All posts by admin

گشت و گذار یک بانوی اروپائی در کوچه و بازار شهرتهران(عصر ناصری)

مادام کارلا سرنا یک جهانگرد ایتالیایی بود که در عصر ناصری در سال ۱۲۹۴ قمری به ایران آمد و در سال ۱۲۹۵ در حالیکه هشت ماه بیشتر از سفر و اقامت او در ایران نگذشته بود.کشور ما را ترک کرد. وی ،با نوشتن سفرنامه آنچه دیده بود به نگارش در آورد ، ذیلا بخشی و خلاصه ای از نوشتجات این بانوی جهانگرد را به نظر خوانندگان گرامی می رساند:
…… کوچه ها، در محله های پرجمعیت شهر، اغلب بسیار تنگ و باریک است. برای گذشتن از این کوچه ها آشنایی قبلی لازم است. چون چاله های گود و چاههایی سراسر کوچه را پرکرده و در آنها آب جاری است. در کنار دهانه این چاهها، که از آب آن مردم می آشامند، زنانی چمپاتمه زده اند و لباس می شویند. با دیدن آنان، از خود سئوال می کردم که در روزهای رختشویی، آب چه مزه ای دارد؟ این زنان رختشو، وقتی که سرگرم کارند، چادر و روبنده را به کناری می گذارند، ولی با پیدا شدن سر و کله مردی از دور زود خود را می پوشانند.
مانند تمامی شهرهای آسیایی، بازار مرکز جنب وجوش است. مردم در آنجا از اولین ساعات طلوع آفتاب تا دم غروب به طور مداوم در حال حرکت و فعالیت هستند. رفت و آمد پیاده ها و سواره هایی را می بینی که از میان قطار شترها و قاطرهایی که برای خالی کردن بار کالاهای خود راهی کاروانسراها هستند، به زحمت برای خود راهی باز میکنند. کاروانسراها اغلب ساختمانهای باشکوهی دارند و در بعضی از آنها سبک مغربی کاملا مشهود است. در وسط حیاط کاروانسراها معمولا حوض بزرگی پیش بینی شده است،که آب جاری از آن می گذرد و هوای محیط را خوب خنک میکند. . بازار محل ملاقات و قرارهای عمومی است. آنجا مردم همچنانکه درباره مسایل و منافع شخصی و تجاری خود بحث و گفتگو میکنند، درباره مسائل عمومی و امور دولتی نیز به شور و تبادل نظر می پردازند. به طورخلاصه باید گفت که بازار جای بورس و مجلس را یکجا گرفته است. باز هم تعریف بازار کامل نیست. اخبار، شایعات،تهمت زدنها، نشر اکاذیب، جنجالها، بدگوییها و افشاگریها همه از بازار سرچشمه می گیرد و در بازار دهان به دهان میگردد ومطابق معمول دست آخر، یک کلاغ و چهل کلاغ می شود. جای تکرار داستانها و طنزهای بامزه و ساختن و رواج دادن نکته های ظریف و حتی ترنم و زمزمه تصنیفهای جدید نیز جز در بازار، در جای دیگر معمول نیست. در آنجا قصه ها و افسانه های گوناگون، مردم ساده را سخت سرگرم میکند. هیچ جای دیگر پرجمعیت تر از بازار نیست. همچنین هیچ جای دیگری چون بازار محل تجمع جالب و اختلاط تمامی طبقات مردم هم نیست که در طول راهروهای دراز سرپوشیده همه به زور آرنج، درصدد یافتن جایی و باز کردن راهی برای خود هستند. فقط اروپاییها را خیلی به ندرت میتوان در این موج جمعیت مشاهده نمود.
در بازار هیچ موضوعی نه سرّی است و نه مورد احترام. در آنجا اسرار اندرونیها و توطئه ها و دسیسه ها برملا می شود.البته مایه تعجب نیست که اسرار زندگی داخلی اشخاص این چنین در بازار بر سر زبانها باشد.درواقع بین خدمتکاران و مغازه داران قرارداد ضمنی وجود دارد که به موجب آن یک درصد معین از کل مبلغ خرید شده، به آنان تعلق میگیرد. مخصوصا موضوع از اینجا معلوم است که ارباب چه همراه نوکرش باشد چه تنها، همان قیمتی را همیشه پرداخت می کند که مغازه دار می گوید. و او حواسش جمع است که مابه التفاوت بها را نگه دارد و بعد یواشکی با نوکر حساب کند. و الا درصورت نرساندن به موقع مداخل نوکر، صاحب مغازه یک مشتری دائمی را از دست خواهد داد.
… دکانهای موجود در بازار اتاقکهای چهارگوشی است که در داخل آنها بازرگانان، تمام روز، روی گوشه فرشی می نشینند وکارگران و پادوها آنچنان سرگرم کار خویشند که اصلا به عابرانی که از مقابل آنان دائما به سویی می روند کمترین توجهی نمی کنند. آنان برای هر نوع کار وسیله و ابزار اندک و ابتدایی در اختیار دارند. نجاران، خراطان، خیاطان، با تردستی اعجاب انگیزی به جای ابزار کار از انگشتان پا استفاده میکنند. پس درواقع خداوند به این پیشه وران با هنر به جای دست و ده انگشت ، چهار دست و بیست انگشت داده است. به نسبت مغازه داران که از سر صبح تا دم غروب تنها کارشان چانه زدن با مشتریان است و از جای خود تکان نمیخورند، کارگران زندگی فعالتری دارند.
اقامت در این حجره های عاری از هوا و آفتاب نباید برای سلامت مزاج سودمند باشد. در زمستانها آنجا را به وسیله منقل گرم میکنند، اگر فضای دکان گنجایش داشته باشد، منقل را زیر میز کوتاه و چهارگوشی که رویش لحاف انداخته اند می گذارند و به آن کرسی می گویند. آنوقت همه زیر کرسی نشسته پاها را دراز میکنند … سقف گنبدی بازار روزنه هایی دارد که از آن شعاع آفتاب و هوای تازه بیرون به داخل نفوذ می کند و از سنگینی هوا می کاهد. شبها شبگردها از بازار مراقبت می کنند. دزد خیلی کم در آن حول وحوش دیده می شود. چون دزدی، مجازات وحشتناک بریدن قسمتی از عضو بدن را به دنبال دارد که چنین مجازاتی بی باک ترین آدمها را نیز به وحشت می اندازد.
نحوه غذا خوردن کارگران و مغازه داران هم دیدنی است؛ کبابیها، چلوکبابیها، میوه فروشان و قهوه چیها، هر یک محصول خود را به محل کار آنان می آورند و علاوه بر آن مشتریان را از لذت شنیدن سخنان شیرینی نیز برخوردار می کنند. چون ایرانی، عاشق اختلاط و گپ زدن است.
سلمانیها هم آنچه را که برای تمیز کردن گوش، کوتاه کردن موی سر و اصلاح ریش لازم دارند، درجعبه ای با خود حمل میکنند و از حجره ای به حجره دیگر سرمی زنند.و درهمان محلِ کارِ مشتری اصلاح می کنند. این دلاکهای دوره گرد نرخ معینی ندارند و دستمزدشان بسته به همت مشتری.ایرانیها موی سر خود را در وسط سر، از پیشانی تا پشت گردن می زنند، ولی موهای دو طرف را میگذارند آنقدر بلند شود که از زیر کلاه بیرون بریزد. استاد سلمانی بهطور چمباتمه روبروی مشتری می نشیند و کارش را آغاز می کند، ضمنا آیینه کوچک مدوری نیز به دست مشتری می دهد تا وی هم بتواند با لبخند رضایت هنرنمایی استاد را در آن تماشا کند.
… با آغاز شب، دکانهای بازار و کاروانسراها بسته می شوند، کاری که وقت زیادی نمی گیرد، چون لازم نیست چیزی را جابه جا کنند، تنها چند قطعه تخته، مقابل دکانها می گذارند و به سوی خانه راه می افتند. اهل بازار بدون آنکه کارشان واقعا جدی به نظر برسد، همه خوش برخورد، خندا ن رو، پرتحرک و پرجنب وجوش … هستند. باوجوداین از حق نباید گذشت من کوچکترین شرارتی از آنان ندیدم.

برگرفته از سایت:ghaziha.kateban.com/post/3654

جلسه معرفی کتاب« زن، فقه، اسلام »

 

۲۰۱۸۱۲۱۰_۱۶۴۶۴۲

 

معرفی کتاب « زن، فقه، اسلام » با حضور نویسنده کتاب خانم صدیقه وسمقی و جمعی از علاقمندان به کتاب‌های حوزه زنان در عصر روز دوشنبه نوزدهم آذر ماه در کتابخانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ برگزار گردید.

در ابتدای جلسه خانم محتشمی پور به عنوان دبیر جلسه بیان کردند که جلسه معرفی کتاب ماه آینده که روز دوشنبه هفدهم دی ماه در کتابخانه انجمن برگزار خواهد شد به معرفی کتاب خانم پروین بختیار نژاد پیرامون سازمان‌های غیر دولتی با حضور دکتر بنفشه رهایی خواهیم پرداخت و در ادامه خانم آذر مجیدیان بیوگرافی مختصری از خانم وسمقی و آثار وفعالیت‌های ایشان ارائه دادند: خانم وسمقی دارای آثاری همچون« “تجدید نظر در معنای قصاص”،”زن، فقه، اسلام”، “بضاعت فقه”، “بازخوانی شریعت”، “حتماً راهی هست” »و مجموعه اشعاری چون نماز باران، برای چلچله‌ها که برنمی‌گردند، دردهای مذاب و گزیده ادبیات فارسی و شاخه‌های شکسته می‌باشد، ایشان مقالاتی همچون تجدید نظر در معنای قصاص، مسأله حجاب، مسأله چند همسری در اسلام، همزیستی بدون ازدواج در غرب، آیا مجازات ناسزاگویی اعدام نیست و … را دارا هستند و نیز سخنرانی‌هایی در خارج از کشور داشته‌اند.

در ادامه خانم وسمقی بیان کردند: که کتاب “زن، فقه، اسلام” توسط دانشگاه آلمان منتشر شد و عربی این کتاب نیز در لبنان و مصر ترجمه شده در این کتاب به نقد مسائلی در فقه پرداخته‌ام، زمانی که از زن مسلمان در اسلام صحبت می‌شود چهره نامطلوبی از زن ترسیم می‌شود و به عنوان موجودی وابسته به مرد و بدون استقلال که نه تنها در جامعه با مردان برابر نیست بلکه در خانه و خانواده حتی نسبت به فرزند خود با همسرش برابر نیست معرفی می‌شود که این چهره از زن برای زن باسواد و اجتماعی امروز قابل قبول نیست که این موضوع سبب شد منابع اسلامی را مورد بازخوانی و واکاوی قراردهم و به نتایجی رسیدم که هم در این کتاب هم در کتاب بازخوانی شریعت مطرح کرده‌ام. نتیجه‌ای که در مطالعاتم به آن رسیدم این بود که احکام فقهی برابر با اسلام و آراء اسلام نیستند که از سنت و به ناروا گره زدن سنت به اسلام منتج شده و به نام اسلام بیان شده است. در این کتاب به موضوعاتی همچون چگونه سنت اعراب شکل گرفته، در حقیقت سنت چگونه در ارتباط با حقوق زنان توسط فقها اسلامیزه شده، چند همسری و اسلام صحبت شده است و اینکه در فقه مطرح می‌شود که داشتن چند همسر جزو حقوق مسلم و شرعی مرد است در صورتیکه با نگاه گذرا به آیه سه سوره نساء چنین رویکردی از اسلام دیده نمی‌شود اما چگونه فقها جنین دیدگاهی را مطرح کردند؟ و این از تمایلات مردانه آن‌ها و سنت‌های اعراب و موقعیت اجتماعی هنگام ظهور اسلام نشأت گرفته و به نام اسلام در منابع فقهی آمده است حتی برای زنان حق اعتراض هم قائل نشده‌اند. بحث دیگری چون شروط ضمن عقد و اینکه فقها مطرح کرده‌اند که اگر زن ضمن عقد نکاح شرط کند که مرد نباید زن دیگری در طول زندگی با وی بگیرد غیر شرعی تلقی می‌شود کهدر این کتاب مورد تحلیل قرار گرفته است و با شیوه اصولی در فقه دیدگاه آن ها را مورد نقد قرارداده‌ام. موضوعاتی چون سن بلوغ، سن مسئولیت کیفری برای دختران و نقد دیگاه فقها که گفته می‌شود نه سال قمری است را مورد نقد قرار داده‌ام همچنین

مسأله حزانت مادران نسبت به فرزندان و در ارتباط با قصاوت زن دلایل فقها را در ارتباط با عدم صلاحیت زن که متصدی امر قضاوت شود مورد نقد قرار داده‌ام

در ارتباط با حقوق جنسی زن در ازدواج که در حقیقت انتفاع جنسی در ازدواج را حق مرد و تمکین را وظیفه زن و فقط خوراک و پوشاک و مسکن را حق زن دانسته‌اند، که این نشان دهنده عدم آگاهی فقها از زنان، حقوق آن‌ها و خواسته‌های آنهاست همینطور در ارتباط با اجازه زن برای خروج از خانه که پایه قوانین متعددی علیه زنان است در این کتاب صحبت شده است و اینکه هیچ سند و مدرک شرعی در این باب وجود ندارد که اینچنین استقلال زنان را به سخره گرفته است. در ارتباط با شهادت و ارث زن در این کتاب آمده است.

هدف از نوشتن این کتاب این است که در ایران نه تنها بعد از استقرار جمهوری اسلامی بلکه پیش از آن نیز ما با یک گفتمان سنتی در ارتباط با زنان مواجه هستیم که مطرح کننده این گفتمان به طور کلاسیک فقه اسلامی بوده گفتمانی که بر پایه تبعیض و عدم استقلال زن شکل گرفته و در این کتاب گفتمان جدیدی در مقابل این گفتمان سنتی و غیر قابل قبول برای زنان و مردان امروز ارائه شده است. ما اگر بخواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که دموکراسی و آزادی در آن تحقق پیدا کند، چه مردان و چه زنان باید برای برابری حقوق تلاش کنند. متأسفانه طرفداران گفتمان سنتی تلاش دارند عنوان کنند که این برابری خواهی در تقابل با اسلام است در صورتیکه یک ادعای کاملاً نادرست است. برداشت انسان امروز از عدالت متفاوت از گذشته است که این برابری منظور در حقوق اکتسابی نیست بلکه درباره حقوقی است که به ما هو انسان تعلق می‌گیرد. گمان من بر این است که ما برای احیای حقوق زنان چاره‌ای نداریم جز اینکه گفتمان برابری را بر دو پایه قرار دهیم اول آنکه ثابت کنیم آنچه که به عنوان تبعیض علیه زنان آمده مغایر با اسلام و مورد تأیید اسلام نیست، چون تا زمانی که مدافعان دیدگاه سنتی بر این باور باشند که این‌ها احکام اسلامی است مخالفت با آن سخت خواهد بود و جایگزین کردن گفتمانی دیگر کار بسیار سختی خواهد بود و به عنوان مخالفت با اسلام تلقی خواهد شد. تلاشی که در این کتاب انجام شده با این هدف بوده که نشان داده شود که حقوق تبعیض آمیزی که در منابع فقهی آمده و به اسلام انتساب پیدا کرده به هیچ وجه برآمده از اسلام و منابع دست اول اسلامی نیست و در نتیجه این بحث و چالش می‌توان به پایه دوم رسید و آن ادعای برابری حقوق زنان با مردان هست چرا که هر دو در انسان بودن برابرند که نه فقط جنسیت عامل تبعیض و تفاوت نیست بلکه سایر موضوعات اعتباری همچون نژاد، قوم، دین و مذهب نیز نمی‌تواند توجیه‌گر نبعیض میان انسان‌ها باشد که با رد آن احکام به عنوان احکام اسلامی وگفتمان سنتی می‌توان گفتمان جدید را بنا کرد و نکته مهم دیگر تفکیک احکام فقهی از اسلام بوده چون حقیقتاً نمیتوان آن‌ها را احکام اسلامی دانست . حتی مسأله زمان و مکان در اسنتباط احکام شرعی و صدور احکام ثانوی نیز نمی‌تواند حلال مشکلات باشد چون در زمانی که کار قانونون‌گذاری به عهده فقها بوده زمانی که می‌دیدند قانونی کارکرد ندارد حکم ثانوی می‌دادند. در صورتیکه حکم شرعی حکمی است که شارع یا خدا صادر کرده یا حکمی است که فقیه براساس سلیقه شخصی خود صادر کرده؟ اگر حکمی باشد که شارع یا خدا صادر کرده یک فقیه تنها می‌تواند آن را کشف و اعلام کند و اینکه یک معنای وسیعی برای حکم شرعی گفته شده و فقیه می‌تواند براساس مقتضیات زمان و مکان و اسنتباط شخصی خود قانونی وضع کند پایه و توجیه شرعی ندارد و از آنجایی نشأت گرفته که فقها در کنار حکومت‌ها به عنوان قانون‌گذاران بوده‌اند و کاری که قانون‌گذاران در حکومت‌ها انجام می‌دادند به اسلام انتساب پیدا کرده و این کار باید توسط قانون‌گذار انجام شود و چرا باید به نام اسلام تمام شود. مثلاً زمانی شرکت زنان در انتخابات حرام اعلام شد ولی در انتخابات ۵۷ حضور زنان واجب اعلام شد در صورتیکه حکم شارع(خدا) قابل تغییر نیست. همینطور استفاده از دوش جایز نبوده است و این به این دلیل است که حکم شرعی در جایگاه خود به حکم فقیه تنزل پیدا کرده است. در همین جهان اسلام در میان فرقه‌های گوناگون دیدگاه‌ها یکسان نیست چون هر فقیهی با توجه به موارد بیشماری نظری را به عنوان حکم شرعی معرفی می‌کندو من معتقدم همین قوانینی که ما گاهی در قوانین مدنی و جزایی و قوانین مجازات اسلامی داریم بسیاری از این‌ها در میان اولین پیروان اسلام همان جایگاه قانون عرفی را داشته‌اند نه قانون شرعی، اما علمای اسلام آن قوانین عرفی را اسلامیزه کرده‌اند، ما نه تنها باید احکام فقهی را از اسلام و شریعت تفکیک بکنیم بلکه باید آنچه امروزه در جامعه حکم قانون عرفی را دارد نیز از شریعت اسلام جدا شود، چراکه قانون وابستگی اجتناب ناپذیری با شرایط زندگی انسان‌ها دارد و قوانینی که وضع می‌شده با توجه به شرایط و از مقتضیات جوامع نشأت می‌گرفته که باید امروز این را رعایت کنیم تا بتوانیم اسلام را از زیر بار سنگین اتهامات و ابهامات نجات دهیم و راه را برای بهبود زندگی مسلمان به ویژه زنان باز کنیم و اسلام و احکام اسلام را سد راه توسعه قرار ندهیم چون در غیر اینصورت آنگونه دفاع از اسلام سبب منزوی شدن اسلام خواهد شد. در پایان جلسه حاضرین به بیان دیدگاه‌های خود پیرامون موضوع مورد  بحث پرداختند.

 

۲۰۱۸۱۲۱۰_۱۷۵۵۵۸

 ..

 

جلسه معرفی کتاب« زن، فقه، اسلام »

۲۰۱۸۱۲۱۰_۱۶۴۶۴۸

 

جلسه معرفی کتاب انجمن زنان پژوهشگر تاریخ عصر روز دوشنبه نوزدهم آذر ماه با حضور نویسنده کتاب خانم دکتر صدیقه وسمقی و جمعی از علاقمندان به کتاب‌های حوزه زنان در کتابخانه انجمن در سازمان اسناد کتابخانه ملی برگزار گردید. این کتاب با رویکرد به برخی مصادیق حقوق زن و خانواده در فقه و تأثیر آن بر قوانین امروز ایران و ارزیابی آن نگاشته شده است. شاید این تلاش‌ در بازسازی چهره زن مسلمان و زدودن زنگارها از آن موثر باشد امروزه در جامعه ایران، فقه در همه شئون زندگی مردم دخالت دارد و تمام حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در بر می‌گیرد چنانچه عدم اعتقاد به فقه و فقیه عدم اعتقاد به اسلام شمرده می‌شود. اهمیت حاکمیت فقه و فقیه موجب شده قلمرو آن که روزی فقط عمل بود و از آن به احکام عملی تعبیر می‌شد تا قاف اعتقادات فرارود.

 

۲۰۱۸۱۲۱۰_۱۷۵۵۵۸

 

مراسم عقد کنان والیه دختر ناصرالدین شاه به روایت دستخط پدر

روز شنبه ۲۱ شعبان [۱۲۸۹ ]صدر اعظم ، امام جمعه و غیره رفتند اندرون در تالار تاج الدوله، والیه را برای حسین خان پسر [ میرزا محمد خان ] سپهسالار مرحوم عقد کردند.
روز دوشنبه[ ۲۳شعبان ] خوانچه آوردند اندرون، در اندرون مجلس زنانه بود. والده شاه و غیره و غیره ، خواننده و غیره اندرون آمده بودند. من ناهار را بیرون خورده ، باز آمدم اندرون تالار، دختر سالار ، والده شاه وزنها ناهار می خوردند، تماشا کردم ، بعد رفتم چند شیشه عکس انداختم . زن صدراعظم، گروپ انیس الدوله ، شکوه السطنه، زن ولیعهد، و غیره را انداختم،اخترالسطنه را انداختم،اما زنهای غریبه خیلی بودند،آدم خجالت می کشید. بعد بنای آوردن خوانچه شد، رفتم بالاخانۀ خودم تماشا کردم. کشیکچی باشی قرطی قدیم ،مرتضی خان، مصطفی خان،حاجی شریف خان و غیره جلو خوانچه بودند، گوشت آدم از دیدن کشیکچی باشی می ریخت، عصائی در دست ، کج کج راه می رفت.
خلاصه بعد از شام رفتم بیرون ، پدر زاغی مدتی بود ناخوش بود ، چند روز پیش از این فوت شد و نمی خواستند خبر بدهند، امروز که روز عروسی بود زاغی هم داخل زنها می خندید راه می رفت، قبل از آوردن خوانچه و کریم شیره ای و غیره، نه نه غلامرضای معروف که اندرون است، رفته بود به زاغی گفته بود سرت سلامت باشد، پدرت مرده است، در بین عیش و خنده، زاغی را محروم کرد، عزادارش کرد.
خلاصه مجلس و غیره برگزار شد.
یک زن سیاه رخت بازیگری پوشیده امروز با دسته خواننده ها آمده بوده است.عایشه به من گفت که تماشا دارد ، وقت غروبی خواننده آمده نِسَرْ زدند، او هم رقصید، تازه از شیراز آمده است ، اسمش هم حاجی قدمشاد بود، خوب می رقصید، خوب می خواند.
فاطمه قاضیها

برکرفته از سایت:http://ghaziha.kateban.com

نشست علمی ماهانه آذر ماه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

IMG_20181201_131850_115

نشست علمی ماهانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در روز چهارشنبه مورخ هفتم آذر ماه در سالن پرهام سازمان اسناد کتابخانه ملی برگزار گردید. در ابتدای جلسه خانم رنجبر عمرانی به ارائه گزارشی از فعالیت‌های انجمن و همایش پیش رو که در فروردین ماه سال آینده در استان ایلام برگزار خواهد شد، پرداختند.
دکتر فصیحی به عنوان سخنران جلسه در ادامه به توضیح در مورد مطالعات پسا استعماری و تاریخ محلی زنان و مقولاتی همچون فمنیسم و تاریخ محلی پرداختند و افزودن: مطالعات پسا استعماری چه رویکردی به مباحث زنان دارد، مسائل زنان را چگونه دیده و این حوزه چه افق‌هایی را می‌تواند برای تاریخ محلی زنان ایجاد کند. این حوزه، حوزه پر مخاطره، گسترده و متناقضی است که سبب می‌شود استفاده‌های درست و نادرست از آن شود.
عنوان پسا استعمار در این حوزه به یک دوره و موقعیت زمانی اشاره دارد، محدوده‌ای که دوره زمانی و پیامدهای استعمار را در کشورهای مستعمره بررسی می‌کند، در واقع مطالعاتی که به مسائل و پیامدهای استعمار در کشورهای مستعمره می‌پردازد، به یک معنا به دوره‌ای گفته می‌شود که عده‌ای می‌گویند در آن استعمار وجود ندارد. حوزه دیگر پسا استعمار به یک موقعیت اشاره دارد: دوره‌ای که در آن گرچه به صورت فیزیکی و ارضی استعمار تمام شده است اما دانشی در این دوره ایجاد شده که همچنان به سلطه اقتصادی و سیاسی در این دوران می‌انجامد و به چگونگی مواجه مستعمره‌ها با استعمار و اینکه هنوز کشورهایی داریم که مستعمره نیستند اما به شکلی با استعمار درگیر هستند می‌پردازد. حوزه پسا استعمار به طور مشخص با دوره شرق شناسی ادوارد سعید شروع شده و از جنگ جهانی دوم به بعد بکار گرفته شد.
حوزه مطالعاتی پسا استعمار دو کار می‌کند: یکی پیامدهای استعمار را از نظر اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را بررسی می‌کند و دیگری متون تولید شده در این دوران را مورد بررسی قرار می‌دهد و به گونه‌ای، رویکردی انتقادی به گفتمان شرق شناسی یا گفتمان برآمده از استعمار دارد و گفتمانی را تولید کرده که این گفتمان دانشی را به جهان عرضه کرده که حوزه‌های گسترده‌ای را در برگرفته و آنچه را که به عنوان دانش مدرنیسم به جهان تحمیل شده در واقع باید متونش را از لحاظ گفتمانی بازنگری کرد و سهم بقیه جهان را در این گفتمان به حساب آورد.
متونی که استعمارگران در قرن ۱۹ و۲۰، غرب استعمارگر تولید کرده، جهان سوم و شرق در این متون چگونه بازنمایی شده است و رویکرد دیگر اینکه مستعمره‌ شده‌ها هم متونی تولید کرده‌اند و اینکه با استعمار و سلطه فرهنگی و سیاسی چقدر می‌توان صدای مستعمره شده ها را شنید بنابراین حوزه‌ای به عنوان پسا استعماری ایجاد شد.
تعداد زیادی هم معتقدند گفتمان و متونی که دانش شرق شناسی تولید کرده است باعث تداوم سلطه غرب بر شرق شده و آنچه که در بنیادهای فکری حوزه پسا استعماری می‌توان در موردش بحث کرد: یکی مقوله گفتمان شرق شناسی( شرقی غربی)، مقوله مرکز پیرامون، فرادست فرودست، نژاد، طبقه، جنسیت که در گفتمان پسا استعماری بسیار به آن توجه شده است که در واقع گفتمان غالبی را رقم زده که غرب را در مقام برتر و شرق را تبدیل به یک سوژه فرودست کرده است و این تقابل را به این صورت که تمدن غرب را یک

نژاد سفید، مترقی و فراتر هست که جهان باید به سمت آن پیش رود و تمدن شرق را همیشه منفعل و ناتوان معرفی کرده است همینطور این دوگانه مرکز پیرامون نیز در همین حوزه قرار می‌گردد بدین صورت که کشورهای شرقی همیشه در حاشیه جهان قرار می‌گیرند مساله‌ای که در گفتمان مطرح می‌شود مساله دیگری است این است که شرق در مقام دیگری و فرعی و غرب در مقام محور اصلی قرار گرفته است و در حوزه پسا استعمار واژه‌ای به نام دیگری سازی مطرح می‌شود که بیان می‌کند که دیگری سازی یک فرآیند دیالکتیکی است که در واقع غرب در مقام سوژه توانمند تمدن ساز باید دیگری‌های خود را خلق کند که به میزانی که این دوگانگی وجود دارد سبب می‌شود این فرایند دیالکتیکی همچنان ادامه داشته باشد و غرب برای تثبیت خود از طریق ایجاد دیگری‌های کوچک شرق خود را ساخته است.
مساله فرودست در حوزه پسا استعمار بسیار کاربرد دارد و در مصر شکل گرفت و مساله اصلی آن این است که در تاریخ‌نگاری هند معمولا نخبه‌ها جا گرفتند حتی هند پس از استعمار که می‌خواست تاریخ خود را بنویسد بیشتر به طبقات خاص و نخبگان توجه کرده است اما در تاریخ‌نگاری که بعداً نوشته شد اقشار فرودست و رعایا نیز مطرح شدند. بنابراین یکی از فعالان این حوزه ازجمله خانم اسپیباک که از اساتید برجسته امریکا است و ریشه بنگالی و هندی دارد به عنوان یک فمنیست پسا استعماری خود را مطرح کرد و هم در حوزه پسا استعمار و هم در حوزه فمنیست به طور خاص روی سوژه زن متمرکز شد و اینکه زن چگونه در طور تاریخ تحت سلطه استعمار و تحت سلطه گفتمان مردسالاری بوده است. این فعال بیان می‌کند که چگونه مطالعات پسا استعماری همپوشانی با جریانات فمنیستی دارد و اینکه در حوزه فمنیست به زن و جنسیت توجه کردند و در مقابل گفتمان مردسالارانه از حقوق زن دفاع کردند. در حوزه پسا استعمار غرب به عنوان استعمارگر و شرق نیز به عنوان مستعمره و دیگری مطرح هست. فمنیست‌های پسا استعمار به هر دو حوزه فمنیست و پسا استعمار نقد زدند و عنوان کردند که خود مطالعات پسا استعماری که سوژه شرق را همگن دیده در حالی که در شرق هم همه یکسان نیستند و مطالعات پسا استعماری در شکل اولیه خود به جنسیت زن توجه نکرده است. نقد دیگری که داشتند این بود اینکه این کلان روایتی که از فمنیست در مورد زن و در بستر غرب شکل گرفته است،زن در نظام مرد سالارانه مورد ستم واقع شده و این الگویی که ارائه داده شده براساس زنان طبقه متوسط غرب بوده است و زن بودگی می‌تواند مشترک نباشد و نیازهای زن غرب الزاماً یکسان با زن دیگر کشورهای جهان نیست بنابراین در این کلان روایتی که فمنیست از زن ارائه داده است باید گسترش داده شود که این مورد سبب ایجاد چالش بزرگی شد که فمنیست‌های پسا استعمار اشاره کردند که در خود فمنیست نمی‌توان از یک سوژه یکسان حرف زد بنابراین باید توجه شود که فمنیست‌های غربی برای زنان دیگر تعیین تکلیف نکنند. فمنیست‌های پسا استعمار این اشکال را گرفتند همانطور که استعمار شرق را مستعمره کرده همانطور هم روایت کلان فمنیستی نباید زنان بقیه جهان را به صورت سوژه فرودست و منفعل در بیاورد و باید تاریخ را واکاوی کرد و نشان داد که زن شرقی منفعل نبوده و حتی می‌تواند الگو هم قرار بگیرد و الگو سازی‌های رایج را بشکند و بقیه جهان نیز باید به صدا دربیایند مثالی که اسپیواک می‌زند خود سوزی‌هایی است که در سنت هندی صورت می‌گیرد بدین صورت که بعد مرگ مرد همسرش نیز باید خود را بسوزاند محقق غربی وقتی می‌خواهد این سوژه را واکاوی کند آن را از نگاه خود مطرح می‌کند و محققین هندی نیز با دید اینکه این موضوع فرهنگی و تابع وظیفه هست آن را توجیه می‌کند
این دو حوزه پسا استعماری و فمنیست به شکل جنبش‌های مستقل برای مطالبات زنان تلاش‌های بسیاری کردند و خود جزء گفتمان‌های مدرن هستند که جنبش‌های مدرن را مورد انتقاد قرار دادند.
گفتمان دیگری که در این بحث وجود دارد تاریخ محلی می‌باشد. معمولاً تاریخ محلی در مقابل تاریخ مرکزی قرار داشته است که همواره مرکز برتر بوده و تاریخ محلی نیز معمولاً در حاشیه قرار داشته و ارزش گفتن نداشته است در حوزه تعریف محل، محل به جایی گفته می‌شود که در آن اتفاق خاصی صورت می‌گیرد و جایی که به لحاظ سلسله مراتبی جایگاه را مشخص می‌کند مانند محیط خانه که از دیدگاه فمنیست زن در آن موجودیت پیدا می‌کند و نسبت به مرد که در محیط بیرون است در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار دارد.
. از سوی دیگر اگر این سلسله مراتب به صورت گسترده‌تر در مقابل مرکز قرار بگیرد تاریخ‌های محلی ما نقش زن خانه رو پیدا می‌کنند و مرد به عنوان کسی که نقش تعیین کننده را ایفا می‌کند معرفی می‌شود. در تاریخ محلی ما استاندارد سازی‌هایی از هویت ملی شده است که معمولا محل‌ها را در برنمی‌گیرد. تاریخ‌های محلی ما که معمولاً در قرن ۳ شکل گرفته‌اند در برابر تاریخ عمومی فرودست و از اعتبار علمی کمتری برخوردار هستند. بعد از قرن سه تا پنج رویکرد تاریخ‌های محلی به سمت فضائل نگاری و واگرایی مرکز می‌رود و بیشتر به محل‌ها توجه می‌کند. بعدها هم تاریخ‌های محلی به زبان فارسی نوشته می‌شود و همچنان این تعارض بین تاریخ‌ها وجود دارد. از قرن بیستم به بعد رویکرد تاریخ محلی به این سمت پیش می‌‍رود که چقدر تاریخ محلی در ساخت تاریخ ملی یک کشور و ملت نقش داشته‌اند و چگونه تجربه زیسته محل وارد این تاریخ می‌شود. در دورانی که استعمار حضور داشته و به محل توجه کرده است اغلب انسان متمدن غربی را در مقابل انسان وحشی و بدوی ایلی قرار داده است و جایی که نیاز بوده فرهنگ محلی برجسته شود دوباره روی هویت‌ها و فضائل نگاری‌ها به صورت مستقل از هویت ملی طرح شده و به این اختلافات دامن زده است، با استفاده از مطالعات پسا استعماری گفتمان‌هایی شکل گرفته که این دوگانه‌ها را تقویت کرده است. در گفتمان استعماری ما یک سوژه مستعمره داریم که هم از تبعیض عمومی رنج میبرده و هم در گفتمان فمنیست کلان آن را تیره و خسته و فرسوده معرفی میکند و همجنین در تاریخ محلی دیده میشود که زنان هیچ جایی ندارند و زن در حاشیه قرار گرفته است و در مطالعات پسا استعماری بحث این است که آنچه که در حاشیه نشسته به متن بیاید و صدای آن‌ها شنیده شود و کاری که می‌کند این است که در واقع متدهایی را که یک الگوی واحد ارائه میدهد را نیز زیر سوال می‌برد و می‌گوید که با استفاده از مطالعات میان رشته‌ای تکثر فرهنگی دیده شود و در سایه شرافت انسانی این تفاوت‌ها به رسمیت شناخته شود. که این چشم انداز میتواند به حوزه مطالعات زنان برای دیده شدن زنان و فعالیت‌های آن‌ها کمک کند. جلسه امروز با تبادل نظرات و پرسش هایی بین حاضرین و سخنران جلسه پایان پذیرفت.

IMG_5334

جلسه معرفی کتاب*زن، فقه، اسلام*

اطلاعیه

گروه ارتباطات و اطلاع رسانی انجمن زنان پژوهشگر تاریخ برگزار می¬کند:

نشست معرفی کتاب:
زن، فقه، اسلام

با حضور نویسنده کتاب:
سرکارخانم دکتر صدیقه وسمقی

زمان:
دوشنب۱۳۹۷/۰۹/۱۹ ساعت: ۱۶:۰۰ الی ۱۷:۳۰

مکان:
بزرگراه حقانی(شرق به غرب )؛نبش خیابان کوشا ؛ رو به روی ورزشگاه شهید کشوری؛ ساختمان آرشیو ملی ایران؛ طبقه چهارم؛ ;کتابخانه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

شرکت برای عموم آزاد است

تسلیت به همکار

هوالحق
مرگ پایان کبوتر نیست…
سرکار خانم محبوبه روفیگری
همکار و همیار صمیمی انجمن
بدین وسیله درگذشت غمبار برادر عزیزتان جناب آقای دکتر علیرضا روفیگری اصفهانی را تسلیت عرض می کنیم.
برای شادی روح ایشان دعا می کنیم و برای شما و دیگر بازماندگان از درگاه حضرت حق طلب آرامش و صبر و اجر داریم.

انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

*آذرگان ( جشن آذر )*

نُهمین روز از نهمین ماه سال(آذرماه) در گاهشمار زرتشتی که نام روز و ماه یکی می‌شود یعنی روز آذر در ماه آذر، جشن » آذرگان » برگزار می‌شود که در گاهشمار خورشیدی برابر است با سوم آذر ماه خورشیدی.
آذر در اوستا « آتَر/ آتَرش » و در پهلوی« آتُر / آتَخش » و در فارسی امروز « آذر / آتش» است. آذر، ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورا مزداست . به همین دلیل او را در شمار امشاسپندان آورده‌اند . آذر ایزد نگاهبان آتش است و به همین جهت ارزش و تقدس خاصی به نسبت سایر عناصر آفرینش دارد. جشن آذرگان هم یکی از جشن‌هایی است که در گرامیداشت آتش و ایزد آن برگزار می‌شود. در فرهنگ ایران باستان ، آتش یکی از پدیده‌های طبیعی ستودنی بود ، چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی جاری می‌سازد و با نور خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاران اهورا مزدا را روشنایی می‌بخشد وآتش پرستاران در آتشکده از آن پرستاری می‌کنند.
ابوریحان بیرونی در« آثارالباقیه » در این باره نوشته است : « روز نهم آذر، عیدی است که به مناسبت توافق دو نام “آذرجشن “می‌گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و به نام فرشته‌ای که به همه آتش‌ها موکل است نامیده شده. زرتشت امر کرده در این روز آتشکده‌ها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند.«
نیاکان ما آذرگان در این روز در خانه‌ها و بام‌ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و خواندن نیایش‌ها و گستردن سفره آیینی با خوراکی‌های گوناگون در آتشکده‌ها که آذین بندی شده بودند، جشن می‌گرفتند. آنها در هنگام جشن، بر روی آتش ، چوب‌های خوش سوز و خوش بو می‌نهادند و آنگاه به مناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه ، هر کس اخگری به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانه‌ها فروزان بود و نمی‌گذاشتند خاموش شود و آن را نیک فرجام و فرخنده می‌دانستند . یکی از نیایش‌هایی که در آذر روز هرماه و از جمله در آذر روز از آذرماه خوانده می‌شود « آتش نیایش» نام دارد که پنجمین نیایش از پنج نیایش » خرده اوستا » است.
نظافت و آذین آتشکده‌ها ، پوشیدن لباس‌های نو و پاکیزه و آرایش و پیرایش مو و ناخن نیز از اموری است که در این روز توصیه می‌شود . همچنین می‌گویند اگر مشاوره و رایزنی در مورد موضوعی در این روز صورت گیرد، حتما نتیجه خوبی خواهد داشت.
اما درباره گل نماد آذر سخن بسیار است. در کتاب پهلوی« بندهشهر» جا سخنی از چگونگی گیاهان آمده ، از میان نام گل‌ها گلی به نام “آذریون” نام برده شده ، این گل همان گل مخصوص آذر است. در بخشی از همین کتاب آمده است که : هر گلی از آن امشاسپندی است و باشد آذریون آذر را امیر معزی در اشعار خود از این گل اینگونه یاد کرده است که ، گلی با رنگ سرخ آتشین اما گل سرخ نیست و بوی خوشی هم ندارد.اما منابع دیگر آن را گلی زرد رنگ توصیف کرده اند . در مورد این گل در لغت نامه دهخدا زمانی که به نام آذریون و آذرگون می‌رسیم می خوانیم: گلی باشد زرد که در میان ، پرزی با ریشه‌های سیاه دارد و خوش بوی نیست و ایرانیان دیدار آن را نیک دارند و در خانه بپراکنند. با وجود تمام این توضیحات و مستندات تاریخی عده‌ای از گیاه شناسان این گل را یکی از گل‌های شقایق، الله، سیکالمن و همیشه بهار دانستند . اما برخی منابع دیگر تاریخ می‌گویند :« که این گلی است گرد و بزرگ با گلبرگ‌های زرد که گاهی نیز به سرخی می‌زند.» این توضیحات نشانه همان گل آفتابگردان است.
جشن آذرگان این روزها در شهرهای کرمان، یزد، شیراز، تهران و… از طرف زرتشتیان و با شرکت این گروه از اقلیت‌های مذهبی در مراکز دینی خودشان برگزار می‌شود. خواندن بخش‌هایی از اوستا توسط موبد، بخش همیشگی این آیین به شمار میرود.
منابع : ایران در زمان ساسانبان
آئین وشریعت زرتشت
لغت نامه دهخدا

*پیامبر رحمت(ص)*

آیه‌ای در قرآن کریم موسوم به نام آیه «اذن» است:
«و منهم الذین یوذون النبی و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم یومن بالله و یومن للمومنین و رحمه للذین امنوا منکم و الذین یوذون لهم عذاب الیم.»
و از آنها کسانى هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: « او آدم خوشباورى است! » بگو:«خوش باور بودن او به نفع شماست! (ولى بدانید) او به خدا ایمان دارد؛ و(تنها) مؤمنان را تصدیق می‌کند؛ و رحمت است براى کسانى از شما که ایمان آورده‌اند!» و آنها که رسول خدا را آزار می‌دهند، عذاب دردناکى دارند!
گوش دادن رسول الله (ص) به حرف‌های شما چند حسن دارد:
او برای شما ارزش و اعتبار و احترام قائل است و به شما حرمت می‌نهد.
به شما حسن ظن دارد و کلام شما را حمل بر صحت می‌کند.
او هیچگاه اهل تجسس و بازجویی نبود و سخن شما را می‌پذیرفت.
او همیشه دوست داشت مردم سخن بگویند و او گوش دهد، بر خالف رهبران جامعه که فقط خود حرف میزنند. گوش دادن به حرف دیگران میزان صبر و حوصله انسان را نشان می‌دهد.
کسی می‌تواند رهبری سیاسی و اجتماعی مردم را به دست بگیرد که حرف همه را گوش بدهد نه فقط حرف یک حزب و یک گروه خاص را. آیه اذن، رهبری موفق رسول الله (ص) را به عالم نشان می‌دهد.
«یومن بالله و یومن للمومنین»
ایمان به خدا در کنار ایمان و اطمینان به مردم و تصدیق آنان قرار گرفته و خداوند به زیبایی رسولش را مورد ستایش قرار می‌دهد.

نشست علمی ماهانه آذر ماه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

IMG_20181201_131850_115

 

 

نشست علمی ماهانه آذر ماه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در روز چهارشنبه هفتم آذر ماه با سخنرانی دکتر سیمین فصیحی پیرامون مطالعات پسا استعماری و تاریخ محلی زنان انجام گرفت .
در ابتدای جلسه خانم رنجبر عمرانی به معرفی انجمن و ارائه گزارشی از همایش پیش رو که در فروردین سال آینده در ایلام برگزار خواهد شد دادند.
خانم دکتر فصیحی در ادامه افزودن مطالعات پسا استعماری مقولاتی را در بر می‌گیرد که شامل فمنیسم و تاریخ محلی و تاریخ محلی زنان می‌باشد و باید گفته شود که مطالعات پپسا استعماری چه رویکردی در مورد زنان دارد و اینکه مسائل زنان را چگونه دیده و این حوزه چه افق‌هایی رو میتواند در مورد زنان ارائه دهد.

 

 

IMG_5334