All posts by admin

مقاله خانم دکتر افکاری به مناسبت بزرگداشت فریبا مقصودی

photo5893072593769048467

با درود بر این مجلس هنری باشکوه که مخاطبانش قرآن‌پژوهان و ادیبان و خوش‌نویسان و هنرمندان هستند و با حضور بانویی فرزانه که یکسره خود را وقف علم و ادب و فرهنگ و هنر اسلامی ایرانی کشورش ساخته است منوّر گردیده است.
خط و خوشنویسی از هنرهای هفتگانه جهان است و ریشه در عالم لاهوت و معنا دارد و در هیچ دینی مانند اسلام تا این اندازه به هنر زیبای خوشنویسی توجه نشده است. چرا که تا توان دید بر کتیبه‌ها، محرابها، مساجد، قرآن‌ها، سجاده‌ها، کتابها و دعاها، و سرانجام بر سنگ گورها حک شده است و با جان ایرانیان عجین گشته است. خداوند در نخستین آیات خود به پیامبر او را به خواندن دعوت می‌کند و قلم حرمت ویژه‌ای دارد. (مداد علماء برتر از خون شهدا است) در این میان کم نیستند زنان خوشنویس و مصحف نگاری که از روزگاران کهن توفیق خوشنویسی قرآن و کتابت آن یافته‌اند. زُمرد مَلَک بنت سلطان محمود و خواهرزاده سلطان سنجر که جزوات قرآنی زیادی از وی در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است، از فاطمه سلطان بنت مقصود علی از زنان خوشنویس صفویه گرفته تا مرجان الکاتب و ضیاءالسلطنه دختر فتحعلیشاه، با قرآن به رقم وی در موزه آستانه مبارکه حضرت معصومه در قم و اُم سَلَمه و خیرالنساء بیگم و مریم بانو نائینی از بانوان خوشنویس عهد قاجار که همگی تاریخ زنان خوشنویسان ایران را به زیبایی رقم زده‌اند تا عصر ما که بانویی فرهنگی و ادیب و عارف و قرآن‌پژوه همتی جانانه ورزید و به نگارش قرآن کریم بخط عروس خطوط اسلامی، نستعلیق اقدام نمود.
نسخه‌های خطی قرآن ایرانی از دیرباز محل تجلی زیباترین، با شکوه‌ترین و پرکارترین هنرهای تذهیب، خوشنویسی، آرایه و جلدهای فاخر بوده‌اند و صحافان و کاتبان و مُجلّدان و نگارگران و وراقّان و مذُهّبان به تمامی، هنرهای خود را با همکاری یکدیگر در آن به ظهور رسانده‌اند و آثاری ماندگار پدید آوردند.
بانو مقصودی با آفرینش‌های هنری خود در کتابت قرآن، ادعیه، شاهنامه فردوسی بالغ بر۶۰۰۰ بیت، دیوان حافظ، گلستان و بوستان سعدی، خطبه حضرت زهرا(س) مناجات حضرت علی(ع)، دیوان پروین اعتصامی، دیوان سیدیعقوب ماهیدشتی کرمانشاهی، شرح زیارت عاشورا، یادنامه استاد شهید مرتضی مطهری، یادنامه علامه طباطبایی، رباعیات باباطاهر، اشعار ابوسعید ابوالخیر، اشعار رودکی سمرقندی و چندین اثر دیگر نام خود را در عرصه خوشنویسی در ایران و جهان اسلام جاودانه نمود.
او در دریای هنر خوشنویسی دل به طوفان زد و سنت‌ها را درهم شکست و خط نستعلیق را به جای نسخ برگزید و سپس بر زانوی ریاضت ورق کتابت برگرفت و با قلم جان و مرکب عشق ورق‌ها نوشت سال‌های پی‌درپی.
افتادگی آموخته است و طالب فیض بوده است از مکتب قرآن و ادب فارسی او هنرمندی است که لایق آن است قدر ببیند و بر صدر نشیند گرچه هیچگاه چشم به هیچکدام نداشته و کارش را با جان و دل در آمیخته و خداوند او را برکشیده است و آن‌گونه خود می‌گوید «من برای کتابت قرآن انتخاب شدم و خود برای داشتن عنوان اولین زن مسلمان کاتب قرآن در جهان اسلام هیچ نقشی نداشته‌ام.
انتخاب متونی که وی برای کتابت برگزیده است نشانگر آن است که از فاخرترین نمونه‌های متون ادب حماسی، عرفانی و اخلاقی پارسی می‌باشند. وی سطر به سطر، لغت به لغت، بیت به بیت توفیق درک و فهم و نگارش آنها را یافته و خوانده است. براستی اندک شمارند ادیبان و هنرمندان و شاعرانی که در شتاب فناوری زمانه کنونی ما که کتابخوانانش در حکم کیمیا هستند با دقتی چنین قرآن و شاهنامه و دیگر متون را به تمامی خوانده باشد. او کاری پهلوانانه و البته زنانه کرده است و به قول نظامی شیرین سخن:
تا سخنی بر سخنی صنم شود
قطره‌ای از خون جگر کم شود
و او براستی خون جگرها را به جان خرید تا آثاری ماندگار هم از لحاظ محتوی و هم زیبایی خلق کند و به یادگار گذارد.
او در طول ۷ سال نگارش ۶۰۰۰ بیت شاهنامه هنگام مرگ سهراب و شیون تهمینه از شدت غم و درد کتفش دو هفته از نوشتن باز می‌ماند و با داستان‌ها و حکایات یکی می‌شود. او که از نسل کردان و دیار پهلوانان است با آیات و ادبیات زیسته است و تا به امروز قلم بر زمین ننهاده است و دشواری مطابقت بیش از ۶۰۰ صفحه از قرآن عثمان طه را با قرآن نستعلیق در اعراب و شمار صفحات را که کار بسیار وقت‌گیر و دشواری است بجان خریده است و آن را منتشر نموده است و مورد تائید بزرگترین علمای جهان اسلام گردیده است. او شاگردی مکتب خوشنویسان زمانه خود نموده است و به خوبی آن را به زمانه خود معرفی نموده است.
من به عنوان یک نسخه‌پژوه از زحمت و تلاش فراوان نسخه‌های خطی به‌خوبی آگاهم، تلاش هنری ایشان را ارج می‌گذارم و برایشان از خداوند توفیق روزافزون می‌طلبم.
بانو مقصودی در تمامی این سال‌ها با کمال فروتنی و تواضع و بی‌هیاهو به نگارش و تدریس و تحقیق مشغول بوده است و با همتی بی‌نظیر به کتابت بزرگترین آثار دینی و ادبی پرداخته است و این کار فی‌نفسه خود با ارزش و قابل تحسین است به‌ویژه برای نسل شتاب‌زده‌ای که صبوری نورزیده و کم‌طاقت است، کمتر کار هنری اصیل انجام داده است.
او عادت نموده است تا همه چیز را با فشار دگمه‌ای در کمترین زمان ممکن به‌دست آورد و حضور کسانی چون بانو مقصودی که نمونه صبر و پایداری در انجام اهداف بلندمدت هستند و به چندین هنر آراسته‌اند قطعاً الگویی شایسته برای جوانان امروز ما است تا به پشتوانه متون آسمانی و ادبی غنی ایرانی و با نگاهی هنری طرحی نو در اندازند و سبکی دیگرگون ایجاد کنند.
به‌عنوان یک زنی ایرانی به حضور ایشان در زمانه خود می‌بالم و بدان مفتخرم و کلامم را با شعر خواجه شیراز به پایان می‌رسانم:
دارم از لطف اَزل جَنت فردوس طمع
گرچه دربانی میخانه فراوان کردم
گر به دیوان غزل صدر نشینم چه عجب
سال‌ها بندگی صاحب دیوان کردم
صبح‌‌خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

گزارش مراسم پاسداشت بانو فریبا مقصودی

photo5902167779723815012

مراسم پاسداشت بانو فریبا مقصودی
مراسم پاسداشت مقام هنری و فرهنگی استاد فریبا مقصودی عصر روز چهارشنبه به همت انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی در سالن فرهنگ این کتابخانه برگزار شد.
این برنامه با قرائت قرآن سخنرانی دکتر مژگان اسماعیلی، رئیس هیأت مدیره انجمن پژوهشگران تاریخ، آغاز شد. وی به نمایندگی از انجمن، تکریم و تجلیل از زنان تاریخ و فرهنگ پژوه را مورد تأکید قرار داد و گفت: ما در ادامه سلسله برنامه بزرگداشت های انجمن از شخصیت های تاریخی، فرهنگی و هنری امسال استاد مقصودی به عنوان یکی از زنان پژوهشگر فرهنگی از خطه غرب ایران معرفی و تجلیل می‌شود. در نظر داریم به غیر از معرفی آثار ایشان، بتوانیم شخصیت خانم مقصودی را هم معرفی کنیم. در ادامه این مراسم دکتر اشرف بروجردی، رئیس کتابخانه ملی، به ایراد سخن پرداخت. وی در آغاز سخنان خود پس از تقدیر از همت بلند انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در حفظ تاریخ و فرهنگ ایران زمین از جمله برنامه های پاسداشت بزرگان به ماه مبارک رمضان اشاره کرد و گفت: این ماه فرصتی برای اندیشیدن است.
دکتر بروجردی کتابت قرآن توسط خانم مقصودی را مهم دانست و به روایتی از رسول‌ گرامی اسلام(ص) اشاره کرد و گفت: کتابت امر مهمی است که حاصل آن ماندگاری است. در این سالها به واسطه فضای مجازی ما به این مهم توجه نکرده‌ایم. وی افزود: کار ایشان کاری همراه با عشق است و برای نسل‌های بعد ماندگار خواهد بود و این اثر عظیم ایشان، به عنوان سابقه فرهنگی مورد توجه قرار خواهد گرفت.
در بخش دیگری از برنامه کلیپی حاوی تصاویر خانم فریبا مقصودی در رخدادهای مختلف فرهنگی و نیز از آثار ایشان و نیز گزارش از برنامه های نکوداشت و پاسداشت از پیش کسوتان عرصه فرهنگ و تاریخ و هنر ایران زمین، تهیه شده توسط انجمن زنان پژوهشگر تاریخ، به نمایش در آمد.
دکتر قطب‌الدین صادقی نیز در این مراسم گفت: در فرهنگ ما زنان هم‌طراز مردان هستند و خوشحالم یکی از زنان فرهنگ ما که در حوزه تخصص خودش حرفی برای گفتن دارد، می‌تواند نظر دیگران را جلب کند. وی گفت: من در یکی از نمایشنامه‌هایم متوجه شدم که خوشنویسی هنر مردانه‌ای است. دکتر صادقی در ادامه سخنانش به فرهنگ کردی اشاره کرد که زنان در آن جایگاه ویژه‌ای دارند و در این فرهنگ، مادر محوری امری مهم است. زنان در این فرهنگ هیچ‌گاه عرصه را ترک نکردند و ایستادگی کردند و نمونه‌ای از زایش، خلاقیت و آشتی هستند.
دکتر صادقی، هنر خطاطی را هنری سرشار از رمز و راز و معنوی‌ترین هنر توصیف کرد و گفت: این هنر وحدت الهی را با ما در میان می‌گذارد و کلامی است که جای اقتدار و هدایت فلسفی است.
دکتر صادقی، استاد مقصودی را چهره‌ای استثنایی توصیف کرد و گفت: در فرهنگ کردی چهره‌های فرهنگی بسیاری داریم اما در عرصه خوشنویسی تا به حال کسی را که با این اقتدار تکنیکی دو عرصه شکل و محتوا را پیوند دهد، نداشته‌ایم.
ایشان هنر خط و رقص خطوط و کرشمه الفاظ را در بیان زیبایی به جوی عاطفی تبدیل کردند. وی در پایان گفت: چیزی که بیش از همه در آثار ایشان دیدم این بود که دیدنی کرد آنچه نادیدنی است.
دکتر فریبا افکاری سخنران بعدی بود که به عنوان یک نسخه پژوه در اهمیت آثار شگرف استاد مقصودی چنین سخن گفت: با درود بر این مجلس هنری باشکوه که مخاطبانش قرآن‌پژوهان و ادیبان و خوش‌نویسان و هنرمندان هستند و با حضور بانویی فرزانه که یکسره خود را وقف علم و ادب و فرهنگ و هنر اسلامی ایرانی کرده، منور گردیده است. من به عنوان یک نسخه‌پژوه از زحمت و تلاش فراوان برای تهیه نسخه‌های خطی به‌خوبی آگاهم، تلاش هنری ایشان را ارج می‌گذارم و برایشان از خداوند توفیق روزافزون می‌طلبم.
بانو مقصودی در تمامی این سال‌ها با کمال فروتنی و تواضع و بی‌هیاهو به نگارش و تدریس و تحقیق مشغول بوده است و با همتی بی‌نظیر به کتابت بزرگترین آثار دینی و ادبی پرداخته است و این کار فی‌نفسه خود با ارزش و قابل تحسین است به‌ویژه برای نسل شتاب‌زده‌ای که صبوری نورزیده و کم‌طاقت است و کمتر کار هنری اصیل انجام داده است.
بانو مقصودی با آفرینش‌های هنری خود در کتابت قرآن، ادعیه، شاهنامه فردوسی بالغ بر۶۰۰۰ بیت، دیوان حافظ، گلستان و بوستان سعدی، خطبه حضرت زهرا(س) مناجات حضرت علی(ع)، دیوان پروین اعتصامی، دیوان سیدیعقوب ماهیدشتی کرمانشاهی، شرح زیارت عاشورا، یادنامه استاد شهید مرتضی مطهری، یادنامه علامه طباطبایی، رباعیات باباطاهر، اشعار ابوسعید ابوالخیر، اشعار رودکی سمرقندی و چندین اثر دیگر نام خود را در عرصه خوشنویسی در ایران و جهان اسلام جاودانه نمود.
همچنین دکتر طوبی کرمانی در مراسم پاسداشت خانم مقصودی گفت: خط نمی‌شناسم و هنر نمی‌دانم اما خانم مقصودی آثاری زیبا آفریده است و در دل دریایی خود از هنر زیبای خوشنویسی بهره برده است. در پناه قرآنی باشید که زیبا نگاشته‌اید.

سیدمحمود دعایی، مدیرمسئول روزنامه اطلاعات هم در این مراسم با ذکر خاطره‌ای از آشنایی با خانم مقصودی و همسر ایشان دکتر سلطانی از خانم مقصودی تجلیل کرد.
سپس از مشاور امور زنان رییس جمهور اسبق، سید محمدخاتمی، برای ایراد سخنرانی دعوت به عمل آمد و خانم زهرا شجاعی با اشاره به ماه مبارک رمضان و نیاز به بهره‌مندی از قرآن گفت: از کارهای ارزشمند خانم مقصودی کتابت خطبه حضرت زهرا(س) است. خطبه ای که در واقع بیانیه سیاسی در مکتب اسلام است و به تبیین باورهای اعتقادی و خط مشی آینده جهان اسلام می‌پردازد. در دولت اصلاحات از خانم مقصودی درخواست کردیم که کتابت این خطبه را انجام دهند.
امیدواریم ایشان همچنان در این عرصه پرتلاش باشند.سخنران بعدی این مراسم سها سلطانی فرزند خانم مقصودی بود که از مادر گفت. وی از برگزارکنندگان این مراسم تشکر کرد و با ذکر خاطره‌ای از خانواده گفت: خانواده ما فرهنگی بود و هست و دغدغه این خانواده فرهنگی است. وی گفت: خوشنویسی در کتابت است که معنا پیدا می‌کند و کسی که زیربار سنگین شاهنامه و قرآن قرار گیرد امر مبالغه‌آمیزی نیست. ایشان با آن دستی که قرآن را کتابت کردند برای ما صبحانه آماده کردند و انرژی مثبتی به خانواده دادند. ایشان گوهر درونی خود را یافتند و خداوند در رحمت را به روی ایشان باز کردند و به برکت قرآن ایشان توانستند تمام قرآن را کتابت کردند.
استاد فریبا مقصودی هم در این مراسم سخنانی ایراد کرد و گفت: از همه کسانی که این مراسم را برپا کردند تشکر می‌کنم و تمام کسانی که در اینجا بودند به من انرژی دادند که کار کنم و بگویم ایرانی و کرد هستم. من مادری دلسوز و پدری مهربان داشتم یکی از لحظات شیرین من گرفتن کارنامه با نمرات عالی بود که برق شادی در چشمان پدر ایجاد می‌کرد. با آقای سلطانی ازدواج کردم که ایشان از ستاره‌ها و چهره‌های فرهنگ ایران هستند.
بعد از چهل سال خط نوشتن اول لطف خداوند و بعد همراهی خانواده بوده است. من هیچ گاه برای پول کار نکردم و با عشق خط نوشتم.
دکتر محمد سلطانی سخنران پایانی این مراسم بود که به تاریخچه حضور زنان نامدار و تاثیرگذار در فرهنگ ایرانی به خصوص خوشنویسی اشاره کرد و گفت: فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی و اندیشه‌های ناب در استان کردستان بوده است. مردم کردستان میان زن و مرد هیچ تفاوتی قائل نیستند.
وی درباره خانم مقصودی گفت: من افتخار ۳۵ سال زندگی با ایشان را دارم.
ایشان همپایه زنان جاودان ایران هستند و دل درگرو ایران دارند. ایشان سر تعظیم در برابر قرآن فرود آوردند و سال‌ها خوشنویسی کردند.
در آینده از ما خواهند پرسید قرآن جمهوری اسلامی کجاست؟ تنها کسی که زیربار این مسئولیت رفت خانم مقصودی بود و کتابت قرآن را در نظام جمهوری اسلامی برعهده گرفتند و ایران را ام القرای جهان اسلام معرفی کردند. من در برابر رسالتی که ایشان به عهده گرفت سرافرازم.
در پایان این مراسم از تمبر اختصاصی خانم فریبا مقصودی با حضور حجت الاسلام سید محمود دعایی، رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، خانم اشرف بروجردی و مسئولین انجمن و دیگر بزرگان حاضر در مجلس رونمایی و با گرفتن عکس های یادگاری این برنامه به عنوان یک رخداد تاریخی ثبت شد.

بزرگداشت «خط بانوی ایران زمین استاد فریبا مقصودی»

photo5852693351361522014

انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می-کند:

موضوع:

بزرگداشت «خط بانوی ایران زمین استاد فریبا مقصودی»

سخنرانان:

خانم ها: دکتر اشرف بروجردی، دکتر فریبا افکاری،

آقایان: دکتر احمد مسجد جامعی، دکتر میر جلال الدین کزازی، دکترقطب الدین صادقی، حاج آقا ملانوری،دکتر محمد علی سلطانی، سها سلطانی.

 

زمان: چهارشنبه۱۷/۳/۹۶ ساعت: ۱۷:۳۰ الی ۲۱
مکان: بزرگراه حقانی،(غرب به شرق)، بلوار کتابخانه ملی،سالن فرهنگ

اخبار نشست اردیبهشت ماه

photo5789862949098203298

انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با همکاری پژوهشکدۀ اسناد و اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی نشست «زن در تاریخ و فرهنگ کرد» را در تاریخ ۱۳/۲/۱۳۹۶ برگزار کردند. دراین نشست دکتر اسماعیل شمس، مدیر بخش پژوهش های کردی مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی حضور داشتند و در این باره سخنرانی کردند.  در ابتدا جناب آقای دکتر اسماعیل شمس سخنرانی خود را اینگونه آغاز کردند. لازم است به این نکته اشاره کنم که فرهنگ کتابت و به تبع آن تاریخنگاری در جامعه کردی با تأخیر آغاز شد و به همین سبب میراث مکتوب کردی به نسبت میراث عربی و فارسی کمتر است .

گزارش کامل سخنرانی آقای دکتر اسماعیل شمس در بخش گزارش ها قرار دارد

گزارش سخنرانی اردیبهشت ماه

زن ، روایتگر تاریخ و فرهنگ کرد

در ابتدا به این نکته اشاره کنم که فرهنگ کتابت و به تبع آن تاریخنگاری در جامعه کردی با تأخیر آغاز شد و به همین سبب میراث مکتوب کردی به نسبت میراث عربی و فارسی کمتر است . پیش از آغاز کردی نویسی در سده نهم قمری ، نویسندگان کرد کتابهای خود را به زبانهای فارسی و عربی می نوشتند . بنابراین در زمانه ای که نگارش به زبان کردی معمول نبود این ، طبقه بی سواد و به ویژه زنان بودند که خواسته یا ناخواسته میراث شفاهی را به نسل بعد منتقل کردند . با وجود ضعف میراث مکتوب ، میراث شفاهی کرد بسیار غنی است و کمتر مردمی در خاورمیانه همانند کردان از چنین میراثی برخوردار هستند. یکی از مهم ترین ویژگیهای میراث شفاهی کرد سهم بسیار زیاد زنان در پیدایش ، محافظت و انتقال آن است. زنان بیش از مردان روایتگر فرهنگ شفاهی کرد بوده اند ؛ فرهنگی که به استناد آن می توان تاریخ سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی کرد را بازسازی کرد . همین مسأله سهم زنان را در تاریخنگاری کردی بیشتر از همسایگان آنان کرده و آن را تا حدودی از خشکی و خشونت تاریخ مردسالارانه نجات داده است.گذشته از آن تاریخهای شرقی عموما به شرح زندگی سلاطین و جنگهای آنان محدود شده اند و تنها تاریخ جنگ و سیاست اند؛ در حالی که تاریخ کرد که با استفاده از میراث شفاهی بازسازی شده ، بیشتر تاریخ مردم است . کمتر جایی از تاریخ و فرهنگ کرد را می توان یافت که از ادبیات شفاهی زنان و فولکلور زنانه تاثیر نپذیرفته باشد. در میراث شفاهی موجود ، زنان کرد از زمانی که در تولد کودکانشان لالایی می خوانند و تا آنگاه که در فراق عزیزانشان بالوره و مویه سر می دهند، ناخواسته تاریخ کرد را به شنوندگان انتقال می دهند. آنان در هنگام گفتن قصه برای کودکانشان یا سرودن حیران و ترانه یا خواندن شاهنامه ها و رزمنامه ها خواسته یا ناخواسته وقایع تاریخی سرزمین خود را به نسل بعدی منتقل کرده اند . طبیعی است که با توجه به گستردگی موضوع ، شناساندن همه ابعاد روایتگری تاریخ کرد توسط زنان امکان پذیر نیست ؛ اما سعی می شود عناصرمهمی از این فرهنگ مطرح و نقش زنان در آن نشان داده می شود .
لالایی ها
لالایی ها گذشته از جنبه عاطفی مشحون از وقایع تاریخی و ویژگیهای زندگی مردمان کرد است . در لالایی ها اماکن مختلف جغرافیایی ، زیارتگاهها و امامزادگان و عقاید مردم ، شرح رشادتهای پدر یا دایی کودک و انواع و اقسام مفاهیم تاریخی آمده است .
حیران و سایر انواع ترانه ها و آوازها مانند بهاره ، پاییزه ، لاوک و غیره
حیران نام مستعار دختر عاشق‌پیشه و پسر شیدای او است که در وصف یکدیگر ترانه‌سرایی می‌کنند.البته در بیشتر موارد واژۀ «حیران» برای دختر به کار رفته، و خوانندۀ مرد به جای آنکه نام دختر محبوبش را به زبان آورد، از واژۀ حیران استفاده کرده است .گویا عشق میان این دو در ترانه‌های حیران چنان داغ و آتشین بوده، که آنان را سرگردان و شیدا کرده، و سبب نام‌گذاری حیران هم از‌این‌رو بوده است . در بسیاری از حیرانها، اصطلاحات و فرهنگ زندگی زنانه به شکل گسترده‌ای منعکس شده‌است؛ زیرا حیرانها را یا زنان سروده‌اند و یا برای زنان سروده شده‌اند. ازاین‌رو، حیران، شناسنامۀ زن کرد و آینۀ زندگی اوست؛ همچنین، ستایش‌نامۀ زنان کرد است و همۀ ابعاد وجود مادی و معنوی آنان را تقدیس و ستایش می‌کند .حیرانها تنها روایتگر زیباییهای زنان و زندگی آنان نیستند، بلکه گاه زجرها و زحمتهای آنان را هم بازخوانی می‌کنند. زن کرد از طریق حیرانها و حیرانوکها، ظلم و زوری را که پدر، شوهر، برادر بزرگ و حتى پسر بر او روا داشته است، بیان می‌کند و آرزوهای پنهانی و بردل‌ماندۀ خود را که مردان اطرافش مانع بروز و تحقق آنان شده‌اند، بر زبان می‌آورد. او از طریق حیران با خود گفت‌وگو می‌کند و بسیاری از غمهای درون و تبعیضهای رواداشته‌شده در حق خود را واگویه می‌کند
. زن کرد از طریق حیران رنج‌نامۀ خود را می‌سراید؛ رنجی را که از جنگها و غارتگریهای مهاجمان بر سرزمینش دیده‌است، بازگو می‌کند. او گاه در یک زمان پدر، برادر، همسر و پسرش را در جنگها از دست داده، و ضمن این درد سنگین، بار زندگی فرزندان قدونیم‌قدش را هم به دوش کشیده است.
بیشتر حیرانهای کهن به شیوه‌ای تمام‌عیار، سروری و مهتری زن را در حوزه‌های مختلف نشان می‌دهند. به نظر می‌رسد که این حیرانها بازماندۀ دوران مادر‌سالاری‌ باشند. همچنین ازآنجاکه زبان حیران، اصیل و عاری از لغات بیگانه است، بسیاری از واژه‌های کهن، اصطلاحات کشاورزی و دامداری و نیز اعلام جغرافیایی کهن و جز آنها را در خود حفظ کرده‌اند.

بیت های کردی
بیت در زبان کردی به معنای داستان منظومی است که با وزن هجایی سروده شده و سینه به سینه نقل شده است . در گذشته روایتگران بسیاری از این بیتها زنان بوده اند . همچنین درعنوان بسیاری از بیتهای کردی مانند خج و سیامند یا خورشید و خرامان نام یک زن آمده است . دربسیاری دیگر از آنها هم قهرمان داستان زن است و روایت با محوریت زنان پیش می رود .این بیتها نشان دهنده مردم شناسی، روانشناسی، اقتصاد، آداب و رسوم و همه ویژگی های خاص جامعه کردی و در یک کلام «آینۀ تمام نمای جامعه کرد» هستند. در بیت ها روحیات وعواطف و عناصر زندگی مردم کرد و شیوه معیشت آنان، نوع روابط اجتماعی، جغرافیای محیط، مشاغل و حرفه‌های محلی، شیوه‌های گوناگون فعالیت مردم، باورها و پندارهای اجتماعی، باورهای دینی واخلاقی فردی و جمعی، آیین‌های گوناگون مربوط به ازدواج و عزا، شیوه جنگیدن و نوع سلاح‌ را می‌توان می‌دید. مشخصه دیگر بیت‌های کردی، حضور زنان به مثابه قهرمان داستان در کنار مردان است. اصولاً قهرمان زن بیت های کرد، تحت سیطره و حتی در سایه مرد کرد نیست، بلکه به موازات او حرکت می‌کند و در سراسر داستان حضوری فعال دارد و صدای او شنیده می‌شود. گاهی اوقات برخی منظومه‌ها صرفاً بر موضوع یک زن متمرکز شده و قهرمان داستان زن است. زن کرد در این بیت ها، سنت‌شکن، شجاع و داناست. او در رابطه با مرد، «معشوق و منفعل و پرده نشین» نیست، بلکه گستاخ و عاشق است. این مسأله باعث شده که برخی پژوهشگران، این فرضیه را مطرح کنند که پیدایش بیت های کردی به ادوار کهن و زمانی برمی گردد که زنان ستون محکم خانه و قدرتمندتر از مردان بوده و حتی مرد مطیع او بوده است با توجه به برتری عنصر تراژدی بر شادی در بیت های کردی، زن های کرد هم در بیشتر مواقع، وضعیتی تراژیک دارند و در سوگ دلدار و پدر و برادر و نزدیکان خود رنجور و داغدارند.
شاهنامه ها
شاهنامه ها آینه تمام نمای رنجها و محنتهای مردم کرد و شرح دلاوریها و جانبازیهای آنان در جنگ با مهاجمان به آب و خاک آنان می باشد. داستانهایی مانند برزونامه ، رستم و کی‌کهزاد، رستم و اسفندیار، رستم و شغاد، هفت خوان رستم، رستم و سهراب، رستم و زرده هنگ، سیاوش نامه، بیژن و منیژه، جنگ هفت لشکر، جواهر پوش، کیخسرو و افراسیاب و … مجموعاً شاهنامه کردی را تشکیل می‌دهند. شاهنامه های کردی در موارد زیادی شبیه شاهنامه های فارسی اند ؛ اما گاه از نظر صورت و محتوا با آنها تفاوت دارند . در این شاهنامه ها زن هم روایتگر است و هم در بخشهای اصلی داستان قهرمان و شخصیت نخست آن است . زن کرد در شاهنامه ها همانند مردان می جنگد و گاه آنان را شکست می دهد و جهان را عرصه حاکمیت زنانه می کند.
قصه های عامیانه
این قصه ها آینه فرهنگ ،آرزوها ،باورها ، آیین ها و تخیلات توده های مردم از دوره های آغازین حیات هر ملتی است که سینه به سینه از یک نسل به نسل بعدی منتقل شده است . وجود افسانه هایی مانند«دختر خردمند» و «دختر جنگجو» نشان از وضعیت برابر و حتی برتر زنان در جامعه کرد دارد. در این افسانه ها در بیشتر موارد مردان تک همسرند و ازدواج مجدد تنها در صورت مرگ همسر یا بچه دارنشدن او رواج دارد. داشتن دختر نه تنها بد نیست بلکه خیلی از مردان در آرزوی داشتن دختر و خواهر هستند. اوج این آرزو را می توان در افسانه«هفت ستاره و یک مروارید» دید که در آن هفت پسر به مادرشان می گویند اگر هشتمین فرزند او دختر نباشد از آبادی می روند و دیگر برنمی گردند. هر چند در افسانه ها مواردی از رنج و آزار دختران توسط نامادری و مردان زورگو وجود دارد ولی این مساله امری نکوهیده و مورد سرزنش است و مردان زن آزار معمولاً به دیده منفی نشان داده شده اند. مهم ترین افسانه ای که جایگاه والای زن در جامعه کردی را درکتاب افسانه های کردی نشان می دهد افسانه«خورزاد» است. در این افسانه پادشاه از زنان متنفر است و تصمیم گرفته که اگر همسرش دختر به دنیا آورد او را بکشد. از قضا زن او صاحب یک دختر می شود. خانواده زن، مادر و دخترش را به سرزمین«خورزاد[زاده خورشید]» بردندکه پادشاهش زن است. دختر که نامش خورزاد است همانند پسران اسب سواری، شمشیرزنی و تیراندازی را یاد گرفت و به دانایی و مهر و ادب معروف شد. پس از مرگ پادشاه او به عنوان پادشاه سرزمین خورشید انتخاب شد و کارهای عمرانی و صنعتی و هنری زیادی انجام داد و مورد توجه مردم قرار گرفت. از قضا پدر او در جنگ با قبایل وحشی شکست خورد و به سرزمین او پناه برد. خورزاد توانست در نبردی سنگین پادشاه قبایل وحشی را بکشد و پدرش را از چنگ آنها نجات دهد. پس از آن کلاه خود و لباس خود را باز کرد و به پادشاه گفت که همان دختری است که شاه قصد داشت او را در هنگام تولد و به جرم دختر بودن بکشد با وجود اینکه شاه از او عذرخواهی کرد ولی او با پدرش برنگشت و در سرزمینش ماند
بالوره‌ها
بالوره یا مویه آواز حزن انگیزی است که زنان پس از مرگ عزیزانشان می خوانند .بالوره ها از آرزوهای بر باد رفته جوانان و احساسات و عواطف ترحم آمیز و دلسوزانه مادران و همسران و خواهران بازماندۀ آنان سخن می‌گویند. آنها بیانگر احساسات زن تنها و بی‌پناه و بدون تکیه‌گاه کرد بودند که شوهر، برادر، پسر و یا پدرش پیش چشمش یا در غربت کشته می‌شدند، و او دلش به جوش می‌آمد و سوز درونش را در قالب بالوره و غیره بروز می‌داد. در بیت سعید و میر سیف الدین مادر میر سیف الدین پس از آنکه پسرش که امیر بخشی از کردستان بود با خیانت سلطان عثمانی کشته شد در وصف او بالوره سرود.او در این بالوره ها به امضای قرآن توسط سلطان برای اطمینان دادن به امیر سیف الدین ، جنایات عثمانی ها و مسائل تاریخی دیگری اشاره می کند .
در خاتمه ذکر این مطلب لازم است که نقش زنان در فرهنگ و تاریخ کرد تنها روایتگری نبوده است ؛ بلکه آنان به موازات مردان و شاید به اندازه مردان در ساختن تاریخ سرزمین خود هم نقش داشته اند . ایفای چنین نقشی نتیجه جغرافیای خاص مناطق کردنشین بود که در شاهراه ارتباطی شرق –غربوشمال–جنوبقرارداشت . گذشتهازآنسیاقمعیشتمردمکردکهبیشترمبتنیبردامداریوکشاورزیبود،حضورزندرمتنآنرابهاندازه مرد ضروری می ساخت . ایفای نقشهای مردانه توسط زنان و استثنا بودن آنان به سبب همین شرایط بود . اگر در برخی فرهنگهای باستانی خاورمیانه زنان ، پرده نشین و مردان ، جوشن پوش بوده اند و برخی دیگر در خانه نشستن را کار زن و بیرون رفتن را خاص مردان شمششیرزن دانسته اند ، در فرهنگ کردی زنان در کنارمردان جوشن پوشیده و در بیرون از خانه شمشیر زده اند ..
همچنین زنان در حوزه های اجتماعی و فرهنگی هم نقش آفرین بوده اند . حضور زنان کرد در جامعه اسلامی بیش از هر زمانی در منابع قرون ششم و هفتم هجری انعکاس یافته است که سلسله کردتبار ایوبی بر بخشهای زیادی از غرب جهان اسلام حکومت می کرد. در دوره ایوبیان دهها زن کردتبار صاحب فضل و ادب در حوزه های مختلف سیاسی و دینی در عرا ق و شام و مصر ظهور کردند که بسیاری از آنان از خواهران و دختران حاکمان ایوبی و منسوبین به آنان بودند. همچنین در خارج از حوزه حکومتی آنان هم زنان برجسته دیگری دیده می شوند که مشهورترین آنان ، شهده دینوری (۴۸۵-۵۷۴ ق / ۱۰۹۲-۱۱۷۸ م) است که در مجلس درس حدیث و تفسیر او درمسجد جامع بغداد بسیاری از مردان صاحب نام می نشستند و دانشمندی مانند ابن القیم الجوزیه با عبارت ” قالت استاذنا شهده” سخنان او را نقل می کرد. پس از آن هم زنان دیگری مانند خانزاده خانم سوران ، مستوره اردلان ، عادله خاتون و غیره در جامعه کرد ظهور کرده و پا به پای مردان در ساختن تاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی سرزمین خود ایفای نقش کرده اند. تقریبا بیشتر مورخان و نویسندگان عرب و ایرانی و بسیاری از مستشرقان و سیاحان اروپایی که به مناطق کردنشین سفر کرده اند از ویژگیهای خاص زنان کرد نسبت به زنان عرب و ترک سخن گفته اند .

سخنرانی اردیبهشت ماه

photo5774162756277217541 (2)

اطلاعیه

انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با همکاری پژوهشکده اسناد و اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار می¬کند:
موضوع:
“زن در تاریخ و فرهنگ کرد”

سخنران:
«جناب آقای دکتر اسماعیل شمس»

زمان:
چهارشنبه ۱۳/۲/۹۶ ساعت: ۱۶ الی ۱۸
مکان:
بزرگراه حقانی،(غرب به شرق)،بلوار کتابخانه ملی،اندیشگاه فرهنگی