا که نوروز آغاز سال جدید میباشد – مهرگان هم آغاز فصل زمستان است . این جشن روز مهر از فصل مهر می باشد ( ۱۰ مهر ) . فلسفه این جشن مهم ایرانی به دوران ضحاک تازی باز میگردد . ضحاک و اقوام او مدتهای مدیدی بر ایران حکومت میکردند و عده کثیری از جوانان ایران زمین را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنایات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از میان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگری خود که بعدها درفش کاویانی نام گرفترهبری براندازی ضحاک تازی را بر عهده میگیرد و او را با یاری مردم در کوه دماوند زندانی میکنند و به ظلم او پایان میدهند . به گفته های زیادی در تاریخ پرچم ایران نیز پس از کاوه آهنگر پدید آمد و درفش کاویانی به پرچم ملی ایرانیان مبدل گردید .سپس با آرا و پشتوانه مردم و کاوه آهنگر فریدون را بر تخت شاهی ایران نشانند و ایرانیان زندگی را با آرامش سپری نمودند . گفته شده است که تاجگذاری اردشیر بابکان موئسس شاهنشاهی ساسانیان مقارن بوده است با جشن مهرگان .زیرا هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان این جشن را از بزرگترین جشنهای ملی میدانستند . بعد ها آغاز فصل مهر و آغاز مدارس را به احترام جشن مهرگان شروع نمودند و آنرا جشن فرهنگی مهرگان نامیدند . ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه درباره جشن مهرگان می نویسد : در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند و فریدون را بر تخت شاهی قرار دادند .سپس ضحاک را در کوههای دماوند زندانی نمودند و مردمام ایران را از گزند او آزاد ساختند . بنی امیه با تعصب ضد ایرانی خود که از افراطیون اسلامی بود زرتشتیان ایران را در روز مهرگان وادار میساخت تا هدایایی بسیاری به او تقدیم کنند .جرجی زیدان در کتاب تمدن اسلامی مقدار این باجها و هدایا را پنج تا ده میلیون درهم ذکر کرده است . جشن مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر افزا ای نگار مهر چهر مهربان مهربای کن و به جشن مهرگان و روز مهر مهربانی به – به روز مهر و جشن مهرگان واژه مهر پیمان و دوستی معنی می‌دهد . در ایران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز دارای اهمیت ویژه‌ای بود . دلیل آن این است که هر دو آغاز فصل‌های سال را نوید می‌دادند . نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه می‌آوردند زیرا در آن زمان سال به دو فصل تقسیم شده بود . فصل اول ، تابستان بود که از جشن نوروز شروع می‌شد و هفت ماه ادامه داشت .جشن مهرگان که از روز مهر شروع می‌شد تا شش روز پس از آن ادامه می‌یافت و جشن شادی بر پا می‌شد . انگیزه‌ای که به پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران نسبت می‌دهند پیروزی ایرانیان بر ضحاک ستمگر ، به رهبری کاوه آهنگر است که او را در بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند . این جشن در روز ۱۰ مهر ، روزی که نام روز و ماه یکی بود جشن گرفته می‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومی ( طبیعی ) ، تاریخی و دینی داشت . از نظر نجومی ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته می‌شد . ( اعتدال پاییزی اول مهر صورت می‌گیرد ) . و جشن برداشت محصولات کشاورزی است .از نظر تاریخی ، در این روز نیروی داد و راستی به سرکردگی کاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگری آژی دهاک ( ضحاک) پیروز شد و فریدون به شاهی رسید . مبارزه راستی و دروغ ، داد و ستم در ایران ریشه دینی دارد و همه جشن‌های ملی هم به گونه‌ای این مبارزه و پیروزی نهایی حق بر نا حق را نشان می‌دهد . ولی ، در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه را دارد . از نظر دینی ، در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنای فروغ خورشید و مهر و دوستی است . همچنین مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شکنان است .هم اکنون زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به آتشکده و نیایشگاه می‌روند . با تهیه خوراک‌های سنتی از یکدیگر پذیرایی می‌کنند و با نیایش و برنامه‌های فرهنگی مانند سخنرانی‌های ملی و آیینی سرود ، شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی بر پا می‌دارند