|
|
مشروطه |
|
حدود صد سال پیش انقلابی در ایران رخ داد که تغییرات زیادی در ساخت سیاسی و مطالبات مردم به وجود آورد. نظام سیاسی ایران تا پیش از انقلاب مشروطه با وجود فراز و نشیب های فراوان اجتماعی و اقتصادیش و با وجود حملات مهاجمین بیگانه از روندی یکسان تبعیت می کرد. این نظام سیاسی تا پیش از انقلاب مشروطه، با تفاوت هایی جزیی، در همه دوره های گذشته تقریبا یکسان عمل می کرد. ترکان و مغولان هم که بر ایران سلطه یافتند پس از استقرار ناگزیر به تبعیت از نظام سلطه سیاسی ایران شدند. در ایران شاه ضل الله بود، و صاحب اختیار مطلق مملکت و همه آحاد مردم بود. حفاظت از جان و مال مردم و حدود و ثغور کشور را شاه بر عهده داشت و همگان گوش به فرمان او بودند تا این که در سال 1324ق. / 1285ش. / 1906م. مردم ایران در بستر نابسامانی های اجتماعی، فشارهای اقتصادی، تجاوزات و تحمیلات خارجیان و فساد شاه و درباریانش در حرکتی ناگهانی با طرح شعار برقرار عدالت و تأسیس عدالتخانه به پا خاستند. شعار تأسیس عدالتخانه که در مراحل اولیه انقلاب توسط مردم و رهبران روحانیش طرح شد در مراحل بعدی انقلاب به تقاضای تشکیل مجلس ملی و تبدیل سلطنت استبدادی به مشروطه تبدیل شد. ایرانیان توانستند با اتحاد تمام طبقات ملت و با استفاده از ضعف حکومت و بهره بردن از کمک های خارجی انقلاب مشروطه را به ثمر رسانند. این انقلاب در مقایسه با انقلابات دیگر جهان با پرداخت بهایی اندک مظفرالدین شاه را وادار ساخت که با امضایش مهر تأییدی بر پایان نظام سیاسی چند صد ساله ایران بنهد و به تبدیل نظام سلطنت استبدادی به سلطنت مشروطه تن دهد.
جوش و خروش انقلاب مشروطیت ایران گرچه بر پایه نارضایتی های عمومی استوار بود ولی تبدیل شعار اصلی انقلاب از عدالتخانه (که از واژه ای آشنا و جاافتاده در فرهنگ فارسی بود) به تأسیس پارلمان و برقراری نظام مشروطه سلطنتی، نتیجه تحولاتی بود که طی دو قرن گذشته در اروپا به وقوع پیوسته بود. تحولاتی که تأثیرش برا بر جهان هم در آن زمان و هم در صده های بعد از آن گذاشت. انقلاب صنعتی در اروپا موجب سرازیر شدن کالاهای مازاد احتیاج سرمایه داران اروپایی به بازارهای جهان شد. از این رو اروپاییان برای دستیابی به بازارهای بیشتر ناچار به رویارویی نظامی با یکدیگر، استعمار کشورهای ضعیف تر و مداخله روز افزون در امور کشورهای جهان شد.
ایران نیز از سیل این تهاجمات به دور نماند و با توجه به شرایطی که داشت همچنان که نتوانست از ورود کالاهای صنعتی اروپا جلوگیری کند و یا به رقابت برخیزد، در مقابل ورود لغاتی همچون دولت، ملت، آزادی، مساوات و مشروطه و بسیاری عبارات دیگر با معانی جدید نیز تاب نیاورد و کشوری که می رفت تا در میان همسایگانش از جمله پیشتازان نظام سیاسی نوین گردد به دلیل نافهمی ها و ناهماهنگی ها و بسیاری علل دیگر که حدیث مفصل تری می جوید ره به بیراهه برد و حاصلش با روی کار آمدن سلطنت مستبد پهلوی به تاراج رفت.
|
|
|
|